فیلم خدمتکار The helpدر چند ماه گذشته جزو بهترین آثاری بود که به اکران جهانی در آمد و به خصوص در آمریکا با استقبال خوبی مواجه شد.چرا که رمان مورد اقتباس این فیلم در سال 2009 به قلم کاترین استاکت منتشر شده و در همان هفته های ابتدایی به فروش خوبی دست یافته

یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
 ورود سگ و سیاه ممنوع!
ورود سگ و سیاه ممنوع! مروری بر فیلم خدمتکار فیلم خدمتکار The helpدر چند ماه گذشته جزو بهترین آثاری بود که به اکران جهانی در آمد و به خصوص در آمریکا با استقبال خوبی مواجه شد.چرا که رمان مورد اقتباس این فیلم در سال 2009 به قلم "کاترین استاکت" منتشر شده و در همان هفته های ابتدایی به فروش خوبی دست یافته بود. "خدمتکار”‌ در ”‌box office”‌ هم برای روزهای متمادی جایگاه خوب و مستحکمی داشت و چنانچه در بالا ذکر شد فروشش به عنوان فیلمی که نه ستاره فوق العاده ای در اختیار داشت و نه داستان جذاب و پر کششی که بیننده را میخکوب کند عالی به نظر می رسد و به غیر از این منتقدان آمریکایی یکصدا فیلم را ستوده اند .لابد "تیت تیلور"،کارگردان اثر،که پیش از این دو فیلم کم اهمیت ساخته بود و در آثار زیادی به عنوان بازیگر نقش دهم بازی کرده بود حالا از چنین موفقیتی به خود می بالد. "خدمتکار"در سال1960 ،ایالت می سی سی پی به روایت داستان زنی سیاهپوست و میانسال به نام "ابیلین کلارک"می پردازد که تمام عمر خود را وقف خدمت به خانواده های سفید پوست کرده و کودکان آنها را تر و خشک کرده اما آنها به شدت بدرفتار،متکبر و نژاد پرست هستند و از این که او حتی از توالتشان استفاده کند اکراه دارند.این نه فقط زندگی "ابیلین"که زندگی باقی زنان سیاه پوست آن شهر کوچک است و اوضاع حتی برای برخی بدتر هم پیش می رود مثل "مینی" دوست وی که برای "هیلی"،سردسته نژاد پرستان این جامعه کوچک کار می کند و علیرغم دستپخت خوب و خدمات مختلفش هیلی همان کسی است که با بی رحمی سعی در جداسازی سرویس بهداشتی خدمتکاران دارد!در این اوضاع و احوال دختری به نام "اسکیتر فلان"که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده به شهرش باز می گردد ، پس از مدتی با این تصمیم که کتابی جنجالی درباره زندگی خدمتکاران بنویسد سعی می کند با "ابیلین"رابطه دوستانه ای برقرار کند و شروع این دوستی منجر به رسوایی های زننده ای برای بانوان شهر می شود. فیلم "خدمتکار" به لحاظ فرم و ساختار فیلمی ساده ، یکدست و تا حدودی کسل کننده است.در آن آنطور که باید و شاید از فلاش بک استفاده مفیدی نمی شود. برای مثال صحنه ای که "مینی" می خواهد از راز بزرگش پرده بردارد،واقعیت به نحوی مثله شده و گم می شود تا اواسط فیلم که به طرز لوسی بیان شده و در خدمت داستان قرار می گیرد. فیلم برداری ساده و به دور از هرگونه خلاقیت است و بسیاری از سکانس های به شدت عاطفی و احساسی از فقدان موسیقی متن رنج می برند.از دیدگاه محتوایی نیز این فیلم قرار بوده تبعیض نژادی را به شکلی متفاوت و از منظری که تاکنون عنوان نشده نشان بدهد اما آن اندازه که مستندات و سایر آثاری موفق پیشین گواهی می دهند موفق عمل نکرده است. استناد به اینکه یک سیاهپوست حق استفاده از توالت یک سفیدپوست را ندارد در برابر جنایات و آزارهایی که این سفیدپوستان متمدن در حق هم نوع رنگین پست خود روا داشته اند اصلا مشکل مهمی به نظر نمی رسد! اینکه یک زن سیاهپوست مجبور است پست ترین کارهای خانه ،آشپزی،خرید،بچه داری و میزبانی مهمانی های زنانی را به عهده گیرد که این همه با تفرعن و تکبر بااو رفتار می کنند جوری تصویر شده که برای خودش هم در آن دوران امری عادی و طبیعی به نظر می رسیده و شاید اگر"ابیلین" تا آن حد زن محکم و شجاعی نبود هرگز به "اسکیتر"در نگارش کتاب کمک نمی کرد و رنج هایش را بیان نمی کرد همانگونه که باقی خدمتکاران در ابتدا نپذیرفتند و در انتها از سر خشمی که نسبت به اربابانشان داشتند افشاگری کردند. اکران فیلم "خدمتکار" در دولت یک رئیس جمهوری سیاهپوست و در دورانی که بیشترین افتخارات سرزمین پهناور آمریکا در موسیقی و ورزش توسط سیاهپوستان به دست می آید خود بیانگر آن است که شاید هنوز هم در این جامعه آدم های نژاد پرستی باشند که بر سر در رستوران هایشان بنویسند"ورود سگ و سیاه ممنوع!" "خدمتکار"می توانست سکانس های دراماتیک تر و قوی تری ارائه کند،بیننده را با خود همراه سازد و دیالوگ هایی بر زبان آورد که خشم مخاطب را بر علیه تبعیض نژادی تحریک کند اما همه فیلم از داستان ساده و کسل کننده یک خطی فرار نمی رود .در تاریخ در این باره مفصل روایت شده و اینکه فیلمی امروزی از یک کارگردان جوان چطور می تواند به این راحتی از اینهمه محنت و درد خیلی ساده بگذرد و همه چیز را چنان عادی روایت کند که بیننده نزد خود بگوید:"مردم این شهر خیلی خوب هستند که روزی سه وعده خدمتکاران را شلاق نمی زنند!" قوانین علیه سیاه ها چون مدرسه جدا،بخش مجزا در اتوبوس و محرومیت از نشست و برخاست و غذاخوردن با سفید پوستان تنها به طور گذرا در فیلم ذکر می شوند و از نهضت پر شور و موثر "مارتین لوترکینگ"به یک سخنرانی کوتاه تلویزیونی اکتفا می شود. البته در "خدمتکار" زنان آمریکایی نیز نقد می شوند، اینکه نه به زندگی خود توجه دارند نه به کودکانشان ،تنها در فکر سر و ظاهر خود هستند و بزرگترین دستاوردشان"شوهر کردن"است! و هم چنین به عنوان بزرگترین حسن فیلم می توان از سکانس پایانی نام برد که برخلاف همیشه که خوب ها پیروز داستان اند اینجا باز هم این جامعه امن،مدرن و دموکرات رای به حذف زن سیاهپوست می دهد و زیباترین صحنه فیلم در حالی رقم می خورد که ابیلین تنها و خسته با ساکی در دست در امتداد پرسپکتیو خیابان زیبا و سرسبز راه می رود و با لحنی بغض آلود می گوید:"ماموبلی آخرین بچه ای بود که بزرگ کردم". "وایولا دیویس" در نقش "ابیلین"بازی فوق العاده ای ارائه داده و با نگاه های غمگین و معصوم،صدای خراش دار و بغض آلودش توانسته حس نقش را به خوبی در آورد و تجسم قابل توجهی از یک خدمتکار سیاهپوست مورد ظلم را به بیننده نشان دهد.او به احتمال قوی یکی از بخت های اسکار امسال خواهد بود. همچنین "اوکتاویو اسپنسر"در نقش "مینی" چنان شوخ و سرزنده است که حتی انتقامش نیز به نوعی کمدی و مفرح جلوه می کند و با حضورش گرمی خاصی به فضای فیلم می دهد. اما حیف که بازی این دو پدیده را دو بازیگر پاپ کورنی هالیوود به هدر داده اند و در مقابلشان بسیار ضعیف ظاهر شده اند. اولی "اما استون" در نقش "اسکیتر" که به مدد فیلم های ژانر دبیرستان به شهرت دست یافت و هیچ کدام از نقش آفرینی هایش ارزش هنری نداشته اند و دومی "برایس دالاس هاوارد"دختر "ران هاوارد"کارگردان مطرح هالیوود که از جهاتی بر "استون" برتری دارد اما نقش "هیلی" با زیر و بم های خاصش بازیگری به مراتب تواناتر از هاواردی را می طلبد که بهترین بازی اش در فیلمی چون "گرگ و میش :خسوف" ارائه شده باشد. اکران فیلم "خدمتکار" در دولت یک رئیس جمهوری سیاهپوست و در دورانی که بیشترین افتخارات سرزمین پهناور آمریکا در موسیقی و ورزش توسط سیاهپوستان به دست می آید خود بیانگر آن است که شاید هنوز هم در این جامعه آدم های نژاد پرستی باشند که بر سر در رستوران هایشان بنویسند"ورود سگ و سیاه ممنوع!" و شاید این فیلم و امثالهم بنا به ملاحظه ی آنان این چنین دست به عصا راه می روند! بخش سینما و تلویزیون تبیان منبع:سینمای ایران / شادی رستمی

پربازدیدها

پربحث‌ها