خواسته هاى مردم در دل هاى بندگان امانت است ، هركس آن را پنهان دارد براى او عبادت نـوشـتـه مـى شـود، و كـسـى كـه آن را آشـكـار كـند، باید شنوندگان او را یارى كنند

چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
با مردم اینگونه باش
با مردم اینگونه باش آداب سلام كردن بـرخـى در روابـط اجتماعى ، ادب و احترام را رعایت نمى كنند، كه هم اكنون در بسیارى از كشورهاى غربى و شرقى مردم در روابط اجتماعى خود بدون (سلام كردن ) از كنار هم ردّ مى شوند. در مـقـابـل ، بعضى دیگر در سلام كردن دچار افراط شده و به مرز چاپلوسى نزدیك مى گردند . امـام عـلى عـلیـه السـّلام بـه ایـن نـكـتـه تـوجـّه دارند كـه اعتدال حتّى در سلام كردن نیز باید حفظ گردد كه فرمودند: سلام داراى چهار صیغه است : سَلامٌ عَلَیك سَلامٌ عَلَیكُم السَلامٌ عَلَیك السَلامٌ عَلَیكُم اگـر سلام كننده عبارت (وَ رَحمَةُ اللّه ) را بر سلامش افزود، تو نیز متقابلا بیفزاى ، و اگـر كـلمه (وَ بَرَكاتُهُ) را نیز اضافه كنى ، در زمره كسانى خواهى شد كه تحیّت دیگران را به نحو احسن پاسخ مى دهند. خداوند متعال مى فرماید: وَ إِذا حُیِّیتُم فَحَیُّوا بِاءَحسَنِ مِنها اَو رُدُّها اِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَى ءٍ حَسِیبا (سوره نساء آیه 86) ( چـون مـورد تـحیّت و اكرام قرار گرفتید، شما نیز متقابلا آن را به وجه نیكوتر و یا دسـت كـم بـه هـمان گونه پاسخ گوئید، كه خداوند بدون تردید همه چیز را به حساب مى آورد ). اگر سلام كننده ، عبارت ؛ وَ رَحمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ را بـر سـلام خـویـش افـزود بـهـتر آن است كه به همان نحو پاسخ گفته و چیزى بر آن اضافه نكنند. حـضـرت امـیـرالمـۆ مـنین علیه السّلام بر جماعتى مى گذشت و بر آنها سلام كرد، آنان در پاسخ خویش عبارت ؛ (وَ مَغفِرَتُهُ وَ رِضوَانُهُ) را افزودند. حضرت فرمودند : از حدّ سلام ملائكه به پدر ما ابراهیم علیه السّلام تجاوز نكنید. خواسته هاى مردم در دل هاى بندگان امانت است ، هركس آن را پنهان دارد براى او عبادت نـوشـتـه مـى شـود، و كـسـى كـه آن را آشـكـار كـند، باید شنوندگان او را یارى كنند و نیز فرمودند : صـیغه سلام را 10 حَسَنه و ثواب است و افزودن كلمه (وَ رَحمَةُ اللّهِ) را 20 حَسَنه و كلمه (وَ بَرَكاتُهُ) را 30 حَسَنه است . (حلیة المتّقین باب یازدهم فصل دوّم) آیا على علیه السّلام را می شناسی ؟! ابن شهر آشوب از عبدالواحد بن زید نقل مى كند كه : روزى در كـنـار كـعـبـه بـه عـبـادت مـشـغـول بـودم ، دختر كوچكى را دیدم كه خدا را به حقّ امیرالمۆ منین على علیه السّلام سوگند مى دهد، و نام و شخصیّت امام على علیه السّلام را در قالب الفاظ و عباراتى زیبا بیان مى دارد. شگفت زده شدم ، پیش رفتم و پرسیدم : اى دختر كوچك ، آیا تو خودت على علیه السّلام را مى شناسى ؟ پاسخ داد: آرى، چـگونه على را نمى شناسم در حالیكه از آن روز كه پدرم در صفّین به شهادت رسید و مـا یـتـیـم شـدیـم ، عـلى هـمـواره از مـا حال مى پرسید و مشكلات ما را برطرف مى كرد. روزى من به بیمارى (آبله ) دچار شدم ، و بینائى خود را از دست دادم . مادر و خانواده مان سخت ناراحت بودند، كه امیرالمۆمنین على علیه السّلام به خانه ما آمد، مادرم مرا نزد امام على علیه السّلام برد و ماجرا را تعریف كرد. حـضـرت امـیـرالمـۆ مـنـیـن عـلى عـلیـه السـّلام آهى كشید و شعرى خواند و دست مبارك را بر صـورت مـن كـشـید. فورا چشمان من بینا شد و هم اكنون به خوبى مى بینم. (مناقب ابن شهر آشوب) رسیدگى به محرومان امـام عـلى عـلیـه السـّلام رسـیـدگـى بـه مـحـرومـان را تـنـهـا بـا دستورالعمل و فرمان انجام نمى داد، بلكه شخصا به رفع مشكلات مردم مى پرداخت . نـان و خـرمـا را درون زنـبـیـل مـى گـذاشـت و بـا دوش مـبـارك حمل مى كرد و به فقراء مى رساند. اصحاب و یاران مى گفتند: یا اَمیرالمُۆ مِنین ، نَحنُ نَحمِلَهُ ( یا امیرالمۆ منین ما این بار را بر مى داریم .) حضرت پاسخ مى داد كه : رَبُّ العَیالِ اَحَقُّ بِحَملِهِ. ( رهبر امّت سزاوارتر است كه بردارد ) (كوكب درّى ج 2 ص 132) بـرخـى در روابـط اجتماعى ، ادب و احترام را رعایت نمى كنند، كه هم اكنون در بسیارى از كشورهاى غربى و شرقى مردم در روابط اجتماعى خود بدون (سلام كردن ) از كنار هم ردّ مى شوند. در مـقـابـل ، بعضى دیگر در سلام كردن دچار افراط شده و به مرز چاپلوسى نزدیك مى گردند سه شرط پذیرش میهمانى شخصى امام على علیه السّلام را به مهمانى دعوت كرد، امیرالمۆ منین فرمودند : سه شرط دارد اگر قبول مى كنى مى پذیرم ، آن شخص گفت شرائط كدامند؟ امام على علیه السّلام فرمودند : 1 ـ از بیرون چیزى تهیّه ننمائى ، هر چه هست بیاورى . 2 ـ آنچه در منزل دارى از ما دریغ نكنى . 3 ـ به زن و بچّه هایت سخت نگیرى . آن شخص گفت : هر سه شرط را قبول دارم . و امام نیز مهمانى او را پذیرفت . (خصال ج 1 ص 188) روش برخورد با نیازمند حارث همدانى حاجتى داشت ، به منزل حضرت امیرالمۆ منین على علیه السّلام رفت ، امام على علیه السّلام پس از سلام و احوال پرسى ،فرمودند : آیا خواسته اى دارى ؟ حارث گفت : آرى . حضرت بلند شدند و چراغ را خاموش كردند و فرمودند: اى حارث ! چراغ را خاموش كردم كه در برابر خواسته ات دچار ذلّت و خوارى نشوى . حال هر چه مى خواهى بگو! زیرا از پیامبر خدا شنیدم : «خواسته هاى مردم در دل هاى بندگان امانت است ، هركس آن را پنهان دارد براى او عبادت نـوشـتـه مـى شـود، و كـسـى كـه آن را آشـكـار كـند، باید شنوندگان او را یارى كنند». (بهج الصّباغه ج 12 ص 212) فرآوری: آمنه اسفندیاری بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان منابع: الگوهاى رفتارى امام على علیه السلام، جلداول (امام على علیه السلام و اخلاق اسلامى)، مرحوم محمّد دشتى. مناقب ابن شهر آشوب. حلیة المتّقین.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها