در اين نوشتار خنده دار شما اطرافيان خودتان از از خاله گرفته تا عمو به خوبي خواهيد شناخت - حتما بخوانيد

چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
اطرافيان نزديک خود را بهتر بشناسيم

اطرافيان نزديک خود را بهتر بشناسيم - طنز

خاله

معناي لغوي: خواهر مادر

خاله ريزه و قاشق سحر آميز

معناي استعارهاي:

هر زني که با مادر رابطه گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليک: يک خانم مهربان و دوست داشتني که خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آب‌نبات و لباس مي‌خرد.

غذاي مورد علاقه: آش کشک.

ضرب‌المثل: خاله را مي‌خواهند براي درز و دوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله‌ام زائيده، خاله‌زام هو کشيده! وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي‌شناسه. اگه خاله‌ام ريش داشت، آقا دايي‌ام بود.

زير شاخه‌ها:

شوهر خاله: يک مرد مهربان که پيژامه مي‌پوشد و به ادبيات و شکار علاقه‌مند است.

دختر خاله/پسر خاله: هم بازي دوران کودکي که يا در بزرگسالي عاشقش مي‌اشيد، اما با يکي ديگه ازدواج مي‌کنيد يا باهاش ازدواج مي‌کنيد اما عاشق يکي ديگه هستيد.

چهره‌هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.

مشاغل کاذب: خاله زنک بازي، خاله خانباجي.

نکته: داشتن يک خاله مجرد در کودکي از جمله نعمات خداوندي است.

 

عمه

معناي لغوي: خواهر پدر

زينب پاشا اسطوره مقاومت زن ايراني

معناي استعارهاي:

هر زني که مادر چشم ديدنش را نداشته باشد!

نقش سمبليک: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل :

1. جواب همه فحشهايي که مي‌دهيد. مثال: ...

2. جواب همه محبتهايي که مي‌کنيد. مثال: به درد عمه‌ات ميخوره...!

3. خيلي چيزهاي بدِ ديگه که از ذکر مثال معذوريم...

غذاي مورد علاقه: شله‌زرد، سمنو.

ضرب‌المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقشهاي سمبليک).

زيرشاخه‌ها:

شوهر عمه: يک مرد پولدار که سيبيل قيطاني دارد و چندش‌آور است.

پسر عمه/دختر عمه: هم بازي دوران کودکي که در بزرگسالي حالتان را به هم مي‌زنند.

چهره‌هاي معروف: عمه ليلا. ترجيعبند: دختر که رسيد به بيست، بايد به حالش گريست.

مشاغل کاذب: Match-Making

نکته: داشتن يک عمه که در توصيفات فوق صدق نکند جزء خوش شانسي‌هاي زندگي است.

 

دايي

معناي لغوي: برادر مادر

علي دايي

معناي استعارهاي:

هر مردي که پتانسيل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبليک: يکي از معدود مرداني که هر چند به سياست علاقه‌مند است، اما حس گرمي به شما مي‌دهد؛ هميشه حرفهايتان را مي‌فهمد و مي‌شود پيشش گريه کرد.

غذاي مورد علاقه: فسنجون.

ضرب‌المثل: عروس را که مادرش تعريف کنه، براي آقا دايي‌اش خوبه؛ اگه خاله‌ام ريش داشت آقا دايي‌ام بود.

زيرشاخه‌ها:

زن دايي: يک زن چاق و شاد که خيلي کدبانو است و جلوي مادر قپي مي‌آيد و مدام حال مادرتان را مي‌گيرد!

پس ردايي / دختر دايي: هم بازي دوران کودکي که در بزرگسالي مثل يک همرزم ساپورتتان مي‌کنند.

چهره‌هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون. ترجيعبند: همه چيز زير سر اين انگليس است.

مشاغل کاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبه‌هاي راديو ـ تلويزيوني.

نکته: داشتن يک دايي خوب و لوتي داراي خواص بسياري است!

 

عمو

معناي لغوي: برادر پدر

عمو پورنگ

معناي استعارهاي:

هر مردي که با پدر رابطه گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليک: يکي از مرداني که شما هميشه بايد بهش بوس بديد و بعد برويد کارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يکي از مرداني که مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزي مي‌پزد و هميشه وقتي مي‌رود، پدر ساکت شده، به فکر فرو مي‌رود.

غذاي مورد علاقه: قورمه سبزي، آبگوشت.

ضرب‌المثل: عقد دختر عمو / پسر عمو را در آسمان بسته‌اند.

زيرشاخه‌ها:

زن عمو: يک زن که زياد به شما توجه نمي‌کند و خودش را براي مادر شما مي‌گيرد.

دختر عمو / پسر عمو: هم بازي دوران کودکي که اگر تا هيجده ـ بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نکنيد، خطر را از سر گذرانده‌ايد.

چهره‌هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ، عمو جون سليمون.

مشاغل کاذب: بازي در قصه‌هاي ايراني.

نکته: داشتن يک عموي پولدار خيلي خوب است.


باشگاه کاربران تبيان - ارسالي از: rainnight

پربازدیدها

پربحث‌ها