روایت رسمی رسانههای غربی یک تصویر ساده، خطی و حماسی را به جهان مخابره میکند: «آمریکا و بلوک غرب، حامیان فداکار آزادی و دموکراسی در اوکراین هستند که میلیاردها دلار از مالیات شهروندان خود را صرف نجات این کشور کردهاند.» اما پشت این ظاهر انساندوستانه، نمادهای یادبود و شعارهای پر طمطراق در واشنگتن و بروکسل، واقعیت بسیار تلختر و محاسبات غربیها به مراتب سردتر و کاسبکارانهتر است.
آمریکا و متحدان غربیاش، اوکراین را به دام یکی از پیچیدهترین نقشههای «حمایت اسارتبار» در تاریخ معاصر کشاندهاند. واشنگتن با تبدیل کمکهای انسانی و نظامی به تسهیلات بدهی سنگین، اجرای اصلاحات ساختاری اجباری، تحقیر دیپلماتیک رهبران کییف و واگذاری داراییهای استراتژیک به ابرصندوقهای مالی آمریکایی، کشوری را که مدعی نجاتش بود، به یک مستعمره بدهکار، فقیر و فاقد اراده سیاسی تبدیل کرده است.
این گزارش با اتکا به اسناد رسمی نهادهای بینالمللی، آمار بانک مرکزی اوکراین و گزارشهای پژوهشی، ابعاد این «جنایت خاموش» را از تمامی زوایا واکاوی میکند.
تله بدهی: آمریکا چطور آینده مالی اوکراین را گروگان گرفت؟
نخستین زاویه از این استعمار نوین، «مهندسی بدهی» است. آمریکا و بلوک غرب ساختار مالی اوکراین را به گونهای طراحی کردهاند که کییف حتی در صورت پایان یافتن کامل نبردها، تا چند نسل آینده استقلال مالی و رفاه عمومی را به چشم نبیند.
عبور بدهی از مرز ۲۱۳ میلیارد دلار (۱۰۱٪ تولید ناخالص داخلی) : بر اساس گزارشهای رسمی KSE Institute و اسناد صندوق بینالمللی پول (IMF)، مجموع بدهی دولتی و ضمانتشده خارجی اوکراین از مرز ۲۱۳.۳ میلیارد دلار گذشته است.
این رقم سنگین معادل بیش از ۱۰۱ درصد کل تولید ناخالص داخلی (GDP) اوکراین است. کشوری که بدهی آن از مرز ۱۰۰ درصد GDP بگذرد، عملاً حاکمیت اقتصادی خود را از دست داده است.
تغییر ماهیت کمکها؛ پایان دوران «کمک بلاعوض» : بر اساس دادههای مؤسسه اقتصاد جهانی کیل، برخلاف تبلیغات رسانهای که کلیه بستهها را «هدیه آمریکا» معرفی میکردند، غالب اعتبارات ارسالی در سالهای اخیر (بهویژه بستههای ۵۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا و تسهیلات اعتباری G۷) در قالب وامهای بلندمدت با تعهدات بازپرداخت سنگین و سودهای مشخص ثبت شدهاند.
حتی بخش عمده کمکهای تسلیحاتی آمریکا در قالب قانون «وام و اجاره» (Lend-Lease) یا اعتبارات خرید از کارخانههای تسلیحاتی خود آمریکا تعریف شد.
کسری بودجه مزمن و تنفس مصنوعی: طبق گزارش بانک مرکزی اوکراین (NBU)، درآمدهای داخلی این کشور در حال حاضر تنها حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از هزینههای جاری و عملیاتی دولت را پوشش میدهد. آمریکا با پرداخت قطرهچکانی وامها، دولت کییف را در حالت «تنفس مصنوعی دائمی» نگه داشته است تا مسئولان اوکراینی برای تأمین حقوق کارمندان و معلمان، چارهای جز اطاعت محض از دستورات واشنگتن نداشته باشند.
تحقیر دیپلماتیک زلنسکی: بازیچه سیاسی در بازی قدرت واشنگتن
یکی از نادیده گرفتهشدهترین ابعاد این درگیری، تغییر رفتار تدریجی و تحقیرآمیز مقامات آمریکایی و غربی با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین است. زلنسکی که در ماههای نخست جنگ به عنوان «قهرمان دنیای آزاد» در کنگره آمریکا تشویق ایستاده میشد، به مرور به ابزاری چانهزنی در منازعات داخلی واشنگتن تبدیل شد.
رد درخواستی در نشست نشستهای ناتو: طبق گزارش Washington Post درباره نشست سران ناتو در ویلنیوس، زمانی که زلنسکی از عدم ارائه جدول زمانی مشخص برای عضویت اوکراین در ناتو گلایه کرد، با واکنش تند و تحقیرآمیز مقامات غربی روبهرو شد. «بن والاس» وزیر دفاع وقت بریتانیا علناً خطاب به او گفت: «ما شرکت آمازون نیستیم که فقط سفارش تسلیحات بدهید؛ کمی قدردانی نشان دهید!»
سرزنش و توهین در اتاقهای بسته: اسناد منتشرشده توسط Politico نشان میدهد که مقامات ارشد آمریکایی در جلسات خصوصی، بارها زلنسکی را به دلیل «زیادهخواهی»، «ناسپاسی» و «درک ناصحیح از اولویتهای واشنگتن» تحقیر کردهاند. زلنسکی در کارزار انتخابی و سیاسی آمریکا، از یک متحد استراتژیک به یک «فروشنده دورهگرد که هر بار با دست خالی میآید و با میلیاردها دلار برمیگردد» (تعبیر مطرحشده توسط برخی جریانهای سیاسی آمریکا) تقلیل یافت.
تحمیل تصمیمات نظامی از خارج: فرماندهان نظامی اوکراین در استراتژیهای میدان نبرد (از جمله طرح تاکتیکی پدافند یا ضدحمله ۲۰۲۳) بارها تحت فشار پنتاگون قرار گرفتند. تحمیل ضدحملهای سنگین بدون داشتن پشتیبانی هوایی کافی، تنها برای ارائه کارنامه به انتخابات آمریکا بود که به قیمت جان دهها هزار سرباز اوکراینی تمام شد.
تاکنون بیش از ۱ میلیون هکتار از مرغوبترین زمینهای زراعی اوکراین معامله شده و به کنترل شرکتهای آگربیزنس غربی و صندوقهای سرمایهگذاری متصل به والاستریت درآمده است.
حراج «خاک سیاه» و منابع زیرزمینی تحت فشار صندوق بینالمللی پول
تله بدهی آمریکا تنها به آمار روی کاغذ ختم نمیشود؛ بلکه ثروتهای واقعی و تجدیدناپذیر اوکراین را هدف قرار داده است. واشنگتن از طریق نهادهای تحت کنترل خود نظیر IMF و بانک جهانی، قوانین اوکراین را بازنویسی کرد تا داراییهای ملی این کشور قابل تصاحب شوند.
تسخیر خاک زراعی مرغوب: بر اساس گزارشهای افشاگرانه Oakland Institute (مؤسسه پژوهشی مستقل آمریکایی)، شرط اصلی صندوق بینالمللی پول برای اعطای بستههای وام به کییف، لغو ممنوعیت چند ده ساله فروش زمینهای کشاورزی به اشخاص حقوقی و شرکتها بود. با لغو این قانون، تاکنون بیش از ۱ میلیون هکتار از مرغوبترین زمینهای زراعی اوکراین معامله شده و به کنترل شرکتهای آگربیزنس غربی و صندوقهای سرمایهگذاری متصل به والاستریت درآمده است.
چوب حراج بر معادن استراتژیک (لیتیوم و تیتانیوم) : طبق تحلیلهای روزنامه فایننشال تایمز، اوکراین دارنده یکی از بزرگترین ذخایر تیتانیوم، لیتیوم و اورانیوم در اروپا است؛ عناصری که شریان حیاتی صنایع دفاعی، هوافضا و باتریسازی آمریکا به شمار میروند. گزارشها نشان میدهند که واگذاری امتیاز بهرهبرداری طولانیمدت از این معادن به شرکتهای آمریکایی، یکی از پیششرطهای غیررسمی واشنگتن برای تداوم ارسال تجهیزات دفاعی بوده است.
آمریکا با شعارهای براق «دفاع از دموکراسی»، اوکراین را به خط مقدم نبردی ویرانگر فرستاد، تسلیحات انبارشده خود را خالی کرد، ساختار نظامی-صنعتی خود را رونق داد و در نهایت، با ابزار بدهی و تحقیر سیاسی، تمام داراییهای ملی اوکراین از خاک زراعی تا معادن و حاکمیت ملی را به نام «حمایت» تصاحب کرد.
غارت رسمی بازسازی اوکراین
یکی از شاهکارهای واشنگتن در این «جنایت خاموش»، سپردن پروژه بازسازی کشور ویرانشده به ابرشرکتهای مدیریت سرمایه آمریکایی است:
تأسیس «صندوق توسعه اوکراین» : دولت اوکراین تحت فشارهای مستقیم سیاسی، مدیریت، ساختاردهی و جذب سرمایه برای بازسازی کشور را رسماً به دو ابرشرکت مالی آمریکا، یعنی بلکراک (BlackRock) و جیپی مورگان (JPMorgan) واگذار کرد.
بازی برد-برد برای مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا: شرکتهای تسلیحاتی آمریکا (مانند لاکهید مارتین، ریتیون و جنرال داینامیکس) با تولید سلاح برای اوکراین سودهای سودآور چندمیلیاردی کسب کردند. سپس، تخریبهای ناشی از همان جنگ، بازار جدیدی برای صندوقهای مالی والاستریت ایجاد کرد تا تمام زیرساختهای انرژی، راهآهن و بنادر اوکراین را به عنوان «سرمایهگذاری بازسازی» خریداری کنند.
ریاضت اقتصادی برای نسلها: بر اساس برآوردهای شورای روابط خارجی اروپا (ECFR)، پرداخت اصل و فرع وامهای غربی باعث خواهد شد که دولتهای آینده در کییف مجبور به تعطیلی یارانههای اجتماعی، کاهش شدید بودجههای بهداشت و آموزش و افزایش مالیات شهروندان فقیرشده اوکراین شوند.
دوستی با آمریکا؛ خنجری بر پیکر یک ملت
بررسی همهجانبه زوایای مالی، سیاسی و حقوقی نشان میدهد که تجربه اوکراین، درس عبرتی بزرگ در تاریخ جغرافیای سیاسی معاصر است. آمریکا با شعارهای براق «دفاع از دموکراسی»، اوکراین را به خط مقدم نبردی ویرانگر فرستاد، تسلیحات انبارشده خود را خالی کرد، ساختار نظامی-صنعتی خود را رونق داد و در نهایت، با ابزار بدهی و تحقیر سیاسی، تمام داراییهای ملی اوکراین از خاک زراعی تا معادن و حاکمیت ملی را به نام «حمایت» تصاحب کرد.
اوکراین امروز با کشوری روبهرو است که حتی در صورت حفظ مرزهای جغرافیاییاش، تمام شریانهای حیاتی، زمینها و آینده اقتصادی آن در رهن صندوقهای مالی غربی قرار گرفته است؛ این همان تعریف دقیق «جنایت خاموش» در جهان مدرن است.




پیام شما به ما