اسلام و علوم اجتماعی
تحول در علوم انسانی و حوزه (قسمت چهارم)
اسلام برای به کمال رساندن انسان آمده و انسان در کنار انسان های دیگر جامعه را تشکیل می دهد، پس اسلام برای به کمال رساندن جامعه نیز برنامه دارد.
قرآن به مطالعات اجتماعی در راستای نیل به همین هدف بسیار اهمیت داده است، یک دسته از آیاتی که اهمیت مطالعات اجتماعی را در قرآن مشخص کرده و جایگاه علم جامعه شناسی را در اسلام تعیین میکند،
آیاتی هستند که ضمن بیان احوال اقوام و امت های پیشین، انسان را دعوت به عبرت گرفتن از آن میکنند، این آیات به طور مستقیم به انجام مطالعات اجتماعی مربوط میشوند، چون اجرای دستور اسلامی مبنی بر شناخت اقوام و ملت های گذشته و عبرت آموزی از آن در واقع بخشی مهمی از موضوعات علوم اجتماعی را تشکیل میدهد.
خداوند از طریق بیان احوال اقوام گذشته، اعم از نیاکان و بدان آن ها، می خواهد مردم هر زمانی از آن پند و عبرت گرفته، رفتار نیاکان امم سابقه را اسوه و الگوی خویش قرار دهند و از رفتار ناشایست افراد و گروه های ناصالح پند و عبرت گرفته و در نتیجه به سعادت واقعی در دنیا و آخرت نایل شوند.
"یُرِیدُ اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَكُمْ وَیَهْدِیَكُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ وَیَتُوبَ عَلَیْكُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ"[1]
خداوند می خواهد (با این دستورها راههای خوشبختی و سعادت را) برای شما آشكار سازد، و به سنتهای (صحیح) پیشینیان رهبری كند، و شما را از گناه پاك سازد و خداوند دانا و حكیم است.
و برای فراگیری آثار اعمال که یکی از قوانین ثابت جامعه شناختی ست، می فرماید:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ "[2]
و اگر مردمی كه در شهرها و آبادیها زندگی دارند ایمان بیاورند و تقوی پیشه كنند بركات آسمان و زمین را بر آنها میگشائیم ولی (آنها حقایق را) تكذیب كردند ما هم آنانرا به كیفر اعمالشان مجازات كردیم.
اسلام و روان شناسی
بیان شد که بر خلاف مکاتب و جهان بینی های مادی اسلام به بعد معنوی و روحی انسان نگریسته و راه رشد و تعالی آن را بیان داشته است؟، پس آیا نمی توان اصول و علم روان شناسی را از اسلام و منابع اسلامی تهیه و تولید کرد؟
قرآن در باره شخصیت که اساس شناخت روان است می فرماید:
«قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً» [3]
بگو: «همه بر طبق (روش و خُلق و خوى) خویش عمل مىكنند؛ و پروردگارتان داناتر است، به كسى كه او رهیافتهتر است.»
و حتی در روان شناسی رنگ ها می فرماید:
"قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَیِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ" [4]
گفتند: از پروردگار خود بخواه كه برای ما روشن سازد چه رنگی داشته باشد؟ گفت: خداوند میگوید: گاوی باشد زرد یك دست كه رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور سازد!
در این آیه سخن از گاو زرد رنگی است كه هر بیننده ای، با دیدن آن شادی درونی پیدا میكند.
و آیا کودک درونی که روان شناسان ما آن را پایه و اساس بسیاری از مشکلات و رفتارهای دوران جوانی و بزرگسالی می دانند نمی تواند همان رفتار و نوع تربیت والدین و محیط در فرزندان باشد که اسلام به آن بیش از بیش توجه داشته است؟
اسلام و جغرافیا
اگر به مسائل جغرافیایی قرآن در گذشته اعتنا می شد و به عبارتی در فهم آن می کوشیدند مسائل زمین و آسمان و شگفتی های آن سال ها پیش از این برای بشریت نمایان می گشت؛
"وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ البَحرَینِ هذَا عَذبٌ فُراتٌ وَ هذَا مِلحٌ اُجاجٌ وَ جَعَلَ بَینَهُمَا بَرزَخًا وَ حِجرًا مَحجُورًا" [5]
او کسی است که دو دریا را درکنار هم قرار داد یکی گوارا و شیرین ودیگری شور وتلخ و در میان آنها برزخی قرار داد گویی هر یک از آنها به دیگری می گوید دورباش و نزدیک نیا .
به هر حال این آیه یکی دیگر از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم می کند که چگونه یک حجاب نامرئی و حائل ناپیدا در میان دریای شور و شیرین قرار می گیرد و اجازه نمی دهد آن ها با هم آمیخته شوند.
البته امروز این را می دانیم که این حجاب نامرئی همان "تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین" و به اصطلاح تفاوت "وزن مخصوص" آن ها است که سبب می شود تا مدت مدیدی باهم نیامیزند.
گرچه جمعی از مفسران برای پیدا کردن این دو دریا در روی کره زمین به زحمت افتاده اند که درکجا دریای آبشیرین در کنار آب شور قرار گرفته و مخلوط نمی شود؟ ولی این مشکل نیز برای ما حل شده است زیرا می دانیم تمام رودخانه های عظیم آب شیرین تشکیل می دهند و آب های شور را به عقب می رانند و تا مدت زیادی این وضع ادامه دارد، و به خاطر تفاوت درجه غلظت آن ها، از آمیخته شدن با یکدیگر ابا دارند و هر یک به دیگری ( حجرا محجورا ) می گویند .
و درباره ستارگان می گوید:
"اِنّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنیَا بِزینَهٍ الکَوَاکِبِ" [6]
ما نزدیکترین آسمان را به زیور نجوم بیاراستیم .
و در باب خورشید و ماه چنین می فرماید:
"لَا الشَّمسُ یَنبَغِی لَهَا اَن تُدرِکَ القَمَرَ وَلَا الّلَیلُ سابِقُ النَّهَارِ وَ کُلٌ فِی فَلَکٍ یَسبَحُونَ" [7]
نه خورشید را شاید که به ماه فرا رسد ونه شب به روز سبقت گیرد و هر یک بر مدار معینی ( در این دریای بی پایان ) شناورند .
منظور از حرکت خورشید در این بحث حرکت آن بر حسب حس ماست این تغییرات همگی نشان می دهد حتی بعد از کشف حرکت زمین به دور خورشید وسکون آن تعبیرات گذشته راجع به حرکت خورشید را می رود چرا که از نظر حسی چنین به نظر می آید که خورشید در حرکت است و این تعبیرات از همین جا گرفته است .
این ها فقط مثال هایی از نظریات اسلام در باب بعضی از علوم انسانی بود که نشان می دهد دین کامل اسلام در باب عمه علوم صاحب رأی و روش است و می توان برای تأسیس و تدوین علوم انسانی از منابع اسلامی بهره برد.
پی نوشتها:
[1] نساء، 26.
[2] اعراف، 96.
[3] أسراء ، 84.
[4] بقره، 69.
[5] فرقان، 53.
[6] صافات، 6.
[7] یس، 40.
تهیه و تولید : احمد اولیایی ، گروه حوزه علمیه تبیان



