این جا ستاره ها طور دیگری می درخشند
ستارههای تلویزیونی و سینمایی
بیایید چند نمونه از سریالهای بزرگ و مطرح متاخر تلویزیون آمریكا را در نظر بگیریم و اسامی بازیگران آنها را مرور كنیم. در سریال «24»، كیفر ساترلند ایفاگر نقش اصلی است. بازیگری كه با بازی در نقش جك باور، مامور فدرال ناگهان به اوج شهرت و محبوبیت رسید و همگان او را به عنوان بازیگری توانا و چیرهدست ستودند.
اما او بازیگری را خیلی پیشتر و اواسط دهه 80 آغاز كرده بود و مجموعهای از نقشآفرینیهای ریز و درشت در كارنامه سینماییاش یافتنی است؛ نقشهایی كه هیچیك از آنها حتی درصدی از موفقیت و شهرت نقش جك باور را برای او نداشتهاند و به تعبیری، آغاز حضور او با همین سریال 24 است.
مجموعه بازیگران سریال «لاست» را پیش از آن سریال در كدام فیلم سینمایی به یاد دارید؟ جیمز گاندولفینی، بازیگر اصلی سریال بسیار موفق و پرطرفدار «سوپرانوها» ـ كه با این سریال ناگهان به یك ستاره تبدیل شد ـ كدام نقش موثر و ماندنی را در سینما داشته است؟ نگارنده جز یك حضور گذرا در فیلم «رمانس واقعی» (تونی اسكات) چیزی از او به یاد ندارد.
میتوان مثال پشت مثال از مجموعههای موفق تلویزیونی آمریكا آورد و چنین روندی را در تكتك آنها دید و این تنها مختص دوران معاصر نیست.
یادآوری سریالهای موفق و مطرح دهههای گذشته تلویزیون آمریكا نیز كم و بیش یادآور چنین الگویی است. برای نمونه، سریال موفق «ستوان كلمبو» را به یاد آوریم و حضور درخشان پیتر فالك را كه نامش با این سریال گره خورده و هیچ علاقهمندی نیست كه با شنیدن نام این بازیگر، ذهنش پیش از این سریال، معطوف فیلمهای سینمایی شود كه او در آنها حضور داشته است.
به نظر میرسد برای تحلیل چنین وضعیتی، پیش از هر چیز باید سراغ مولفهها و دلایل اقتصادی رفت.
طبیعی است برای تهیهكننده یك مجموعه پرهزینه كه گاه تعداد اپیزودهایش از صد تجاوز میكند، استخدام یك بازیگر معروف و ستاره سینما كه رقم دستمزدش همواره درصد قابل توجهی از هزینههای تولید یك فیلم سینمایی است، بسختی میتواند توجیه اقتصادی داشته باشد.
در ضمن این كه یك سریال به تبع گستردگی روایی و داستانی، به طور میانگین نیازمند تعداد بیشتری شخصیت و كاراكتر داستانی است و مجموعههایی مانند 24 كه داستانشان حول یك شخصیت اصلی برقرار و حمل بار درام تنها بر دوش یك شخصیت باشد، فراوانی كمتری دارند.
به این ترتیب، سازندگان سریالها ترجیح میدهند بیشتر سراغ استعدادهای كمتر دیدهشده و كمتر پرورشیافتهای بروند كه از توان دیده شدن و درخشش آنها كم و بیش مطمئن هستند.
گذشته از دلایل اقتصادی، طبیعی است یك تهیهكننده سریال تلویزیونی، در كنار تمام خلاقیتها و نوآوریهایی كه عرضه میكند، تمایل داشته باشد بازیگران محصولش هم بخشی از آن نوآوریها و خلاقیتها باشند و خود، معرف و شناساننده بازیگران مستعد و كمتر دیدهشدهای باشد كه شكوفایی تواناییهایشان مدیون و وابسته مجموعهای است كه در آن حضور دارند.
خصلت و ویژگی عمومی مجموعههای موفق تلویزیونی، بیش و پیش از آنكه مدیون مولفههای از پیشتضمین شدهای مثل حضور یك ستاره سینمایی باشد، حاصل ایدههای خلاقانه نویسندگان و كارگردانهای این مجموعههاست.
در همان مثالهایی كه ذكر شد، بازیگر بیش از آنكه اجازه جولان و جلوهنمایی خارج از قراردادها و مقتضیات متن را داشته باشد، تنها یكی از مولفههایی است كه در كنار ویژگیهایی چون فیلمنامه، كارگردانی، ایدهپردازی و بسط و گسترش خلاقانه و هوشمندانه درام توسط نویسندگان در پیشبرد اثر به سمت درخشش و كمال هنرمندانه است.
در ایران، بالقوه دو گروه از بازیگران سینما شانس بیشتری برای جلب مخاطبان تلویزیونی دارند: نخست ستارههای سینمایی كه در مقاطع و موقعیتهایی خاص مطرح میشوند و توان جذب مخاطب قابل توجهی را به دست میآورند.
به تعبیر دیگر، در مجموعههای بزرگ تلویزیونی كه حاصل كار گروهی مجموعهای از نویسندگان و كارگردانهای چیرهدست و خلاق است، بازیگر تنها مهرهای است برای پیاده كردن ایدهها و مضمونهای مولفان سریال.
طبیعی است یك ستاره سینما كه وسوسه جلوهگری و نمایشگری خارج از مقتضیات و قراردادهای متن در ذات اوست، كمتر توان قرار دادن تمام و كمال خود در خدمت نویسنده و كارگردان را دارد تا بازیگری كه جویای نام و نشان است و انعطاف و شكلپذیری بیشتری دارد.
ناگفته آشكار است در كشور ما، رویه و الگویی دیگر حاكم است و داد و ستد سینما و تلویزیون در زمینه بازیگری، فراوانی و گستردگی بیشتری دارد.
شاید آشكارترین دلیلش، ضعف و ناتوانی نویسندگان در خلق درامهای تر و تازه، موقعیتهای جدید، ایدههای خلاقانه و داستانهای بدیع باشد.
در چنین وضعیتی، بدیهی است دعوت از ستارگان سینما یا به كار گرفتن مجدد بازیگران تلویزیونی كه همواره در تلویزیون بودهاند و همچون تضمینی برای اندكی بیشتر دیده شدن محسوب میشوند، آسانترین و دمدستترین راهحل ممكن باشد.
در ضمن به دلیل توسعه اندك و پوشش محدود سینما در ایران، بازیگران سینما بیش از كشورهای دیگر به حضور در تلویزیون تمایل دارند تا غریزه خودنمایشگری و تحسینطلبی و تمایل به دیدهشدنشان را به عرصهای گستردهتر ببرند و از سوی دیگر تلویزیون هم با بهرهگیری از محبوبیت بازیگران معروف و محبوب سینما بتواند بر شمار مخاطبان خود بیفزاید.
در ایران، بالقوه دو گروه از بازیگران سینما شانس بیشتری برای جلب مخاطبان تلویزیونی دارند: نخست ستارههای سینمایی كه در مقاطع و موقعیتهایی خاص مطرح میشوند و توان جذب مخاطب قابل توجهی را به دست میآورند.
البته بدیهی است تعریف ستاره در ایران كاملا مغایر با آن چیزی است كه در گفتمان فرهنگی و نمایشی غرب حاكم است و صدالبته تلویزیون هم به دلیل چارچوبها و قوانین محدودتر و سختگیرانهتری كه نسبت به سینما دارد، كمتر مجالی برای ادامه حضور چنین بازیگرانی فراهم میكند.
اما گروه دوم بازیگران سینما كه در تلویزیون حضوری مستمر داشتهاند و حضورشان معمولا تضمینی برای دیدهشدن كار بوده، آنهایی هستند كه جلوه و پیشینهای هنرمندانهتر داشتهاند و بیش از سروصداهای فصلی و موسمی، دارای تداومی قابل قبول، چه به لحاظ زمانی و چه از نظر كیفیتهای هنری در عرصه بازیگری هستند.
تجربه هم نشان داده اغلب سریالهای موفق و ماندگار تلویریون ایران، آنهایی بودهاند كه از حضور چنین بازیگرانی بهره بردهاند و ضعفها و كاستیهای متن و كارگردانی را به واسطه آن حضور اندكی پوشاندهاند.
طبیعی است نتیجه بحثمان درباره بازیگری و تفاوتهای آن در سینما و تلویزیون، ختم به كاستی بزرگ سینما و تلویزیون ایران یعنی فیلمنامه شود.
در غیاب ایدههای خلاقانه و داستانهای ساخته و پرداخته، هر بحثی درباره بازیگری و حكم دادنهای مختلف درباره چگونگی حضور بازیگر در هر رسانهای، اعم از سینما و تلویزیون، بیش از آن كه در حكم راهحل و راهكاری قطعی و بسنده باشد، همچون مسكنی برای آرام كردن این درد بزرگ عرصه درام و نمایش در ایران است.
بخش سینما و تلویزیون تبیان
منبع:جام جم