يكي از بلايايي كه روابط اجتماعي شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهديد قرار مي دهد تملق و چاپلوسي است كه متاسفانه باب ميل بسياري از افرادي قرار مي گيرد كه تشنه شنيدن آن هستند .
یک رفتار ناپسند و پرطرفدار!
یكی از بلایایی كه روابط اجتماعی شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار می دهد تملق و چاپلوسی است كه متاسفانه باب میل بسیاری از افرادی قرار می گیرد كه تشنه شنیدن آن هستند .
در واقع این پدیده در جوامعی كه سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال افراد زیادی مواجه می شود و حتی كسانی كه از آنها تملق می شود لب به اعتراض نمی گشایند و شادمان از شنیدن آنچه در خور لیاقت خود نمی بینند،بر دامنه تكبر خود می افزایند.
چاپلوسى كه ما از آن سخن می گوییم، اغلب نسبت به كسانى صورت مىپذیرد كه از توانمندىِ اقتصادى، سیاسى،اجتماعی یا ادارى بهرهمندند.
البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست و گفتارهایى از تاریخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مىتوان دریافت كه چاپلوسى در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه ها باعث می شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد متین جامعه نادیده گرفته شود.این گونه مطالب در نوشته های ادبی ایران نیز به چشم می خورد و همواره شعرایی هم كه كرامت نفس و متانت طبع بلندی برخوردار بوده اند در نکوهش آن سخن بر زبان رانده اند.
عبید زاكانى در یكى از طنزهاى گزنده خود این موضوع را به خوبى نشان داده و معلوم مىكند كه متاع تملق و چاپلوسى دستِ كم در دربار ایران و قدرتمندان مستبد وجود داشته است .
باید اشاره كرد كه چاپلوسان به خاطر منافع شخصى خودشان به تملق و مبالغه دربارهى خصوصیات و توانایىهاى توانمندان متوسل مىشوند و آنها را ستایش مىكنند.
این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت كه بسیاری از پدیدههای اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادینه مىشوند و رسوب می كنند، و اكثر مردم با آن خو مىگیرند؛ بنابراین حتى در صورتى كه عوامل شكل دهندهى پدیدهها از بین بروند، باز هم آن پدیدهها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه می دهند. تملق هم یك پدیدهى كهن است و نمىتوان انتظار داشت كه از جامعه محو شود . چون سایهى استبداد براى مدتى طولانى در تاریخ و فرهنگ بومى ایران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهاى تملق آمیز ا اشاعه و گسترش داده شود.
در محیط هاى كه چاپلوسی متداول است ، هر نوع تعبیر باید مورد پسند طبقهى ممتاز جامعه باشد. در نتیجه صداقت و پاى بندى به اصولى كه تامین كننده منافع واقعى مردم است، جاى خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوس مىدهد. البته شیوه و شكل چاپلوسى متنوع و متعدد است. ممكن است به صورتهاى آشكار و پنهان صورت مىگیرد
دادن القاب و عناوین جعلى و غیر واقعى و ستودن غلط آمیز طرف مقابل، یا افراد بالا دست از جمله شكلهاى چاپلوسى است.در این زمینه برنامه های طنز تلوزیونی هم كه بی شك بدون تملق و چاپلوسی مدیران سیما نمی توانسته اند تا بدین مرحله پیش آیند این نوع چاپلوسی را به تصویر كشیده اند و با توجه به اینكه به محتوای خود این برنامه ها هم انتقادات واقعی زیادی وارد است ، اما توانسته اند تصویر روشنی از این عمل ناپسند دربرای مخاطبان خود نمایش دهند.حال باید یادآوری كرد كه در چه جوامعی می توان خواستگاه این آفات را یافت.
در محیط هاى كه چاپلوسی متداول است ، هر نوع تعبیر باید مورد پسند طبقهى ممتاز جامعه باشد. در نتیجه صداقت و پاى بندى به اصولى كه تامین كننده منافع واقعى مردم است، جاى خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوس مىدهد.
چاپلوسى و یا سایر آفات اخلاقى در هر مجموعهاى نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاى حاكم بر آن جامعه است. چنین فضایى در جامعه زمانى شكل مىگیرد كه منزلتها و نقشها آن گونه كه شایستهى افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جایگاه در خور نشان خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعىاش از نقش اجتماعى مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعى نیز از سلامت كافى برخوردار خواهد شد.
البته در این خصوص باید به ظرفیت افراد متصدی امور نیز نگاه كرد.افرادی كه همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسی حاله ای بر گرد آنان ایجاد كند كم نبوده اند. مثال تاریخی آن را می توان به افراد بزرگ تاریخ چون ائمه اطهار ربط داده كه پیشاپیش خطرات ناشی از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثی كرده اند و در سیره عملى خویش نیز هیچ گاه فرصت چاپلوسى آگاهانه یا ناآگاهانه را در اختیار اطرافیان قرار نمىداد و تا جایی پیش رفته اند كه عقل را معیار مناسبی برای قیاس آنچه مداحین و مورخین می گویند، قیاس و میزان برای آیندگان بر شمرده اند . متاسفانه در جوامع ما حتى گفتار بزرگان دین و معرفت نیز به فراموشى سپرده مىشود.
كمتر كسى به یاد مىآورد كه على علیه السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مىشد و دربارهى آنان چه مىگفت. ایشان مىفرمودند: »بر چهره ستایش گران، و اندام چاپلوسان خاك بیفشانید«. و یا اینكه: »از دوست داشتن چاپلوس و ستایشگر برحذر باش؛ زیرا این لحظه، از حساسترین لحظات براى نفوذ شیطان است تا بدان وسیله كار نیك نیكوكاران را ضایع كند.
امام على علیه السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به كسانى كه پشت سر ایشان پیاده روان بودند فرمود: »این چه كارى است كه مىكنید؟ گفتند: رفتارى است كه بدان امیرانمان را بزرگ مىداریم. على علیه السلام فرمود: به خدا قسم امیران شما از این كار هیچ سودى نمىبرند. شما در دنیاى خودتان برخودتان سخت مىگیرید، و در آخرت با این كار به تیره بختى گرفتار مىآیید و چه زیانبار است مشقتى كه در پى آن كیفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسایشى كه با آن آسودگى از آتش دوزخ همراه باشد.
قداست سازى نیز به اعتقاد صاحب نظران زمینهاى مهم براى رواج چاپلوسى است .تجربه اروپا نشان مىدهد كه قداست سازىها باعث مىشود انسان در مقابل آنچه كه مقدس نمایانده مىشود، زانو بزند.
و اگر كسى به آن مقدسات معتقد نباشد، به ریا روى مىآورد و كسى هم كه مىخواهد از این وضع سوء استفاده كند و موقعیت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسى بر ستایش افراطى روى مىآورد. به این ترتیب بین انسان و خدا دوگانگى و تقابل پیش مىآید.
علاوه بر عوامل یاد شده، باید به انگیزهها و كنشهاى شخصیتى و روانى و اجتماعى اشاره كه بذر چاپلوسى را در سرزمین دلها مىافشاند. و به این ترتیب براى فرو كاستن از دامنهى چاپلوسى، نخست باید به تدبیرى براى حفظ و پاسداشت حریم حقوق و اخلاق فردى همت گمارد تا آنكه اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شایستگى كامل، مبناى نیل به امكانات قرار گیرد.در این زمینه كم كاری و كم لطفی متولیان امور جامعه را هم نباید دست كم گرفت و باید اذعان داشت كه اصلاح ساختار اداری و همچنین اجرای عملی و نه در حد شعار باور به شایسته سالاری می تواند به از بین بردن عادات ناپسند دیرین كمك زیادی كند.
بخش اجتماعی تبیان
منبع :فصل نو /سال پنجم - شماره 54 -سید محمدموسوی


