زردی من از تو، سرخی تو از من، زردی من از تو، سرخی تو از من.زرد مثل تاول‌های آبدار و بزرگی كه تركیدن هر كدام دل صاحب‌شان را ریش می‌كند، سرخ مثل حفره‌ای خالی روی صورت،

سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
چهارشنبه عزا و ماتم
چهارشنبه عزا و ماتم زردی من از تو، سرخی تو از من، زردی من از تو، سرخی تو از من.... زرد و سرخ در هم می‌آمیزد و فاجعه رنگ می‌گیرد. زرد مثل تاول‌های آبدار و بزرگی كه تركیدن هر كدام دل صاحب‌شان را ریش می‌كند، سرخ مثل حفره‌ای خالی روی صورت، كه چشمش پیشتر تركیده و تخلیه شده است. سرخ و زرد مثل چهارشنبه‌سوری؛ همان چهارشنبه‌سوری كه همه از آن می‌ترسند... "غم برو؛ شادی بیا" در چهارشنبه سوری های دیروز چهارشنبه‌سوری یك جشن بهاری است كه پیش از رسیدن نوروز برگزار می‌شود، مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می‌كنند كه ریشه‌اش به قرن‌ها پیش باز می‌گردد. رسم است پیش از غروب آفتاب، هر خانواده بوته‌های خار را كه از پیش فراهم كرده‌اند روی بام یا زمین حیاط خانه یا در گذرگاه كپه می‌كنند و با غروب آفتاب و نیم‌تاریك‌شدن آسمان زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می‌شوند و بوته‌ها را آتش می‌زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام 3 بار از روی بوته‌های افروخته می‌پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش این ترانه‌ را می‌خوانند: زردی من از تو، سرخی تو از من .... "شادی برو؛ غم بیا " در چهارشنبه سوری امروز در پیاده‌رو كه قدم می‌زنی، مدام آدم‌ها به‌ تو نزدیك می‌شوند و زیر گوشت می‌گویند: «دینامیت، ترقه، نارنجك و...» همین‌طور، سه چهار متری را با تو می‌آیند تا یك‌نفر دیگر بیاید جلو و همین جمله را تكرار كند. بازهم چهارشنبه آخر سال و باز هم قصه آتش و انفجار و فاجعه، در حالی كه تمام شهر پر شده از ترقه و ترقه‌فروش،در و دیوار از خطر می‌گویند و هشدار می‌دهند به این كه آخر سالتان را با فاجعه گره نزنید و باز هم ترقه، نارنجك و دینامیت است كه فروخته می‌شود و صداهای مهیب است كه گاه و بی‌گاه تنمان را می‌لرزاند و جالب این‌كه با وجود تمام توصیه‌ها، هشدارها، تهدیدها و... هرچه به آخرین چهارشنبه سال نزدیك‌تر می‌شویم، صدای انفجارها كركننده‌تر می‌شود. چهارشنبه‌سوری جشنی است كه... نه! چهارشنبه‌سوری پیشتر جشن بود و حالا جنگی است كه در آخرین سه‌شنبه سال رخ می‌دهد و جزء جدانشدنی‌اش آتش است و آن آتش، از بوته‌ای كوچك نیست كه قرار باشد سرخی‌اش را به ما بدهد و زردی ما را بگیرد، بلكه آتشی است از جنس انفجار‌هایی مهیب كه گوش‌ها را كر و چشم‌ها را كور می‌كند و بچه‌ها را به گریه می‌اندازد و بزرگ‌ترها را وحشت‌زده می‌كند. پخش تصاویری وحشتناك از آسیب‌دیدگان شب‌های چهارشنبه‌سوری حادثه‌آفرین به همراه صدها و هزاران بار توصیه و هشدار برای بسیاری از نوجوانان و جوانان تبدیل به داستانی تكراری شده كه شاید كمتر كسی حوصله شنیدن آن را داشته باشد اما آمار بالای سوانح و حوادث سوختگی‌های عمیق منجر به قطع عضو و حتی مرگ بیانگر این واقعیت است كه باید همچنان هشدار داد و توصیه كرد از وقتی بوته‌های خشك جای خود را به نارنجك‌های دست‌ساز داده‌اند، شب چهارشنبه‌سوری هم به شب دلهره تبدیل شد. اگر سال‌ها پیش، جمع شدن دوستان و فامیل دور هم، مراسم قاشق‌زنی و روشن كردن بوته‌های كوچك آتش و پریدن از روی آن، به شب‌های چهارشنبه‌سوری رونق می‌داد ، اكنون دیگر سال‌هاست كه خاطره آیین كهن چهارشنبه‌سوری با صداهای مهیب انفجار نارنجك‌های دست‌ساز، ترقه و دینامیت در كوچه و خیابان بتدریج به فراموشی سپرده می‌شود. برخی آداب و رسوم و آیین‌های ایرانی در گذر زمان چنان دچار تغییر و تحولات بنیادینی می‌شود كه كاركرد اولیه خود را از دست می‌دهد و ماهیتی متفاوت از معنای واقعی می‌یابد، جشن شب چهارشنبه‌سوری كه یكی از آیین‌های كهن ما ایرانیان است نیز در حال حاضر مصداق بارز این ادعاست. اگر سال‌ها پیش، جمع شدن دوستان و فامیل دور هم، مراسم قاشق‌زنی و روشن كردن بوته‌های كوچك آتش و پریدن از روی آن، به شب‌های چهارشنبه‌سوری رونق می‌داد، اكنون دیگر سال‌هاست كه خاطره آیین كهن چهارشنبه‌ سوری با صداهای مهیب انفجار نارنجك‌های دست‌ساز، ترقه و دینامیت در كوچه و خیابان بتدریج به فراموشی سپرده می‌شود. گوش‌هایی كه زنگ خطرها را حس می‌كنند هشدارها تكراری است، اما باید باز هم تكرار شود، مثل هر سال. پخش تصاویری وحشتناك از آسیب‌دیدگان شب‌های چهارشنبه‌سوری حادثه‌آفرین به همراه صدها و هزاران بار توصیه و هشدار برای بسیاری از نوجوانان و جوانان تبدیل به داستانی تكراری شده كه شاید كمتر كسی حوصله شنیدن آن را داشته باشد اما آمار بالای سوانح و حوادث سوختگی‌های عمیق منجر به قطع عضو و حتی مرگ بیانگر این واقعیت است كه باید همچنان هشدار داد و توصیه كرد تا شاید گوش‌هایی كه زنگ خطرها را حس می‌كنند، از خواب غفلتی كه حاصلی جز یك عمر پشیمانی ندارد، بیدار شوند. واقعیت این است كه ما كوچه چهارشنبه‌سوری را اشتباه رفتیم و آن را به شب بحران تبدیل كردیم، بی‌گمان فلسفه این جشن ورای آن چیزی است كه هم اكنون اتفاق می‌افتد اما شاید آنچه در این میان بتواند به بهبود تدریجی وضعیت موجود كمك كند نقش خانواده‌ها، سازمان‌های متولی و رسانه‌های جمعی در ارائه آموزش‌های لازم برای ارتقای فرهنگ و فلسفه برپایی جشن چهارشنبه‌سوری است كه ریشه در سنت‌های غنی و كهن ما ایرانیان دارد. حرف آخر تبیان برای چهارشنبه آخر سال چهارشنبه‌سوری یکی از شب‌های ایرانی است که متاسفانه برخی از نوجوان‌ها، جوان‌ها و حتی بزرگ‌سالان در این شب کارهایی انجام می‌دهند که هیچ ربطی به شادی ندارد و برعکس نتیجه‌اش جز غم و اندوه برای دیگران نیست. حکایت غم و اندوه چهارشنبه‌سوری را باید از کسانی شنید که به دلیل بی‌‌فکری و بی‌مسئولیتی تعدادی دیگر دچار حادثه شده‌ و شادی‌شان به عزا تبدیل‌شده‌است. چهارشنبه‌سوری جشنی است كه... نه! چهارشنبه‌سوری پیشتر جشن بود و حالا جنگی است كه در آخرین سه‌شنبه سال رخ می‌دهد و جزء جدانشدنی‌اش آتش است و آن آتش، از بوته‌ای كوچك نیست كه قرار باشد سرخی‌اش را به ما بدهد و زردی ما را بگیرد، بلكه آتشی است از جنس انفجار‌هایی مهیب كه گوش‌ها را كر و چشم‌ها را كور می‌كند و بچه‌ها را به گریه می‌اندازد و بزرگ‌ترها را وحشت‌زده می‌كند آن کسانی که از بالای ساختمان‌های بلند مواد خطرناک آتش‌زا پرتاب می‌کنند و هیچ اهمیتی به حضور افراد آن پایین نمی‌دهند. چرا نباید از خود سۆال کنند که اگر برادرم آن پایین درحال عبور باشد و یا اگر پدربزرگم آن پایین ایستاده باشد، چه اتفاقی برایش خواهد افتاد و در آن حال چه اوضاعی خواهم‌داشت؟ متاسفانه خیلی‌ها عادت‌کرده‌اند که به محل دیگران بروند و دور از محل خود خطر را به هرطرف پرتاب کنند و نمی‌دانند که دیگرانی مثل خودشان در محل آنها خطر را به سمت خانواده آن‌ها پرتاب می‌کنند. هر بار که چهارشنبه‌سوری از راه می‌رسد و می‌رود، خبرهایی می‌شنویم از حوادث تلخی که نتیجه بی‌فکری بعضی‌هاست. پدربزرگ یا مادربزرگی که دل شیشه‌ای دارد و با کمترین شوکی در شرایط دشوار قرارمی‌گیرد، چگونه طاقت بیاورد مقابل انفجاری ناگهانی پیش پایش؟ کسی یا کسانی که باعث می‌شوند چشمی کورشود، دستی قطع شود یا قلبی از کار بیفتد چگونه می‌توانند خود را انسان بنامند؟ چهارشنبه‌سوری قراراست یک شب خاص و شادباشد، نه شب ترس از خطر و نه شب به خطرانداختن زندگی دیگران. چهارشنبه‌سوری برای آن‌هایی که به سلامت خود و دیگران اهمیت می‌دهند، شبی خانوادگی است که در آن نسل‌های مختلف خانواده در خانه پدربزرگ و مادربزرگ جمع می‌شوند، گل می‌گویند و گل می‌شنوند. آتشی ملایم می‌افروزند، آتشی ملایم و زیبا که می‌توان کنارش نشست و به زیبایی‌اش نگاه کرد. چهارشنبه‌سوری می‌تواند شب شادی باشد یا شب عزا. چهارشنبه‌سوری می‌تواند شب خانوادگی باشد یا شب بی‌کسی. چهارشنبه‌سوری می‌تواند شب مهربانی باشد یا شب خشم دیوانه‌وار. چهارشنبه‌سوری می‌تواند شب فرشته باشد یا شب شیطان. فرآوری: نسرین صفری بخش اجتماعی تبیان منابع: برگرفته از دو مطلب جام جم آنلاین/ همشهری آنلاین

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها