فقه سنتی و فقه پویا

فقه سنتی و فقه پویا دو تعبیری ست که مدت هاست بر سرزبان فقها و دیگران افتاده است که برخی بین ایندو مرزها قائلند و برخی فقط یکی را عبارت اخرای دیگری می دانند.
فقه سنتی عبارت است از اجتهاد و استنباط احکام دینی بر اساس روش بیش از هزار ساله علمای سلف، به شیوه ای که در کتاب های آنان مانند جواهر الکلام، مسالک الافهام، کشفاللثام، تذکره، منتهی المطلب، المکاسب المحرمة به یادگار مانده است.
آیت الله هادوی تهرانی می گوید: "فقه سنتی، غیر از حوزه سنتی مباحث فقهی است . مقصود از کلمه «فقه سنتی» یا «فقه جواهری» که به وسیله امام (ره) به کار گرفته شد، شیوهای است که در گذشته ائمه علیه السلام پایه گذار آن بوده اند و اصحاب ائمه هم آن را پیگیری کردهاند، سپس علمای شیعه در زمینه همین شیوه فکر کردهاند و سعی نمودهاند متناسب با مباحث روز آن را گسترش دهند.
این شیوه، توانایی پاسخ گویی به سۆالات جدیدی که در حوزه مباحث فقهی مطرح میشود را دارد، ولی فقیهی میتواند این کار را انجام دهد که با این مباحث آشنا شده باشد و شیوه تطبیق این روش، بر مباحث تازه را بداند".[1]
حضرت امام (ره) فقه سنتی را بهترین شیوه برای بررسی و تحقیق احکام دانسته و می فرمایند:
"این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمیدانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است ".[2]
می توان ویژگی های این فقه را اینگونه بیان نمود؛
1. اساس فقه سنتی محوریت مصادر چهارگانه احکام (قرآن، سنت، اجماع و عقل) است که فقیه در استنباطش نباید فراتر از این چهار منبع، از چیز دیگری استفاده کند.
شیوه علمای سلف بر این بوده که قرآن، کلام خدا و قطعی الصدور است، اما درباره دلالت آن باید بحث شود که به عنوان مثال آیه «انما الخمر و المسیر والازلام رجس من عمل الشیطان»، بر حرمت خمر دلالت دارد یا نه.
آیا «رجس» به معنای پلیدی و زشتی، به معنای «نجس» اصطلاحی نیز هست؟ در این باره بین فقها بحث است. در این بخش، باید در زمینه دلالت کلام خدا، بحث شود.
در بخش سنت، در جوانب گوناگون روایات بحث میشود، هم از لحاظ سندی و هم دلالت. این یکی از ویژگیهای مهم فقه سنتی ما است که محوریتش با منابع معروف شیعه است.
2. در فقه سنتی، همیشه باب اجتهاد به روش تشیع، به روی مجتهدان و فقها باز است، بر خلاف بعضی از فرق اسلامی که اجتهاد را در انحصار عدهای خاص میدانند. تاکید حضرت امام بر فقه سنتی به همین دلیل است.[3]
اما نباید از مقتضیات مکان و زمان و مسائل مستحدثه غافل شد که چالش های جدیدی را در جامعه بوجود آورده اند.
برخی فقه سنتی را در مقام رفع همه این مسائل و پاسخ گویی به آن ها نمی دانند امام خمینی در این باره می فرمایند:
"اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسئلهای که در قدیم دارای حکمی بوده است.
به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی میطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد"[4]
زمان و مكان دو عنصر تعیین كننده در اجتهادند، یعنی هر زمان و مكانی دارای خصوصیات و ویژگی هایی است كه با آن ویژگی ها موضوع تغییر كرده و در نتیجه حكم پیشین نیز تغییر می كند؛ مثلا مسئله ای كه در زمان های گذشته حكم ویژه ای داشته است، ممكن است در روابط حاكم بر سیاست و اجتهاد و اقتصاد یك نظام حكم جدیدی پیدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع واقعا صورت موضوع جدید پیدا می كند و قهرا حكم جدیدی می طلبد.[5]
مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرماید:
"حوزه هاى علمیه باید بر سه مبنا تحرك خودشان را افزایش دهند و سازماندهى و نوآورى كنند:
مبناى اول، فقه سنتى و جواهرى است، كه تعبیر امام بزرگوارمان بود. صاحب جواهر، مظهر یك فقیه مقید به مقررات فقاهت و قواعد اصولى و فقهى است.
او یك ملاى اصولىِ مقید و دقیق و منظم بود كه از موازین رایج فقهى بین اصولیین، هیچ تخطى نكرد و در بررسى هر مسأله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را كه جزو ابزارهاى معمولى كار فقاهت شمرده مىشود، در اختیار گرفت و آنها را با همان دقت یك فقیه اصولى به كار مىبست.
بنابراین، فقه جواهرى، یعنى همان فقه سنتى رایج با متد فقاهت. این روش و متد، همان كیفیت رسیدگى یك مسأله در فقه است.
روش رایج فقها، بدین ترتیب است: اولاً، استفاده از ظواهر و علاج مشكلات ظواهر و امارات؛ و هنگامى كه فقیه دستش از امارات كوتاه شد، مراجعه به اصول، و پیدا كردن اصلى كه اینجا مجراى آن است؛ و اگر معارضهیى میان اصول وجود داشته باشد، علاج كردن آن معارضه و دیگر مشكلات باب اجراى اصول ... و بالاخره از آب در آوردن مسألهى فقهى.
این، فقه جواهرى است. ما دو فقه، یكى سنتى و دیگرى پویا نداریم. فقه پویا، همان فقه سنتى ماست. پویاست، یعنى علاجكنندهى مشكلات انسان و پاسخگوى حوادث واقعه است؛ و سنتى است، یعنى داراى شیوه و متدى است كه بر طبق آن «اجتهاد» انجام مىگیرد، و این شیوه قرنها معمول بوده و كارایى خود را نشان داده است.
باید فقاهت تقویت شود و درسها و حوزههاى فقاهت مورد اهتمام قرار گیرند. اصولاً بىمایه فطیر است و بدون درس خواندن و زحمت كشیدن و ملا شدن، نمىتوان مفید واقع شد."[6]
پی نوشت ها :
[1] مصاحبه آیت الله مهدی هادوی تهرانی با پیام حوزه.
[2] صحیفه نور، ج 21، ص 98. به نقل از پایگاه حوزه نت.
[3] نشریه حضور، سال 1379، شماره 34
[4] صحیفه نور، ج21، ص 98.
[5] ادوار فقه و كیفیت بیان آن، ص 480.
[6] سخنرانى در مراسم بیعت مدرّسان، فضلا و طلاب حوزهى علمیه مشهد، 1368.
منابع:
صحیفه نور
نشریه حضور
ادوار فقه و كیفیت بیان آن
تهیه و فرآوری:احمد اولیایی ،گروه حوزه علمیه تبیان


