بامداد پنجشنبه، در حالی که نوای لبیک یا حسین فضای مرز بینالمللی شلمچه را عطرآگین کرده بود، ارتش ایالات متحده در اقدامی بزدلانه، اطراف پایانه مسافربری این مرز راهبردی را هدف حملات موشکی خود قرار داد. این تهاجم که در اوج تردد زائران اربعین حسینی رخ داد، به شهادت ۲ تن و مجروح شدن ۱۱ نفر دیگر منجر شد.
شلمچه؛ فراتر از یک مرز جغرافیایی
انتخاب «شلمچه» برای این حمله، تصادفی نیست. این خاک که با خون شهدای دفاع مقدس تطهیر شده، امروز شریان حیاتی مذهبی و لجستیکی میان دو ملت ایران و عراق است. شلمچه نماد پیوندی معنوی است که مرزهای قراردادی را در نوردیده. دشمن با هدف قرار دادن این نقطه، در پی القای ناامنی و ایجاد رعب عمومی بود تا شاید بتواند در بزرگترین و مسالمتآمیزترین گردهمایی آیینی جهان اسلام خللی ایجاد کند. غافل از آنکه جغرافیای ایمان، با متر و معیارهای نظامی متجاوزان قابل اندازهگیری نیست.
سابقۀ تاریخی سرکوب زائرین؛ از بنیامیه تا ترامپ
اگر به اوراق تاریخ بنگریم، حمله به شلمچه را نباید یک رویداد منفرد دانست؛ بلکه این واقعه استمراری از یک کینهتوزی دیرینه علیه شعائر الله است. تلاش برای توقف مناسک مذهبی ریشه در اعماق تاریخ دارد.
در قرن سوم هجری، متوکل عباسی با شخمزدن و به آب بستن مزار مطهر سیدالشهدا علیه السلام و وضع مالیاتهای سنگین و حتی بریدن دست و پای زائران، سعی داشت این مشعل را خاموش کند.
در عصر معاصر نیز، رژیم بعث عراق با خشنترین ابزارهای امنیتی و اعدام زائران، تلاش کرد پیادهروی اربعین را به فراموشی بسپارد.
پس از آن، نوبت به خلافت جعلی داعش رسید که با حملات انتحاری وحشیانه، از جمله فاجعه حله در سال ۲۰۱۶ که به شهادت بیش از ۸۰ زائر منجر شد، خواست مسیر کربلا را با خون رنگین کند.
امروز، آمریکا با حمله به شلمچه، دقیقاً جای پای متوکل، صدام و داعش قدم گذاشته است. اما یک حقیقت ثابت مانده: هر دستی که به سوی این آیین دراز شده، در نهایت قطع گشته و شکوه مراسم بیش از پیش تجلی یافته است.
شکست استراتژی ترس در میدان
آمارهای رسمی از وقوع ۹۵ حمله در طول ۱۰ روز گذشته در استان خوزستان حکایت دارد. اما واقعیت میدانی، سیلی دیگری بر صورت طراحان این توطئه است. طبق گزارشهای رسمی، با وجود انفجارها و دود ناشی از موشکها، تردد زائران در مرز شلمچه و سایر مبادی ورودی بدون حتی یک دقیقه وقفه و در شرایط کاملاً عادی ادامه دارد. این یعنی استراتژی ایجاد رعب، پیش از آنکه به هدف برسد، در برابر سد استوار ایمان مردم فرو ریخته است.
حملات به اماکن مذهبی در داخل ایران
تلاش برای مختل کردن مناسک مذهبی تنها به مرزها محدود نمانده است. از حادثه تروریستی حرم شاهچراغ در شیراز در سال ۱۴۰۱ تا انفجارهای خونین کرمان در سالگرد شهید سلیمانی در سال ۱۴۰۲، همگی بخشی از یک پازل بزرگ برای دور کردن مردم از کانونهای معرفتی و مذهبی بودند. اما هر بار که خونی بر زمین ریخت، صفوف نماز و زیارت فشردهتر شد. این حوادث نهتنها مانع وحدت مسلمانان نشد، بلکه آنها را در برگزاری پرشورتر آیینهای معنوی مصممتر کرد.
شکست استراتژی ترس
بهترین گواه بر شکست نقشههای چندساله دشمن برای برهم زدن برنامههای مذهبی، زبان گویای آمار است. تعداد شرکتکنندگان در حماسه اربعین از چند صد هزار نفر در اوایل دهه ۹۰ شمسی، امروز به رقم خیرهکننده بیش از ۲۰ میلیون نفر رسیده است. این جهش عظیم در حالی رخ داده که تهدیدهای امنیتی و سایه تروریسم هیچگاه بهطور کامل از سر این مسیر برداشته نشده بود. این یعنی هرچه فشار دشمن بیشتر شده، جوشش غیرت دینی و اشتیاق حضور در این رستاخیز میلیونی نیز افزون گشته است.
حمله به شلمچه، نشان میدهد دشمنان از درک حقیقت اربعین عاجزند. آنها گمان میکنند با موشک میتوانند بر عاطفه و ایمان غلبه کنند، اما نمیدانند که خون شهید «امیرمحمد سالمی» و دیگر شهدای این مسیر، سوخت موتور محرک جریانی است که تا قدس ادامه خواهد داشت.
ان شاء الله اربعین امسال با سازماندهی نوین و جلوههای بینظیر مواسات، نشان خواهد داد که اراده متکی بر محبت اهلبیت علیهم السلام هرگز زیر چکمههای هیچ طاغوتی مدفون نخواهد شد. شلمچه لالهگون شد، اما مسیر سبز زیارت، پررونقتر از همیشه، آغوش خود را به روی جهانیان گشوده است.



پیام شما به ما