روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما!

پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
روز میلاد
روز میلاد روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏شوم، دانه‏های عشق از صحن و سرایت برمی‏چینم و دور تا دور گنبد طلایی‏ات می‏گردم و این‏گونه جشن می‏گیرم. پیش از خورشید، گنبد طلایی توست که هر روز طلوع می‏کند. صبح شهر قم مدیون توست؛ مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است. روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏شوم. جشنی است که همه در آن دعوتند؛ کوچک و بزرگ، پیرو جوان؛ دور تا دور حرم تو چرم می‏زنند و چرخ می‏زنند و نگاه مهربان و نوازشگر تو، پر و بال دلشان را نوازش می‏کند. زیارت‏نامه خواندنِ این روز، حال و هوای دیگری دارد. روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی، از این حُسن بازمی‏گردیم؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمانمان با آب دیده تطهیر شده است. روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما! بخش عترت و سیره تبیان شاعر: محدثه رضایی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها