تساوی بد موقع مقابل قطر
شامگاه سه شنبه بیست و سوم خرداد ماه سال 91 خوردشیدی ؛اینجا ورزشگاه آزادی است و قالب تماشاگرانش که نسل سومی هستند یک حس مشترک دارند؛ترس، هراس و بیم از پریدن رویای حضور جام جهانی.
اینجا ورزشگاه آزادی است و ساعت نزدیک به ده شب اما سوالات یک به یک در ذهن همه رژه می رود؛آیا با این وضعیت کی روش توان بردن ایران را به برزیل دارد؟ مربی پر ادعای پرتغالی سه بار ایران را برابر قطر آرایش میکند اما از دل این سه باز یتنها سه تساوی حاصل می شود. هنگام هنگامه ترسیدن است. آنچه تیم ملی فوتبال ایران در تاشکند به نمایش گذاشت ربطی به فوتبال و آرایش و دانسته های کی روش نداشت؛ گل خوردیم داور آن را به نفع ما نادیده گرفت و سپس بعد از نود دقیقه دفاع، بازی را با یک گل در دقایق پایانی بردیم.علی کریمی هر چه در زمین متین است و با فکر در مصاحبه عکس آن عمل می کند. لو باید بداند وقتی رسانه های ایرانی از نوع بازی تیم ملی انتقاد کردند هدف تخریب سربازان سپید پوش نبود بلکه به صدا در آوردن زنگ خطر بود. ملزم به حضور نوسترآداموس نبود بلکه هر فرد نیمه فوتبالی هم می دانست با تکرار نمایش تاشکند بعید است راه حضور در برزیل هموار باشد.اینجا ورزشگاه آزادی است و جمعیتی نزدیک به یکصد هزار نفر مبهوت اند از توقف تیم ملی ایران برابر تیم چند ملیتی قطر.مردان عنابی پوشی که به تعداد انگشتان یک دست هم در مجموعه شان قطری الاصل نداشتند اما همان هایی هم که به ازای پول راضی به پوشیدن پیراهن تیم ملی قطر شده بودند دقیقا با همان روشی بازی می کردند که در ژن اعراب حاشیه نشین جنوب خلیج فارس است؛ بازی تاخیری و سپس وقت تلف کردن به بدوی ترین شکل ممکن.ما تجربه چنین بازی هایی را قبلا نیز داشته ایم و می دانستیم اعراب در خانه ما چگونه بازی می کنند اما شوربختانه سرمربی پرتغالی تیم ملی هنوز فاصله زیادی دارد تا با جو این منطقه از جهان آشنا شود. کی روش بعد از نزدیک به یکسال و اندی هنوز با فضای فوتبال ما هم به آن شکلی که شایسته است آشنا نشده. در بازی با قطر به تکرار دفعات قبل او ترکیبی پر ایراد را در ابتدای بازی استفاده کرد و سپس پی برد با آن روش قادر به باز کردن دروازه دروازه بان سنگالی تیم قطر(!) نیست.
سانترهای پر تعداد و غلط ملی پوشان ایران دقیقا همان چیزی بود که قطری ها ارزویش را می کردند. ما تنها در چند نوبت فرصت گلزنی داشتیم که تک تک آنها از دست رفت تا تنها یک امتیاز از این بازی مهم خانگی عاید ایران شود. اینجا ورزشگاه آزادی است و حالا کارلوس کی روش به عنوان آخرین نفر و بعد از بازیکنان وارد رختکن می شود شاید بهتر آن باشد که نوع تفکرش در مورد پ رسانه های ایران تغییر دهد
واقعیتی که فاش شد؛ ستاره نداریم
آن بازیکنی که شماره ده تیم ملی را بر تن کرده بود به اصطلاح بکرترین پدیده این چند سال اخیر فوتبال ماست و نامش کریم انصاری فر است؛ می گویند پرسپولیس برای بخدمت گیری اش رقم یک میلیارد و پانصد میلیون را پیشنهاد داده است. آن یکی که یک هفته ستاره تاشکند صدایش می کردیم و قالب اوقات در الوصل و تیم ملی بصورت ذخیره به میدان می آید محمدرضا خلعتبری است که حضورش برای تیم های ایرانی به مثابه یک رویای دست نیافتنی است.آن مدافعی که چند بار سایه توپ را زد اسمش سید جلال حسینی بود که در سن سی و یک سالگی نهصد میلیون تومان با پرسپولیس قرارداد بسته است .این ها ستاره های این روزهای نقل و انتقالات فوتبال ما هستند که برابر علی کریمی سی و چهار ساله اصولا حیف نام فوتبالیست است که کنارشان بگذاریم.ستاره های نقل و انتقالات فوتبال ایرانی در زمین مسابقه به اندازه 100 میلیون هم نمی درخشند اما قیمت شان با توجه به جدول تناسب به همان منزلتی است که ستاره های شماره یک جهان از بارسا و رئال و من سیتی می گیرند.واقعیت را همگان دیدند این فوتبال در پنج سال اخیر هیچ ستاره در خور توجه ای که حتی تیم های درجه دو اروپایی به سراغ شان بیاید را پرورش نداده است. شاید حق با کی روش است که لیگ ایران را رها کرده و در لیگ سوئد و بلژیک و دانمارک به دنبال امثال امید نظری ها می گردد؛بازیکنانی که دست کم قیمت شان به فوتبال شان می خورد.
تیم ملی ایران در شبی كه حتی یك صندلی خالی هم در ورزشگاه آزادی وجود نداشت دو امتیاز فوقالعاده حساس را از دست داد.كیروش در بازی با قطر هم رگههایی از تفكرات دفاعیاش را با بازی دادن به حسین ماهینی در دفاع راست و احسان حاجصفی در بال چپ نشان داد و در نیمه دوم با تعویض این دو بازیكن با اشكان دژاگه و خلعتبری به دنبال كسب هر 3 امتیاز بازی بود، اما نداشتن طرح و برنامهای مناسب ما را از كسب هر 3 امتیاز باز داشت
ورزشگاهی که بیهوده پر شد
تیم ملی ایران در شبی كه حتی یك صندلی خالی هم در ورزشگاه آزادی وجود نداشت دو امتیاز فوقالعاده حساس را از دست داد.كیروش در بازی با قطر هم رگههایی از تفكرات دفاعیاش را با بازی دادن به حسین ماهینی در دفاع راست و احسان حاجصفی در بال چپ نشان داد و در نیمه دوم با تعویض این دو بازیكن با اشكان دژاگه و خلعتبری به دنبال كسب هر 3 امتیاز بازی بود، اما نداشتن طرح و برنامهای مناسب ما را از كسب هر 3 امتیاز باز داشت.كیروش كل طرح و برنامه بازی را در حالی بر روی سانتر از جناحین و حتی بازی مستقیم بنا نهاده بود كه در طول 90دقیقه فضای هوایی محوطه جریمه قطر در اختیار دروازبان و مدافعین قطر بود و ایران نتوانست هیچگاه از این نقشه نهچندان مناسب ره به جایی ببرد.كیروش چندی قبل به درستی اظهار داشت كه لیگ ایران لیاقت تماشاگرانش را ندارد، اما كاش امشب فهمیده باشد كه این تیم ملی هم لیاقت این تماشاگران را ندارد.از مربی بزرگی مانند كیروش انتظار میرود كه طرحهای مختلفی برای رسیدن به دروازه حریفان داشته باشد، انتظاری كه پس از بازی با قطر كمرنگتر شد.بعد از بازی اول خیلی خوشخیال بودیم كه تیم ملی را در جام جهانی میدیدیم، اما بازی دیشب شروع زجر ما در این راه خواهد بود البته امیدواریم که در این مورد ما اشتباه کرده باشیم.
مهدی طاهرخانی
بخش ورزشی تبیان




