از جمله اوصاف بندگان شايسته خداي متعالي، عدم وابستگي به شهوات و لذايذ مادي زودگذر دنيايي است.

شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

اخلاق و عرفان اسلامی

عرفان اسلامی
از جمله اوصاف بندگان شایسته خدای متعالی، عدم وابستگی به شهوات و لذایذ مادی زودگذر دنیایی است.

بر گرفته از بیانات حضرت آیت الله مصباح یزدی

آنچه در آموزه‏های دینی نكوهیده شده است نه اصل بهره‏گیری از شهوات و لذایذ مادی، بلكه دوستی، وابستگی و هدف قرار گرفتن آنهاست. اصل بهره‏گیری از شهوات و لذات مادی و دنیوی و... توسط مؤمنان و آن را مقدمه سعادت، كمال و تعالی خویش قرار دادن، امری شایسته و پسندیده است.

مفهوم و كاربردهای شهوت

امام علی علیه‏السلام در این عبارت نورانی، شهوت را به پیراهن تشبیه كرده‏اند و پرداختن به شهوات را بسان پوشیدن آن دانسته‏اند؛ و سپس در وصف دوستان برگزیده خداوند فرموده‏اند: «پیراهن شهوت را از تن به در آورده‏اند.»

الف. كاربرد تكوینی شهوت

اصل تمایل و میل، كه در معنای لغوی شهوت نهفته است، امری طبیعی و تكوینی است كه خداوند در نهاد انسان

قرار داده است. بر این اساس، وقتی نیاز گرسنگی در ما پدید می‏آید، میل و اشتها به غذا رخ می‏نمایاند. با این وصف تمایل و میل داشتن، خودبه‏خود، در قلمرو اخلاق قرار نمی‏گیرد و به «خوب» یا «بد» اخلاقی متصف نمی‏شود و ارزش یا ضد ارزش به شمار نمی‏آید. همان‏گونه كه میل و تمایل داشتن در دنیا، امری تكوینی برای انسان به شمار می‏آید.

در بهشت نیز میل به لذت‏ها و نعمت‏های بهشتی مطرح است.

خداوند در این‏باره می‏فرماید: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»؛1و در آنجا آنچه دل‏ها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید هست و شما در آن جاودانید.

ب. كاربرد تشریعی شهوت و مصادیق نكوهیده آن در قرآن

عرف، اغلب شهوت را درباره غرایز و امیال جسمانی، نظیر غریزه جنسی و میل به غذا به كار می‏برد، و از این واژه برای تعبیر از امیال معنوی، نظیر میل به مناجات با خدا، استفاده نمی‏كند و مثلاً نمی‏گوید «شهوت مناجات». در این كاربرد، شهوت و میل در قلمرو اخلاق قرار می‏گیرد و بر حسب متعلق و انگیزه و محرك آن، می‏تواند ارزش یا ضدارزش به شمار آید.

 در پنج آیه قرآن، واژه «شهوت» و جمع آن «شهوات» در موارد نكوهیده به كار رفته است:

1. «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِن دُونِ النِّسَاء»؛2 هر آینه شما از روی شهوت به جای زنان با مردان درمی‏آمیزید.

2. همین عبارت تنها با اضافه همزه استفهام در آغاز آن و در قالب جمله‏ای استفهامی در آیه 55 سوره نمل تكرار شده است.

3. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»؛3دوستی خواستنی‏ها[ی گوناگون] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏های نشاندار و دام‏ها و كشتزار[ها ]برای مردم آراسته شده است، [لیكن] اینها برخورداری زندگی این جهانی است، و سرانجام نیك نزد خداست.

وقتی انسان گرسنه شود و نیاز به غذا در او پدید آید، به صورت‏طبیعی و غریزی، میل به غذا برای رفع گرسنگی در او پدید می‏آید. همچنین وقتی نیاز جنسی یا سایر نیازها در انسان برانگیخته می‏شود، غریزه خاصی وی را به سوی آن نیازها می‏كشاند.

 به دیگر سخن، تمایل به لذت‏های دنیوی، خود نه تنها نكوهیده نیست، بلكه چون زمینه تأمین نیازهای ضروری دنیوی را فراهم می‏آورد و موجب فراهم آمدن امكان تداوم حیات، سلامتی، آمادگی برای انجام تكالیف الهی و دست‏یابی به مقصد اصلی می‏شود، پسندیده و ارزشمند است.

 آنچه مهم و مورد نظر خداوند است، ترجیح ندادن لذت‏های زوال‏پذیر دنیا بر لذت‏های پایدار آخرت است.

4. خداوند پس از بیان ویژگی‏های متعالی انبیا و اولیای خویش می‏فرماید: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّا»؛4ن‏گاه از پی ایشان جانشینان بد و ناشایسته‏ای آمدند كه نماز را فرو گذاشتند (در آن سهل‏انگاری كردند) و از خواستنی‏ها [و خواهش‏های دل] پیروی كردند، پس به زودی [سزای] گمراهی خود را ببینند.

بر اساس سخن خداوند، دو نسل از پی هم و با ویژگی‏های كاملاً متفاوت در زمین زندگی كرده‏اند: نسل اول، انبیا و اولیای خاص الهی بودند كه به مناجات با خدا و عبادت او عشق می‏ورزیدند و چنان جذبه انس با معبود و شنیدن كلام او آنان را به وجد می‏آورد كه با شنیدن سخنان خداوند، اشك از چشمانشان جاری می‏شد و به سجده می‏افتادند.

