تهذیب در طلبگی

به نام خدا
در حدیثی از امام سجاد علیه السلام نقل است که می فرمایند: هَلَکَ مَن لَیسَ لُهُ حکیمٌ یُرشِدُهُ (1)
هلاک می شود کسی که (در زندگی) راهنمای خردمندی نداشته باشد.
یکی از جذاب ترین کتاب ها، مخصوصاً برای طلاب عزیز، کتاب هایی است که در آن از خاطرات ، سیره و کرامات علما سخن به میان آمده باشد. خواندن این کتابها سبب جذب جوانان مخلص زیادی به حوزه می شود..
یکی از مولفه های مهم در راه تهذیب و خودسازی، داشتن مربّی اخلاق است. زیرا با وجود دو دشمن قوی ، که یکی نفس امّاره و دیگری شیطان است، مبارزه سخت و سنگین می شود و کسی باید کمک یار و راهنمای انسان باشد، این مبارزه زمانی سنگین تر می شود که انسان خود را نشناخته و بااین دو دشمن دیرینه مبارزه نکرده باشد، اینجاست که انحراف او دوچندان خواهد شد.
حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: استاد اخلاق برای خود معین نمایید، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید، خودرو نمی توان مُهذّب شد، اگر حوزه ها همینطور از داشتن مربی اخلاق و جلسات پند و اندرز خالی باشد، محکوم به فنا خواهد بود.
استفاده از محضر اساتید اخلاق خود دارای آداب و رسومی است که شایسته است طلاب از همان اول در پی آموختن آن باشند.
در اینجا مطالبی چند از سیره ی علماء که خود روزی شاگردی بزرگان را کرده تا به این مهم دست یافته اند را با هم مرور می کنیم، بامید روزی که خود افتخار شاگردی این بزرگان را کسب نماییم.
به پاس احترام و مهمان نوازی
در حالات مرجع تقلید حضرت آیت الله العظمی مرحوم آقا میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی آمده است که روزی شخص بزرگواری به خانه ایشان تشریف می آورند، پسر ایشان به نام آقای میرزا رضا می گوید دیدم پدرم به این شخص زیاد احترام می گذارد و به همین جهت من خودم برای پذیرائی از آن اقا شخصاً قیام کردم و برایش چای آوردم و در خدمتش چند دقیقه نشستم.
آن شخص از اینکه دید من نشناخته، به او احترام می کنم و دو زانو در خدمت او و به پذیرایی از او مشغولم نگاهی مشفقانه به من کرد و فرمود: به احترام پدرت که از علماء و مراجع تقلید است وبه پاس خدمات و میهمان نوازی های تو دستوری به تو می دهم که اگر به آن عمل کنی هر خوابی را می توانی مطابق واقع تعبیر کنی.(2)
احترام مشایخ ملحوظ شود
حضرت آیت الله جعفر سبحانی حفظه الله می فرمایند: وقتی که تهذیب الاصول را برای تصحیح خدمت حضرت امام خمینی(ره) برده بودم، در یک جا بعد از نقل قول یکی از اصولیین نوشته بودم(فاسد)و حضرت امام نوشتند: احترام مشایخ ملحوظ شود و جای آن نوشتند (غیر تام).(3)
درباه ی عارف نامدار و فقیه گرانقدر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی که استاد اخلاق حضرت امام خمینی(ره) بوده اند آمده است که ایشان به استاد خود عرض کردند: من مدت دو سال است در سیر خود به جایی نرسیده ام، استادش مرحوم آخوند ملاحسین قلی همدانی(ره) از اسم و رسمش سوال می کند، او تعجب کرده و می گوید:
مرا نمی شناسید؟ من جواد تبریزی ملکی هستم، ایشان می گویند: شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟ آقا میرزا جواد آقا چون آنان را خوب و شایسته نمی دانسته از آنان انتقاد می کند. آخوند همدانی می فرمایند: همین افرادی که آنها را بد می دانی اگر توانستی کفش آنها را پیش پایشان جفت کنی، من خود به سراغ تو خواهم آمد.
میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود، خود را حاضر می کند که در محلی پایین تر از بقیه شاگردان بنشیند، تا رفته رفته طلبه هایی که از آن فامیل در نجف اشرف بودند و ایشان آنها را خوب نمی دانستند، مورد محبت قرار می دهد تا جایی که کفششان را پیش پای آنها جفت می کند، چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند می رسد، رفع کدورت فامیلی می شود.
بعداٌ آخوند او را ملاقات می کند و می فرماید: دستور تازه ای نیست، تو باید حالت اصلاح شود تا از همین دستورات شرعی بهرمند شوی و کتاب مفتاح الفلاح مرحوم شیخ بهایی برای عمل کردن(به آن تهیه کن که آن بسیار) خوب است.(4)
از این حکایت استفاده می شود که شاگرد برای مبارزه با نفس و کنترل هوای و هوس نفس نیازمند راهنمائی های استاد اخلاق است، و او باید زیر نظر استاد، قدم در این راه بگذارد و آرم آرام تجربیات استاد به شاگرد منتقل شود، زیرا استاد، قبلاً این راه را رفته است و مشکلات و سختی های این راه را می داند.
عالم و حکیم ظرفیت وجودی شاگرد را می نگرد و می داند چقدر و چه زمانی علم و دانش را به شاگردان منتقل کند، زیرا بعضی از شاگردان توان و تحمل بعضی از اسرار و علوم را ندارند، امیر مومنان علی علیه السلام می فرمایند: اِنّ الحکماءَ ، ضَیّعُوا الحکمةَ لمّا وضعوا عندَ غیرِ اَهلِها.(5) «حکیمان زمانی حکمت و علم را تباه کردند که آنرا در اختیار نااهلان گذاشتند.»
در حدیثی امام صادق علیه السلام می فرمایند:
کُونوا دُعاةً لِنّاسِ بِغیر اَلسنتکم، لِیَرَوا مِنکُمُ الورعَ و الاجتهادَ والصَّلاةَ وَالخیرَ ، فَاِنَّ ذلکَ داعِیَةٌ .(6)
با غیر زبان خود مردم را (به دین و مذهب) دعوت کنید، مردم باید ورع و کوشش و نماز و خیر شما را ببینند، زیرا اینها خود دعوت کننده هستند.
وجود معلم اخلاق در زندگی طلاب، با توجه به نقشی که در جامعه ایفا می کنند (که نقش یک الگو و آینه تمام نمای از دین و ائمه را دارد)، لازم و ضروری است و ممکن است بعضی از طلاب ، از این نعمت عظیم محروم باشند و یا دسترسی به معلم اخلاق نداشته باشند، و در حوزه علمیه یا محل تحصیل خود، فقط به درس خواندن و فراگیری دروس حوزوی مشغول باشند.
حضرت آیة الله مجتهدی (ره) برای رهنمود این دسته از طلاب میفرماید: این افراد باید به دو مورد عنایت داشته باشند:(7)
الف: در نبود معلم اخلاق، از کتبی که در علم اخلاق و آداب و رسوم اسلامی نوشته شده است استفاده کنند مانند معراج السعادة مرحوم ملا احمد نراقی و علم اخلاق اسلامی که ترجمه جامع السعادات ملامهدی نراقی است که اولی در یک جلد و دومی در سه جلد به زبان فارسی چاپ شده است، استفاده کنند.
ب: 1- خواندن نماز شب
2- خواندن دعاهای روزهای هفته و زیارت ائمه معصومین علیهم السلام در طول هفته که در اوایل مفاتیح الجنان به همین اسم مذکور است.
3- خواندن نمازهای روزمره در اول وقت
4- خواندن هر روز زیارت عاشورا و زیارت امین الله و زیارت امام زمان (عج) بعد از نماز صبح
5- تلاوت هر روز قرآن (حداقل روزی دو صفحه، یک صفحه بعد از خواندن چهار رکعت از نماز شب، وصفحه دیگر بعد از اتمام کل نماز شب).
اگر طلبه ای این حداقل را که گفته شد انجام ندهد، به قول آیة الله مجتهدی (ره) به جرات می توان گفت که نه به جائی می رسد و نه به درد طلبگی خواهد خورد.
در طول تاریخ، انواع و اقسام حکومت ها، مانند پادشاهان، امپراطوری ها،دموکراسی ها به قدرت رسیدند و رفتند و ثابت کردند که هیچکدام نمی توانند آنطور که شایسته است حکومت کنند و امروز نوبت حکومت علمای اسلام و شیعیان مرتضی علی علیه السلام است پس سعی کن چنان رفتاری داشته باشی که قلب مقدس مولا امیر مومنان علی علیه اسلام و امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف از تو راضی و خشنود باشد.
منابع:
(1) بحارالانوار ، ج 78، ص 159
(2) مردان علم در میدان عمل ، ج 4 ، ص34 و 33
(3) مجله نور علم شماره7، تیر1368، ص87
(4) سیمای فرزانگان، ص 60
(5) میزان الحکمة، ج 3، ص 1268
(6) اصول کافی، ج 3 ، ص 124
(7) آفات الطلاب ، ج2 ، ص 149 و 150
تهیه و فرآوری : مجید ملکی ، گروه حوزه علمیه تبیان


