بدون شک رسول اکرمصلى الله علیه وآله آگاهترین مردمان به قرآن، معانى، اشارات واهداف، و به هنگام پیچیدگى امور و نیاز به توضیح و یا تصحیح آن، مرجع وملاذ دیگران است. آنچه در این جا نظرمان را به خود جلب مىکند این استکه بعضى اوقات - بى آنکه پرسشى در کار باش
منابع حدیث کساء بدون شک رسول اکرمصلى الله علیه وآله آگاهترین مردمان به قرآن، معانى، اشارات و اهداف، و به هنگام پیچیدگى امور و نیاز به توضیح و یا تصحیح آن، مرجع دیگران است. آنچه در این جا نظرمان را به خود جلب مىکند این است که بعضى اوقات - بى آن که پرسشى در کار باشد - رسول اکرمصلى الله علیه وآله حتى در مواردى که در ابتدا گمان مىرود از امور واضح است، دست به کار شده به توضیح و تبیین آن مىپردازد. با این حال، هنگامى دچار شگفتى مىشویم کهمىبینیم خط بازىهاى سیاسى و تعصبات جاهلى تلاش دارد همان چیز رابا دستان خیانتگر خویش دچار تحریف و دگرگونى سازد که رسول خداصلى الله علیه وآلهبه توضیح، تثبیت و تصحیح آن پرداخته است و گویا از وراى پردهاى شفافبه غیب مىنگریسته است. لیکن از آن جایى که این تلاش مذبوحانه به حذف،زیادت و یا تحریف نص قرآن منجر شده، تقریبا ممتنع و غیر عملىنموده است. آنان براى رسیدن به اهداف شوم و نامیمون خود کوشیدهاند که به جاىتحریف مبانى و کلمات قرآن، به تحریف معانى و دلالتهاى آن بپردازند.امام باقرعلیه السلام در نوشته خود به سعد الخیر، به همین مطلب اشارهفرموده است. آن جا که مىفرماید: اقاموا حروفه و حرفوا حدوده فهم یروونه ولا یرعونه والجهالیعجبهم حفظهم للروایة والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایة. 1 آنان حروف و کلمات قرآن را محفوظ داشته، حدود و قوانین آن را تغییردادند، قرآن را روایت مىکنند، اما حدودش را رعایت نمىکنند. جاهلان ازاین که روایت قرآن را حفظ کردهاند تعجب مىکنند و عالمان از این که حدودآن را ترک کردهاند اندوهگین هستند. این دقیقا همان چیزى است که در مورد آیه تطهیر به وقوع پیوست.آیهاى که درباره اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله، که مرکز رسالت و محل رفت و آمدفرشتگان هستند نازل گشت. زیرا به رغم تاکیدهاى فراوان و پى در پىپیامبرصلى الله علیه وآله که چندین ماه و شاید تا زمان وفات آن حضرت تداوم داشت،مبنى بر این که مراد از «اهل بیت» در آیه تطهیر، فقط اهل کساء هستندو به استناد این آیه مبارکه از تمامى گناهان پاکیزهاند; هجوم دیوانهوارىرا مىیابیم که هدف آن منحرف نمودن این مساله از جایگاه حقیقىاشو برانگیختن شبهاتى پیرامون دلالت آیه مبارکه است، حتى اگر به قیمتتکذیب پیامبر صلى الله علیه وآله و رد گفتار آن گرامى به صورتى زیرکانه و پنهانىتمام شود! روایت مفسر قرآن روایات بسیار زیاد آمده که تاکید دارد مقصود از «اهل بیت» در آیهتطهیر، اهل کساء هستند. این روایات را دانشمندان و عالمان حدیث مذاهبمختلف نقل کردهاند و گذشته از این که از طریق شیعه متواتر است، از طریقاهل سنت هم به تواتر روایتشده است. اهل کساء عبارتند از: پیامبر اکرم،على، فاطمه، حسن و حسینعلیهم السلام. محقق کرکىرحمه الله مىگوید: «گذشته از روایات شیعه، که از شمار بیروناست، این مساله به تواتر رسیده، مفید یقین مىباشد. کدام حدیث در سنت ازاین روایت محکمتر است که روایات اهل سنت و رجال شیعه امامیه - پیروانحقیقت که یاران خاص و خالص اهلبیت مىباشند - بر نقل آن اتفاق نظردارند و اگر قرار باشد که از راه سنت آن را رد کنند، هیچ روایتى در سنتنمىماند مگر این که مردود باشد.» 2 به تعبیر مسکانى: «روایات درباره آن فراوان است.» 3 و به تعبیر دیگرى:«کثرت آن قابل شمارش نیست.» 4 دیگرى گفته: «مفسران اجماع دارند و جمهور روایت کردهاند.» 5 این مطلب را این گونه تفسیر کردهاند که مفسران در شمول آیه تطهیر براهل کساء اجماع دارند. اختلاف در این است که آیا همسران پیامبرصلى الله علیه وآله هم درآن داخل هستند یا نه؟ یا منظور، اجماع کسانى است که در امر شان نزول ومانند آن گفته آنان معتبر است. نقل این گفته پیش از این آمد. علامه طباطبائىرحمه الله مىگوید: «این روایات فراوان است و بر هفتاد حدیثافزون مىشود. روایاتى که در این باره از طریق اهل سنت آمده، بر روایاتى کهاز این دست از طریق شیعه رسیده فزونى دارد. اهل سنت آن را از طرقفراوان از امسلمه، عایشه، ابوسعید خدرى، سعد، واثلة بن اسقع، ابوالحمراء،ابن عباس، ثوبان غلام پیامبرصلى الله علیه وآله، عبد الله بن جعفر، على و حسن بن علىعلیهما السلامروایت کردهاند که نزدیک به چهل طریق مىشود. شیعه آن را از على، سجاد،باقر، صادق، رضاعلیهم السلام، ام سلمه، ابوذر، ابولیلى، ابوالاسود دئلى، عمرو بن میموناودى و سعد بن ابى وقاص از چند طریق روایت کردهاند.» 6 امام باقرعلیه السلام در نوشته خود به سعد الخیر، به همین مطلب اشارهفرموده است. آن جا که مىفرماید: اقاموا حروفه و حرفوا حدوده فهم یروونه ولا یرعونه والجهالیعجبهم حفظهم للروایة والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایة.آنان حروف و کلمات قرآن را محفوظ داشته، حدود و قوانین آن را تغییردادند، قرآن را روایت مىکنند، اما حدودش را رعایت نمىکنند. جاهلان ازاین که روایت قرآن را حفظ کردهاند تعجب مىکنند و عالمان از این که حدودآن را ترک کردهاند اندوهگین هستند با مراجعه به این روایات و سندهاى آن روشن مىشود که راویان آن بیشاز این است. کافى استبدانیم که یکى از دانشمندان پیرامون آیه تطهیر کتابى تالیف کرده و اولین مجلد آن را که بالغ بر چهارصد صفحه مىشود به بیانمتون حدیث اختصاص داده است. وى این روایت را از بیش از پنجاه تن ازصحابه نقل کرده است. این گذشته از طرق بسیار فراوانى است که از امامان دوازدهگانه عصمت و طهارت علیهم السلام و نیز از طریق تابعین روایت شده است. این کتاب را سیدعلى موحد ابطحى تحت عنوان آیة التطهیر فى احادیثالفریقین [ آیه تطهیر در احادیثشیعه و سنى] نوشته است. خداوند او را پاداش نیکو دهد. قندوزى حنفى پس از نقل گفته مودة القربى که مىگوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله پس از فرود آمدن آیه: وامر اهلک بالصلاة واصطبر علیها...، مدت نه ماهبه در خانه فاطمه مىآمد و مىگفت: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجساهل البیت و یطهرکم تطهیرا ; چنین گفته: «این خبر از سىصد تن از صحابه روایت شده است.» 7 نکته جالب این که: آن مرد منحرف از علىعلیه السلام و خاندان او هم کهتلاش دارد بیشتر روایاتى را که در فضایل آنان آمده انکار کند، راهى جز اعتراف به صحت حدیث کساء نیافته است. وى مىگوید: «اما حدیث کساء صحیح است.» 8 در این جا به مقدارى که این فرصت اندک به ما اجازه دهد به حدیث کساء و منابع آن اشاره مىکنیم. سپس مراد آیه تطهیر را بیان و مشخصخواهیم کرد که این آیه مبارکه بر خصوص آنان تطبیق مىکند، بدون این کهبخواهیم ظهور سیاق را از بین ببریم، بلکه سیاق آیه هم به صورت قوى و کاملا آشکارى این مطلب را تقویت و تایید مىکند. سپس به دلایلىاشاره مىکنیم که دیگران در تایید اقوال خویش آوردهاند، مانند کارى که درفصل اول کردیم. منابع حدیث کساء حدیث کساء، متون فراوانى از طریق بسیارى از صحابه و تابعین دارد. تماماین متون مىرساند که رسول خداصلى الله علیه وآله پارچهاى به دست گرفت و على، فاطمه،حسن و حسینعلیهم السلام را زیر آن برد و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا. بعضى از روایات مىگوید: پیامبرصلى الله علیه وآله براى پاکیزگى آنان دعا فرمود. 9 این همه تاکید چرا؟ ملاحظه مىشود که رسول خداصلى الله علیه وآله اصرار شدیدى بر این مساله داشت و تلاش کرد تا هرچه بیشتر به ثبوت، تاکید و نیز رسوخ آن در بینش مردمبپردازد. آنگاه به زدودن هرگونه شبهه یا شک و تردیدى درباره مصادیقاهل بیت در آیه تطهیر پرداخت و هر فرصتى را از صاحبان اغراض سیاسى و تمایلات و تعصبات جاهلى براى تحریف یا تضعیف آن گرفت. رسول اکرمصلى الله علیه وآله این کار را از طریق شیوه عملىاى که در پیش گرفت و طرح بسیار مناسبى که پیاده کرد، اجرا نمود، چه آن حضرتصلى الله علیه وآله مدتشش ماه 10 هرگاه که براى نماز از خانهاش بیرون مىرفت، به حجره فاطمه علیهاالسلام مىآمد و مىگفت: الصلاة یا اهل البیت، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیتویطهرکم تطهیرا. نماز، اى اهلبیت! و آنگاه آیه مبارکه تطهیر را تلاوت مىفرمود. این مطلب از چندین نفر روایتشده است. بعضى نه ماه گفتهاند. 11 به نظر ما ممکن استیکى از دو رقم 9 و 6 [که در عربى بدین صورتنوشته مىشود: تسعه - سته] به دلیل نبود نقطه در سابق و نیز نزدیکىرسم الخط دو لفظ به هم، تصحیف دیگرى باشد. چهل صبح 12 ، یک ماه 13 ، هفت ماه 14 ، هشت ماه 15 ، ده ماه 16 ، هفده ماه 17 و نوزده ماه 18 . در برخى از منقولات رقم معینى بیان نشده است. 19 همچنینگفتهاند: پیامبرصلى الله علیه وآله تا آخر عمر بدین کار ادامه داد. 20 بعضى گفتهاند: «این خبربا اسناد، از سىصد تن از صحابه روایتشده است. بعضى هجده ماه و بعضىده ماه گفتهاند.» 