پس از اینکه علیشاه در جمادی الثانی1160ﻫ.ق با لقب عادلشاه برتخت سلطنت نشست٬ برادرش ابراهیم خان ...

سه‌شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
ابراهیم خان افشار
ابراهیم خان افشار از مجموعه مشاهیر مدفون در حرم امام رضا(ع) افشار-ابراهیم خان(1162-ه.ق) ابراهیم خان فرزند ابراهیم ظهیرالدوله(مقتول1151ه.ق) برادرزاده نادرشاه افشار. نام اصلی ابراهیم خان،‌سومین پسر ظهیرالدوله، محمد علی بیگ بود ولی بعد از قتل پدرش در سال 1155ه.ق از سوی نادرشاه به نام ابراهیم خان خوانده شد و حکومت آذربایجان به او واگذار گردید. مهمترین کار او طی دوره حکومتش، که دو سال طول کشید، دستگیر کردن سام میرزا بود. این شخص که خود را از فرزندان شاه سلطان حسین صفوی می دانست، در اردبیل شورش کرد و در نواحی گیلان و آذربایجان طرفدارانی به دست آورد. ابراهیم خان او را دستگیر و بعد از مثله کردنش رهایش کرد. از آن پس تا سال 1157ه.ق از ابراهیم خان اطلاعی در دست نیست، به نظر می‌آید او همچنان حاکم منطقه آذربایجان بوده است. در همین سال در نواحی ارس به دستور نادر همزمان مراسم ازدواج امام قلی میرزا پسر نادر و ابراهیم خان برگزار شد. بعد از مراسم ازدواج حکومت عراق به او واگذار شد. منظور از عراق در اینجا عراق عجم است که نواحی غرب ایران را شامل می‌شده است. پس از اینکه علیشاه در جمادی الثانی1160ه.ق با لقب عادلشاه برتخت سلطنت نشست، برادرش ابراهیم خان را به عنوان حاکم اصفهان انتخاب کرد. او خیلی زود روانه اصفهان شد و در آنجا زمینه‌های استقلال را مهیا کرد. علیشاه که اعتماد چندانی به برادر نداشت، سهراب خان، غلام گرجی را به اصفهان فرستاد تا اعمال او را زیر نظر داشته باشد. ابراهیم خان که هدف او را دریافته بود سهراب‌خان را به قتل رساند و سرکشی و طغیان خود را علیه برادر اعلام کرد. او در اولین قدم سعی کرد با بخشش مال فراوان، افاغنه و ازبک‌های سپاهش را با خود همراه کند. لازم به ذکر است که نادرشاه افشار نیز در اواخر کار خویش بیشتر به قوم ازبک و افغان متمایل شد و جنگاوران ایرانی را که به عنوان قزلباش شناخته می‌شدند تا حدی کنار گذاشت. ابراهیم‌خان هم همین رویه را در پیش گرفت و بیشترین توجه خویش را به این دو قوم معطوف کرد. او همچنین تعدادی دیگر از سرداران و فرماندهان را به خود جلب نمود و از فردی به نام شفیعای آبروکه در اصفهان ادعای مکاشفه داشت، استمداد طلبید. این درویش چهل سال سلطنت برای او پیش‌گویی کرد و نقشی به او داد که آن را به نشانه پیروزی درجلوی لشگریان خویش حرکت دهد. اولین لشکرکشی ابراهیم خان حمله به کرمانشاه بود. علت آن بود که در قلعه این شهر مقدار قابل توجهی از توپخانه و ادوات نظامی که نادرشاه برای حمله به عثمانی جمع آورده بود نگهداری می شد. ابراهیم‌خان سپاهی متشکل از افاغنه و ازبک راهی این شهرکرد. در این زمان امیرخان میش مست توپچی باشی از جانب علیشاه درکرمانشاه حکومت می کرد. امیرخان به مقابله نیروهای ابراهیم خان آمد اما شکست خورد و قلعه با تمام امکانات آن به تصرف ابراهیم خان درآمد. البته امیرخان بار دیگر با سمت توپچی باشی سپاه، فرماندهی توپخانه ابراهیم خان را به عهده گرفت. ابراهیم خان حمایت امیراصلان‌خان قرقلو عمه زاده نادرشاه که توسط نادر به عنوان سردار آذربایجان انتخاب شده بود و بعد از قتل نادر نیروی عظیم و نیرومندی در اختیار داشت، را هم به دست آورد و با نیرویی عظیم که تعداد آن بالغ بر صد هزار نفر نوشته‌اند به مصاف برادرش علیشاه رفت. جنگ بین دو برادر در محلی بین سلطانیه و زنجان به نام سماخی رخ داد. در طی جنگ بسیاری از سپاهیان عادل شاه به لشکر ابراهیم‌خان پیوستند و موجب شکست او شدند. علیشاه به سمت تهران فرار کرد، ابراهیم عده ای را به تعقیبش فرستاد که در تهران به دست محسن خان حاکم شهر دستگیر و به دستور ابراهیم نابینا گردید. ابراهیم خان در ذی الحجه 1161ه.ق خود را شاه نامید و علیشاه نابینا را با دیگر افراد خانواده خویش به قم فرستاد. او سعی کرد با دربار عثمانی هم ارتباط برقرارکند و به مصطفی خان شاملو، نماینده نادر که در بغداد بود، دستور داد مأموریت خود را به پایان برساند. همچنین نامه هایی به احمد پاشا حاکم بغداد، برای شناسایی سلطنتش از طرف عثمانی فرستاد. درهمین زمان یکی از فرماندهانش به نام امیراصلان‌خان که بعد از جنگ دو برادر به سمت تبریز حرکت کرده بود، به فکر خودسری افتاد، ابراهیم شاه به قصد سرکوب او حرکت کرد و درحوالی مراغه در جنگی که به وقوع پیوست امیراصلان‌خان شکست خورد و به قتل رسید. ابراهیم خان از تبریز سید محمد متولی را جهت تعمیر و بازسازی حرم حضرت معصومه و سد نمودن رودخانه ای که در آن حوالی همیشه طغیان می کرد روانه قم نمود. بعد از اتمام کار امیراصلان‌خان، مهمترین رقیب و مشکل ابراهیم، شاهرخ میرزا بود. شاهرخ که حدود 15سال بیشتر نداشت، بعد از مرگ نادر توسط علیشاه در ارگ مشهد زندانی شده بود. ابراهیم‌خان برای اینکه از شر او راحت شود، حسین بیگ برادرکوچک خویش را به عنوان سردارخراسان تعیین و به سوی مشهد روانه نمود. او شایع کرد که سلطنت متعلق به شاهرخ میرزا می‌باشد و او (ابراهیم خان) در راستای رساندن این حق به صاحبش است، پس باید شاهزاده به اصفهان بیاید و بر تخت حکومت تکیه زند. این کار ترفندی بود که ابراهیم به کاربرد تا بتواند هم شاهرخ را فروگیرد و هم خزاین سرشار نادری را که در مشهد قرار داشت به دست آورد. اما خوانین خراسان که چشم طمع به اموال نادربسته بودند، شاهرخ نوجوان را از زندان بیرون آورده و برتخت نشاندند. به دستورشاهرخ لشکری به مقابله ابراهیم گسیل شد. ابراهیم نیز از تبریز با لشکر مستعد و مجهز روانه خراسان گردید اما بین این دو لشکر جنگی رخ نداد زیرا در سرخه سمنان قزلباشان سپاه ابراهیم به علت توجه و تمایل بیشتر ابراهیم‌خان به افاغنه و ازبک از اوجدا شدند. ابراهیم با همراهان باقی مانده ایی که اغلب از دو قوم مذکور بودند به سمت قم برگشت، که در آن سید محمد متولی اختیاردار امور بود. پیش از رسیدن ابراهیم شاه به قم بین افاغنه شهر و اهالی اختلافاتی رخ داد و افغانی‌ها از شهر بیرون رانده شدند، زمانی هم که ابراهیم شاه قصد ورود به شهر داشت دروازه‌های شهر به روی او بسته شد و دستور او برای غارت شهر به جایی نرسید. اقوام ازبک و افغان هم که خود را در شرایط سختی می‌دیدند، از او جدا شده و راهی وطن خویش شدند. ابراهیم که تنها مانده بود با عده کمی از نزدیکان خویش به قلعه قلاپور، بین قزوین و ساوه، پناهنده شد. اهل قلعه او را دستگیر و خبرآن را نزد شاهرخ فرستادند. به دستور شاهرخ، او را نابینا و پس از چندی همراه برادرش علیشاه روانه مشهد کردند. در بین راه، قبل از رسیدن به شهر ابراهیم در سال 1162 کشته شد و جسدش را به مشهد آوردند. منبع:‌ مشاهیر مدفون در حرم،پایگاه امام رضا بخش حریم رضوی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها