اطرافيان نزديک خود را بهتر بشناسيم - طنز
خاله
معناي لغوي: خواهر مادر

معناي استعارهاي:
هر زني که با مادر رابطه گرم و صميمي داشته باشد.نقش سمبليک: يک خانم مهربان و دوست داشتني که خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس ميخرد.
غذاي مورد علاقه: آش کشک.
ضربالمثل: خاله را ميخواهند براي درز و دوز و گرنه چه خاله چه يوز. خالهام زائيده، خالهزام هو کشيده! وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نميشناسه. اگه خالهام ريش داشت، آقا داييام بود.
زير شاخهها:
شوهر خاله: يک مرد مهربان که پيژامه ميپوشد و به ادبيات و شکار علاقهمند است.
دختر خاله/پسر خاله: هم بازي دوران کودکي که يا در بزرگسالي عاشقش مياشيد، اما با يکي ديگه ازدواج ميکنيد يا باهاش ازدواج ميکنيد اما عاشق يکي ديگه هستيد.
چهرههاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.
مشاغل کاذب: خاله زنک بازي، خاله خانباجي.
نکته: داشتن يک خاله مجرد در کودکي از جمله نعمات خداوندي است.
عمه
معناي لغوي: خواهر پدر

معناي استعارهاي:
هر زني که مادر چشم ديدنش را نداشته باشد!نقش سمبليک: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل :
1. جواب همه فحشهايي که ميدهيد. مثال: ...
2. جواب همه محبتهايي که ميکنيد. مثال: به درد عمهات ميخوره...!
3. خيلي چيزهاي بدِ ديگه که از ذکر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شلهزرد، سمنو.
ضربالمثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقشهاي سمبليک).
زيرشاخهها:
شوهر عمه: يک مرد پولدار که سيبيل قيطاني دارد و چندشآور است.
پسر عمه/دختر عمه: هم بازي دوران کودکي که در بزرگسالي حالتان را به هم ميزنند.
چهرههاي معروف: عمه ليلا. ترجيعبند: دختر که رسيد به بيست، بايد به حالش گريست.
مشاغل کاذب: Match-Making
نکته: داشتن يک عمه که در توصيفات فوق صدق نکند جزء خوش شانسيهاي زندگي است.
دايي
معناي لغوي: برادر مادر

معناي استعارهاي:
هر مردي که پتانسيل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.نقش سمبليک: يکي از معدود مرداني که هر چند به سياست علاقهمند است، اما حس گرمي به شما ميدهد؛ هميشه حرفهايتان را ميفهمد و ميشود پيشش گريه کرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
ضربالمثل: عروس را که مادرش تعريف کنه، براي آقا دايياش خوبه؛ اگه خالهام ريش داشت آقا داييام بود.
زيرشاخهها:
زن دايي: يک زن چاق و شاد که خيلي کدبانو است و جلوي مادر قپي ميآيد و مدام حال مادرتان را ميگيرد!
پس ردايي / دختر دايي: هم بازي دوران کودکي که در بزرگسالي مثل يک همرزم ساپورتتان ميکنند.
چهرههاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون. ترجيعبند: همه چيز زير سر اين انگليس است.
مشاغل کاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبههاي راديو ـ تلويزيوني.
نکته: داشتن يک دايي خوب و لوتي داراي خواص بسياري است!
عمو
معناي لغوي: برادر پدر

معناي استعارهاي:
هر مردي که با پدر رابطه گرم و صميمي داشته باشد.نقش سمبليک: يکي از مرداني که شما هميشه بايد بهش بوس بديد و بعد برويد کارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يکي از مرداني که مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزي ميپزد و هميشه وقتي ميرود، پدر ساکت شده، به فکر فرو ميرود.
غذاي مورد علاقه: قورمه سبزي، آبگوشت.
ضربالمثل: عقد دختر عمو / پسر عمو را در آسمان بستهاند.
زيرشاخهها:
زن عمو: يک زن که زياد به شما توجه نميکند و خودش را براي مادر شما ميگيرد.
دختر عمو / پسر عمو: هم بازي دوران کودکي که اگر تا هيجده ـ بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نکنيد، خطر را از سر گذراندهايد.
چهرههاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ، عمو جون سليمون.
مشاغل کاذب: بازي در قصههاي ايراني.
نکته: داشتن يک عموي پولدار خيلي خوب است.
باشگاه کاربران تبيان - ارسالي از: rainnight