21 علامه طباطبائىرحمه الله مىگوید: «این روایات فراوان است و بر هفتاد حدیثافزون مىشود. روایاتى که در این باره از طریق اهل سنت آمده، بر روایاتى کهاز این دست از طریق شیعه رسیده فزونى دارد. اهل سنت آن را از طرقفراوان از امسلمه، عایشه، ابوسعید خدرى، سعد، واثلة بن اسقع، ابوالحمراء،ابن عباس، ثوبان غلام پیامبرصلى الله علیه وآله، عبد الله بن جعفر، على و حسن بن علىعلیهما السلامروایت کردهاند که نزدیک به چهل طریق مىشود. شیعه آن را از على، سجاد،باقر، صادق، رضاعلیهم السلام، ام سلمه، ابوذر، ابولیلى، ابوالاسود دئلى، عمرو بن میموناودى و سعد بن ابى وقاص از چند طریق روایت کردهاند.» راز اختلاف روشن است که اختلاف در مدت، نه موجب سستى روایت مىشود ونه موجب شک در اصل واقعه. آنچه مىتوان در اینجا بیان کرد و به پذیرشنزدیک مىنماید، این است که هر یک از ناقلان آنچه را خود دیده، نقل کردهاست. شاید بعضى یک ماه، بعضى دیگر شش ماه یا هشت ماه و یا تا آخرزندگانى رسول اکرمصلى الله علیه وآله مراقب این کار بودهاند. همین گونه است در موردسایر ارقامى که بیان شد. بر این اساس هر کدام از راویان مشاهدات شخصىخود را بیان کرده بدون این که مشاهدات دیگران را نفى کند. نیز ممکن استرسول اکرمصلى الله علیه وآله این کار را در چند برهه جدا از هم که طى هر کدام استمرارداشته، انجام داده باشد. در آغاز فصل پنجم وجه کاملتر و معقولترى را درجمع این ارقام خواهیم آورد. ان شاءالله تعالى. آیه تطهیر و زنان پیامبرصلى الله علیه وآله اخبار و روایات مىرساند که آیه تطهیر، زنان پیامبرصلى الله علیه وآله رادر بر نمىگیرد. این روایات، هر گونه شک و شبههاى را در این باره نفى کردهاست; چه با صراحت تمام بیان مىدارد که رسول اکرمصلى الله علیه وآله از ورود عایشه بهزیر پارچه جلوگیرى کرد و نیز تصریح دارد که عایشه از اهلبیت نیست.در مورد ام سلمه و سایر زنان پیامبرصلى الله علیه وآله نیز چنین است. در این باره به متونمختلف زیر توجه فرمایید: در واقعه کساء، عایشه به پیامبرصلى الله علیه وآله گفت: آیا من هم از اهلبیت تو هستم؟ پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: برو کنار، تو پایان خوشى دارى. 22 در متن دیگرى آمده: آن حضرتصلى الله علیه وآله زینب را از این که همراه آنان زیرپارچه کساء رود بازداشت و به او فرمود: در جاى خود بایست. تو، انشاءاللهتعالى، پایان خوشى دارى. 23 متون دیگر مىگوید: در آن موقع ام سلمه گفت: خداوندا! مرا از آنانگردان! پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: در جاى خود باش، تو خوبى. 24 یا گفت: یا پیامبر خدا! آیا من از آنان هستم؟ فرمود: تو بر جاى خود باش،تو خوبى. 25 یا گفت: من نیز آمدم تا همراه آنان زیر پارچه روم. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود:درجاى خود باش. تو خوبى. 26 یا گفت: اى رسول خدا! مرا هم با آنان داخل کن. فرمود: اى ام سلمه! تو اززنان شایسته من هستى، اما در این مکان احدى وارد نمىشود، مگر این که ازمن باشد. 27 یا اینکه پیامبرصلى الله علیه وآله به او فرمود: تو پایان خوشى دارى یا تو خوبى. 28 یا اینکه ام سلمه گفت: اى رسول خدا! آیا من از اهل بیت تو نیستم؟فرمود: تو پایان خوشى دارى. تو از همسران پیامبرى. 29 یا فرمود: تو پایان خوشى دارى و از بهترین همسران من هستى. 30 یا گفت: آیا من از اهل تو نیستم؟ فرمود: تو پایان خوشى دارى اما ایناناهل من هستند. 31 تکرار حادثه روشن است که هرگاه نقل یک واقعه متعدد شود، اجمال و تفصیل، و بیانبعضى از خصوصیات و حذف آن در مواردى، نقل حرف به حرف نص واقعهو یا نقل به معناى آن، امرى عادى و طبیعى باشد، نه موجب سستى روایت ونه باعث ضعف آن. بعضى مىگویند: «ظاهرا این کار پیامبرصلى الله علیه وآله چند بار در خانه ام سلمهتکرار شده است. آنچه بر این گفته دلالت دارد، اختلاف هیئت اجتماع آنان وچیزى که ایشان را زیر آن قرار داد و دعاى پیامبر براى آنان و نیز پاسخامسلمه است.» 32 شاید این کار در خانه زنان دیگر پیامبرصلى الله علیه وآله هم تکرار شده باشد،همانگونه که روایت زیر بر آن دلالت دارد. این روایت مىگوید: عایشه ازپیامبرصلى الله علیه وآله اجازه خواست که او هم زیر پارچه رود، اما پیامبرصلى الله علیه وآله او را از اینکار بازداشت و فرمود: کنار برو. در مورد زینب، همسر دیگر پیامبرصلى الله علیه وآله نیزهمینطور است. حدیث کساء، متون فراوانى از طریق بسیارى از صحابه و تابعین دارد. تماماین متون مىرساند که رسول خداصلى الله علیه وآله پارچهاى به دست گرفت و على، فاطمه،حسن و حسینعلیهم السلام را زیر آن برد و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا. بعضى از روایات مىگوید: پیامبرصلى الله علیه وآله براى پاکیزگى آنان دعا فرمود مستفیض یا متواتر بعضى تلاش کردهاند تا در تواتر حدیث کساء تشکیک کنند. بدین اعتبارکه متضمن این معناست که على و فاطمه زهراعلیها السلام در کنار رسول خداصلى الله علیه وآلهخوابیده بودند، اما معقول نیست که اینان در مقابل دیدگان مردم بیگانهبخوابند. همینطور معقول نیست که همسر پیامبرصلى الله علیه وآله تمایل خود را براىخوابیدن در کنار شوهرش [پیامبرصلى الله علیه وآله] در حالى ابراز دارد که مردم پیرامونآنان حضور دارند و صداىشان را مىشنوند و آنان را مىبینند. معناى این سخن آن است که این واقعه در داخل خانه و آنجا که احدىغیر از پیامبرصلى الله علیه وآله و على و فاطمه و حسن و حسینعلیهم السلام و ام سلمه حضورنداشت، به وقوع پیوسته است. لذا افراد دیگرى در آنجا حاضر نبودهاند تا اینواقعه را به طور مستقیم و آنگونه که خود دیدهاند، نقل کنند. بنابراین، نقلروایت در همین افراد منحصر مىشود. آرى، ممکن است که عمر بن ام سلمه که در آن موقع پنجیا شش ساله بود،در این واقعه حضور داشته و آن را بنابر دید خود نقل کرده باشد. بنابراین معلوم مىشود کسانى که غیر از این شش تن واقعه را نقل کرده وبه نام احدى از اینان تصریح نکردهاند، واسطه نقل را انداختهاند. از آنچه گذشتبه دست مىآید که حدیث کساء در تمام طبقات متواترنیست، بلکه مستفیض است; زیرا روایت آن منحصر به چهار تن از این افرادشش گانه است; زیرا ما روایت این حدیث را نه از پیامبرصلى الله علیه وآله دیدهایم و نه ازفاطمه. 33 پاسخ ما این است که: 1. شاید کسانى روایت على و حسن و حسینعلیهم السلام را با وجود این که امامانمعصوم و پاکیزهاند، نپذیرند، بلکه لازم بدانند که دیگران هم به آنان منضمباشند تا روایت اینان به نظرشان صحیح آید. 2. این مساله - همانگونه که بیان شد - از دهها تن از صحابه، از طرقگوناگون و الفاظ مختلف نقل شده است. موحد ابطحى در کتاب خود«آیةالتطهیر فى احادیث الفریقین» تعداد زیادى از این روایات را آورده است. غیر معقول است که در تمام این روایات، واسطهها حذف شده باشند.آرى، ممکن است در یک یا دو و احتمالا سه مورد، بنا به دلایل استثنایى وغیر دائمى، واسطهها حذف شوند، اما حذف آن در دهها مورد آن هم در یکمساله خاص، بىنهایتبعید و بلکه غیر معقول و غیر قابل قبول به نظرمىرسد. 3. شمارى از این راویان تصریح کردهاند که خودشان در این واقعه حضورداشته و آن را از نزدیک با چشمان خود مشاهده کردهاند و یا پیامبرصلى الله علیه وآله راچندین ماه دیدهاند که به در خانه فاطمهعلیها السلام مىآمد تا مضمون آیه مبارکه راتاکید نماید. این بدان معناست که واسطه نه عمدا حذف شده است و نه سهوا. 4. راویان بخشى از این روایات با صراحت گفتهاند که تصریح پیامبرصلى الله علیه وآله مبنى بر فرود آمدن این آیه درباره پنج تن را به گوش خود و یا از على یافاطمه یا حسن و حسین شنیدهاند. همین تواتر نقل براى ثبوت مساله کافىاست و هرگاه این مطلب از رسول خداصلى الله علیه وآله ثابتشود، تکذیب پیامبرصلى الله علیه وآله کفرو خروج از دین است و حتى تکذیب علىعلیه السلام که همواره با حق است و حق بااو و نیز سایر پنج تن; زیرا تکذیب آنان، تکذیب پیامبرصلى الله علیه وآله است. 5. چرا این نویسنده مدعى است که در حدیث کساء آمده که فاطمه زیرپارچه در کنار علىعلیه السلام و پیامبرصلى الله علیه وآله و حسن و حسینعلیهما السلام و در مقابل دیدگانمردان بیگانه خوابید؟! در حالى که این حدیث تصریح دارد که پیامبرصلى الله علیه وآله آنانرا جمع کرد و با پارچه پوشید و آن گاه این آیه شریفه فرود آمد. روایت جابربه نشستن زیر پارچه و نه خوابیدن زیر آن تصریح دارد. جابر بن عبدالله ازعلىعلیه السلام روایت کرده که آن حضرت به پیامبرصلى الله علیه وآله گفت: نشستن ما زیر اینپارچه چه فضیلتى دارد؟ این همان روایتى است که همین نویسنده بدان استنادو اعتماد کرده و همانگونه که ملاحظه کردید در آن هیچگونه ذکرى از خوابنشده است! تنظیم: محمدی - گروه دین و اندیشه تبیان پىنوشتها: 1) ر.ک: فروع کافى، ج8، ص53; بحار الانوار، ج75، ص359; الوافى، ج5، ص274; المحجةالبیضاء، ج2، ص264; البیان، ص249. 2) نفحات اللاهوت، ص85. 3) شواهد التنزیل، ج2، ص10. 4) تاویل الآیات الظاهره، ج2، ص456. 5) نهج الحق و کشف الصدق، ص173. 6) المیزان فى تفسیر القرآن، ج16، ص13. 7) ینابیع الموده، ص174. 8) منهاج السنه، ج3، ص4 و ج4، ص20. 9) درباره این احادیثبسیار فراوان داراى اختلاف الفاظ، ر.ک: جامع البیان، ج22، ص5 و 7; الدرالمنثور، ج5، ص198 - 199; فتح القدیر، ج4، ص271 - 279; جوامع الجامع، ص372; التسهیللعلوم التنزیل، ج3، ص137; تاویل الآیات الظاهره، ج2، ص457 - 459; الطرائف، ص130 - 132;مجمع البیان، ج9، ص138 و ج8، 356 - 357; بحارالانوار، ج35، ص206 و 223 و ج45،ص199 و ج37، ص35 - 36; نهجالحق، ص173 - 175; صحیح مسلم، ج7، ص130; کشف الیقینفى فضائل امیر المؤمنین، ص405; الایضاح، ص170; مسند احمد، ج4، ص107 و ج3، ص259 و285 و ج6، ص292، 298 و304 و ج1، ص331; المعجم الصغیر، ج1، ص65 و 135; الجامعالصحیح، ج5، ص663، 699 و 351 - 352 و ص133، 146، 147، 158 و 172; التبیان، ج8،ص307 و 309; احقاق الحق (ملحقات)، ج9، ص1 - 69و ج3، ص31 - 53 و ج2،ص502 - 573 و ج14، ص105 - 400 و ج18، ص383 - 359; ذکر اخبار اصبهان، ج1، ص108;الفصول المهمة، ص7 - 8; الاصابه، ج2، ص509 و ج4، ص378; الصواعق المحرقه، ص137 و141 - 143; تفسیر نور الثقلین، ج4، ص270 - 277; فضائل الخمسه من الصاح السته، ج1،ص224 - 243; ینابیع الموده، ص107 - 108، 167 - 174 و 193; العقد الفرید، ج4، ص313;التاریخ الکبیر، بخارى، ج1، قسم2/ ص69 - 70، 110 و 197; انساب الاشراف، ج2،ص104 - 106; الکافى، ج1، ص287; تاریخ بغداد، ج10، ص278، و ج9، ص26 - 27; مناقبخوارزمى، ص23 و 224; السیرة النبویه، ج2، ص300; السنن الکبرى، ج2، ص149 - 153 و ج7،ص63; البدایة والنهایه، ج5، ص321 و ج8، ص35 و 205. 10) جامع البیان، ج22، ص5; التفسیر الحدیث، ج8، ص262; الدر المنثور، ج5، ص199; الفصولالمهمه، ص8; ینابیع الموده، ص108، 260 و 193; مجمع الزوائد، ج9، ص121 و 168; البرهان،ج3، ص324; مسند احمد، ج3، ص258 - 259. 11) الدر المنثور، ج 5، ص 199; الطرائف، ص 128; مناقب خوارزمى، ص 13; بحارالانوار، ج 35،ص 223; احقاق الحق، ج 2، ص 563; مشکل الآثار، ج 1، ص 338 - 339; ذخائر العقبى،ص 24 - 25; کشف الیقین فى فضائل امیر المؤمنین، ص 405; بحارالانوار، ج 35، ص 214و 223. 12) الدر المنثور، ج5، ص199; مناقب خوارزمى، ص23; وفاء الوفاء، ج2، ص45 و 467; شواهدالتنزیل، ج2، ص27 - 28 و 51; البرهان فى تفسیر القرآن، ج3، ص313 - 314; امالى صدوق، ج1،ص257; بحار الانوار، ج35، ص145، 209، 213 و 216. 13) مسند طیالسى، ص274; اسد الغابه، ج5، ص66. 14) جامع البیان، ج22، ص6; فتح القدیر، ج4، ص280; شواهد التنزیل، ج2،ص50 و 91;نورالابصار، ص112; البدایة و النهایه، ج5، ص321. 15) شواهد التنزیل، ج2، ص28، 50 - 51; کفایة الطالب، ص376; ینابیع الموده، ص260;نور الابصار، ص112. 16) شواهد التنزیل، ج2، ص50; ینابیع الموده، ص260. 17) مجمع الزوائد، ج9، ص169; شواهد التنزیل، ج2، ص50. 18) مجمع الزوائد، ج9، ص169; الصراط المستقیم، ج1، ص188. 19) الدر المنثور، ج5، ص199; البرهان فى تفسیر القرآن، ج3، ص313; نورالابصار،ص112; امالىمفید، ص318; امالى طوسى، ج1، ص88; اسد الغابه، ج5، ص174. 20) البرهان فى تفسیر القرآن، ج3، ص317; بحار الانوار، ج35، ص207; تفسیر قمى، ج2، ص67. 21) ینابیع الموده، ص260. 22) تفسیر القرآن العظیم، ج3، ص485; فرائد السمطین، ج1، ص368; التفسیر الحدیث، ج8،ص262; مجمع البیان، ج8، ص357; بحار الانوار، ج35، ص222. 23) الطرائف، ص128; شواهد التنزیل، ج2، ص32; الصراط المستقیم، ج1، ص187; العمده، ص40;نفحات اللآهوت، ص84; احقاق الحق (ملحقات)، ج9، ص52. 24) جامع البیان، ج22، ص7; الدر المنثور، ج5، ص198. 25) اسد الغابه، ج2، ص12; الجامع الصحیح، ج5، ص351 و 663; التفسیر الحدیث، ج8، ص261. 26) ذخائر العقبى، ص21; ینابیع الموده، 87، ص228; بحار الانوار، ج35، ص223. 27) تفسیر فرات، ص335. 28) این سخن اگر در تمامى مصادرى که آمد و در پى خواهد آمد نباشد، دست کم در بیشتر آنهادیده مىشود. ما در اینجا خواننده گرامى را به منابع زیر یادآور مىشویم: الدرالمنثور، ج5،ص198; فتح القدیر، ج4، ص279; جامع البیان، ج22، ص6 - 7; جوامع الجامع، ص372;الفصول المهمه، ص8; تاویل الآیات الظاهره، ج2، ص457 - 459; کفایة الطالب، ص12 و 372;اسعاف الراغبین، ص106; تفسیر فرات، ص332 - 340; مجمع البیان، ص356 - 357; اسد الغابه،ج3، ص413 و ج2، ص12; الجامع الصحیح، ج5، ص351، 663 و 669; العمدة، ص33 و 39;الطرائف، ص124 - 126; بحارالانوار، ج35، ص209، 213، 214، 219، 220، 226، و 270; تاریخبغدادج9، ص126 - 127، وج10، ص278; ینابیع الموده، ص107، 230، 228 و 294; مستدرکحاکم، ج2، ص416; مناقب ابن المغازلى، ص303; الصواعق المحرقه، ص227 و 541; لبابالتاویل، ج3، ص466; مسند احمد، ج6، ص292 و 404; الکافى، ج1، ص287; فرائد السمطین،ج1، ص316; احقاق الحق، ج2، ص568; مجمع البیان، ج8، ص357. 29) الدر المنثور، ج5، ص198; مشکل الآثار، ج1، ص334; جامع البیان، ج22، ص7; نفحاتاللاهوت، ص84; مرقاة الوصول، ص106; بحار الانوار، ج35، ص217 و 228. 30) احقاق الحق، ج2، ص568. 31) الکافى، ج2، ص287; تاریخ بغداد، ج10، ص278; السیرة النبویه زینى دحلان، ج2، ص330;بحار الانوار، ج35، ص311; تفسیر عیاشى، ج1، ص250 - 251. 32) ذخائر العقبى، ص22; ینابیع الموده، ص108 - 109 و 294 و نیز ر.ک: نور الابصار، ص112;اسعاف الراغبین، ص107; الصواعق المحرقه، ص142. براى آگاهى از خصوصیات گوناگون ازروایت ر.ک: ج1 و 2، آیة التطهیر فى احادیث الفریقین. 33) مجله مکتب تشیع، سال دوم، شماره جمادى الثانى.


