در دهه چهل شمسی، در یک شب بارانی ریزعلی خواجوی کاری کرد که هزار مسافر، زندگیشان را مدیون یک کتِ آتشگرفته او باشند! جوان ۳۰ ساله در دل تاریکی به استقبال قطاری رفت که بیخبر بهسوی آوار کوه میرفت و با فداکاریاش جلوی یک فاجعه بزرگ را گرفت.
در دهه چهل شمسی، در یک شب بارانی ریزعلی خواجوی کاری کرد که هزار مسافر، زندگیشان را مدیون یک کتِ آتشگرفته او باشند! جوان ۳۰ ساله در دل تاریکی به استقبال قطاری رفت که بیخبر بهسوی آوار کوه میرفت و با فداکاریاش جلوی یک فاجعه بزرگ را گرفت.
پیام شما به ما