به نظر مىرسد اگر روزى اين لباس نمىبود بر روحانيت لازم بود نماد ديگرى براى هويت صنفى خويش وضع كنند و همين امروز هم، تكميل اين نماد يا وضع نمادهاى ديگر براى ارتقاى سطح پيامرسانى پسنديده و مفيد است.
لباس طلبگي و شبهات (5) شبهه ديگري که بيشتر در ميان عوام مردم رايج است تا طلاب، شبهه اصالت است. به اين معنا که براي لباس مقدس روحانيت، اصل و ريشه تاريخي و يا شرعي لحاظ نشده و همين امر باعث ميشود که تصور کنند اين لباس ساخته و پرداخته روحانيت است. اگر چه اين شبهه چندان مهم به نظر نميرسد، ولي از آنجايي که بنا داريم شبهات لباس طلبگي را بررسي کنيم، به اين شبهه نيز خواهيم پرداخت. به نظر مىرسد اگر روزى اين لباس نمىبود بر روحانيت لازم بود نماد ديگرى براى هويت صنفى خويش وضع کنند و همين امروز هم، تکميل اين نماد يا وضع نمادهاى ديگر براى ارتقاى سطح پيامرسانى پسنديده و مفيد است. اصل شبهه چنين است: اين لباس هيچ ريشه شرعى يا تاريخى ندارد و ساخته و پرداخته دست روحانيان است. [با چشم پوشي از پوشالي و بي محتوا بودن اين شبهه و سخن سخيف که به نظر ميرسد بيشتر شبيه به يک ابزار براي انتقاد از روحانيت است ميگوييم:] فرض کنيم چنين باشد بر اين فرض چه اشکالى به روحانيت وارد مىشود؟ آيا قرار دادن يک نماد که در زندگى فردى و صنفى روحانى اين همه اثر دارد اشکال دارد؟ مگر بسيارى از اصناف اجتماعى نماد ويژه ندارند؟ به نظر مىرسد اگر روزى اين لباس نمىبود بر روحانيت لازم بود نماد ديگرى براى هويت صنفى خويش وضع کنند و همين امروز هم، تکميل اين نماد يا وضع نمادهاى ديگر براى ارتقاى سطح پيامرسانى پسنديده و مفيد است. اصل استفاده از نماد و بهره گرفتن از برکات آن، علاوه بر اينکه به تأييد عقل و تجربه تاريخى بشر رسيده، در سيره و سنّت پيشوايان الهى نيز شاهد دارد. مثلاً در قرآن کريم به صندوقچهاى اشاره شدهاست که يادگار حضرت موسى بوده و نشانههاى نبوت در آن قرار داشته و در ميان بنى اسرائيل به قداست و احترام نگاهدارى مىشدهاست.[1] در احوال امير مؤمنانعليه السلام نيز آمدهاست که هنگام ناراحتى قباى زرد رنگى را به دوش مىانداختند و شدّت نگرانى خود را با اين نماد نشان مىدادند.[2] همچنين نقل شدهاست آن حضرت در جنگ صفين عمامه پيامبر را به سر گذاشتند.[ 3] امام حسينعليه السلام نيز در صحنه نبرد عاشورا لباس پيامبر اکرمصلى الله عليه وآله را به تن کردند و با اين تشابه ظاهرى انتساب خود را به پيامبر اکرمصلى الله عليه وآله يادآورى کردند. امام زمانعليه السلام نيز پس از ظهور نمادهاى منسوب به پيامبر و اهل بيتعليهم السلام را همراه خود دارند. [و با کمي جستجو و تفحص، نمادهاي بيشتري در اين زمينه، در تاريخ اسلام به چشم ميخورد] امّا به هر حال مصداق نماد در شرايط مختلف اجتماعى متفاوت است و نبايد انتظار داشت نمادهايى که در سدههاى پيش رواج داشته امروزه نيز به همان کيفيت به کار رود نمونه زيباى ديگر از «پيامرسانى با نماد» در سيره پيامبر اکرمصلى الله عليه وآله اينگونه نقل شدهاست: «گويا در مسجدالنبى سه ستون قرار داشت که رسول خداصلى الله عليه وآله کنار هر يک که مىنشست معنايى خاص داشت و مسلمانان مىدانستند که هنگام چه کارى است. ستونى، خاص مردم، ستونى براى خلوت و ستونى براى شور و مشورت و تصميمگيرى. آنگاه که در کنار ستون اوّل بودند، مردم مىدانستند که براى رسيدگى به مسائل عمومى مردم نشستهاند، اختلافات، مرافعات، پاسخ به مسائل، نصيحت اشخاص و تذکر به افراد و...؛ ستون دوّم براى خلوت و عبادت و تهجد پيامبر بود؛ و ستون سوّم براى مسائل و... يک مسجد کوچک و ساده و بىپيرايه و اين هم نظم!«[4] امّا به هر حال مصداق نماد در شرايط مختلف اجتماعى متفاوت است و نبايد انتظار داشت نمادهايى که در سدههاى پيش رواج داشته امروزه نيز به همان کيفيت به کار رود . رايجترين نمادها در ميان اجتماعات بشرى واژهها هستند که به رغم تلاش فراوانى که صرف پاسدارى از آنها مىشود در طول زمان دستخوش تغيير و فرسايش معنوى شدهاند. منبع: [1]. بقره 248 :2. [2]. بحار 171 /43 و ج 350/30. [3]. تاريخ پوشاک ايرانيان، ص 33 به نقل از الاخبار الطوال دينورى، ص 186. [4]. سيره نبوى، ص 429. برگرفته از کتاب حجه الاسلام و المسلمين، محمد عالم نوري زاده. تهيه: محمد حسين امين- گروه حوزه علميه تبيان



