چه زمانی علم و دانش نتیجه بخش است؟
علوم بشر محدود است، و آمیخته با هزاران نقطه ابهام و خطاهاى فراوان، و از این گذشته نسبت به آنچه را هم مىداند گاهى نمىتواند دقیقا امیدوار باشد چرا كه خطاهاى خود و دیگران را دیده است. اینجا است كه باید پیامبران، با علوم راستین و خالى از هر گونه خطا كه از مبداء وحى گرفتهاند به میان مردم بیایند، خطاهایشان را بر طرف سازند، آنجا را كه نمىدانند به آنها بیاموزند و آن را كه مىدانند به آنها اطمینان خاطر دهند.
علم و دانش، همراه با تزكیه و تقوى، نتیجه می دهد!!
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ (129 ـ بقره)
پروردگارا! در میان آنان پیامبرى از خودشان مبعوث كن تا آیات تو را بر آنها بخواند و آنان را كتاب و حكمت بیاموزد و (از مفاسد فكرى، اخلاقى و عملى) پاكیزهشان نماید، همانا كه تو خود توانا و حكیمى .
این آیه، دعایى دیگر از حضرت ابراهیم علیه السلام را بازگو مىكند كه بیانگر عظمت فوق العاده روح، و ترسیم كنندهى سوز و اخلاص درونى اوست. با آنكه خود در حال حیات و از پیامبران برجسته الهى است، براى نسلهاى آینده دعا مىكند كه: پروردگارا! در میان مردم و ذریّه من، پیامبرى از خودشان مبعوث كن.
از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است كه فرمودند: «أنا دعوة ابى ابراهیم»
من نتیجه اجابت دعاى پدرم ابراهیم هستم كه فرمود: «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ» (تفسیر صافى و المیزان)
با آنكه در دعاى ابراهیم علیه السلام تعلیم بر تزكیه مقدّم شده است، امّا خداوند در اجابت این دعا، تزكیه را مقدّم داشته تا به ابراهیم هشدار دهد كه تزكیه، با ارزشتر است و تعلیم در مرتبه بعدى است. «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» (جمعه، 2)
نکات آیه
1ـ هدف بعثت پیامبران
در آیه فوق پس از آنكه ابراهیم و اسماعیل تقاضاى ظهور پیامبر اسلام را مىكنند سه هدف براى بعثت او بیان مىدارند:
نخست تلاوت آیات خدا بر مردم، این جمله اشاره به بیدار ساختن اندیشهها در پرتو آیات گیرا و جذاب و كوبندهاى است كه از مجراى وحى بر قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مىشود و او به وسیله آن، ارواح خفته را بیدار مىكند.
" یتلوا" از ماده " تلاوت" در لغت به معنى پى در پى آوردن چیزى است و هنگامى كه عباراتى را پشت سر هم و روى نظام صحیحى بخوانند، عرب از آن تعبیر به تلاوت مىكند، بنابراین تلاوت منظم و پى در پى مقدمهاى است براى بیدارى و ایجاد آمادگى، براى تعلیم و تربیت.
آنجا كه تعلیم بر تربیت مقدم شده اشاره به وضع طبیعى آن است، و در موارد بیشترى كه تربیت مقدم ذكر شده گویا اشاره به مساله هدف بودن آن است، چرا كه هدف اصلى تربیت است و بقیه همه مقدمه آن است
سپس تعلیم كتاب و حكمت را هدف دوم مىشمرد، چرا كه تا آگاهى حاصل نشود، تربیت كه مرحله سوم است صورت نمىگیرد.
تفاوت "كتاب" و "حكمت" ممكن است در این جهت باشد كه كتاب اشاره به كتب آسمانى است، و اما حكمت، علوم و دانشها و اسرار و علل و نتائج احكام است كه از طرف پیامبر، تعلیم مىشود.
بعد آخرین هدف را كه مساله" تزكیه" است بیان مىدارد.
"تزكیه" در لغت هم به معنى نمو دادن، و هم به معنى پاكسازى آمده است و به این ترتیب تكامل وجود انسان در جنبههاى "علمى" و "عملى" به عنوان هدف نهایى بعثت پیامبر، معرفى شده است.
این نكته مخصوصا قابل توجه است كه علوم بشر محدود است، و آمیخته با هزاران نقطه ابهام و خطاهاى فراوان، و از این گذشته نسبت به آنچه را هم مىداند گاهى نمىتواند دقیقا امیدوار باشد چرا كه خطاهاى خود و دیگران را دیده است.
اینجا است كه باید پیامبران، با علوم راستین و خالى از هر گونه خطا كه از مبدء وحى گرفتهاند به میان مردم بیایند، خطاهایشان را بر طرف سازند، آنجا را كه نمىدانند به آنها بیاموزند و آن را كه مىدانند به آنها اطمینان خاطر دهند.
موضوع دیگرى كه در این رابطه لازم به یادآورى است این است كه نیمى از شخصیت ما را "عقل و خرد" تشكیل مىدهد و نیمى را "غرائز و امیال"، به همین دلیل ما به همان اندازه كه نیاز به "تعلیم" داریم، نیاز به "تربیت" هم داریم، هم خرد ما باید تكامل یابد و هم غرائز درونى ما به سوى هدف صحیحى رهبرى شوند.
لذا پیامبران هم معلمند، هم مربى، هم آموزش دهندهاند و هم پرورش دهنده.
2ـ " تعلیم" مقدم است یا "تربیت"؟
در چهار مورد از قرآن مجید كه مساله تعلیم و تربیت به عنوان هدف انبیاء با هم ذكر شده است در سه مورد "تربیت" بر " تعلیم" مقدم شمرده شده (سوره بقره آیه 151- آل عمران 164- جمعه 2) و تنها در یك مورد "تعلیم" بر "تربیت" مقدم شده است (آیه مورد بحث) با اینكه مىدانیم معمولا تا تعلیمى نباشد تربیتى صورت نمىگیرد.
بنابراین آنجا كه تعلیم بر تربیت مقدم شده اشاره به وضع طبیعى آن است، و در موارد بیشترى كه تربیت مقدم ذكر شده گویا اشاره به مساله هدف بودن آن است، چرا كه هدف اصلى تربیت است و بقیه همه مقدمه آن است.
نیمى از شخصیت ما را" عقل و خرد" تشكیل مىدهد و نیمى را" غرائز و امیال"، به همین دلیل ما به همان اندازه كه نیاز به" تعلیم" داریم، نیاز به" تربیت" هم داریم، هم خرد ما باید تكامل یابد و هم غرائز درونى ما به سوى هدف صحیحى رهبرى شوند
3ـ پیامبرى از میان خود آنها
این تعبیر كه با كلمه "منهم" در آیات فوق آمده اشاره به این است كه رهبران و مربیان انسان باید از نوع خود او باشند، با همان صفات و غرائز بشرى، تا بتوانند از نظر جنبههاى عملى، سرمشقهاى شایستهاى باشند، بدیهى است اگر از غیر جنس بشر باشند نه آنها مىتوانند دردها نیازها، مشكلات، و گرفتاریهاى مختلف انسانها را درك كنند و نه انسانها مىتوانند از آنها سرمشق بگیرند.
پیامهای آیه:
1ـ نیاز به رهبر آسمانى، از اساسىترین نیازهاى جامعه بشرى است. اگر قرنها قبل براى آن دعا مىشود، نشان دهندهى اهمیّت و ارزش و نقش آن است.
«یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ»، «وَابْعَثْ فِیهِمْ» آرى، بالا بردن دیوارهاى كعبه بدون حضور رهبر معصوم و الهى، بتخانهاى بیش از آب درنمىآید.
2ـ هدف از بعثت پیامبران، تعلیم و تزكیه مردم بر اساس كتاب آسمانى است.
«یَتْلُوا» ، «یُعَلِّمُهُمُ» ،«یُزَكِّیهِمْ»
3ـ علم و دانش زمانى نتیجه مىدهد كه همراه با بینش و حكمت، و همراه با تزكیه و تقوى باشد. «یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحكْمَةَ وَ یُزَكِّیهِمْ»
آمنه اسفندیاری
بخش قرآن تبیان
منابع:
تفسیر نور ج 1
تفسیر نمونه ج1