صاحب نعمت در خطر است، چون حقوقی خدایی در آن...

جمعه ۱ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
شکر نعمت در سیره رضوی
شكر نعمت در سیره رضوی شكر و سپاسگزاری از نعمتهای خداوند از برترین اعمال و یكی از سفارشات موكد ائمه اطهار(ع)، است. شكر به‌ معنی‌ قدرشناسی‌ و تشكر از نعمت‌ دهنده‌ است‌. از آنجا كه‌ مالك حقیقی نعمتها خداست شكر واقعی‌ هم‌ باید از خدا صورت‌ پذیرد. شكرگزار راستین همه نعمتها را از خداوند می داند و به حمد و ثنا و تسبیح او می پردازد و در برابر ایزد منان اظهار كوچكی و خضوع و خشوع می كند. شكر، نگهبان‌ و حافظ نعمت‌ مۆمن‌ است‌ در حالی ناسپاسی موجب شقاوت و بدبختی و سلب نعمتها می شود. در این تحقیق سعی شده است اهمیت و جایگاه والای شكرگزاری از نعمتهای الهی در كلام حضرت رضا(ع) بیان شود كه در زیر به آنها اشاره می شود: اهمیت شكرگزاری امام رضا(ع): اِنَّ صاحِبَ النِّعمَةِ عَلی خَطَرِ اِنَّهُ یَجِبُ عَلَیهِ حُقوُقُ اللهِ فیها؛ وَ اللهِ اِنَّهُ لَتَكوُنُ عَلَیَّ النِعَمُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَما اَزالُ مِنها عَلی وَجَلٍ – وَ حَرَكَّ یَدَهُ- حَتّی اَخرُجَ مِنَ الحُقُوقِ الَّتی تَجِبُ ِللهِ عَلی فیها (قالَ راویِ الحَدیثِ وَ هُوَ اَحمَدُ البَزَنطی الثِقَةُ المَعروفُ) فَقلتُ: جُعِلتُ فِداك أنتَ فی قَدرِكَ تَخافُ هذا؟ قالَ: نَعَم، فَاَحمَدُ رَبّی عَلی ما مَنَّ بِهِ عَلَیَّ. صاحب نعمت در خطر است، چون حقوقی خدایی در آن( نعمتها) واجب گردیده است. به خدا سوگند كه نعمتهایی از خداوند به من می رسد و من همواره از آن بیمناكم(در این جمله امام دستش را تكان داد) تا حقوق واجب الهیِ آن را ادا كنم.(راوی حدیث می گوید) گفتم: فدایت شوم تو با مقامی كه داری از این امر هراسناكی؟ امام گفت: آری، و خدای را بر این كه مرا نسبت به ادای تكلیف حساس كرده است سپاس می گزارم.(1) حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در جای دیگر نیز به اهمیت شكرگزاری اشاره می كنند و می فرمایند: وَ اعلَمُوا اَنَّكُم لا تَشكُروُنَ اللهَ تَعالی بِشَیءٍ بَعدَ الاِیمانِ بِاللهِ وَ بَعدَ الإعتِرافِ بِحُقُوقِ اَولِیاءِ اللهِ مِن آلِ مُحَمَّدٍ(ص)، اَحَبَّ اِلَیهِ مِن مُعاوَنَتِكُم لِاِخوانِكُمُ المُومِنینَ، عَلی دُنیاهُمُ الَّتی هِیَ مَعبَرٌ لَهُم اِلی جِنانِ رَبِّهِم، فَاِنَّ مَن فَعَلََ ذلِكَ كانَ مِن خاصَّةِ اللهِ تَبارَكَ وَ تَعالی، وَ قَد قالَ رَسوُلُ اللهِ فی ذلِكَ قَولاً ما یَنبَغی لِقائِلٍ اَن یَزهَدَ فی فَضلِ اللهِ عَلَیهِ فیهِ اِن تَأمَّله وَ عَمِلَ عَلَیهِ. قیلَ یا رَسوُلَ اللهِ هَلَكَ فُلانٌ یَعمَلُ مِنَ الذُّنوُبِ كَیتَ و كَیتَ. فَقالَ رَسوُلُ اللهِ(ص)، بَل قَد نَجی وَ لایَختِمُ اللهُ عَمَلَهُ اِلّا بِالحُسنی، سَیَمحُوا اللهُ عَنهُ السَّیِّئاتِ وَ یُبَدِّلُها مِن حَسَناتٍ؛ اِنَّهُ یَمُّرُ مَرَّةً فی طَریقٍ عَرَضَ لَهُ مُومِنٌ قَدِ انكَشَفَ عَورَتُهُ وَ هُوَ لایَشعُرُ، فَسَتَرَها عَلَیهِ وَ لَم یُخبِرهُ بِها مَخافَةَ اَن یَخجَلَ... بدانید كه پس از ایمان به خدا و پذیرش حقوق اولیای او از آل محمد(ص)، سپاسگزاری محبوبتر نزد خداوند از یاری رسانی به برادران مومن نیست، یاری رسانی به زندگی دنیای آنان كه راهی است برای رسیدن ایشان به بهشت. كسانی كه چنین یاریی برسانند از ویژگان درگاه الهی اند. پیامبر(ص) در این باره سخنی گفته است كه اگر نیك در آن دقت شود و بدان عمل كنند، شایسته نیست كسی از این فیض الهی خود را محروم سازد. به پیامبر(ص) گفتند: فلانی هلاك گردیده چون گناهانی چنین و چنان مرتكب می شود. پیامبر فرمود: بلكه او نجات یافت و خداوند عمل او را به نیكی به پایان خواهد رساند. خداوند گناهان او را پاك خواهد ساخت و به حسنات تبدیل خواهد كرد، زیرا كه او گهگاهی از راهی می گذرد و مومنی را می بیند كه برخی از اندام او(كه باید پوشیده باشد) آشكار شده است و خود او نمی داند. آن را می پوشاند و به او چیزی نمی گوید تا مبادا شرمگین شود... .(2) در این حدیث، اهمیت رعایت حقوق انسانها در مواهب و نعمتهای الهی بیان شده است. شكر نعمت- پس از باور به خداوند و ایمان به یكتایی او و گردن نهادن به حقوق اولیای خدا و خاندان پیامبر(ص)- مدد و یاری رسانی به نیازمندان بیان شده و شكرگزاری را این چنین تبیین نموده است: انسانهایی كه نعمتها را به دیگران می رسانند و دست محرومان و نیازمندان را می گیرند، مورد توجه خاص باری تعالی قرار می گیرند. در پایان این فراز كه سخنی از پیامبر(ص) آمده است اهمیت و عظمت خدمت به خلق را بیان می دارد به طوری كه اگر انسانها یار و یاور و مددرسان یكدیگر باشند، خداوند گناهان آنها را می بخشد و آنها را از هلاكت و نابودی می رهاند. شكر و سپاسگزاری در برابر محبت های مردم شكر انسان می تواند به صورت شكر از خدا و شكر از مردم و همنوع باشد. در شكر از خدا، انسان اخلاص و بندگی خود را اثبات می كند و همه نعمتها را از خدا می داند و به آنچه از جانب خداوند به وی عطا می شود، رضایت می دهد. در شكر از انسان، از آنجایی كه عده ای از مردم خدمتی به سایر مردم می كنند و یا واسطه رساندن نعمتهای بیكرانش به آنها می شوند سزاوار شكرند و تشكر از دیگر انسانها، تشكر از خداوند حكیم است. بر این اساس امام رضا(ع) تشكر از پدر و مادر و سایر مخلوقات را همپای تشكر از خداوند می دانند: قالَ الرِّضا(ع): اِنَّ اللهَ اَمَرَ... بِالشُّكرِ لَهُ وَ لِلوالِدَینِ فَمَن لَم یَشكُر والِدَیهِ لَم یَشكُرِ اللهِ. همانا خدا سفارش كرد كه از او و پدر و مادر شكرگزاری و قدردانی شود. پس كسی كه از پدر و مادر تشكر نكند، از خدا تشكر نكرده است.(3) مَحمود بنِ اَبی البِلادِ قالَ: سَمِعتُ الرِّضا(ع) یَقُولُ: مَن لَم یَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوُقینَ لَم یَشكُرِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ. محمود بن ابی البلاد گفت: از امام رضا(ع) شنیدم كه فرمود: هر كه شكر منعم از مخلوقات نگزارد، شكر خداوند جهان نگزارده است.(4) قالَ عَلیُّ بنُ موُسیَ الرِّضا(ع): قَد قَرَنَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ حَقَّهُما بِحَقِّهِ فَقالَ:«اَنِ اشكُر لی وَ لِوالِدَیكَ اِلَیَّ المَصیرُ». امام رضا(ع) فرمود: خداوند در قرآن حق والدین را قرین حق خود قرار داده و فرموده است:«شكرگزار من و شكرگزار پدر و مادرت باش كه برگشت همه به سوی اوست».(5) در حدیثی دیگر اباصلت هروی از امام رضا(ع) نقل می كند كه آن حضرت فرمود: روز قیامت بنده ای از بندگان خدا را در پیشگاه عدل پروردگار حاضر می كنند. خداوند فرمان می دهد او را در آتش اندازند، پس آن بنده می گوید: بار خدایا، دستور دادی تا مرا در آتش اندازند و حال آن كه من قاری قرآن بودم. خداوند در پاسخ او می فرماید: ای بنده من به تو نعمت دادم و تو شكر و سپاس نعمت های مرا به جا نیاوردی. آن بنده گوید: فلان نعمت را به من دادی و من در برابر آن فلان شكر و سپاس را به جا آوردم و همین طور نعمتهای خدا را شمارش كرده و شكر و سپاس خود را در برابر آنها بازگو می نماید. در این هنگام خداوند می فرماید: ای بنده من تو راست می گویی لكن تو می بایست از فلان كس كه نعمت مرا به تو رسانید، سپاسگزاری می كردی. من سوگند یاد كرده ام كه شكر هیچ بنده ای بر نعمت هایم را قبول نكنم، مگر این كه از اشخاصی كه وسیله رسانیدن نعمت من به بندگان شده اند سپاسگزاری شود.(6) عَنِ الرِّضا(ع): مَن حَمَدَ اللهَ عَلیَ النِّعمَةِ فَقَد شَكَرَهُ وَ كانَ الحَمدُ اَفضَلَ مِن تِلكَ النِّعمَةِ. امام رضا(ع) می فرماید: كسی كه خدا را بر نعمتهایش حمد و سپاس گوید شكر او را بجا آورده است و ارزش و فضیلت این حمد از خود نعمت، بیشتر است.(7) در جای دیگر می فرمایند: ای مردم! از خداوند نیز بترسید و از نعمتهای خداوند سپاسگزاری كنید. با گناه و نافرمانی خود باعث زوال نعمت نشوید؛ بلكه با شكر و سپاس و طاعت خود از خداوند بخواهید تا نعمتهای خود را از شما دریغ نكند و بر احسان و انعام خود بیفزاید.(8) ناسپاسی نارواست امام رضا(ع) از رسول خدا(ص) نقل می نماید كه آن حضرت فرمود: خدای تبارك و تعالی می فرماید: ای فرزند آدم! تو با من به انصاف رفتار نمی كنی. من با ارزانی داشتن نعمت به تو، با تو دوستی كردم و تو با نافرمانی و ارتكاب معصیت، با من دشمنی می كنی. خوبی های من به سوی تو سرازیر است و شر و بدیهای تو به سوی من همواره بالا می آید. پی در پی هر روز و شب فرشته ای گزارش صدور كار بدی را از تو به من اطلاع می دهد. ای فرزند آدم! چنانچه شبیه كارهای تو را از دیگری به تو، خبر می دادند و تو او را نمی شناختی، در دشمنی با او شتاب می نمودی.(9) از یاسر خادم نقل شده كه گوید: روزی غلامان حضرت رضا(ع) میوه ای خوردند و بدون اینكه تمام آن را بخورند آن را دور انداختند. سپس حضرت رضا(ع) به آنها فرمودند: سبحان الله! اگر شما از آن بی نیاز بودید، مردمی به آن نیاز دارند باید به آنان می دادید تا از آن استفاده كنند.(10) عَنِ الرِّضا(ع): اَسرَعَ الذُّنُوب عُقُوبَةً كُفرانُ النِّعَمِ؛ سریع ترین گناهی كه عقوبت آن دامن گیر انسان می شود، كفران نعمت و ناسپاسی نعمت های خدا است.(11) امام رضا(ع) می فرمایند: لاتَستَقِلُّوا قَلیلُ الرِّزقِ فَتُحرَموُا كَثیرَهُ؛ روزی اندك را با ناسپاسی كم نشمارید كه از روزی بیشتر محروم می مانید.(12) امام رضا(ع): یا علی بن شعیب! اَحسِنوا جِوارَ النِّعَمِ فَاِنَّها وَحشِیَّةٌ مانَأت عَن قَومٍ فَعادَت اِلَیهِم. ای علی بن شعیب! همسایگان خوبی برای نعمتهای خدایی باشید، زیرا كه آنها از دست می روند و اگر از ملتی روی گرداندند دیگر به سویشان باز نمی گردند.(13) محمد بن عرفه می گوید: امام رضا(ع) به من فرمود: ای پسر عرفه! همانا نعمت های الهی، همانند شتری است كه او را در خوابگاهش كه در نهر آب است، بسته اند. این نعمتها برای مردم تا وقتی است كه با آنها نیكو رفتار كنند و قدر آنها را بشناسند اما همین كه قدر آنها را نشناختند و با آنها بد رفتار كردند، از چنگ آنان می گریزند.(14) استفاده از نعمتهای خدادادی حق طبیعی هر انسانی است. احتكار، اسراف، اتلاف، استثمار، غصب، استفاده نامشروع و حرام از مواهب الهی و ... پسندیده نیست. بنابراین هر كس كه این نعمتها را در انحصار خود و گروه خاصی از افراد قرار دهد و سایر افراد جامعه را از آن محروم كند، برخلاف هدف آفرینش نعمتها گام برداشته و ناسپاسی و كفران نعمت كرده است. چنانكه خداوند نیز در قرآن كریم می فرماید: لَئِن شَكَرتُم لَاَزیدَنَّكُم وَ لَئِن كَفَرتُم اِنَّ عَذابِیَ لَشَدیدٌ؛ اگر سپاسگزاری كنید، قطعا بر نعمتهای شما می افزایم و اگر ناسپاسی كنید و به كفر و گناه روی آورید، بی تردید عذاب من سخت است.(15) ما یَفعَلُ اللهُ بِعَذابِكُم اِن شَكَرتُم وَ آمَنتُم وَ كانَ اللهُ شاكِراً عَلیماً؛ اگر خدا را بر نعمتهایش سپاس بگذارید و به او ایمان بیاورید، او را با عذاب شما چه كار؟ خدا سپاسگزار شاكران و به شایستگان سپاس آگاه است.(16) پیامدهای ناسپاسی: از آنجا كه شكر همچون‌ سایر خصلت‎های‌ دینی‌، آثار دنیوی‌ و اخروی از جمله افزایش و بركت در نعمت و جاودانی در بهشت برین ‌را به دنبال دارد، ناسپاسی و كفران نعمت نیز آثار و پیامدهایی دارد كه در زیر به آنها اشاره می شود: ناسپاسی سبب زوال و سلب نعمتها، غفلت و دوری از خداوند، غرور و خودپرستی، عاق والدین، ظلم و ستم به مردم، فشار قبر، واگذاری انسان به خودش، شقاوت همیشگی و... می شود. داستانی شنیدنی از امام رضا(ع) یك شب مردی از بنی اسرائیل در خواب دید كه شخصی به او گفت: نصف از عمرت را با ثروت و دارایی، در وسعت و گشایش و راحتی هستی و نصف دیگرش را در سختی و تنگ دستی. حال انتخاب كن كه كدام یك از این دو نیمه عمرت را می خواهی در آسایش و راحتی باشی، نیمه اول یا نیمه دوم؟ مرد گفت: من در زندگی شریكی دارم. با او مشورت می كنم و بعد پاسخ می دهم. وقتی صبح شد، مرد به همسرش گفت: دیشب من چنین خوابی دیدم، حال تو می گویی چه كنم؟ آیا نیمه اول عمر را انتخاب كنم یا نیمه دوم را؟ همسرش گفت: نیمه اول عمرت را انتخاب كن. نیمه شب در خواب همان شخص را دید و به او گفت: نیمه اول عمر خود را انتخاب كردم. درخواست او پذیرفته شد. پس از آن شب، درِ نعمت دنیا به روی او گشوده شد. هر وقت نعمتی از جانب خداوند به او داده می شد، همسرش به او می گفت: اگر فلان همسایه ات احتیاج دارد به او رسیدگی كن. اگر فلان دوست، رفیق و فامیل نیازی دارد، نیاز او را برآورده كن. به همین صورت هر گاه نعمتی به آنها می رسید، بذل و بخشش می كردند و صدقه می دادند و شكر و سپاسگزاری می نمودند تا این كه شبی از شبها در خواب دید همان شخص آمد و گفت: ای مرد! دوران آسایش و بی نیازی به پایان رسید. حال فكر می كنی چه باید كرد؟ مرد گفت: من با شریك زندگی خود مشورت می كنم و پاسخ می دهم. وقتی صبح شد، خواب خود را برای همسرش تعریف كرد و با او مشورت نمود. همسرش گفت: نگران نباش. خداوند به ما نعمت داد و ما هم شكر و سپاسگزاری او را ـ با بذل و بخشش و انفاق و رسیدگی به نیازمندان ـ بجا آوردیم. به همین خاطر خداوند سزاوارتر است به وفا و عهد خود. نیمه شب شد. مرد دوباره آن شخص را در خواب دید. قبل از آنكه سخنی بگوید، آن شخص به او گفت: «راحت باش كه تمام عمرت را ـ به علت آنكه شكر نعمت را با عمل نیك بجا آوردی ـ در آسایش و راحتی خواهی بود».(17) انواع شكر شكر بر سه گونه است: شكر زبانی: یعنی انسان با زبان نسبت به نعمت اقرار و اعتراف نموده، حمد، ثنا و شكر خدا را بجا آورد. شكر قلبی: یعنی انسان در دلش قدر نعمت را دانسته، نسبت به آن راضی و خشنود بوده، شاكر خدا باشد. شكر عملی: یعنی انسان با رفتار نیك و عمل صحیح و بهره برداری درست از نعمت های خداوند قدر نعمت را پاس بدارد و شكرگزار خداوند باشد.(18) شكر عملى آن است كه درست بیندیشیم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده، آن را در مورد خودش مصرف كنیم. شكر عملی، شكر كامل است و از انسان شاكر كامل می سازد. شكر عملی حاصل و ثمره دو شكر زبانی و قلبی است. به عبارت دیگر، وقتی كه انسان به دل، قدر نعمت را دانست و به زبان آن را نیز بیان نمود و شكر منعم را به جای آورد، لازم است كه در عمل نیز شكر خدا را اظهار نماید. بنابراین شاكر حقیقی باید نعمت های الهی را در مسیر درست و صحیح مصرف كند و از كفران آن جلوگیری كند. امام رضا(ع) فرموده است: اَنَّ اللهَ تَبارَكٌ و تَعالی، اِذا أنعَمَ عَلی عَبدَهُ نِعمَةِ اَحَبَّ إن یَری اَثَرَ تِلكَ النِّعمَةِ. خداوند تبارك و تعالی، هنگامی كه نعمتی را به بنده ای عطا فرمود، دوست دارد اثر نعمت خود را ببیند.(19) در جای دیگر می فرمایند: به هر كس از جانب خداوند نعمتی داده شد، سزاوار است شكر و سپاس او را بجا آورد و هر گاه رزق و روزی و نعمت او كم شد، به درگاه خداوند استغفار نموده، طلب آمرزش و مغفرت نماید.(20) همچنین: وَاقنَع بِما اَتاكَ مِن فَضلِهِ وَاشكُر لِمَولاكَ عَلی نِعمَةِ. قانع و خرسند باش به آنچه خداوند از فضل و رحمتش به تو عنایت فرموده و ولی نعمت را بر نعمتهایش شكرگزار باش.(21) امام رضا(ع) می فرماید: امام سجاد(ع) به مردی برخورد كردند كه دعا می كرد و از خدا می خواست كه به او صبر و شكیبایی روزی كند. امام سجاد(ع) رو به او كرده فرمودند: آگاه باش! این را نگو لكن از خدا عافیت و شكر بر عافیت طلب كن، چون توفیق شكر بر عافیت، بهتر از صبر بر بلاست.(22) احمد بن عمر و حسین بن زید گفته اند: به حضور امام رضا(ع) رسیدیم و عرض كردیم زمانی دارای روزیِ بسیار و رفاه و آسایش در زندگی بودیم، ولی اینك حال ما كمی دگرگون شده است. از خدا درخواست نما كه حال پیشین را به ما باز گرداند. امام(ع) فرمود: أیَّ شَیء تُریدُونَ تَكوُنوُنَ مُلوُكاً؟ أیَسُرُكُم أن تَكوُنوُا مِثلَ طاهِرٍ و هَرثَمَةَ، وَ اِنَّكُم عَلی خِلافِ ما أنتُم عَلَیهِ؟ فَقُلتُ: لا وَاللهِ ما سَرَّنِی أنَّ لِیَ الدُّنیا بِما فیها ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی ما خِلافِ ما أنَا عَلَیهِ، فَقالَ(ع): إنَّ اللهَ یَقوُلُ «اِعمَلوُا آلِ داوُدَ شُكراً وَ قَلیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّكوُرُ»، اَحسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ، فَاِنَّ حَسُنَ ظَنَّهُ بِاللهِ كانَ اللهُ عِندَ ظَنِّهِ، وَ مَن رَضِیَ بِالقَلیلِ مِنَ الرِّزقِ قُبِلَ مِنَهَ الیَسیرُ. أنَ العَمَلِ، وَ مَن رَضِیَ بِالیَسیرِ مِنَ الحَلالِ خَفَّت مَووُنَتُهُ، وَ نُعِّمَ أهلَهُ، وَ بَصَّرَهُ اللهُ داءُ الدُّنیا وَ دَواءَها، وَ اَخرَجَهُ مِنها سالِماً إلی دارِ السَّلامِ. خواهان چه چیزی هستید؟ می خواهید سلطان باشید؟ آیا خرسند می شوید از این كه مثل طاهر و هرثمه باشید و برخلاف مذهبی كه دارید باشید؟ عرض كردم: نه، به خدا سوگند كه خرسند نیستم كه دنیا با همه طلا و نقره اش از آنِ من باشد ولی مذهبی برخلاف آنچه اینك دارم، داشته باشم. امام(ع) فرمود: همان خداوند می فرماید: ای خاندان داوود سپاسگزار باشید و از بندگان من اندكی سپاسگزارند. به خدا نیك گمان باش؛ چرا كه هر كس گمانش را به خدا نیك دارد، خداوند به قدر گمانش با او رفتار خواهد كرد و هر كه به روزی كم خشنود باشد، كردار كم او پذیرفته آید و هر كه به روزی حلال اندك خشنود باشد، هزینه های زندگی او كاهش یابد و خانواده اش نعمت یابند و خداوند او را به درد و درمان دنیا، بینا سازد و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد.(23) كلام آخر آنچه می توان گفت این است كه انسان‌ در همه‌ حال‌ چه به هنگام تندرستی و داشتن نعمت و چه به هنگام سختی و بلا و محرومیت باید شكرگزار خداوند خود باشد و تا نعمت در دست اوست، باید قدر آن را بداند و در راه صحیح و درست آن استفاده كند. هر گاه انسان نعمتهای خداوند را منطقی و هدفدار مصرف كند، علاوه بر آثار و بركات دنیوی و اخروی برای خود سبب می شود تا سایر افراد بخصوص طبقات محروم جامعه نیز به طور برابر از نعمتها استفاده كنند و آسایش و رفاه همگان فراهم آید. پی نوشتها: 1. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، محمد حكیمی، ص101 2. همان، ص105 3. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص313 4. عیون اخبار الرضا، ج2، ص2 5. آیین زندگی از نگاه امام رضا(ع)، محسن كتابچی، ص194 6. امام رضا و قرآن، غلامرضا اكبری زیبدی، ص199 7. همان، ص201 8. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص100 9. امام رضا و قرآن، غلامرضا اكبری زیبدی، ص203 10. شهید خراسان و پناه شیعیان، سید محمد حسینی بهارانچی، ص427 11. امام رضا و قرآن، غلامرضا اكبری زیبدی، ص200 12. ویژگیهای امام رضا(ع)، خصائص الرضویه، عبدالكریم پاك نیا، ص88 13. فرازهایی از سخنان امام رضا(ع)، محمد حكیمی، دفتر سوم ، ص121 14. امام رضا و قرآن، غلامرضا اكبری زیبدی، ص200 15. قرآن كریم، سوره ابراهیم، آیه7 16. همان، سوره نسا، آیه147 17. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص97 18. همان، ص229 19. همان، ص99 20. همان 21. دررالكلام، حسین حائری كرمانی، ص102 22. امام رضا و قرآن، غلامرضا اكبری زیبدی، ص200 23. علی بن موسی، امامِ رضا(ع)، مرضیه محمدزاده، ص537 بخش حریم رضوی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها