تا حالا شده با وجود سیر شدن، فقط چون برای غذا پول زیادی پرداخت کردهاید، خودتان را مجبور کنید تا آخرش بخورید؟ حتی اگر بدانید بعدش دلدرد میگیرید؟
این نمونهای از سوگیری هزینه هدررفته است. یعنی هزینهای که در گذشته پرداخت کردهایم، روی تصمیمی که از اینجا به بعد میگیریم، اثر میگذارد.

چرا گذشته، برای امروز تصمیم میگیرد؟
هزینههای هدررفته، هزینههایی هستند که در گذشته پرداخت کردهایم و دیگر قابل بازگشت نیستند. از نظر منطقی نباید در تصمیمگیری درباره آینده نقشی داشته باشند. اما در عمل این طور نیست.
مثلا ممکن است سالها در شغلی بمانیم که برایمان مناسب نیست. فقط چون فکر میکنیم اگر آن را رها کنیم، زمان و انرژیای که گذاشتهایم، «هدر رفته» محسوب میشود.

چرا رها کردن برایمان سخت است؟
ما همیشه تصمیمهایمان را صرفاً بر اساس منافع آینده نمیگیریم. احساساتی مثل پشیمانی، گناه و ترس از شکست نیز روی تصمیمهایمان اثر میگذارند. مثلا:
- ادامه یک اشتباه، آسانتر از تغییر مسیر به نظر میرسد.
- رها کردن یک مسیر را شبیه «پذیرفتن شکست» میبینیم.
گاهی برای توجیه هزینههای گذشته، ممکن است هزینههای بیشتری در آینده صرف کنیم.

یک سوال ساده برای تصمیمی بهتر
به جای اینکه بپرسیم: «تا الان چقدر برای این تصمیم هزینه کردهام؟»
از خودمان بپرسیم: «اگر امروز برای اولین بار با این انتخاب روبهرو میشدم، با توجه به اطلاعاتی که اکنون دارم، باز هم آن را انتخاب میکردم؟»
اگر پاسخ «نه» است، هزینههای گذشته نباید ما را مجبور به ادامه دادن کنند.
گاهی برای اینکه هزینههای قبلی را «هدررفته» نبینیم، در نهایت پول، زمان و انرژی بیشتری را هدر میدهیم.

رها کردن، همیشه هم درست نیست!
ادامه دادن همیشه هم اشتباه نیست. گاهی با توجه به شرایط فعلی، ادامه مسیر همچنان بهترین انتخاب است.
مهم این است که دلیل ادامه دادن فقط این نباشد: «تا اینجا آمدهام، پس باید ادامه بدهم.»
بهتر است از خودمان بپرسیم: «از این نقطه به بعد، چه چیزی به دست میآورم و چه چیزی از دست میدهم؟»
معیار سنجش انتخابها، باید شرایط و منافع آینده باشد، نه هزینههای گذشته.




پیام شما به ما