جهان در آستانه ولادت پیامبر اسلام (عام‌الفیل)، غرق در جاهلیت و تحت سیطره قدرت‌های استکباری بود. ضرورت وقوع حوادث تکان‌دهنده در این مقطع، برای درهم‌شکستن هیبت مادی قدرت‌های پوشالی زمانه و جلب توجه جهانیان به مکه به عنوان مهد ظهور وحی، اجتناب‌ناپذیر می‌نمود.

ابوالقاسم شکوری
شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۶
وقایع مقارن با ولادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

گزارش‌های کلان پیش از تولد

جریان اصحاب فیل: نابودی سپاه ابرهه توسط ابابیل در سال ولادت حضرت، بزرگ‌ترین ارهاص جمعی (آماده‌سازی ذهنی مردم) آن عصر بود. این واقعه علاوه بر قداست‌بخشی به حرم مکه، محیط را برای پذیرش دینی که قرار بود از کعبه محافظت کند، مهیا کرد. در جریان این حمله، عبدالمطلب با آرامش روحی بی‌نظیری در برابر ابرهه حاضر شد و تنها خواستار باز پس گرفتن دویست شتر مصادره‌شده خود گردید. زمانی که ابرهه از عدم درخواست وی برای نجات کعبه تعجب کرد، عبدالمطلب اعلام کرد: «من صاحب شترانم و این خانه صاحبی دارد که از آن دفاع می‌کند».

سپس مردم به کوه‌ها پناه بردند و سپاه فیل با سنگریزه‌های سجیل به طور کامل نابود شد.

واقعه فیل به عنوان یک ارهاص عمومی، محیط حجاز را به لحاظ روانی برای پذیرش رسالت مهیا کرد. این حادثه چنان عمیق بود که اعراب آن سال را مبدأ تاریخ خود قرار دادند و بدین ترتیب، زمان‌سنجی تاریخ با لحظه ولادت پیامبر تنظیم شد تا زمینه‌ساز پذیرش دینی باشد که مدعی صیانت الهی از بیت‌الله بود. این آمادگی‌های محیطی، با تولد حضرت به اوج تجلیات کیهانی رسید.

 نور نبوت در پیشانی نیاکان: گزارش‌های مربوط به نمایان بودن نوری خاص در پیشانی عبدالله و عبدالمطلب به عنوان نشانه‌های تکوینی تمایزبخش، خاندان رسالت را در میان قریش برجسته و مطهر نشان می‌داد. چنان‌که عظمت این نور پادشاه حبشه را مبهوت ساخت.

همچنین دوران بارداری حضرت آمنه سلام‌الله‌علیها به سهولت و سبکی بی‌سابقه‌ای سپری شد و ایشان هیچ‌گونه احساس سنگینی یا دردهای متعارف زنان باردار را تجربه نکرد.

وقایع و نشانه‌های فیزیکی در شب ولادت

ولادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ یک «انقلاب کیهانی» بود. نشانه‌های این رخداد در جغرافیای سیاسی و طبیعی جهان ظاهر شد تا لرزه‌ای بر ارکان کهنه قدرت افکنده و نویدبخش بساطی نو در هستی باشد.

بر اساس متون تاریخی و روایی معتبر، همزمان با سپیده‌دم ولادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ در هفدهم ربیع‌الاول عام‌الفیل، نشانه‌های تکان‌دهنده‌ای در عالم مادی و معنوی رخ داد. این حوادث فیزیکی که مبشر فروپاشی کانون‌های شرک و استبداد مادی بودند، عبارتند از:

۱. لرزش ایوان کسری و فرو ریختن کنگره‌ها

در شب میلاد، کاخ سلطنتی ساسانیان در تیسفون (ایوان کسری) به شدت به لرزه درآمد و چهارده کنگره (شرفه) از آن فرو ریخت

۲. خاموش شدن آتشکده فارس

آتش بزرگ آتشکده فارس که به مدت هزار سال پیوسته افروخته بود و هرگز خاموش نشده بود، به طور ناگهانی در این شب خاموش گردید

