سال 1385 بود که در فیلم برداری بخشهایی از این صحنههای جنگی، دهقان نسب هم مانند دیگر بازیگران دشداشه پوشید، زره به تن کرد و کلاهخود بر سر گذاشته بود تا در گرمای تابستان آماده فیلمبرداری این صحنههای جنگی شود. در هوای گرم تابستان همیشه شربتهای آبلیموی ت
«حبیب دهقاننسب» چگونه غش کرد؟ بخش مهمی از قسمت 23 سریال مختارنامه به جنگهای شهری کوفه اختصاص داشت. جنگهایی که سرنوشت سیاسی کوفه را تعیین کرده و در نهایت مختار را به کاخ حکمروایی کوفه میرساند. برای به تصویر کشیدن این جنگها زحمتهای فراوانی کشیده شد. برای مدتی طولانی بازیگران سریال آموزش شمشیر بازی دیدند و پس از آن در سر صحنه فیلمبرداری نیز طراحی خاصی برای این صحنهها صورت گرفت تا در برداشتهایی یک تکه و اصطلاحا «یک تیک» فیلمبرداری صورت گیرد. خاطرهای که برای این قسمت در نظر گرفتهام مربوط به «حبیب دهقان نسب» است. بازیگری که در نقش «مالک بن انس» از یاران مختار در این سریال مقابل دوربین رفت و در این صحنهها برای او اتفاق جالبی رخ داد. سال 1385 بود که در فیلم برداری بخشهایی از این صحنههای جنگی، دهقان نسب هم مانند دیگر بازیگران دشداشه پوشید، زره به تن کرد و کلاهخود بر سر گذاشته بود تا در گرمای تابستان آماده فیلمبرداری این صحنههای جنگی شود. در هوای گرم تابستان همیشه شربتهای آبلیموی تهیه شده توسط گروه تدارکات به کمک عوامل و بازیگران میآمد. البته کلاهخودها و زرهها نیز به جای فلز از جنس «رزین» ساخته شده بود که چیزی شبیه پلاستیک و بسیار سبُک بود تا بازیگران را در مدت زمان طولانی آزار ندهد، اما باز هم تحمل این حجم از تجهیزات برای مدت زمانی طولانی کار سادهای نبود. برای پلانی که در آن دهقان نسب حضوری مهم و محوری داشت، صحنه پردازی وسیعی شده بود. در اثر گرمای هوا و نیز فشار شدید کار ناگهان حبیب دهقان نسب غَش کرد و بر زمین افتاد! جوّ سنگینی بر صحنه حاکم شد. همه تصور کردند، خدای ناکرده او در اثر ضربه شمشیر یا اتفاقی اینچنینی غش کرده و به زمین افتاده، اما خیلی زود مشخص شد او بر اثر شرایط سخت و طاقت فرسای کار دچار ضعف شده است. برای فیلمبرداری این صحنه ریلگذاری مفصلی شده بود که در جایی یک زاویه 45 درجه پیدا میکرد و وارد کوچه میشد. در طول این مسیر 20 متری، قرار بود دوربین حرکت کند و همزمان هم جنگی جانانه شکل بگیرد و دستها و پاها قطع شود و خون فواره بزند و.... در چنین صحنههایی میرباقری تاکید فراوانی بر تمرینهای مکرر داشت تا یک وقت صحنه به دلیل یک بی دقتی کوچک خراب نشود؛ چون در آن صورت باید انرژی و هزینه فراوانی صرف چیدن دوباره صحنه میشد. دهقان نسبت هم در این تمرینها حضور داشت. او در میان بازیگران سینما به فردی مشهور است که برای صحنههای تمرینی و صحنههای اصلی، انرژی یکسانی میگذارد. در صورتی که اغلب بازیگران صحنههای تمرینی را با انرژی کمتری اجرا میکنند و عمده انرژی خود را برای صحنه اصلی میگذارند. به هر حال، تمرین این صحنهها آغاز شد و بعد از چند بار تمرین، در اثر گرمای هوا و نیز فشار شدید کار ناگهان حبیب دهقان نسب غَش کرد و بر زمین افتاد! جوّ سنگینی بر صحنه حاکم شد. همه تصور کردند، خدای ناکرده او در اثر ضربه شمشیر یا اتفاقی اینچنینی غش کرده و به زمین افتاده، اما خیلی زود مشخص شد او بر اثر شرایط سخت و طاقت فرسای کار دچار ضعف شده است. بازیگران دیگر حاضر در صحنه لباس و کلاهخودش را در آوردند و به او شربت آبلیمو دادند تا دوباره سر حال بیاید. در این لحظه میرباقری که نگران سلامتی حال بازیگرش بود، با دیدن بهتر شدن حال او گفت:«حبیب! در تمرین ها ساده تر باش و انرژی اصلی ات را برای اجرا بگذار!» پس از لحظاتی دوباره دهقان نسب لباس پوشید و برای ایفای ادامه نقش خود به صحنه بازگشت. سینما و تلویزیون تبیان خبرآنلاین



