عقل کل در عالم کیست؟

گفتارهایی از حجةالاسلام فرح زاد
مصطفي(ص) را وعده داد الـطاف حـق، گر بميري تو، نميرد اين سبـب
حق مراو را، برگزيد از انس و جان رحمة للـعالمينش خـوانـد از آن
يک دهان خواهم به پهناي فلک تا بگويم مدح آن رشـک مـلک
فضيلت ذکر صلوات
ما همان طور که قدر خدا و پيامبر و ائمه را نميدانيم؛ قدر صلواتها و دوردهايي که ميفرستيم هم نميدانيم. يک روايتش را عرض ميکنم. امام صادق(ع) فرمود: «إِذَا ذُكِرَ النَّبِيُّ ص فَأَكْثِرُوا الصَّلَاةَ عَلَيْهِ فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص صَلَاةً وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ أَلْفَ صَلَاةٍ فِي أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلَائِكَةِ» [2] اگر نام پيامبر(ص) آمد ياد حضرت(ص) شد؛ زياد صلوات بر محمد و ال محمد بفرستيد. امام صادق(ع) فرمود: هر کسي يک بار صلوات بر پيامبر بفرستد خدا متعال هزار صلوات باهزار صف از ملائکه بر او ميفرستد. گفت:
يک دهان خواهم به پهناي فلک تا بگويم مدح آن رشک ملک
کي ميتواند به جز خدا و حضرت علي(ع) پيامبر(ص)را بشناسد. فرمود: يا علي(ع) نشناخت خدا را جز من و تو، و نشناخت مرا مگر خدا و تو، و نشناخت تو را مگر خدا و من. گفت:
اينکه ميگويم بقدر فهم تو است مردم اندرحسرت فهم درست
آب دريـا را اگر نتـوان کـشيد هم بقدر تشنـگي بايـد چشـيد
اقرار به جهل قدم اول فهم
مرحوم آيت الله بهاالديني(ره) ميفرمودند: ما يک ذره از شخصيت پيامبر(ص) را هم شايد نتوانيم درک کنيم و معرفت پيدا کنيم. تمام مخلوقات سر سفره پيامبر(ص) هستند. اول قدم اين است که ما بفهميم، که جاهل هستيم. مرحوم حاج آقا دولابي اين جمله را خيلي تکرار ميفرمودند: که راه رسيدن به علم، اقرار به جهل است؛ راه رسيدن به عزت، اقرار به ذلت است. راه رسيدن به حيات، شهيد شدن و مردن و جان دادن است؛ راه رسيدن به غنا، فقر است. بگو خدايا نميدانم. ميگويند: "لاادري" يعني نميدانم نصف علم است. کسي که ميگويد: من ميدانم به علم نميرسد. «مَنْ قَالَ أَنَا عَالِمٌ فَهُوَ جَاهِلٌ» [3]هر کسي ميگويد: من عالم هستم جاهل است. در دعاها نگاه کنيد. «أَنْتَ الْعَالِمُ وَ أَنَا الْجَاهِلُ عَصَيْتُكَ بِجَهْلِي» [4]
طبيب عشق مسيحي دم است ومشفق ليک چو درد در تو نبيند که را دوا بکند.
وقتي شما احساس درد نکنيد؛ دنبال دکتر ميرويد؟ تا زماني که آدم فکر ميکند ميداند، ديگر اصلا دنبال فهميدن نميرود. هر چه قدر در راه خدا اقرار به نفهمي و جهل و کوچکي بکنيم دستمان را زياد ميگيرند. نجات ميدهند. واقعا ما هيچي نيستيم. نه اينکه در دلمان خودمان را چيزي بدانيم، يلي بدانيم، ولي در ظاهر بخواهيم که تواضع کنيم، بگوييم: چيزي نميدانيم. آدم بايد با تمام سلولهاي بدنش اين را حس کند که چيزي نميفهمد و جاهل است. باور کنيد که درهاي علم به رويمان باز ميشود. اگر بيچاره شدي چاره ساز سراغت ميآيد. گفت: خوب خوانديم، خوب شنيديم، خوب نوشتيم، ولي بسيار زياد هم نفهميديم.
عظمت خلقت موجودات آسمانها و زمين
پيامبرخدا(ص) ميفرمايد: «که أَنَا أَدِيبُ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ ع أَدِيبِي» [5] من تربيت شده خدا هستم؛ و علي هم تربيت شده من است. شما وقتي به عظمت کوه ها و درياها و عجايبي که در درياها هست نگاه ميکنيد ميگوييد که سبحان الله خداي متعال چيکار کرده است. يک موقع به کهکشانها نگاه ميکنيد چند ميليارد کهکشان داريم؟ چند ميليارد ميليارد ستاره و سياره داريم؟ امام سجاد(ع) فرمود: اگر من شب فرصت داشتم؛ تا صبح به آسمانها نگاه ميکردم. دراين آسمانها چه خبر است؟ روايت ميفرمايد: «مدن کمدنکم» خداي متعال در آسمانها، مانند شهرهاي شما شهرهايي را خلق کرده است. فرمود: آنها بيش از شما اطاعت ما امامها را ميکنند. ما براي آنها هم فرمانده و امام هستيم. ما روي اين کره زمين هم، خيلي از موجودات را کشف نکردهايم.اخيرا يک شبکه اينترنت روي مورچه ها کار کرده، تا حالا که تحقيق کرده، يازده هزار نوع مورچه تا حالا کشف شده است. يک سوره به نام مورچه در قرآن است. همه موجودات همين طور است.
عظمت شخصيت پيامبر و امير المومنين(ع)
ما به اين موجودات عالم نگاه ميکنيم ميگوييم: الله اکبر از عظمت اين موجودات ولي اون عارف الهي به پيامبر(ص) نگاه ميکند ميگويد: الله اکبر خدا چي درست کرده است. همه اين موجودات از شعاع نور پيامبر است همه هستي را خدا از نور پيامبر آفريده است. ما اصلا بدن پيامبر(ص) را هم درک نميکنيم. مثلا بدن پيامبر(ص) اينقدر لطيف بوده که سايه نداشت. يکي از معجزات پيامبر(ص) ما اين است، که سايه نداشته است. و امام زمان (عج)هم سايه ندارد. ابو علي سينا(ره) ميفرمايد:
سايه پيغمبر(ص) ندارد هيچ ميداني چرا آفتابي چون علي(ع) در سايه پيغمبر(ص) است
ميگويد: سايه پيامبر(ص) حضرت علي(ع) است. که خود او به خورشيدها نور ميدهد. ما بدن پيامبر(ص) را درک نميکنيم؛ چه برسد به روح پيامبر(ص). پيامبر خدا(ص) شاگردي تربيت کرده به نام امير المومنين عليه السلام پيامبر خدا(ص) اگرهيچ معجزهاي نداشته باشد؛ الا اينکه شاگردي مثل اميرالمومنين تربيت کرده است؛ بس است. امير امومنين(ع) ميفرمايد: من هر چي دارم، از پيامبر(ص) دارم. ميدانيد امير المومنين(ع) تا زماني که پيامبر(ص) زنده بود منبر و سخنراني نرفت. يک خطبه هم نخواند. اميرالمومنيني(ع) که خطبه بدون نقطه ميخواند. بالبداهه خطبه بدون الف ميخواند. آقا اميرالمومنين(ع) پرسيدند، در کلمات آن چيزي که بيشتر استفاده ميشود چيست؟ گفتند: نقطه. بلند شدند بالبداهه به صورت اعجازي يک خطبه بدون نقطه خواندند. فرمودند: در ميان حروف اوني که بيشتر در کلمات استفاده ميشود چيست؟ گفتند: الف. بلند شدن يک خطبه بدون الف خواند. اميرالمومنين(ع) آن قدر نسبت به پيامبر(ص) اظهار ادب و شاگردي ميکند؛ تا زماني که پيامبر(ص) زنده بود؛ حضرت امير(ع) يک سخنراني هم نکردند.
روايت در اصول کافي است يک موقعي يک عده از علماي يهودي و نصاري آمدند خدمت امير المومنين سئوالي کردند خلفا نتوانستند جواب بدهند. بعضي آنها را راهنمايي کردند و پيش حضرت امير آوردند. سئوالهاي که مطرح کردند؛ حضرت بلا فاصله جواب دادند. اصلا ائمه متصل به خزينه علم الهي بودند هر چي سئوال ميکردند بلادرنگ جواب ميدادند. گفتند: آقا شما همان پيامبري که حضرت موسي(ع) حضرت عيسي(ع) وعده و بشارت آمدنش را دادند هستيد؟ شما پيامبر آخر الزمان هستيد. حضرت(ع) فرمود: اشتباه نگيريد، من پيامبر آخر الزمان نيستم فرمود: «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ (ص)» [6] فرمود: من بندهاي غلامي از غلامهاي پيامبر(ص) هستم. چه قدر حضرت مودب بود. پيامبر(ص) کي بوده، حضرت امير عبدش است؟ دستنشانده او است.
حضرت امير(ع) در جنگها که از همه شجاع تر بوده است. حضرت امير(ع) در نهج البلاغه ميفرمايد: وقتي از همه طرف جنگ شعله ور ميشد من علي(ع) هم به پيامبر(ص) پناه ميبردم. «قَالَ عَلِيٌّ ع كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ ص لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ وَ ذَلِكَ مَشْهُورٌ مِنْ فِعْلِهِ يَوْمَ أُحُدٍ» [7] الله اکبر پيامبر کي بوده خيلي گمناماست. قدرش مجهول است
شاهکار علي عليه السلام در جنگ احزاب
شيخ رجبعلي خياط(ره) گفته بود: که از همه غريب تر خود خداست. بعد از خدا اگر بخواهيم نمره بدهيم پيامبر(ص) است. بعد از پيامبر حضرت امير(ع) هر چه قدر که بزرگتر هستند قدرشان هم همينطور ناشناخته است. امير المومنين در جنگ خندق يک ضربه زده به عمر بن عبدود شيعه و سني در اينجا متفق هستند در جنگ احزاب ياخندق، خندق ميگويند چون دور شهر را خندق کندند، احزاب ميگويند چون همه گروه ها جمع شدند و گفتند: که ريشه مسلمانان را بکنيم؛ کار تمام بشود. ده هزار نيروي قدرتمند در مقابل چند صد نفر از مسلمانها جمع شده بودند. خندق را که ميکندند؛ حتي طوري شده بود که پيامبر سه روز پشت سر هم غذا هم نخورده بودند؛ و کار ميکردند. حضرت زهرا(س) غذا آماده کردند، پيامبر خدا فرمودند: فاطمه(س) جان من سه روز است که غذا نخوردهام دشمن آمده بودن پشت خندق ايستاده بودند. نميتوانستند رد بشوند چون ميخواستند رد بشوند سپاه اسلام تير بارانشان ميکردند. ولي يک يلي از دشمن به نام عمر بن عبدود که پهلوان مشهور عرب بود، (شتر را بر ميداشت سپر قرار ميداد ميرفت) رد شد. آمد اين طرف خندق و هل من مبارز سر داد. که چه کسي جرأت دارد با من مبارزه کند. هر بار که صدا ميزد هيچ کسي جرأت نداشت ولي حضرت امير(ع) هر بار از پيامبر(ص) اجازه ميخواست که جوابش را بدهد. آخر پيامبر(ص) عمامه خودش را به سر حضرت امير(ع) بستند و دعايش کردند، وقتي روانه ميدان شدد، پيامبر(ص) فرمود: همه اسلام در مقابل همه کفر واقع شده، اگر حضرت امير(ع) غالب بشود، اسلام پيروز شده است ولي اگر عمر غالب بشود، فاتحه اسلام خوانده شده است. حضرت امير(ع) در مبارزه به پاهاي عمر يک ضربتي زد پاهايش قطع شد افتاد زمين، اين ضربت کار ساز بوده که حضرت سر عمر را از بدنش جدا ميکند ولي شيعه و سني نقل ميکنند: که پيامبرخدا(ص) فرمود: «ضربة علىّ يوم الخندق افضل من عبادة الثّقلين» [8] يعني يک ضربت زدن حضرت امير(ع) از عبادت همه جن و انس بالا تر است. يک بزرگي ميفرمود: که يک يا علي(ع) برابر با يک ختم قرآن امام صادق(ع) فرمود: «انا من الثقلين» يعني من هم جزو ثقلين هستم. يعني يک ضربة امير المومنين(ع) از عبادت يازده امام هم بالاتر است. امام زمان(عج) هزار و خورده اي عبادت کرده است. به خدا قسم يک سبحان الله، الله اکبر امام زمان(عج) چقدر قيمت دارد ما درک نميکنيم. مال يک مومن را درک نميکنيم؛ چه برسد به امام زمان(عج) آن وقت هزار و خوردهاي سال امام زمان(عج) عبادت ميکند. يک شمشير امير المومنين(ع) از عبادت امام زمان(عج) بالاتر است. چند ميليارد جن وانس خلق شده است. و ميشود يک شمشير و امير المومنين(ع) از عبادت همه جن وانس بالاتر است. بنده معتقدم، کسي که يک ضربتش اين طور است، همه کارهايش اين طور است. تازه امير المومنين(ع) کيست؟ شاگرد پيامبر است. حالا ما ميتوانيم عبادت اين پيامبر(ص) را درک کنيم. آقا اين پيامبر(ص) شاگردي را تربيت کرده است، که يک ضربتش از عبادت جن و انس بالاتر است. پيامبر(ص) فرمود: «آدَمُ وَ مَنْ دُونَهُ تَحْتَ لِوَائِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ» [9] حضرت آدم و همه انبيا تحت پرچم من هستند هر چه خوبان همه دارند، تو تنها داري. اين مصداق کامل و اکملش پيامبرخدا(ص) است.
عقل کامل
امام صادق(ع) ميفرمايد: خداي متعال صد جزء عقل خلق کرده، نود و نه جزئش را به پيامبر عنايت کرده است. و يک جزء باقي مانده را به بقيه خلق قسمت کرده است. «فَأَعْطَى اللَّهُ مُحَمَّداً ص تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ جُزْءاً ثُمَّ قَسَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ جُزْءاً وَاحِداً» [10] عقل منشا همه خيرات است. به قول خواجه عبدالله ميفرمايد:
که آن را که عقل ندادي چه دادي؟ آن را که عقل دادي چه ندادي؟
اگر انسان عاقل باشد همه کارهاش سر جاي خودش است. يک بزرگي در شب قدر به خداي متعال عرض ميکرد: اي خداي متعال به هر کسي هر چي ميدهي بده، ولي براي من عقل کامل را بده. در دعا ها هم داريم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلًا كَامِلًا» [11] عقل کامل انسان را به مرحله عشق کامل ميرساند. در مقام بالا عقل و عشق يکي ميشود. عقل کل پيامبرخدا(ص) است.
تواضع پيامبر(ص)
امام صادق(ع) ميفرمايد: که پيامر آن قدر خاکي بود روي خاک مينشست. با بردهها و غلامها مينشست. جلسه پيامبر(ص) بالا و پايين نداشت. دايره وار بود مجلس دور هم مينشستند. اگر کسي قبلا پيامبر(ص) را نديده بود، غريبه بود، از ميان اصحاب پيامبر(ص) را نميشناخت. بعد سئوال ميکرد: کدام يکي تان محمد(ص) هستيد؟ امام صادق(ع) ميفرمايد: يک خانمي وارد مدينه شد. پيامبر روي زمين نشسته بود، داشت نان ميخورد، پيامبر(ص) فرمود: که خدايا بين ما و نان جدايي نينداز. بعضي از بزرگان اينقدر احترام اين نان را نگه ميداشتند نان اگر در سفر آمد کراهت دارد، منتظر غذاي ديگر باشيم. آن خانم ديد که پيامبر روي زمين نشسته نان ميخورد. گفت: «يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ لَتَأْكُلُ أَكْلَ الْعَبْدِ وَ تَجْلِسُ جُلُوسَهُ »[12] گفت آقا مثل برده ها روي زمين نشستي فرمود: «أَيُّ عَبْدٍ أَعْبَدُ مِنِّي» [13] کي بنده تر از من است؟ من بنده هستم. آقايي مال خداست. در تشهد اول ميگوييم: عبده بعد ميگوييم رسوله يعني افتخار پيامبر خدا بندگي خداست. روايت داريم که اگر پيامبر(ص) ابهتش را ظاهر ميکرد جبرئيل پر ميريخت.
احمد اربگشايد آن پر جليل تا ابد مدهوش ماند جبرئيل
اما پيامبرخدا(ص) اون ابهتش را کنار ميگذاشت. يک خانم هم ميتوانست بيايد با پيامبر(ص) راحت صحبت کند. خانم گفت: يا رسول الله من ميخواهم شما يک لقمه تبرکي به من بدهيد. پيامبر(ص) يک تيکه جدا کردن بهش بدهد. گفت: نه رسول الله(ص) من از اين لقمه نميخواهم از اون لقمه اي که تو دهانتان با آب دهانتان قاطي شده است ميخواهم. پيامبر(ص) لقمه دهانش را در آوردند به اين خانم دادند. اين خانم آن لقمه را ميل کرد. امام صادق(ع) ميفرمايد: به برکت اين لقمه هيچ مرض و بلايي ديگر به جان اين خانم نيامد. و اين خانم ديگر عاقبت بخير ميشود به خاطر اينکه با آب دهان پيامبر(ص) تبرک شده است.
تنظیم و فرآوری برای تبیان گروه حوزه علمیه
[1] . الكافي/شيخ کليني/ج1/440/باب مولد النبي ص و وفاته ..... ص : 439
[2] . الكافي/شيخ کليني/2/492/باب الصلاة على النبي محمد و أهل بيته عليهم السلام ....ص:491
[3] . بحارالأنوار/مجلسي/2/110/باب 15- ذم علماء السوء و لزوم التحرزعنهم...ص:105
[4] . بحارالأنوار/مجلسي/94/183/اليوم التاسع و العشرون ..... ص : 2
[5] . مستدركالوسائل/محدث نوري/7/32/5- باب تحريم البخل و الشح بالزكاة ونحوها...ص:26
[6] . بحارالأنوار/مجلسي/3/283/باب 12- إثبات قدمه تعالى و امتناع الزوال عليه ...ص:283
[7] . بحارالأنوار/مجلسي/16/116/باب 6- أسمائه صلى الله عليه و آله وعلله....ص:82
[8] . گنج حكمت يا احاديث منظوم/باقري بيدهندي/302/على ميرى بود كه ضرب يوم خندقش أفضل ج ز طاعتهاى جن و انس تا يوم القرار آمد ..... ص : 302
[9] . بحارالأنوار/مجلسي/16/402/باب 12- نادر في اللطائف في فضل نبينا....ص:401
[10] . بحارالأنوار/مجلسي/1/ 97/باب 2- حقيقة العقل و كيفيته و بدو خلقه...ص:96
[11] . مستدركالوسائل/محدث نوري/10/222/21- باب استحباب زيارة أمير المؤمنين...ص:222
[12] . مكارم الأخلاق/شيخ حسن فرزندشيخ طبرسي/ 16/في تواضعه و حيائه ص ..... ص : 15
[13] .همان


