بدون شک رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله آگاه‏ترین مردمان به قرآن، معانى، اشارات واهداف، و به هنگام پیچیدگى امور و نیاز به توضیح و یا تصحیح آن، مرجع وملاذ دیگران است. آنچه در این جا نظرمان را به خود جلب مى‏کند این است‏که بعضى اوقات - بى آن‏که پرسشى در کار باش

شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
منابع حدیث کساء
منابع حدیث کساء بدون شک رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله آگاه‏ترین مردمان به قرآن، معانى، اشارات و اهداف، و به هنگام پیچیدگى امور و نیاز به توضیح و یا تصحیح آن، مرجع دیگران است. آنچه در این جا نظرمان را به خود جلب مى‏کند این است ‏که بعضى اوقات - بى آن ‏که پرسشى در کار باشد - رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله حتى در مواردى که در ابتدا گمان مى‏رود از امور واضح است، دست ‏به کار شده ‏به توضیح و تبیین آن مى‏پردازد. با این حال، هنگامى دچار شگفتى مى‏شویم که‏مى‏بینیم خط بازى‏هاى سیاسى و تعصبات جاهلى تلاش دارد همان چیز رابا دستان خیانت‏گر خویش دچار تحریف و دگرگونى سازد که رسول خداصلى الله علیه وآله‏به توضیح، تثبیت و تصحیح آن پرداخته است و گویا از وراى پرده‏اى شفاف‏به غیب مى‏نگریسته است. لیکن از آن جایى که این تلاش مذبوحانه به حذف،زیادت و یا تحریف نص قرآن منجر شده، تقریبا ممتنع و غیر عملى‏نموده است. آنان براى رسیدن به اهداف شوم و نامیمون خود کوشیده‏اند که به جاى‏تحریف مبانى و کلمات قرآن، به تحریف معانى و دلالت‏هاى آن بپردازند.امام باقرعلیه السلام در نوشته خود به سعد الخیر، به همین مطلب اشاره‏فرموده است. آن جا که مى‏فرماید: اقاموا حروفه و حرفوا حدوده فهم یروونه ولا یرعونه والجهال‏یعجبهم حفظهم للروایة والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایة. 1 آنان حروف و کلمات قرآن را محفوظ داشته، حدود و قوانین آن را تغییردادند، قرآن را روایت مى‏کنند، اما حدودش را رعایت نمى‏کنند. جاهلان ازاین که روایت قرآن را حفظ کرده‏اند تعجب مى‏کنند و عالمان از این که حدودآن را ترک کرده‏اند اندوهگین هستند. این دقیقا همان چیزى است که در مورد آیه تطهیر به وقوع پیوست.آیه‏اى که درباره اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله، که مرکز رسالت و محل رفت و آمدفرشتگان هستند نازل گشت. زیرا به رغم تاکیدهاى فراوان و پى در پى‏پیامبرصلى الله علیه وآله که چندین ماه و شاید تا زمان وفات آن حضرت تداوم داشت،مبنى بر این که مراد از «اهل بیت‏» در آیه تطهیر، فقط اهل کساء هستندو به استناد این آیه مبارکه از تمامى گناهان پاکیزه‏اند; هجوم دیوانه‏وارى‏را مى‏یابیم که هدف آن منحرف نمودن این مساله از جایگاه حقیقى‏اش‏و برانگیختن شبهاتى پیرامون دلالت آیه مبارکه است، حتى اگر به قیمت‏تکذیب پیامبر صلى الله علیه وآله و رد گفتار آن گرامى به صورتى زیرکانه و پنهانى‏تمام شود! روایت مفسر قرآن روایات بسیار زیاد آمده که تاکید دارد مقصود از «اهل بیت‏» در آیه‏تطهیر، اهل کساء هستند. این روایات را دانشمندان و عالمان حدیث مذاهب‏مختلف نقل کرده‏اند و گذشته از این که از طریق شیعه متواتر است، از طریق‏اهل سنت هم به تواتر روایت‏شده است. اهل کساء عبارتند از: پیامبر اکرم،على، فاطمه، حسن و حسین‏علیهم السلام. محقق کرکى‏رحمه الله مى‏گوید: «گذشته از روایات شیعه، که از شمار بیرون‏است، این مساله به تواتر رسیده، مفید یقین مى‏باشد. کدام حدیث در سنت ازاین روایت محکم‏تر است که روایات اهل سنت و رجال شیعه امامیه - پیروان‏حقیقت که یاران خاص و خالص اهل‏بیت مى‏باشند - بر نقل آن اتفاق نظردارند و اگر قرار باشد که از راه سنت آن را رد کنند، هیچ روایتى در سنت‏نمى‏ماند مگر این که مردود باشد.» 2 به تعبیر مسکانى: «روایات درباره آن فراوان است.» 3 و به تعبیر دیگرى:«کثرت آن قابل شمارش نیست.» 4 دیگرى گفته: «مفسران اجماع دارند و جمهور روایت کرده‏اند.» 5 این مطلب را این گونه تفسیر کرده‏اند که مفسران در شمول آیه تطهیر براهل کساء اجماع دارند. اختلاف در این است که آیا همسران پیامبرصلى الله علیه وآله هم درآن داخل هستند یا نه؟ یا منظور، اجماع کسانى است که در امر شان نزول ومانند آن گفته آنان معتبر است. نقل این گفته پیش از این آمد. علامه طباطبائى‏رحمه الله مى‏گوید: «این روایات فراوان است و بر هفتاد حدیث‏افزون مى‏شود. روایاتى که در این باره از طریق اهل سنت آمده، بر روایاتى که‏از این دست از طریق شیعه رسیده فزونى دارد. اهل سنت آن را از طرق‏فراوان از ام‏سلمه، عایشه، ابوسعید خدرى، سعد، واثلة بن اسقع، ابوالحمراء،ابن عباس، ثوبان غلام پیامبرصلى الله علیه وآله، عبد الله بن جعفر، على و حسن بن على‏علیهما السلام‏روایت کرده‏اند که نزدیک به چهل طریق مى‏شود. شیعه آن را از على، سجاد،باقر، صادق، رضاعلیهم السلام، ام سلمه، ابوذر، ابولیلى، ابوالاسود دئلى، عمرو بن میمون‏اودى و سعد بن ابى وقاص از چند طریق روایت کرده‏اند.» 6 امام باقرعلیه السلام در نوشته خود به سعد الخیر، به همین مطلب اشاره‏فرموده است. آن جا که مى‏فرماید: اقاموا حروفه و حرفوا حدوده فهم یروونه ولا یرعونه والجهال‏یعجبهم حفظهم للروایة والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایة.آنان حروف و کلمات قرآن را محفوظ داشته، حدود و قوانین آن را تغییردادند، قرآن را روایت مى‏کنند، اما حدودش را رعایت نمى‏کنند. جاهلان ازاین که روایت قرآن را حفظ کرده‏اند تعجب مى‏کنند و عالمان از این که حدودآن را ترک کرده‏اند اندوهگین هستند با مراجعه به این روایات و سندهاى آن روشن مى‏شود که راویان آن بیش‏از این است. کافى است‏بدانیم که یکى از دانشمندان پیرامون آیه تطهیر کتابى‏ تالیف کرده و اولین مجلد آن را که بالغ بر چهارصد صفحه مى‏شود به بیان‏متون حدیث اختصاص داده است. وى این روایت را از بیش از پنجاه تن ازصحابه نقل کرده است. این گذشته از طرق بسیار فراوانى است که از امامان‏ دوازده‏گانه عصمت و طهارت ‏علیهم السلام و نیز از طریق تابعین روایت ‏شده است. این ‏کتاب را سیدعلى موحد ابطحى تحت عنوان آیة التطهیر فى احادیث‏الفریقین [ آیه تطهیر در احادیث‏شیعه و سنى] نوشته است. خداوند او را پاداش نیکو دهد. قندوزى حنفى پس از نقل گفته مودة القربى که مى‏گوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله ‏پس از فرود آمدن آیه: وامر اهلک بالصلاة واصطبر علیها...، مدت نه ماه‏به در خانه فاطمه مى‏آمد و مى‏گفت: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس‏اهل البیت و یطهرکم تطهیرا ; چنین گفته: «این خبر از سى‏صد تن از صحابه ‏روایت ‏شده است.» 7 نکته جالب این که: آن مرد منحرف از على‏علیه السلام و خاندان او هم که‏تلاش دارد بیش‏تر روایاتى را که در فضایل آنان آمده انکار کند، راهى جز اعتراف به صحت ‏حدیث کساء نیافته است. وى مى‏گوید: «اما حدیث کساء صحیح است.» 8 در این جا به مقدارى که این فرصت اندک به ما اجازه دهد به حدیث ‏کساء و منابع آن اشاره مى‏کنیم. سپس مراد آیه تطهیر را بیان و مشخص‏خواهیم کرد که این آیه مبارکه بر خصوص آنان تطبیق مى‏کند، بدون این که‏بخواهیم ظهور سیاق را از بین ببریم، بلکه سیاق آیه هم به صورت قوى و کاملا آشکارى این مطلب را تقویت و تایید مى‏کند. سپس به دلایلى‏اشاره مى‏کنیم که دیگران در تایید اقوال خویش آورده‏اند، مانند کارى که درفصل اول کردیم. منابع حدیث کساء حدیث کساء، متون فراوانى از طریق بسیارى از صحابه و تابعین دارد. تمام‏این متون مى‏رساند که رسول خداصلى الله علیه وآله پارچه‏اى به دست گرفت و على، فاطمه،حسن و حسین‏علیهم السلام را زیر آن برد و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا. بعضى از روایات مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله براى پاکیزگى آنان دعا فرمود. 9 این همه تاکید چرا؟ ملاحظه مى‏شود که رسول خداصلى الله علیه وآله اصرار شدیدى بر این مساله داشت و تلاش کرد تا هرچه بیش‏تر به ثبوت، تاکید و نیز رسوخ آن در بینش مردم‏بپردازد. آن‏گاه به زدودن هرگونه شبهه یا شک و تردیدى درباره مصادیق‏اهل بیت در آیه تطهیر پرداخت و هر فرصتى را از صاحبان اغراض سیاسى و تمایلات و تعصبات جاهلى براى تحریف یا تضعیف آن گرفت. رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله این کار را از طریق شیوه عملى‏اى که در پیش گرفت و طرح بسیار مناسبى که پیاده کرد، اجرا نمود، چه آن حضرت‏صلى الله علیه وآله مدت‏شش ماه 10 هرگاه که براى نماز از خانه‏اش بیرون مى‏رفت، به حجره فاطمه‏ علیهاالسلام‏ مى‏آمد و مى‏گفت: الصلاة یا اهل البیت، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت‏ویطهرکم تطهیرا. نماز، اى اهل‏بیت! و آن‏گاه آیه مبارکه تطهیر را تلاوت مى‏فرمود. این مطلب از چندین نفر روایت‏شده است. بعضى نه ماه گفته‏اند. 11 به نظر ما ممکن است‏یکى از دو رقم 9 و 6 [که در عربى بدین صورت‏نوشته مى‏شود: تسعه - سته] به دلیل نبود نقطه در سابق و نیز نزدیکى‏رسم الخط دو لفظ به هم، تصحیف دیگرى باشد. چهل صبح 12 ، یک ماه 13 ، هفت ماه 14 ، هشت ماه 15 ، ده ماه 16 ، هفده ماه 17 و نوزده ماه 18 . در برخى از منقولات رقم معینى بیان نشده است. 19 هم‏چنین‏گفته‏اند: پیامبرصلى الله علیه وآله تا آخر عمر بدین کار ادامه داد. 20 بعضى گفته‏اند: «این خبربا اسناد، از سى‏صد تن از صحابه روایت‏شده است. بعضى هجده ماه و بعضى‏ده ماه گفته‏اند.» 21 علامه طباطبائى‏رحمه الله مى‏گوید: «این روایات فراوان است و بر هفتاد حدیث‏افزون مى‏شود. روایاتى که در این باره از طریق اهل سنت آمده، بر روایاتى که‏از این دست از طریق شیعه رسیده فزونى دارد. اهل سنت آن را از طرق‏فراوان از ام‏سلمه، عایشه، ابوسعید خدرى، سعد، واثلة بن اسقع، ابوالحمراء،ابن عباس، ثوبان غلام پیامبرصلى الله علیه وآله، عبد الله بن جعفر، على و حسن بن على‏علیهما السلام‏روایت کرده‏اند که نزدیک به چهل طریق مى‏شود. شیعه آن را از على، سجاد،باقر، صادق، رضاعلیهم السلام، ام سلمه، ابوذر، ابولیلى، ابوالاسود دئلى، عمرو بن میمون‏اودى و سعد بن ابى وقاص از چند طریق روایت کرده‏اند.» راز اختلاف روشن است که اختلاف در مدت، نه موجب سستى روایت مى‏شود ونه موجب شک در اصل واقعه. آنچه مى‏توان در این‏جا بیان کرد و به پذیرش‏نزدیک مى‏نماید، این است که هر یک از ناقلان آنچه را خود دیده، نقل کرده‏است. شاید بعضى یک ماه، بعضى دیگر شش ماه یا هشت ماه و یا تا آخرزندگانى رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله مراقب این کار بوده‏اند. همین گونه است در موردسایر ارقامى که بیان شد. بر این اساس هر کدام از راویان مشاهدات شخصى‏خود را بیان کرده بدون این که مشاهدات دیگران را نفى کند. نیز ممکن است‏رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله این کار را در چند برهه جدا از هم که طى هر کدام استمرارداشته، انجام داده باشد. در آغاز فصل پنجم وجه کامل‏تر و معقول‏ترى را درجمع این ارقام خواهیم آورد. ان شاءالله تعالى. آیه تطهیر و زنان پیامبرصلى الله علیه وآله اخبار و روایات مى‏رساند که آیه تطهیر، زنان پیامبرصلى الله علیه وآله رادر بر نمى‏گیرد. این روایات، هر گونه شک و شبهه‏اى را در این باره نفى کرده‏است; چه با صراحت تمام بیان مى‏دارد که رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله از ورود عایشه به‏زیر پارچه جلوگیرى کرد و نیز تصریح دارد که عایشه از اهل‏بیت نیست.در مورد ام سلمه و سایر زنان پیامبرصلى الله علیه وآله نیز چنین است. در این باره به متون‏مختلف زیر توجه فرمایید: در واقعه کساء، عایشه به پیامبرصلى الله علیه وآله گفت: آیا من هم از اهل‏بیت تو هستم؟ پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: برو کنار، تو پایان خوشى دارى. 22 در متن دیگرى آمده: آن حضرت‏صلى الله علیه وآله زینب را از این که همراه آنان زیرپارچه کساء رود بازداشت و به او فرمود: در جاى خود بایست. تو، ان‏شاءالله‏تعالى، پایان خوشى دارى. 23 متون دیگر مى‏گوید: در آن موقع ام سلمه گفت: خداوندا! مرا از آنان‏گردان! پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: در جاى خود باش، تو خوبى. 24 یا گفت: یا پیامبر خدا! آیا من از آنان هستم؟ فرمود: تو بر جاى خود باش،تو خوبى. 25 یا گفت: من نیز آمدم تا همراه آنان زیر پارچه روم. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود:درجاى خود باش. تو خوبى. 26 یا گفت: اى رسول خدا! مرا هم با آنان داخل کن. فرمود: اى ام سلمه! تو اززنان شایسته من هستى، اما در این مکان احدى وارد نمى‏شود، مگر این که ازمن باشد. 27 یا این‏که پیامبرصلى الله علیه وآله به او فرمود: تو پایان خوشى دارى یا تو خوبى. 28 یا این‏که ام سلمه گفت: اى رسول خدا! آیا من از اهل بیت تو نیستم؟فرمود: تو پایان خوشى دارى. تو از همسران پیامبرى. 29 یا فرمود: تو پایان خوشى دارى و از بهترین همسران من هستى. 30 یا گفت: آیا من از اهل تو نیستم؟ فرمود: تو پایان خوشى دارى اما اینان‏اهل من هستند. 31 تکرار حادثه روشن است که هرگاه نقل یک واقعه متعدد شود، اجمال و تفصیل، و بیان‏بعضى از خصوصیات و حذف آن در مواردى، نقل حرف به حرف نص واقعه‏و یا نقل به معناى آن، امرى عادى و طبیعى باشد، نه موجب سستى روایت ونه باعث ضعف آن. بعضى مى‏گویند: «ظاهرا این کار پیامبرصلى الله علیه وآله چند بار در خانه ام سلمه‏تکرار شده است. آنچه بر این گفته دلالت دارد، اختلاف هیئت اجتماع آنان وچیزى که ایشان را زیر آن قرار داد و دعاى پیامبر براى آنان و نیز پاسخ‏ام‏سلمه است.» 32 شاید این کار در خانه زنان دیگر پیامبرصلى الله علیه وآله هم تکرار شده باشد،همان‏گونه که روایت زیر بر آن دلالت دارد. این روایت مى‏گوید: عایشه ازپیامبرصلى الله علیه وآله اجازه خواست که او هم زیر پارچه رود، اما پیامبرصلى الله علیه وآله او را از این‏کار بازداشت و فرمود: کنار برو. در مورد زینب، همسر دیگر پیامبرصلى الله علیه وآله نیزهمین‏طور است. حدیث کساء، متون فراوانى از طریق بسیارى از صحابه و تابعین دارد. تمام‏این متون مى‏رساند که رسول خداصلى الله علیه وآله پارچه‏اى به دست گرفت و على، فاطمه،حسن و حسین‏علیهم السلام را زیر آن برد و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا. بعضى از روایات مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله براى پاکیزگى آنان دعا فرمود مستفیض یا متواتر بعضى تلاش کرده‏اند تا در تواتر حدیث کساء تشکیک کنند. بدین اعتبارکه متضمن این معناست که على و فاطمه زهراعلیها السلام در کنار رسول خداصلى الله علیه وآله‏خوابیده بودند، اما معقول نیست که اینان در مقابل دیدگان مردم بیگانه‏بخوابند. همین‏طور معقول نیست که همسر پیامبرصلى الله علیه وآله تمایل خود را براى‏خوابیدن در کنار شوهرش [پیامبرصلى الله علیه وآله] در حالى ابراز دارد که مردم پیرامون‏آنان حضور دارند و صداى‏شان را مى‏شنوند و آنان را مى‏بینند. معناى این سخن آن است که این واقعه در داخل خانه و آن‏جا که احدى‏غیر از پیامبرصلى الله علیه وآله و على و فاطمه و حسن و حسین‏علیهم السلام و ام سلمه حضورنداشت، به وقوع پیوسته است. لذا افراد دیگرى در آن‏جا حاضر نبوده‏اند تا این‏واقعه را به طور مستقیم و آن‏گونه که خود دیده‏اند، نقل کنند. بنابراین، نقل‏روایت در همین افراد منحصر مى‏شود. آرى، ممکن است که عمر بن ام سلمه که در آن موقع پنج‏یا شش ساله بود،در این واقعه حضور داشته و آن را بنابر دید خود نقل کرده باشد. بنابراین معلوم مى‏شود کسانى که غیر از این شش تن واقعه را نقل کرده وبه نام احدى از اینان تصریح نکرده‏اند، واسطه نقل را انداخته‏اند. از آنچه گذشت‏به دست مى‏آید که حدیث کساء در تمام طبقات متواترنیست، بلکه مستفیض است; زیرا روایت آن منحصر به چهار تن از این افرادشش گانه است; زیرا ما روایت این حدیث را نه از پیامبرصلى الله علیه وآله دیده‏ایم و نه ازفاطمه. 