موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدایى بچه‌ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده‌ى این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: دیدى این بچه‌ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كرد

دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
خاطرات مقام معظم رهبری از امام(3)
خاطرات مقام معظم رهبری از امام(3) موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدایى بچه‌ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده‌ى این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: دیدى این بچه‌ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهایشان پُر از اشك شده است و گریه مى‌كنند. به منظور تبیین صفات و سیره عملی و سیاسیِ حضرت امام خمینی (ره) گزیده‌ای از خاطرات مقام معظم رهبری درباره شخصیت حضرت امام خمینی(ره) از دوره زمانی بهار 58 تا شهریور 88 را خدمتتان تقدیم می کنیم. جلسه سران قوا با امام خمینی در آستانه «عرفه» دیشب در جلسه [‌سران قوا] که منزل احمد آقا بود امام آمدند. حالشان بحمدالله خوب بود. علاوه بر صحبت درباره‌ی موشک اخیر ما و خبرهای حول و حوش آن، من به محرومیت ما چند نفر ار جلسه‌های معنوی و عرفانی امام علی‌رغم جلسات متعدد با ایشان اشاره کردم. گفتم لازم است ماها را نصیحت کنید و تعلیم بدهید. [امام] همان شکسته نفسی‌های همیشگی را تکرار کردند و گفتند نصیحت اینست که مثل من عمرتان به خسران و بطالت نگذرد. روی اخلاص تکیه کردند و گفتند شماها در خدمت اسلامید فقط مراقب اخلاص باشید. گفتم همین نقطه‌ی اصلی اشکال است و برای پیدا کردن اخلاص باید نصیحت شویم. باز امام روی اینکه من هم چیزی ندارم و اینجا هم خبری نیست و امثال آن تکیه و شکسته نفسی می‌کردند. آشکارا نشانه‌های تواضع حقیقی را در چهره و حرکات امام مشاهده کردم. (1) در منزل امام(ره)؛ پس از حوادث مدرسه فیضیه… آنچه درپی می‌آید خاطره‌ای است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال 70 و در هنگام بازدید از منزل حضرت امام خمینی(ره) در قم آن را روایت کرده‌اند: روز دوم فروردین سال 42 مثل همین حالا در مقابل چشمم قرار دارد… بعد از قضایاى مدرسه‌ى فیضیه و آن حوادث کذایى، اولِ شب خودمان را با دوستان به این‌جا رساندیم – چون همه از این خانه نگران بودند که چه خواهد شد – از آن درِ حیاط کوچک وارد شدیم و دیدیم که ایشان آن گوشه‌ى حیاط ایستاده‌اند و مشغول اقامه‌ى نماز مغرب و عشا هستند و جمعى هم با ایشان مشغول نمازند. آن‌چنان طمأنینه‌یى در وجود ایشان بود که هر اضطرابى را تمام مى‌کرد؛ اصلاً کأنه هیچ حادثه‌یى اتفاق نیفتاده است؛ واقعاً مثل کوه استوار ایستاده بودند و مشغول نماز بودند؛ بعد هم از آن پله‌ها بالا آمدند و به اتاق دست چپ تشریف بردند و نشستند؛ طلبه‌ها هم ریختند که بیانات ایشان را بشنوند. از جمله‌ى حرفهاى ایشان در آن روز – که عین شدت اختناق و تسلط دستگاه ستمگر بود – این بود که گفتند اینها خواهند رفت و شماها خواهید ماند و ما از این سخت‌ترش را هم دیده‌ایم؛ تحمل و ایستادگى کنید. این براى ما درس امید است. حقیقتاً استقامت ایشان در مقابل شداید و امیدشان به آینده این بود؛ و همین است که امروز هم مى‌تواند ملت ما را پیش ببرد؛ یعنى امید به آینده و ایستادگى در مقابل مشکلات. ایشان درس عملى و عینىِ این را دادند و راهشان این راه بود. (2) یک سرمشق نیکو حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، در تبیین ویژگی‌های اخلاقی حضرت امام خمینی به ذکر خاطره‌ای از ایشان پرداختند که در زیر می‌آید: من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد. من یک خاطره از امام نقل کنم. ما یک شب در خدمت امام بودیم. من از ایشان پرسیدم نظر شما نسبت به فلان کس چیست – نمیخواهم اسم بیاورم؛ یکى از چهره‌هاى معروف دنیاى اسلام در دوران نزدیک به ما، که همه نام او را شنیدند، همه میشناسند – امام یک تأملى کردند، گفتند: نمیشناسم. بعد هم یک جمله‌ى مذمت‌آمیزى راجع به آن شخص گفتند. این تمام شد. من فرداى آن روز یا پس‌فردا – درست یادم نیست – صبح با امام کارى داشتم، رفتم خدمت ایشان. بمجردى که وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اینکه من کارى را که داشتم، مطرح کنم، ایشان گفتند که راجع به آن کسى که شما دیشب یا پریشب سؤال کردید، «همین، نمیشناسم». یعنى آن جمله‌ى مذمت‌آمیزى را که بعد از «نمیشناسم» گفته بودند، پاک کردند. ببینید، این خیلى مهم است. آن جمله‌ى مذمت‌آمیز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم بکلى از یادم رفته که آن جمله چه بود؛ یعنى یا تصرف معنوى ایشان بود، یا کم‌حافظگى من بود؛ نمیدانم چه بود، اما اینقدر یادم هست که یک جمله‌ى مذمت‌آمیزى بود. همین را ایشان آن شب گفتند، دو روز بعدش یا یک روز بعدش آن را پاک کردند؛ گفتند: نه، همان نمیشناسم. ببینید، اینها اسوه است؛ «لقد کان لکم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة1». احزاب، آیه 21 : « لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا : برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکوئی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد میکنند.» (3) پسر من به فدای شما... معنویت مردم و خانواده‌ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‌ها، امام را به هیجان مى‌آورد. من چند بار گریه‌ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذكر مصیبت - دیده بودم. هر دفعه كه راجع به فداكاریهاى مردم با امام صحبت مى‌كردیم، ایشان به هیجان مى‌آمدند و متأثر مى‌شدند. مثلاً موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدایى بچه‌ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده‌ى این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: دیدى این بچه‌ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهایشان پُر از اشك شده است و گریه مى‌كنند. بار دیگر موقعى گریه‌ى امام را دیدم كه سخن مادر شهیدى را براى ایشان بازگو كردم: در شهرى سخنرانى داشتم. بعد از پایان سخنرانى، همین كه خواستم سوار ماشین شوم، دیدم خانمى پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف مى‌زند. گفتم راه را باز كنید، تا ببینم این خانم چه‌كار دارد. جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگویید بچه‌ام اسیر دست دشمن بود و اخیراً مطلع شدم كه او را شهید كرده‌اند. به امام بگویید فداى سرتان، شما زنده باشید؛ من حاضرم بچه‌هاى دیگرم نیز در راه شما شهید شوند. من به تهران آمدم، خدمت امام رسیدم، ولى فراموش كردم این پیغام را به ایشان بگویم. بعد كه بیرون آمدم، سفارش آن مادر شهید به ذهنم آمد. برگشتم و مجدداً خدمت امام رسیدم و آنچه را كه آن خانم گفته بود، براى ایشان نقل كردم. بلافاصله دیدم آن‌چنان چهره‌ى امام درهم رفت و آن‌چنان اشك از چشم ایشان فرو ریخت، كه قلب من را سخت فشرد. (4) پی نوشت: (1) بخشی از یاداشت آیت‌الله خامنه‌ای و مربوط به جلسات سران قوا در تاریخ چهارشنبه 1365/5/22 (دو روز قبل از روز عرفه سال 1407) (2) بیانات مقام معظم رهبری به هنگام بازدید از منزل حضرت امام خمینى(ره) در قم 1/12/1370 (3) خطبه‌های نماز جمعه تهران (4) سخنرانى در مراسم بیعت فرماندهان و اعضاى كمیته‌هاى انقلاب اسلامى 18/3/68 منابع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب پایگاه شناخت رهبری بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی در دانشگاه ها تهیه و فرآوری: عبداله فربود ، گروه حوزه علمیه

پربازدیدها

پربحث‌ها