اما نسل دوم از معنویات و كمالات والای انسانی بی‏بهره، و به زشتی‏ها و پلیدی‏ها آلوده بودند.

 خداوند از شمار ویژگی‏های ناپسند این نسل، بر دو ویژگی تأكید می‏ورزد: یكی بی‏اعتنایی به نماز و مناجات با خداوند، و دیگری پیروی از خواهش‏های دل. بین این دو حالت و دو ویژگی تلازم و ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. هر قدر توجه انسان به شهوات و خواهش‏های دل بیشتر شود، بی‏اعتنایی او به نماز و مناجات با خدا افزون می‏گردد و از نشاط او برای عبادت كاسته می‏شود.

 در مقابل، هر قدر از شهوات و خواهش‏های دل دور شود، آمادگی او برای درك مناجات با خدا و پرداختن به عبادت بیشتر می‏گردد. فرجام آن دو ویژگی ناپسند، گمراهی و بی‏بهره گشتن از هدایت خداوند است. شخص گمراه و اسیر وسوسه‏های شیطان، دیوانه‏وار به رفتاری دست می‏زند كه با منطق عقل قابل توجیه نیست.

5.«وَاللّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْكُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیما»؛5 و خدا می‏خواهد كه [به مهر و بخشایش خویش] بر شما بازگردد [و شما را از كارهای ناپسند توبه دهد] و كسانی كه از خواستنی‏ها [و آروزهای دل ]پیروی می‏كنند می‏خواهند كه به كجروی و لغزش بزرگ افتید.

ضرورت بازشناسی دنیای نكوهیده از دنیای مطلوب

مراد حضرت از اینكه بندگان محبوب و شایسته خدا پیراهن شهوات را از تن درآورده‏اند، این است كه دلبستگی و تعلّق‏خاطر به لذت‏های دنیا به مثابه پیراهنی است كه شیطان بر تن انسان می‏پوشاند و مادام كه انسان تحت تأثیر وسوسه‏های شیطانی است، این پیراهن از تن او بیرون نمی‏آید و توجه به دنیا و لذت‏های آن پیوسته فكر و ذهن وی را به خود مشغول می‏دارد. پس آنچه نكوهیده است، دلبستگی به لذت‏های دنیاست و اولیای خدا چون از حقیقت دنیا و لذت‏های آن آگاهند، بدان دل نمی‏سپارند.

بازتاب منفی دلبستگی به دنیا در روان و رفتار انسان

كسی كه به شهوات و لذت‏های دنیا دلبستگی ندارد و خود را اسیر آنها قرار نداده است، در حدی كه عقل لازم می‏داند و شرع برای او تجویز كرده است، از نعمت‏ها و لذت‏های دنیا بهره می‏برد و خود را فارغ از غم و اهتمام به دنیا ساخته است. به جرئت می‏توان گفت كه ریشه و خاستگاه همه ناراحتی‏ها، غصه‏ها و افسردگی‏ها در اغلب افراد، بی‏بهرگی یا محروم گشتن از لذت‏ها و نعمت‏های دنیوی است.

اولیای خدا و توجه كامل به معبود

انسان نمی‏باید فریفته دنیا شود و تمام همّ و غمّ خویش را صرف رسیدن به لذت‏های آن كند. بی‏شك دلبستگی به دنیا و توجه افراطی به شهوات و لذت‏های آن انسان را حقیر و خوار می‏سازد، و بالاتر از آن، انسان را از خدا دور می‏سازد؛ زیرا هر قدر لذت‏جویی و توجه به شهوات بیشتر شود، از ارتباط انسان با خدا و توجه و اهتمام او به آخرت كاسته می‏گردد.

 

خداوند متعال در شب معراج به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهمی‏فرماید: «یَا أَحْمَدُ، اِجْعَلْ هَمَّكَ هَمّا وَاحِدا فَاجْعَلْ لِسَانَكَ لِسَانا وَاحِدا وَاجْعَلْ بَدَنَكَ حَیّا لَا تَغْفُلْ أَبَدا مَنْ یَغْفُلُ لا أُبِاَلی بِأَیِّ وَادٍ هَلَكَ»؛6ای احمد، همّ و غمّت را متوجه یك چیز ساز و زبانت را یكسان قرار بده؛ بدنت را زنده بدار و هرگز غافل مباش. كسی كه از من غافل گردد، برایم مهم نیست كه به كدام وادی هلاكت در افتد.

كسی كه فقط به مقصد نهایی می‏اندیشد، به غیر خداوند توجهی ندارد

و همّ و غمّ دنیا برای او بی‏ارزش است. او دل را از این امور تهی ساخته است؛ چون آنها را مانع رسیدن به مقصد نهایی خود می‏داند.


 پی نوشتها :

1ـ زخرف: 71.

2ـ اعراف: 81.

3ـ آل‏عمران: 14.

4ـ مریم: 59.

5ـ نساء: 27.

6ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 77، ب 2، ص 29، ح 6.

منبع : سامانه نشریات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره

تهیه و تنظیم : گروه حوزه علمیه تبیان - حامد رهنما

پربازدیدها

پربحث‌ها