33 پاسخ ما این است که: 1. شاید کسانى روایت على و حسن و حسین‏علیهم السلام را با وجود این که امامان‏معصوم و پاکیزه‏اند، نپذیرند، بلکه لازم بدانند که دیگران هم به آنان منضم‏باشند تا روایت اینان به نظرشان صحیح آید. 2. این مساله - همان‏گونه که بیان شد - از ده‏ها تن از صحابه، از طرق‏گوناگون و الفاظ مختلف نقل شده است. موحد ابطحى در کتاب خود«آیة‏التطهیر فى احادیث الفریقین‏» تعداد زیادى از این روایات را آورده است. غیر معقول است که در تمام این روایات، واسطه‏ها حذف شده باشند.آرى، ممکن است در یک یا دو و احتمالا سه مورد، بنا به دلایل استثنایى وغیر دائمى، واسطه‏ها حذف شوند، اما حذف آن در ده‏ها مورد آن هم در یک‏مساله خاص، بى‏نهایت‏بعید و بلکه غیر معقول و غیر قابل قبول به نظرمى‏رسد. 3. شمارى از این راویان تصریح کرده‏اند که خودشان در این واقعه حضورداشته و آن را از نزدیک با چشمان خود مشاهده کرده‏اند و یا پیامبرصلى الله علیه وآله راچندین ماه دیده‏اند که به در خانه فاطمه‏علیها السلام مى‏آمد تا مضمون آیه مبارکه راتاکید نماید. این بدان معناست که واسطه نه عمدا حذف شده است و نه سهوا. 4. راویان بخشى از این روایات با صراحت گفته‏اند که تصریح پیامبرصلى الله علیه وآله ‏مبنى بر فرود آمدن این آیه درباره پنج تن را به گوش خود و یا از على یافاطمه یا حسن و حسین شنیده‏اند. همین تواتر نقل براى ثبوت مساله کافى‏است و هرگاه این مطلب از رسول خداصلى الله علیه وآله ثابت‏شود، تکذیب پیامبرصلى الله علیه وآله کفرو خروج از دین است و حتى تکذیب على‏علیه السلام که همواره با حق است و حق بااو و نیز سایر پنج تن; زیرا تکذیب آنان، تکذیب پیامبرصلى الله علیه وآله است. 5. چرا این نویسنده مدعى است که در حدیث کساء آمده که فاطمه زیرپارچه در کنار على‏علیه السلام و پیامبرصلى الله علیه وآله و حسن و حسین‏علیهما السلام و در مقابل دیدگان‏مردان بیگانه خوابید؟! در حالى که این حدیث تصریح دارد که پیامبرصلى الله علیه وآله آنان‏را جمع کرد و با پارچه پوشید و آن گاه این آیه شریفه فرود آمد. روایت جابربه نشستن زیر پارچه و نه خوابیدن زیر آن تصریح دارد. جابر بن عبدالله ازعلى‏علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به پیامبرصلى الله علیه وآله گفت: نشستن ما زیر این‏پارچه چه فضیلتى دارد؟ این همان روایتى است که همین نویسنده بدان استنادو اعتماد کرده و همان‏گونه که ملاحظه کردید در آن هیچ‏گونه ذکرى از خواب‏نشده است! تنظیم: محمدی - گروه دین و اندیشه تبیان پى‏نوشتها: 1) ر.ک: فروع کافى، ج‏8، ص‏53; بحار الانوار، ج‏75، ص‏359; الوافى، ج‏5، ص‏274; المحجة‏البیضاء، ج‏2، ص‏264; البیان، ص‏249. 2) نفحات اللاهوت، ص‏85. 3) شواهد التنزیل، ج‏2، ص‏10. 4) تاویل الآیات الظاهره، ج‏2، ص‏456. 5) نهج الحق و کشف الصدق، ص‏173. 6) المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏13. 7) ینابیع الموده، ص‏174. 8) منهاج السنه، ج‏3، ص‏4 و ج‏4، ص‏20. 9) درباره این احادیث‏بسیار فراوان داراى اختلاف الفاظ، ر.ک: جامع البیان، ج‏22، ص‏5 و 7; الدرالمنثور، ج‏5، ص‏198 - 199; فتح القدیر، ج‏4، ص‏271 - 279; جوامع الجامع، ص‏372; التسهیل‏لعلوم التنزیل، ج‏3، ص‏137; تاویل الآیات الظاهره، ج‏2، ص‏457 - 459; الطرائف، ص‏130 - 132;مجمع البیان، ج‏9، ص‏138 و ج‏8، 356 - 357; بحارالانوار، ج‏35، ص‏206 و 223 و ج‏45،ص‏199 و ج‏37، ص‏35 - 36; نهج‏الحق، ص‏173 - 175; صحیح مسلم، ج‏7، ص‏130; کشف الیقین‏فى فضائل امیر المؤمنین، ص‏405; الایضاح، ص‏170; مسند احمد، ج‏4، ص‏107 و ج‏3، ص‏259 و285 و ج‏6، ص‏292، 298 و304 و ج‏1، ص‏331; المعجم الصغیر، ج‏1، ص‏65 و 135; الجامع‏الصحیح، ج‏5، ص‏663، 699 و 351 - 352 و ص‏133، 146، 147، 158 و 172; التبیان، ج‏8،ص‏307 و 309; احقاق الحق (ملحقات)، ج‏9، ص‏1 - 69و ج‏3، ص‏31 - 53 و ج‏2،ص‏502 - 573 و ج‏14، ص‏105 - 400 و ج‏18، ص‏383 - 359; ذکر اخبار اصبهان، ج‏1، ص‏108;الفصول المهمة، ص‏7 - 8; الاصابه، ج‏2، ص‏509 و ج‏4، ص‏378; الصواعق المحرقه، ص‏137 و141 - 143; تفسیر نور الثقلین، ج‏4، ص‏270 - 277; فضائل الخمسه من الصاح السته، ج‏1،ص‏224 - 243; ینابیع الموده، ص‏107 - 108، 167 - 174 و 193; العقد الفرید، ج‏4، ص‏313;التاریخ الکبیر، بخارى، ج‏1، قسم‏2/ ص‏69 - 70، 110 و 197; انساب الاشراف، ج‏2،ص‏104 - 106; الکافى، ج‏1، ص‏287; تاریخ بغداد، ج‏10، ص‏278، و ج‏9، ص‏26 - 27; مناقب‏خوارزمى، ص‏23 و 224; السیرة النبویه، ج‏2، ص‏300; السنن الکبرى، ج‏2، ص‏149 - 153 و ج‏7،ص‏63; البدایة والنهایه، ج‏5، ص‏321 و ج‏8، ص‏35 و 205. 10) جامع البیان، ج‏22، ص‏5; التفسیر الحدیث، ج‏8، ص‏262; الدر المنثور، ج‏5، ص‏199; الفصول‏المهمه، ص‏8; ینابیع الموده، ص‏108، 260 و 193; مجمع الزوائد، ج‏9، ص‏121 و 168; البرهان،ج‏3، ص‏324; مسند احمد، ج‏3، ص‏258 - 259. 11) الدر المنثور، ج 5، ص 199; الطرائف، ص 128; مناقب خوارزمى، ص 13; بحارالانوار، ج 35،ص 223; احقاق الحق، ج 2، ص 563; مشکل الآثار، ج 1، ص 338 - 339; ذخائر العقبى،ص 24 - 25; کشف الیقین فى فضائل امیر المؤمنین، ص 405; بحارالانوار، ج 35، ص 214و 223. 12) الدر المنثور، ج‏5، ص‏199; مناقب خوارزمى، ص‏23; وفاء الوفاء، ج‏2، ص‏45 و 467; شواهدالتنزیل، ج‏2، ص‏27 - 28 و 51; البرهان فى تفسیر القرآن، ج‏3، ص‏313 - 314; امالى صدوق، ج‏1،ص‏257; بحار الانوار، ج‏35، ص‏145، 209، 213 و 216. 13) مسند طیالسى، ص‏274; اسد الغابه، ج‏5، ص‏66. 14) جامع البیان، ج‏22، ص‏6; فتح القدیر، ج‏4، ص‏280; شواهد التنزیل، ج‏2،ص‏50 و 91;نورالابصار، ص‏112; البدایة و النهایه، ج‏5، ص‏321. 15) شواهد التنزیل، ج‏2، ص‏28، 50 - 51; کفایة الطالب، ص‏376; ینابیع الموده، ص‏260;نور الابصار، ص‏112. 16) شواهد التنزیل، ج‏2، ص‏50; ینابیع الموده، ص‏260. 17) مجمع الزوائد، ج‏9، ص‏169; شواهد التنزیل، ج‏2، ص‏50. 18) مجمع الزوائد، ج‏9، ص‏169; الصراط المستقیم، ج‏1، ص‏188. 19) الدر المنثور، ج‏5، ص‏199; البرهان فى تفسیر القرآن، ج‏3، ص‏313; نورالابصار،ص‏112; امالى‏مفید، ص‏318; امالى طوسى، ج‏1، ص‏88; اسد الغابه، ج‏5، ص‏174. 20) البرهان فى تفسیر القرآن، ج‏3، ص‏317; بحار الانوار، ج‏35، ص‏207; تفسیر قمى، ج‏2، ص‏67. 21) ینابیع الموده، ص‏260. 22) تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص‏485; فرائد السمطین، ج‏1، ص‏368; التفسیر الحدیث، ج‏8،ص‏262; مجمع البیان، ج‏8، ص‏357; بحار الانوار، ج‏35، ص‏222. 23) الطرائف، ص‏128; شواهد التنزیل، ج‏2، ص‏32; الصراط المستقیم، ج‏1، ص‏187; العمده، ص‏40;نفحات اللآهوت، ص‏84; احقاق الحق (ملحقات)، ج‏9، ص‏52. 24) جامع البیان، ج‏22، ص‏7; الدر المنثور، ج‏5، ص‏198. 25) اسد الغابه، ج‏2، ص‏12; الجامع الصحیح، ج‏5، ص‏351 و 663; التفسیر الحدیث، ج‏8، ص‏261. 26) ذخائر العقبى، ص‏21; ینابیع الموده، 87، ص‏228; بحار الانوار، ج‏35، ص‏223. 27) تفسیر فرات، ص‏335. 28) این سخن اگر در تمامى مصادرى که آمد و در پى خواهد آمد نباشد، دست کم در بیش‏تر آنهادیده مى‏شود. ما در این‏جا خواننده گرامى را به منابع زیر یادآور مى‏شویم: الدرالمنثور، ج‏5،ص‏198; فتح القدیر، ج‏4، ص‏279; جامع البیان، ج‏22، ص‏6 - 7; جوامع الجامع، ص‏372;الفصول المهمه، ص‏8; تاویل الآیات الظاهره، ج‏2، ص‏457 - 459; کفایة الطالب، ص‏12 و 372;اسعاف الراغبین، ص‏106; تفسیر فرات، ص‏332 - 340; مجمع البیان، ص‏356 - 357; اسد الغابه،ج‏3، ص‏413 و ج‏2، ص‏12; الجامع الصحیح، ج‏5، ص‏351، 663 و 669; العمدة، ص‏33 و 39;الطرائف، ص‏124 - 126; بحارالانوار، ج‏35، ص‏209، 213، 214، 219، 220، 226، و 270; تاریخ‏بغدادج‏9، ص‏126 - 127، وج‏10، ص‏278; ینابیع الموده، ص‏107، 230، 228 و 294; مستدرک‏حاکم، ج‏2، ص‏416; مناقب ابن المغازلى، ص‏303; الصواعق المحرقه، ص‏227 و 541; لباب‏التاویل، ج‏3، ص‏466; مسند احمد، ج‏6، ص‏292 و 404; الکافى، ج‏1، ص‏287; فرائد السمطین،ج‏1، ص‏316; احقاق الحق، ج‏2، ص‏568; مجمع البیان، ج‏8، ص‏357. 29) الدر المنثور، ج‏5، ص‏198; مشکل الآثار، ج‏1، ص‏334; جامع البیان، ج‏22، ص‏7; نفحات‏اللاهوت، ص‏84; مرقاة الوصول، ص‏106; بحار الانوار، ج‏35، ص‏217 و 228. 30) احقاق الحق، ج‏2، ص‏568. 31) الکافى، ج‏2، ص‏287; تاریخ بغداد، ج‏10، ص‏278; السیرة النبویه زینى دحلان، ج‏2، ص‏330;بحار الانوار، ج‏35، ص‏311; تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏250 - 251. 32) ذخائر العقبى، ص‏22; ینابیع الموده، ص‏108 - 109 و 294 و نیز ر.ک: نور الابصار، ص‏112;اسعاف الراغبین، ص‏107; الصواعق المحرقه، ص‏142. براى آگاهى از خصوصیات گوناگون ازروایت ر.ک: ج‏1 و 2، آیة التطهیر فى احادیث الفریقین. 33) مجله مکتب تشیع، سال دوم، شماره جمادى الثانى.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها