مسجد اياصوفيه بناي «ايا صوفيه» در ميدان «سلطان احمد» استانبول در ترکيه، يکي از بزرگترين اثرهاي تاريخي دوران بيزانس است و در زمان کنستانتينوس اول بنا شد که به مدت 916 سال به عنوان کليسا و به مدت 481 سال در دوران عثمانيها به عنوان مسجد فعال بود. اين بناي تاريخي به دستور آتاتورک در سال 1935 به موزه تبديل و در خدمت صنعت توريسم قرار گرفت! نامگذاري اين بنا نخست «مِگاله اِکلسيا» - کليساي بزرگ - نام گرفت، ولى بعدها به «ثئاسوفيا» يعنى «حکمت مقدس» تغيير نام يافت، اما تا سدهي 5 ميلادي، مردم به آن «سوفيا» مىگفتند. رفتهرفته اين کليسا به سانتاسوفيا و يا سانکتا سوفيا شهرت پيدا کرد که به همان معنى حکمت مقدس است و يونانيها آن را «هاگيا سوفيا» يا «آگيا سوفيا» مىناميدند. پس از فتح استانبول، ترکها با تغيير اندکى نام اين کليسا را «اياصوفيه» خواندند. دوره اول: اياصوفيه قبل از فتح استانبول نخستين بناي اياصوفيه را به امپراتور کنستانتين اول (337م) نسبت مىدهند ولى در آثار مورخان نزديک به عصر اين امپراتور، به چنين موضوعى اشاره نشده است و بررسيهاي اخير نشان مىدهد که کليساي اياصوفيه از طرف کنستانتين دوم (361م) به افتخار پيروزي پدرش کنستانتين اول بر ليکينيوس احداث شده، و در 15 فوريه 360 براي عبادت عموم افتتاح گرديده. در 20 ژوئن 404 آشوب بزرگى در قسطنطنيه پديد آمد و بخشى از اياصوفيه در حريق سوخت. در نتيجه بناي اياصوفيه مجددا به دست حکومت بعدي، ساخته و در سال 415 ميلادي دوباره افتتاح شد. ولي باز اين کليسا در حريق ديگري که در شب 13 ژانويه 532 پديد آمد به دنبال يک شورش عليه دولت آتش گرفت. حدود 6 هفته پس از حريق، امپراتور يوستى نيانوس تصميم گرفت کليسايى به مراتب بزرگتر و باشکوهتر بر ويرانههاي کليساي قبلى بنا کند و به همين سبب، از معماران مشهور عصر خود، آنتميوس ترالسى و ايسيدُروس ملطى خواست کليساي جديد را طوري بسازند که در برابر آتشسوزي و زمينلرزه مقاوم باشد. کار تعمير در 23 فوريه 532 آغاز شد. به فرمان امپراتور با ارزشترين مصالح ساختمانى را از نواحى مختلف تهيه کردند. سرانجام، در 27 دسامبر 537 با کار 10 هزار کارگر در طول 5 سال و تحت نظر 100 استادکار، کليساي جديد اياصوفيه طى مراسم باشکوهى افتتاح شد. ولي بر اثر زلزله در سال 588، گنبد کليسا فرو ريخت و بالاخره در سال 563 گنبدش ساخته شد. قابل ذکر است امپراتوران بيزانس در اين کليسا مراسم تاجگذاري برپا مىکردهاند و به سبب احترامى که داشت، پناهگاه مجرمان نيز به شمار مىآمده است. از اين بنا به مدت 916 سال به عنوان کليسا استفاده ميشد. دوره دوم: اياصوفيه پس از فتح استانبول اين کليسا چون در سال 1453 به تصرف ترکان عثماني در آمد آثار مسيحيت آن را محو کردند و آن را به صورت مسجد در آوردند به مدت 481 سال در دوران عثمانيها فعال بود. (سلطان محمد در همان روز فتح استانبول فرمان تبديل کليساي اياصوفيه را به مسجد صادر کرد.) و سه روز پس از فتح استانبول، ضمن برپا داشتن مراسم نماز جمعه در اياصوفيه، به امامت آق شمسالدين، خطبه به نام پادشاه فاتح عثمانى خوانده شد. (در وقفنامههاي فاتح که نسخههاي مختلف آن تا امروز باقى مانده، نام اياصوفيه، «الجامع الکبير العتيق» آمده است). اين اتفاق در سال 875 هجرى (1453ميلادى) رخ داد. به دستور سلطان يک گلدستهى چوبى در قسمت جنوبى نيم گنبد غربى و نيز يک محراب در اين مسجد ساخته شد. بعدها در زمان سلطان سليمان قانونى، به علت نامناسب بودن نقاشيها و تزيينات داخل اياصوفيه، روي آنها را با گچ پوشاندند. در زمان سلطان بايزيد دوم دومين مناره اياصوفيه از آجر ساخته شد. و گنبد بزرگى نيز بر فراز آن ساخته شد. سلطان سليم دوم يکى از پادشاهان عثمانى است که توجه و علاقه بسياري به مسجد اياصوفيه نشان داده. در آغاز سلطنت او، بناي مسجد در نتيجهي عدم توجه وضع نيمه مخروبهاي پيدا کرده بود. وي به معمار سنان دستور داد تا خرابيها را تعمير کند. خانههايى که بناي اياصوفيه را در محاصرهي خود گرفته بودند، تخريب گرديد و ديوارها با تعبيه پايهها و شمعها محکم شد و يک مناره آجري جاي مناره چوبى را گرفت. در اوايل سلطنت سلطان مراد سوم کار تعميرات و بازسازي اياصوفيه به پايان رسيد و اين پادشاه تغييراتى نيز در داخل مسجد ايجاد کرد و به تزيينات داخلى آن افزود. از نيمهي دوم سدهي 10ق/16م به بعد، در گورستان متصل به آن، ساختن مقبرههايى براي سلاطين عثمانى آغاز شد. در زمان سلطان مراد چهارم، آياتى از قرآن کريم به خط بچاقجىزاده مصطفى چلبى زينتبخش ديوارهاي مسجد اياصوفيه شد. علاوه بر آن، لوحههاي عظيمى به شکل مربع مستطيل با نام خلفاي راشدين که توسط خطاط معروف تکنجىزاده ابراهيم افندي نوشته شده بود، بر بالاي ديوارها نصب شد. اين لوحهها در زمان سلطان عبدالمجيد با الواح مدور بزرگى به خط جلى خطاط قاضى عسکر مصطفى عزت افندي، تعويض شد. سلطان محمود اول، تعميرات فراوانى در مسجد اياصوفيه صورت داد، ولى گفته مىشود که روي بقاياي موزاييکهاي دوره بيزانس در اين تعميرات با گچ پوشانده شده است. وي علاوه بر تعميرات، يک شادروان (وضوگاه) زيبا و چند بناي ديگر در آنجا ساخت؛ مهمترين آنها کتابخانهي باشکوهى است که از نظر هنر معماري و تزيينى داراي ارزش فراوانى است. اين کتابخانه 300 هزار جلد کتاب در خود داشته است. قفسههاي صدفنشان و ديوارهاي کاشىکاري آن از شاهکارهاي هنري قرن 18م ترکيه شمرده مىشود. پس از سلطان مراد چهارم، چندان توجهى به تعمير و نگهداري مسجد اياصوفيه نشد. در زمان سلطان عبدالمجيد تعميرات اساسى بنا، در سالهاي 1847-1849م به سرپرستى معمار اتريشى «فوستاتي» صورت گرفت و بيشتر تزيينات داخلى تجديد و يا تعمير شد. موزائيکهاي دوران بيزانس را نيز از زير پوشش گچ بيرون آوردند. سلطان مايل بود که موزائيکها به همان صورت باقى بماند، ولى به علت مخالفتهايى که ابراز شد، دستور داد دوباره روي آنها را بپوشانند. پس از پايان تعميرات، مسجد اياصوفيه بار ديگر در اولين جمعهي ماه رمضان 1265ق/ژوئيه 1849م طى مراسم با شکوهى بر روي مردم گشوده شد. اياصوفيه در زلزله شديد 10 ژوئيه 1894 دچار صدمات بسياري شد؛ از جمله قطعات بزرگى از موزائيکهاي گچپوش، نيمگنبدها و سرستونها فرو ريخت و به همين علت مسجد مدتى طولانى بسته ماند. دوره سوم: پس از تشکيل دولت جمهوري ترکيه: در سال 1926م/ 1305ش تعميرات ضروري در سرسراهاي فوقانى، گنبد اصلى و يکى از پايهها به عمل آمد. در اين ميان با پيشنهاد آتاتورک در 1934م/1313ش مسجد اياصوفيه به موزه تبديل شد و در اول فوريه 1935 به طور رسمى افتتاح گرديد. کمى بعد فرشهاي مسجد را جمع کردند و لوحههاي مدور نام خدا و حضرت رسول(ص) و خلفاي راشدين و امامحسن و امامحسين (ع) را پايين آوردند، تا حالت روحانى اين معبد کهن به حال و هواي موزه تبديل شود؛ ولى هنگامى که مىخواستند لوحهها را براي استفاده در ديگر مساجد استانبول از آنجا بيرون ببرند، به علت بزرگى بيش از حد، از هيچکدام از درهاي اياصوفيه ممکن نشد. ناچار آنها را روي هم چيده و در گوشهاي انبار کردند. مدتى بعد، در 1949م/1328ش بار ديگر اين لوحهها از ديوارهاي اياصوفيه آويخته شد. ساختار بنا در بناي اياصوفيه تدبير هوشمندانهاي براي هماهنگى طاقها و ستونها به کار رفته است. 4 ستون عظيم از سنگ خاراي مصري، شبيه پاي فيل، 4 طاق بالا را نگاهداشته، و گنبد بر روي آنها آرميده است. در ساقه گنبد، حلقهاي از 40 پنجره نزديک به هم قرار گرفته، که نور از آنها به درون مىتابد. ژرفاي گنبد 18 متر و بلندي گنبد 56 متر از سطح زمين است و قطر آن 33 متر است که پشتبند آن دو نيم گنبد است. که خود در هر پهلو بر يک تورفتگي ستوندار کوچک قرار دارند. در طرفين فضاي بسيار بزرگ مرکزي، با گنبدي به بلندي 56 متر از کف دو طبقه، راهه جانبي قرار دارد که بار گنبد را منتقل ميکند به قوسهاي عظيمي که سينه سردرهايي پر پنجره را در بر گرفته است. رديف ديگري از پنجره در پائين و دور تا دور گنبد قرار دارد. اين بنا مجموعاً 107 ستون و 9 در دارد؛ بزرگترين آنها در ِ وسطى است با چارچوب برنزي و قاب مرمر که مخصوص ورود امپراتور بود. بنا کلاً از آجر ساخته شده، و با مرمر پوشانده شده. ديوارهاى آن با معرقهاى آجين شده به سنگهاى قيمتى تزيين يافته است. در تزيينات بناى آن، از فلزات گرانبهاى منتسب به هنر بيزانسى استفاده شده است. ستونهاى مرمرين اين بنا از معبد «آرتميس» و نيز از نقاط مختلف دنيا به آنجا آورده شده است. در حياط داخلى، فوارههايى براي وضو قرار دارد. در زوايهى جنوبى مسجد به جاىگلدستهاى از جنس سنگ، گلدستهاى آجرين بنا گرديده است. موزاييکها و تزيينات داخلى اياصوفيه نيز از اهميت بسياري برخوردار است. از تزيينات بىنظير اين بنا در منابع قديمى با ستايش فراوان ياد شده است. از زيباترين بخشهاي اين بنا، تزيينات اياصوفيه و موزاييکهاي بيزانسى آن است. در ميان آنها قطعات و تابلوهاي ساخته شده از طلا، نقره، مرمر و سفال لعابدار رنگارنگ ديده مىشود. تابلوهاي موزاييک اياصوفيه را مىتوان بر سطح داخلى نيم گنبدها، ديوارها، طاقها و رواقها و بر سردر ويژهي امپراتور و ... ديد. بر اثر ويرانيها و تعميرات پى در پى، بخشى از موزاييکهاي اياصوفيه از ميان رفته است؛ از جمله تابلوي موزاييک تصوير حضرت عيسى مسيح(ع) که در 1355م آن را بر سطح داخلى گنبد ساخته بوده. اين اثر گويا تا ميانه سده 17م نيز بر جاي بود و در زمان سلطان عبدالمجيد، قاضى عسکر عزت افندي با نوشتن آياتى از سوره نور آن را پوشانده است. همچنين بخشهاى برنزى به کار رفته در قسمت جنوبى کتابخانه آثار هنرى نفيسى به شمار مىآيد. ديوارهاى اين بخش را تخته سنگهاى ارزشمند و گرانقيمتى پوشانده که قدمت آن به قرن چهاردهم ميلادى باز مىگردد. شکوه و زيبايى اياصوفيه پيوسته توجه جهانگردان را به خود جلب کرده است؛ امروزه نيز از مراکز مهم جهانگردي دنيا و از منابع بزرگ درآمد دولت ترکيه به شمار مىرود. منابع: اولياچلپى، سياحتنامه، استانبول، 1314ق؛ بورکهارت، تيتوس، هنر اسلامى، زبان و بيان، ترجمه مسعود رجبنيا، تهران، 1368ش؛ رفعت، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول، 1299ق؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، 1306ق؛ گيبون، ادوارد، انحطاط و سقوط امپراطوري روم، ترجمه فرنگيس شادمان (نمازي)، تهران، 1371ش؛ لوکاس، هنري، تاريخ تمدن از کهنترين روزگار تا سده ما، ترجمه عبدالحسين آذرنگ، تهران، 1366ش؛ تنظيم براي تبيان: سمانه دولت آبادي