در آن هنگام كه قدرت نامشروع، با ناآگاهى اكثريت مردم، با تلقين‏پذيرى عاميان و ناتوانى و زبونى و مصلحت انديشىِ عده‏اى كه استعدادِ اصلاحِ مديريتِ جامعه را دارند، دست به دست هم داد، فرزندى به نام يزيدبن معاويه مى‏زايد كه دستور كشتن مردى به نام حسين‏بن على علي

پنجشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
يزيد كيست و كارنامه او چيست؟
یزید کیست و کارنامه او چیست؟ چهره‏هایی در تاریخ بشریت ظهور کرده‏اند که یک بار دیدن یا شنیدن توصیفی از آنان، برای اطلاع از وقاحت و بی‏شرمی بی‏نهایت و شدت مبارزه آن‏ها با حق و حقیقت که یک انسان‏نما می‏تواند داشته باشد، کفایت می‏کند. بی‏تردید یزید یکی از آن چهره‏هاست که به تنهایی مجمع خباثت نسل و رذالت خانوادگی و نشو و نمای خودمحوری و لذت‏پرستی و کامجوییِ حیوانی را در وجود خود جمع کرده است. نخستین جمله را از عبدالرحمن ابن خلدون مؤلف مقدمه تاریخ معروف می‏شنویم. او می‏گوید: «اما درباره امام حسین چه بگویم؛ وقتی که فسق و انحراف یزید بر همه مردم دورانش آشکار شد، پیروان اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله در کوفه، از حسین‏بن علی درخواست کردند که به کوفه برود و آنان در قیام علیه یزید یاری‏اش کنند» .(1) این جمله مختصر می‏تواند شخصیت یزید را به تمام معنی آشکار کند، زیرا فساد و تبهکاری و انحراف یک شخصیت تا به حد نهایی نرسد، گفته نمی‏شود که اوصاف قبیح مزبور آن شخص برای همه ثابت شده است، زیرا صدها احتمال و تأویل و تفسیر و اغراض شخصی و عمومی، مانع از آن است که همه مردم در بیش از ده جامعه بزرگ اسلامیِ آن روز، از کوچک و بزرگ و دانا و نادان و خوب و بد ... همه و همه، فساد و تبهکاریِ شاخص‏ترین فردشان را بپذیرند. اگر از این اتفاق‏نظر جوامعِ عصرِ خود یزید و صاحب نظران قرون و اعصار بعدی بگذریم، توجه شایسته به کردار سه سال و نیمه‏اش، جای تردیدی در این حقیقت نمی‏گذارد که در صورت موافقت امام حسین علیه السلام با او، نتیجه‏ای جز امضای نابودی اسلام و بردگی مردم به بنی‏امیه در بر نداشت. در آن هنگام که قدرت نامشروع، با ناآگاهی اکثریت مردم، با تلقین‏پذیری عامیان و ناتوانی و زبونی و مصلحت اندیشیِ عده‏ای که استعدادِ اصلاحِ مدیریتِ جامعه را دارند، دست به دست هم داد، فرزندی به نام یزیدبن معاویه می‏زاید که دستور کشتن مردی به نام حسین‏بن علی علیه السلام را صادر می‏کند که جلوه‏گاه اعلای همه ارزش‏های والای انسانی - الهی است کارنامه یزید اما کارنامه سه سال و نیم یزید: 1- کشتن حسین‏بن علی علیهماالسلام با هفتاد و یک رادمرد دیگر به وضعی که تاکنون هیچ مورخی، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، بدون لرز و وحشت و ناراحتیِ روحیِ شدید، نتوانسته است پیرامون آن حادثه مطالعه‏ای کند و چیزی بنویسد. 2- قتل عام اهالی مدینه، که به قول مورخان درباره جلادان خون آشام مغول آمدند و کشتند و تارومار کردند و سوزاندند و رفتند با این تفاوت که در هیچ تاریخی دیده نشده است که چنگیز و هلاکو و آباقاخان به فرماندهان خود دستور بدهند که کسانی را که از لبه شمشیر شما سالم ماندند، دور خود جمع کنید و از یکایک آنان برای برده شدن به من بیعت بگیرید. این دستور را یزید ضد بشر صادر کرده است. دستور یزید به جلادش مسلم‏بن عقبه چنین بود که اگر کسی از اهل مدینه زنده بماند، باید برای بردگیِ محض با من (یزید) بیعت کند و اگر کسی از پذیرش بردگی امتناع ورزید، گردنش از بدنش جدا شود.(2) 3- سوزاندن بیت‏الله الحرام و کشتار اهل مکه. این بود کارنامه سه سال و نیم یزید. معاویه پسرش یزید را بر جای خود نصب کرد و برای رویاروییِ بی‏پرده با شخصیتی که برای خود ساخته بود، به زیر خاک رفت. بار دیگر تاریخ بشری، شخصیتی تبلور یافته از سرگذشتی را که از نظر اهداف و آرمان‏های اعلای انسانی اسلامی غیر قابل توجیه بود، راهیِ زیر خاک تیره نمود. ولی همان‏گونه که خاک تیره، به جهت جانشین ساختن فرزندش یزید که ادامه وجود او بود، نتوانست آن چهره شناخته شده را مخفی نماید، هم‏چنان یاوه گویی‏های چاپلوسانِ متملق نیز نتوانست صورت واقعی او را از دل‏ها بزداید و از تاریخ محو سازد. آن چه که در آثار نقل شده از آن روزگار دیده می‏شود، بیش از این نیست که معاویه، زمینه تحمیل سلطه‏گری یزید را بر بعضی از مردم به وسیله شمشیر و یا سفره‏های رنگین آماده کرده بود، ولی هیچ تاریخ مستندی نگفته است که مردم - عموما از طبقه معمولی گرفته تا شخصیت‏های برجسته - با کمال رضایت با یزید بیعت نموده و او را که فردی پست‏تر از او در میانشان نبود، برای زمامداری برگزیده باشند. آری، در آن هنگام که قدرت نامشروع، با ناآگاهی اکثریت مردم، با تلقین‏پذیری عامیان و ناتوانی و زبونی و مصلحت اندیشیِ عده‏ای که استعدادِ اصلاحِ مدیریتِ جامعه را دارند، دست به دست هم داد، فرزندی به نام یزیدبن معاویه می‏زاید که دستور کشتن مردی به نام حسین‏بن علی علیه السلام را صادر می‏کند که جلوه‏گاه اعلای همه ارزش‏های والای انسانی - الهی است. پی نوشت: 1) مقدمه تاریخ، ابن خلدون، ص 216. 2) تاریخ یعقوبی، ج 2، صص 250 و 251. بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان منبع: کتاب «امام حسین علیه السلام، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت»؛ علامه محمدتقی جعفری (ره).

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها