معراجنامهی میرحیدر
این مقاله به شرح یکی از نسخ خطی دوران شاهرخ تیموری با انم معراج نامه میرحیدر می پردازد.
از اوایلِ دوران اسلامی، هنر و مذهب در ایران به صورت نزدیکی به هم مرتبط بودند، اما در دوران تیموری، به دلیل گرایشات حکام و وزیران به فرهنگ و سنت ایرانی، روح تازهای در هنر این سرزمین دمیده شد و با توجه به اهمیتی که مذهب در این میان یافت، متونِ مهمِ مذهبی نیز، علاوه بر نسخههای تاریخی و ادبی، محملی برای ارائهی آثار هنری گشت. حکام تیموری، نوعی پیوند مستقیم میان توان فرهنگی و اعتبار سیاسیِ خود به وجود آوردند که به آنها اجازه داد تا بتوانند یکی از فرهیختهترین و مذهبیترین دربارها را در تاریخ جهان اسلام بگسترانند.
دوران سلطنت شاهرخ، عصر برجستهای در حیاتِ فرهنگیِ آن زمان به شمار میرود و تحت حمایت وی، در کتابخانهی شاهرخ در هرات، هنر کتابآرایی به یکی از بالاترین سطوح خود تا آن دوران رسید. یکی از کتبی که از دوران حکومت وی، باقی مانده، کتاب زیبا و منحصربهفرد معراجنامهی میرحیدر است. این کتاب در حال حاضر در کتابخانهی ملی پاریس نگهداری میشود. قطع کتاب 34أ—5/22 سانتیمتر و تعداد صفحات 265 عدد است. این کتاب که در هرات و برای دومین امیر تیموری، شاهرخ (1447 ـ 1404/ 851 ـ 807)، مصور گشته، در سال 1436 ـ 1435 / 840 ـ 839، نقاشی شده است و نقاش در نگارههای آن نهایتِ مهارتِ فنیِ خود را نشان داده است.
معراجنامهی شاهرخی به وسیلهی میرحیدر شاعر و به زبان ترکی، ترجمه و به وسیلهی مالکبخشیِ هراتی، به خط ایغور کتابت شد. این نسخهی خطی، مزّین به 61 تصویر است که به ترتیب، در برابر چشمانِ هیجانزدهی [بیننده]، مراحل موفقیتآمیز سفر بزرگ محمد(ص) را نشان میدهد که از سرزمینهای آبی و طلایی رنگ بهشتی، همراه فرشتههایی با بالهای رنگارنگ شروع شده و به دنیایی از سایههای دوزخی که در آن شیاطین، دوزخیان را شکنجه میکنند، ختم میشود (سگای، 1385: 11)
این شاهکار، توسط مترجم مشهور داستانهای هزارویک شب، آنتوان گالاند ، در قسطنطنیه خریداری شد . این شرقشناس فرانسوی، طیِ دو مأموریت علمی که به خاور نزدیک داشت، آگاهی ژرفی از زبان، رسوم و ادبیات مردمان شرق میانه، کسب کرد. او با فضل و آگاهی، مجموعهای از نسخ خطی فارسی، ترکی و عربی ارزشمند را جمعآوری نمود که خرید معراجنامه برای چارلز فرانسوا اولیر، مارکوس دونوتیل و سفیر فرانسه در قسطنطنیه، از آن جمله بود (همان).
دوران سلطنت شاهرخ، عصر برجستهای در حیاتِ فرهنگیِ آن زمان به شمار میرود و تحت حمایت وی، در کتابخانهی شاهرخ در هرات، هنر کتابآرایی به یکی از بالاترین سطوح خود تا آن دوران رسید. یکی از کتبی که از دوران حکومت وی، باقی مانده، کتاب زیبا و منحصربهفرد معراجنامهی میرحیدر است.
پس از انتقال این اثر به فرانسه، این نسخهی خطی منحصر به فرد، در کتابخانهی کلبرت جای گرفت. وزیر لویی چهاردهم، که شخصی کنجکاو و کتابدوست بود، از فرانسوا پتیس، خواست تا کتاب را بازنویسی کند. با وجودی که او مترجم مخصوص شاه بود و به عنوان شرقشناس در سفرهایش به مصر، بیتالمقدس، ایران، ارمنستان و قسطنطنیه آموزش دیده بود، مجبور شد به ناتوانی خود، در رمزگشایی متنی که حتی زبان آن را نمیشناخت، اعتراف کند. [...] در اواسط سدهی هجدهم/دوازدهم، نسخهی خطی به کتابخانهی سلطنتی سپرده شد. تقریباً 150 سال پس از آن، آبل رموسات، خاورشناس برجستهای که در زمینهی چین مطالعه میکرد، موفق شد، بخشهایی از متن را رمزگشایی کند و بلافاصله آن را در اثر مشهورش مطالعات زبان تاتار [...] به چاپ برساند. (همان:12)
نقاشیهای این نسخهی خطی، اثر هنری چندین هنرمند نقاش است که با یادداشتهایی به زبان عربی و ترکی در حاشیه، همراه میباشد. در بخش بالایی هر صفحه [...] دستخطهایی به زبان فارسی، در شرح واقعه وجود دارد.
معراجنامه، به دلیل مباحث عمیق اعتقادی و عرفانی از یکسو و همبستگیِ روایات آن با آیات قرآن، از سویی دیگر، از ارزشی افزون بر تمامیِ آثاری که در بردارنده نوعی معراج هستند- مانند ارداویرافنامه و کمدی الهی- برخوردار است. این کتاب، نه تنها دربردارندهی عمیقترین عقایدِ معادشناسی و رستاخیز از دیدگاه دین اسلام است، بلکه بازگوکنندهی ظریفترین دیدگاههای عرفانی و اشراقی به مسألهی نیک و بد، بهشت و دوزخ، بالا و پایین، شادی و غم و از همه مهمتر نور دربرگیرنده و نار سوزاننده است.
کتاب معراجنامهی میرحیدر، در مقام نخست، به دلیل غنای رنگآمیزی خود، تحسینبرانگیز است. جبرئیل، چتر بالهای رنگارنگ خود را با شکوه تمام، در آسمانی که ستارههای طلایی و نقرهای آن را پوشانده، میگستراند. رنگبندیِ دوران تیموری، به طور خاص، نه فقط در ظروف سفالین و چینی، بلکه در تارهای پارچه و پوششهای دیوار، با رنگمایههای روشن بنفش، زرشکی، طلایی، نیلی، زرد طلایی، سبز روشن و رنگهای درخشان فرشها، به چشم میخورد. هر تصویر، چون پنجرهای شیشهرنگ، چشم را خیره میکند (همان: 26).
اگرچه در این تصاویر، بیان احساس، بهطور کلی عاری از هیجانات شخصی است، در عوض میتوان، عناصری مانند حالات روحی، گرایشهای توأم با تفکر، کنجکاوی، درونگرایی، جادو، تحسین، بردباری، غم و حتی توحش را در مسیر مردمکِ چشمهای کشیدهی شخصیتها، مشاهده کرد. یکنواختیِ حالات، از طرفی با موقعیت سرها، که کموبیش کج و اغلب، سه رخ نشان داده شدهاند؛ و از طرف دیگر، با حرکات دستها و موقعیت بدنهای لاغر و بلند، شکسته شده است [...] شکل لباسها، برگرفته از سنت مغولی است که به سبک قدیمی، عموماً با لباسهای بلند و گشاد و معمولاً تکرنگ و یا با خطوط مرتب و تاجها و شکل موهایی به سبک تیموری مشخص شده است. پرهایی که حوریان و بعضی از فرشتگان بر سر دارند، متعلق به پوشش مغولی است. در بین اویغورها، تاجهای پردار یا پرندهای، نشانگر چابکیِ پرواز پرنده است (همان).
به غیر از تصویر براق، به ندرت تصاویر حیوانات، در طبقات آسمانی دیده میشود. این حیوان نمادین و افسانهای، بدنی مانند قاطر و صورتی شبیه زن دارد که هنرمندان، بدون استثنا، این چهره را از روبهرو نمایش دادهاند.
معراجنامه، به دلیل مباحث عمیق اعتقادی و عرفانی از یکسو و همبستگیِ روایات آن با آیات قرآن، از سویی دیگر، از ارزشی افزون بر تمامیِ آثاری که در بردارنده نوعی معراج هستند- مانند ارداویرافنامه و کمدی الهی- برخوردار است. این کتاب، نه تنها دربردارندهی عمیقترین عقایدِ معادشناسی و رستاخیز از دیدگاه دین اسلام است، بلکه بازگوکنندهی ظریفترین دیدگاههای عرفانی و اشراقی به مسألهی نیک و بد، بهشت و دوزخ، بالا و پایین، شادی و غم و از همه مهمتر نور دربرگیرنده و نار سوزاننده است.
در مکانهای سفر معراج، ابتدا آسمانهای نیلی با ابرهای بسیار پرهیاهوی چینی، جانی تازه گرفته و سپس با دنبالههای بلندی که از پشت کشیده شده، شبیه حلقهی گل، پیچ خوردهاند. این ابداع، یکی از معمولترین بازنماییهای ملکوت، پس از سدهی هشتم هجری است.
تصاویر باغهای بهشتی، پیچیدهتر است و در تصاویر مربوط به جهنم سادگیِ بیشتری مشاهده میشود. زمینهی کلیهی تصاویر، در جهنم، سیاه و پیکرهی حضرت محمد، سوار بر براق و جبرئیل تقریباً به صورت کلیشهوار تکرار میشود و تنها حالت دستها و یا زاویهی صورت و بیرونزدگی از کادر تنوعی کم به این کاراکترها میدهد.
سمیه رمضان ماهی
بخش هنری تبیان
منبع:
ـ سگای، ماریرز. (1385). معراجنامه، سفر معجزهآسای پیامبر(ص). ترجمهی مهناز شایستهفر. تهران: موسسهی مطالعات هنر اسلامی (مهاس).