۳. خشک شدن دریاچه ساوه و جریان وادی سماوه

دریاچه ساوه که در فلات مرکزی ایران قرار داشت و پهنه‌ای مقدس شمرده می‌شد، به طور ناگهانی خشک شد. همزمان، در وادی سماوه (منطقه‌ای خشک میان کوفه و شام) سیلابی عظیم جاری گشت

۴. ممنوعیت شیاطین از آسمان‌ها

با تولد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ شیاطین و جن که پیش از آن به استراق سمع می‌پرداختند، از صعود به آسمان‌های هفت‌گانه محروم شدند و توسط فرشتگان با شهاب‌سنگ‌ها رانده شدند. این امر وحشت عظیمی در دل ابلیس ایجاد کرد

۵. سرنگونی بت‌ها

در صبحگاه ولادت، تمامی بت‌های بت‌کده کعبه و معابد جهان به رو بر زمین سقوط کردند و هیچ بتی بر پا نماند

۶. تجلی نور آسمانی

نوری عظیم از جانب حجاز ساطع شد و سراسر جهان را روشن ساخت، به گونه‌ای که قصرها و بازارهای شام (بصری) برای آمنه سلام‌الله‌علیها نمایان گردید

۷. خواب نمادین مؤبدان و سرنگونی تخت پادشاهان

مؤبد بزرگ در خواب دید که شترانی سخت، اسبان عربی را یدک کشیده و از دجله عبور کرده و در بلاد ساسانی پراکنده شدند. همچنین فردای آن شب، تخت‌های پادشاهان وقت سرنگون شد و همگی موقتاً لال گشتند. دانش کاهنان ربوده شد و سحر ساحران باطل گردید.

متن اصلی روایت

در شماری از منابع کهن سیره و دلائل النبوه از جمله تاریخ طبری و دلائل النبوه بیهقی نقل شده است که در شب ولادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، ایوان کسری لرزید و چهارده شرفه از آن فرو ریخت و آتش فارس، که بنا بر همان گزارش مدت‌ها خاموش نشده بود، فرو نشست. در برخی نقل‌های دیگر نیز از واژگون شدن بت‌ها و خشکیدن بحیره ساوه یاد شده است. این گزارش‌ها در سنت اسلامی به عنوان «ارهاصاتِ ولادت» تفسیر شده‌اند.

این خبر مشهور که به «ارْتِجاس ایوان کسری» معروف است در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و سنی با جزئیات تقریباً یکسان آمده است. اصل روایت را باید در قالب یک حدیث واحد با اجزای چندگانه دانست؛ هر بخشی که در نقل رهبر شهید آمده، جزئی از آن است.

قدیمی‌ترین صورتِ مُسند این خبر، روایت مَخْزوم بن هانئ مُخْزومی از پدرش هانئ است که گفته می‌شود ۱۵۰ سال عمر کرده بود:

«لَمّا کانَتِ اللَّیلَةُ الَّتی وُلِدَ فیها رَسولُ الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ ارْتَجَسَ إیوانُ کَسْری، وَسَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشَرَةَ شُرْفَةً، وَخَمَدَتْ نارُ فارِسَ، وَلَمْ تَخْمُدْ قَبْلَ ذلِکَ بِأَلْفِ عامٍ، وَغاضَتْ بُحَیْرَةُ ساوَةَ، وَرَأَی المَوْبَذانُ إِبِلاً صِعاباً تَقودُ خَیْلاً عِراباً قَدْ قَطَعَتْ دِجْلَةَ وَانْتَشَرَتْ فی بِلادِهِمْ.»

یعنی: «همان شبی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ به دنیا آمد، ایوان کسری به لرزه درآمد و چهارده کنگره (شُرَفه) از آن فروافتاد؛ آتش فارس خاموش شد، حال آنکه هزار سال پیش از آن خاموش نشده بود؛ دریاچه ساوه خشکید؛ و موبذان (موبد بزرگ) در خواب دید شترهای سرکشی که اسب‌های عرب را می‌راندند، دجله را گذشتند و در سرزمین ایشان پراکنده شدند.

«شُرَفه» همان کنگره/برج‌وباروی قصر است؛ ایوان کسری (طاق کسری) کاخ سلطنتی ساسانیان در مدائن (تیسفون) بود.

«خَمود نار فارس» به معنی خاموش شدن آتش آتشکدۀ فارس است. اینکه آتش مورد نظر دقیقاً کدام آتشکده بوده، در منابع یکسان نیست؛ در تداول فارسی معمولاً «آتشکده فارس» و گاه «آذرگشنسب» گفته می‌شود، اما متن اصلی غالباً فقط «نار فارس» دارد. بنابراین تعیین قطعی نام آتشکده از خود روایت برنمی‌آید.

«غَیاض بحیرة ساوة» خشک شدن دریاچه‌ی ساوه است.

حکایت تکمیلی در سیره: خواب انوشیروان و سفیر او نزد سطیح

سیره‌ی ابن اسحاق/ابن هشام و تاریخ طبری داستان را کامل می‌کنند: کسری انوشیروان از این وقایع به وحشت افتاد، مرازبه و موبدان را گرد آورد؛ موبذان رؤیای شترها و اسب‌ها را بازگو کرد؛ و کسری عبدالمسیح بن عمرو (بن بُقَیلة) غسانی را نزد سَطیح، کاهن مشهور عرب که در آستانه‌ی مرگ بود، فرستاد تا تعبیر آن را بپرسد. سطیح پیش‌گویی کرد که شاهنشاهی ساسانی به شماره‌ی چهارده کنگره‌ی فروافتاده، چهارده پادشاه، دوام می‌آورد و سپس فرو می‌ریزد.

منابع شیعه

شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق) : در الأمالی، ص ۳۶۰، و در کمال الدین و تمام النعمة، ص ۱۹۲: «وَارْتَجَسَ فی تِلْکَ اللَّیلَةِ إیوانُ کَسْری وَسَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ شُرْفَةً... وَخَمَدَتْ نِیرانُ فارِسَ».

قطب‌الدین راوندی (م ۵۷۳ ق) : الخرائج و الجرائح (کتاب معجزات پیامبر و ائمه)، در باب معجزات ولادت.

علامه مجلسی (م ۱۱۱۰ ق) : بحار الأنوار، ج ۱۵، ص ۲۶۳، ح ۱۴: «ارْتَجَسَ إیوانُ کَسْری، وَسَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشْرَ شُرْفَةً، وَغاضَتْ بُحَیْرَةُ ساوَةَ، وَخَمَدَتْ نارُ فارِسَ وَلَمْ تَخْمُدْ قَبْلَ ذلِکَ أَلْفَ سَنَةٍ».

در منابع شیعی، سقوط بت‌ها بر رو در میان کعبه و معابد نیز در کنار همین وقایع نقل شده است.

دگرگونی‌های اقلیمی و متافیزیکی

طبق گزارش‌های معتبر سیره، دگرگونی‌های شگرفی در طبیعت رخ داد که پدیدارشناسی خاصی را می‌طلبد:

انجماد و جفاف: خشک شدن ناگهانی دریاچه ساوه که در آن روزگار تقدس خاصی داشت.

 احیا و جریان: پرآب شدن وادی خشک «سماوه» (منطقه‌ای در میان کوفه و شام).

 امنیت غیبی: طرد شیاطین از آسمان‌ها و منع استراق سمع اخبار وحی توسط جنّیان.

وقوع این حوادث در مراکز اصلی قدرت (ایران و روم) و همزمانی آن با سقوط بت‌ها، هدفی راهبردی داشت: ابطال پایگاه‌های فکری رقیب.

طبق روایت امام صادق علیه‌السلام این وقایع باعث «ربوده شدن دانش کاهنان» و بطلان سحر جادوگران شد تا مقاومت‌های فکری آتی در برابر دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ از پیش بی‌اثر گردد. با اتمام وقایع لحظه ولادت، دوران نوجوانی حضرت نیز آکنده از نشانه‌های هدایتگر بود.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها