فقه اسلام فقهی ست پویا که با اسلوب و روش ائمه علیهم اسلام آمیخته است.

چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

فقه سنتی و فقه پویا

جواهر الکلام

فقه اسلام فقهی ست پویا که با اسلوب و روش ائمه علیهم اسلام آمیخته است.

 

فقه سنتی و فقه پویا دو تعبیری ست که مدت هاست بر سرزبان فقها و دیگران افتاده است که برخی بین ایندو مرزها قائلند و برخی فقط یکی را عبارت اخرای دیگری می دانند.

 

فقه سنتی عبارت است از اجتهاد و استنباط احکام دینی بر اساس روش بیش از هزار ساله علمای سلف، به شیوه ای که در کتاب های آنان مانند جواهر الکلام، مسالک الافهام، کشف‏اللثام، تذکره، منتهی المطلب، المکاسب المحرمة به یادگار مانده است.

 

آیت الله هادوی تهرانی می گوید: "فقه سنتی، غیر از حوزه سنتی مباحث فقهی است . مقصود از کلمه «فقه سنتی‏» یا «فقه جواهری‏» که به وسیله امام (ره) به کار گرفته شد، شیوه‏ای است که در گذشته ائمه علیه السلام پایه گذار آن بوده اند و اصحاب ائمه هم آن را پی‏گیری کرده‏اند، سپس علمای شیعه در زمینه همین شیوه فکر کرده‏اند و سعی نموده‏اند متناسب با مباحث روز آن را گسترش دهند.

 

این شیوه، توانایی پاسخ گویی به سۆالات جدیدی که در حوزه مباحث فقهی مطرح می‏شود را دارد، ولی فقیهی می‏تواند این کار را انجام دهد که با این مباحث آشنا شده باشد و شیوه تطبیق این روش، بر مباحث تازه را بداند".[1]

 

حضرت امام (ره) فقه سنتی را بهترین شیوه برای بررسی و تحقیق احکام دانسته و می فرمایند:

 

"این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‏دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است ".[2]

 

می توان ویژگی های این فقه را اینگونه بیان نمود؛

 

1. اساس فقه سنتی محوریت مصادر چهارگانه احکام (قرآن، سنت، اجماع و عقل) است که فقیه در استنباطش نباید فراتر از این چهار منبع، از چیز دیگری استفاده کند.

 

شیوه علمای سلف بر این بوده که قرآن، کلام خدا و قطعی الصدور است، اما درباره دلالت آن باید بحث شود که به عنوان مثال آیه «انما الخمر و المسیر والازلام رجس من عمل الشیطان‏»، بر حرمت ‏خمر دلالت دارد یا نه.

 

 آیا «رجس‏» به معنای پلیدی و زشتی، به معنای «نجس‏» اصطلاحی نیز هست؟ در این باره بین فقها بحث است. در این بخش، باید در زمینه دلالت کلام خدا، بحث ‏شود.

 

در بخش سنت، در جوانب گوناگون روایات بحث می‏شود، هم از لحاظ سندی و هم دلالت. این یکی از ویژگی‏های مهم فقه سنتی ما است که محوریتش با منابع معروف شیعه است.

 

2. در فقه سنتی، همیشه باب اجتهاد به روش تشیع، به روی مجتهدان و فقها باز است، بر خلاف بعضی از فرق اسلامی که اجتهاد را در انحصار عده‏ای خاص می‏دانند. تاکید حضرت امام بر فقه سنتی به همین دلیل است.[3]

 

اما نباید از مقتضیات مکان و زمان و مسائل مستحدثه غافل شد که چالش های جدیدی را در جامعه بوجود آورده اند.

 

برخی فقه سنتی را در مقام رفع همه این مسائل و پاسخ گویی به آن ها نمی دانند امام خمینی در این باره می فرمایند:

 

"اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسئله‏ای که در قدیم دارای حکمی بوده است.

 

به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است ‏حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می‏طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد"[4]

 

زمان و مكان دو عنصر تعیین كننده در اجتهادند، یعنی هر زمان و مكانی دارای خصوصیات و ویژگی هایی است كه با آن ویژگی ها موضوع تغییر كرده و در نتیجه حكم پیشین نیز تغییر می كند؛ مثلا مسئله ای كه در زمان های گذشته حكم ویژه ای داشته است، ممكن است در روابط حاكم بر سیاست و اجتهاد و اقتصاد یك نظام حكم جدیدی پیدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع واقعا صورت موضوع جدید پیدا می كند و قهرا حكم جدیدی می طلبد.[5]

 

مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرماید:‏

 

"حوزه هاى علمیه باید بر سه مبنا تحرك خودشان را افزایش دهند و سازماندهى و نوآورى كنند:

مبناى اول، فقه سنتى و جواهرى است، كه تعبیر امام بزرگوارمان بود. صاحب جواهر، مظهر یك فقیه مقید به مقررات فقاهت و قواعد اصولى و فقهى است.

 

او یك ملاى اصولىِ مقید و دقیق و منظم بود كه از موازین رایج فقهى بین اصولیین، هیچ تخطى نكرد و در بررسى هر مسأله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را كه جزو ابزارهاى معمولى كار فقاهت شمرده مى‌شود، در اختیار گرفت و آنها را با همان دقت یك فقیه اصولى به كار مى‌بست.

 

بنابراین، فقه جواهرى، یعنى همان فقه سنتى رایج با متد فقاهت. این روش و متد، همان كیفیت رسیدگى یك مسأله در فقه است.

 

روش رایج فقها، بدین ترتیب است: اولاً، استفاده از ظواهر و علاج مشكلات ظواهر و امارات؛ و هنگامى كه فقیه دستش از امارات كوتاه شد، مراجعه به اصول، و پیدا كردن اصلى كه این‌جا مجراى آن است؛ و اگر معارضه‌یى میان اصول وجود داشته باشد، علاج كردن آن معارضه و دیگر مشكلات باب اجراى اصول ... و بالاخره از آب در آوردن مسأله‌ى فقهى.

 

این، فقه جواهرى است. ما دو فقه، یكى سنتى و دیگرى پویا نداریم. فقه پویا، همان فقه سنتى ماست. پویاست، یعنى علاج‌كننده‌ى مشكلات انسان و پاسخگوى حوادث واقعه است؛ و سنتى است، یعنى داراى شیوه و متدى است كه بر طبق آن «اجتهاد» انجام مى‌گیرد، و این شیوه قرنها معمول بوده و كارایى خود را نشان داده است.

 

باید فقاهت تقویت شود و درسها و حوزه‏هاى فقاهت مورد اهتمام قرار گیرند. اصولاً بى‏مایه فطیر است و بدون درس خواندن و زحمت كشیدن و ملا شدن، نمى‏توان مفید واقع شد."[6]


پی نوشت ها :

[1] مصاحبه آیت الله مهدی هادوی تهرانی با پیام حوزه.

[2] صحیفه نور، ج 21، ص 98. به نقل از پایگاه حوزه نت.

[3] نشریه حضور، سال 1379، شماره 34

[4] صحیفه نور، ج21، ص 98.

[5] ادوار فقه و كیفیت بیان آن، ص 480.

[6] سخنرانى در مراسم بیعت مدرّسان، فضلا و طلاب حوزه‏ى علمیه مشهد، 1368.

منابع:

صحیفه نور

نشریه حضور

ادوار فقه و كیفیت بیان آن

تهیه و فرآوری:احمد اولیایی ،گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها