از جمله کسانی که به نظم داستان لیلی و مجنون پرداخته مکتبی شاعر بلند پایه قرن نهم هجری است .در هیچ یک از تذکره ها نامی از وی نیامده ، از وی نامی نیامده به جز در کتاب شاهد صادق که در آن تاریخ وفات مکتبی را به صراحت 916 می داند .

چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
لیلی و مجنون به روایت مکتبی شیرازی
لیلی و مجنون به روایت مکتبی شیرازی از جمله کسانی که به نظم داستان لیلی و مجنون پرداخته مکتبی شاعر بلند پایه قرن نهم هجری است . در هیچ یک از تذکره ها نامی از وی نیامده به جز در کتاب شاهد صادق که در آن تاریخ وفات مکتبی را به صراحت 916 می داند . شغل مکتبی بنا بر مشهود مکتب درای در قصر الدشت شیراز بوده و تخلص خود را به تناسب شغل اختیار کرده است . خود مکتبی در انتهای کتاب به لیلی و مجنون نظامی و امیر خسرو اشاره دارد. اما کتاب خود را نه به تقلید از این دو که به گونه یی تازه و نو معرفی می کند : هرچند که خسرو و نظامی دارند دو خانه را تمامی من کاین نمط یگانه کردم نقاشی این دو خانه کردم نی نی که در این نمط که دارم نقاش نیم ، سفیدکارم نظم داستان به گفته ی خود مکتبی در سال 895 صورت گرفته است : چون مکتبی این کتاب بگشود تاریخ کتاب مکتبی بود و تعداد ابیات آن را دو هزار و یکصد و شصت بیت می داند و که در خطه ی فارس سرود شده است : ابیات که در حساب پیوست آمد دوهزار و یکصد و شصت این گنج گهر که گشت پیدا از خطه ی پارس شد هویدا خلاصه داستان : پادشاهی از خطه ی عرب در عین توانگری و برخورداری از جاه و جلال از نداشتن فرزند غمین بود و برای این امر بسیار دعا و بخشش نمود تا این که پروردگار پسری به او عطا نمود که آن را قیس نامید . پس به شیوه ی مرسوم منجمان را خواست تا از طالع فرزند او را آگاهی دهند و آنان چنین گفتند که وی به عشقی جگر سوز گرفتار آید و با دد و دام هم نشین گردد . قیس از همان کودکی در مکتب دل به عشق لیلی می دهد. تأدیب و اندرز معلم کارگر نمی افتد تا این که لیلی از آمدن به مکتب باز می ماند. فراق لیلی مجنون را آواره کوه و بیابان می کند. سید عامری بعد از آگاهی احوال پسر منجر به قول پدر برای خواستگاری وی می شود و فرزند را به خانه و کاشانه باز می آورد. اما کوشش در این امر به جایی راه نمی برد و بار دیگر قیس به کوه نجد پناه می برد . در این میان پدر دست یاری به سوی پیری مستجاب الدعوه دراز می کند اما او نیز چون سخن از عشق می شنود بر فزونی عشق قیس دعا می کند .به ناگزیر پدر که راه به جایی نمی برد قیس را به زیارت خانه کعبه می برد تا شاید محبت لیلی از دلش بیرون رود اما او در طواف خانه خدا خواهان فزونی عشق لیلی است و بعد از آن دوباره سر به بیابان می نهد . در این هنگام لیلی بیمار می شود و طبیب فرزانه با شاخه گلی از قیس به او ، او را بهبود می بخشد.در همین ایام لیلی که در باغی با هم سن و سالان خویش است و در انتظار قیس ،ابن سلام از آن محل می گذرد و با دیدن لیلی دل در گرو عشق او می نهد. پس به خواستگاری وی می رود و خانواده لیلی از این امر خوشحال و تا بهبودی حال دختر عقد را به تعویق می اندازند . مکتبی در این منظومه داستان عشق مجنون و لیلی را به تصویر کشیده است؛ عشقی که شاید در نظر اول عشقی ظاهری و زودگذر است اما در عمق آن ریشه در عشق حقیقی دارد که در تار و پود آن دو ریشه دوانده است . مکتبی داستان لیلی و مجنون را کمی متفاوت از لیلی و مجنون نظامی سروده است. نوفل نامی زمانی که داستان قیس مجنون را می شنود برای رساندن این دو به هم به جنگ با قبیله لیلی بر می خیزد اما قیس برای این که خونی نریزد خود را تسلیم می کند و نوفل برای زنده ماندن قیس دست از جنگ می کشد . ابن سلام در موعد مقرر لیلی را به خانه خویش می برد اما هرگز مهری از وی نمی بیند. در این ایام سید عامری که پیر و فرتوت شده به نزد پسر می رود تا او را به خانه باز آورد اما سعی او بی نتیجه می ماند و بعد از مدت کوتاهی از دنیا می رود . دایی قیس نیز به دیدنش می آید و از ناتوانی مادر او را مطلع می سازد ...... بی مهری لیلی نسبت به ابن سلام باعث تصمیم وی به کشتن مجنون می گررد . در این هنگام که وی به صحرا می رود، دد و دام که به قیس مأنوس شده اند ابن سلام را از پای در می آورند . اهل قبیله خبر به لیلی می آورند اما لیلی در دل شادان و به ظاهر گریان است . پس به بهانه رفتن به مزار شوی مرده خویش به بیابان می رود و قیس را ملاقات می کند. چندی بعد لیلی به علت بیماری ناشی از محنت و غم از دنیا می رود .خبر به قیس می رسد و سراسیمه بر پیکر محبوب حاضر می شود و در کنار وی جان می بازد . اهل قبیله بر پیکر آن دو عمارتی بر پا می سازند تا همواره زیارتگاه عاشقان باشد . نتیجه گیری : مکتبی در این منظومه داستان عشق مجنون و لیلی را به تصویر کشیده است؛ عشقی که شاید در نظر اول عشقی ظاهری و زودگذر است اما در عمق آن ریشه در عشق حقیقی دارد که در تار و پود آن دو ریشه دوانده است . مکتبی داستان لیلی و مجنون را کمی متفاوت از لیلی و مجنون نظامی سروده است . اکرم نعمت اللهی بخش ادبیات تبیان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها