یارکشی در دعوای زناشویی، شاید در لحظه حسِ برنده بودن به ما بدهد، اما در واقع امضای حکمِ فروپاشیِ جایگاه والدگری ماست.

مهسا زحمتکش
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۹
عواقب پنهان یارکشی از کودکان

تصور کنید در اوج یک بحث فرسایشی و خسته‌کننده با همسرتان هستید که ناگهان یک جفت چشم معصوم شش ساله مقابلتان ظاهر می‌شود، دستش را به نشانه‌ی اعتراض بالا می‌برد و با لحنی قاطع رو به همسرتان می‌گوید: «حق با مامانه! تو داری اشتباه می‌کنی!» در آن ثانیه‌ی اول، شاید ته دلتان قند آب شود و احساس کنید یک مدافع شجاع در جبهه خود دارید. اما این پیروزی موقت، شروع یک بازی دو سر باخت در دنیای روانشناسی کودک است. واقعیت این است که وقتی فرزندتان در دعوای شما و همسرتان سپر بلا می‌شود یا نقش میانجی را بازی می‌کند، یک ساختار روانی ظریف در حال فروپاشی است.

روانشناسان حوزه کودک معتقدند دنیای کودکان باید حول محور بازی، کشف جهان و احساس امنیت بچرخد، نه حل وفصل بحران‌های عاطفی والدین. وقتی کودک مجبور می‌شود میان دو ستون اصلی زندگی‌اش یعنی پدر و مادر یکی را انتخاب کند، باری سنگین‌تر از توان روانی‌اش بر دوش او گذاشته می‌شود؛ باری به وزن «قاضی شدن در شش سالگی».

چرا کودک در دعوا طرف یکی از والدین را می‌گیرد؟

برای اینکه بتوانیم رفتار کودک را مدیریت کنیم، ابتدا باید ریشه‌های روانشناختی آن را بشناسیم. کودکان بر اساس مکانیزم‌های دفاعی زیر وارد معرکه می‌شوند:

تلاش برای بقا و حفظ امنیت: در روانشناسی خانواده، اصطلاحی به نام «مثلث‌سازی» وجود دارد. وقتی تنش بین دو نفر (پدر و مادر) بالا می‌رود، سیستم برای کاهش فشار، نفر سومی (کودک) را وارد رابطه می‌کند. کودک برای اینکه فضا را آرام کند و امنیت از دست رفته را برگرداند، به ناچار طرف یکی را می‌گیرد تا غائله زودتر ختم شود.

اضطراب از دست دادن: کودک شش ساله به شدت به ثبات خانواده وابسته است. او با خود فکر می‌کند: «اگر یکی از آن‌ها ببازد، شاید ما را ترک کند.» پس به سمت والدی می‌رود که به نظرش ضعیف‌تر است یا احتمال دارد خانه را ترک کند.

جلب رضایت والد مسلط: در برخی موارد، کودک از ترس عصبانیت والد قدرت‌مندتر، ترجیح می‌دهد با او هم‌صدا شود تا خودش از ترکش‌های این عصبانیت در امان بماند.

کودکان، دوربین‌های زنده و فوق‌العاده حساسی هستند که ثانیه به ثانیه‌ی واکنش‌های ما را ضبط می‌کنند. گاهی ما در اوج دعوا دچار یک خطای دید می‌شویم؛ پیروزی در یک بحث خانوادگی به قیمتِ یارکشی از فرزند، نه‌تنها اقتدار همسرمان را می‌شکند، بلکه امنیت روانی کودک را هم نابود می‌کند. حقیقت این است که هیچ بردی در دنیای بزرگسالی، ارزشِ مضطرب کردن یک کودک شش ساله را ندارد

چرا نباید از پشتگرمی کودک ذوق‌زده شویم؟  

شاید در لحظه فکر کنید: «چه بچه‌ی فهمیده‌ای! چقدر درک عاطفی بالایی دارد!» اما منابع علمی و بالینی، این رفتار را نشانه‌ی سلامت روان نمی‌دانند، بلکه آن را یک «بلوغ زودرسِ ناشی از تروما» تلقی می‌کنند.

پادشاه‌سازی و فروپاشی سلسله‌مراتب خانواده

وقتی شما از حمایت فرزندتان خوشحال می‌شوید و به همسرتان پز می‌دهید که «ببین بچه هم می‌فهمه تو اشتباه می‌کنی!»، جایگاه والدگری خود را تنزل داده‌اید. کودک متوجه می‌شود که قدرتی بالاتر از یکی از والدین دارد. این اتفاق، اقتدار همسرتان (و در آینده اقتدار خودتان) را در ذهن کودک نابود می‌کند و در نوجوانی با فرزندی مواجه خواهید شد که به هیچ‌کدام از قوانین شما تن نمی‌دهد.

بار سنگین «سندرم کودک والدگونه»

کودکی سنِ یادگیری منطق، خلاقیت و هوش هیجانی است. وقتی کودک قاضی روابط شما می‌شود، دچار سندرم کودک والدگونه می‌شود؛ یعنی نقش‌ها جابجا شده و او احساس می‌کند مسئول خوشحالی، غم یا آرامش پدر و مادرش است. این بچه‌ها در بزرگسالی معمولاً به افرادی مهرطلب، بیش از حد مجری قانون، و اضطرابی تبدیل می‌شوند که همیشه بار اشتباهات دیگران را به دوش می‌کشند.

 ایجاد احساس گناه عمیق نسبت به والد دیگر

کودک عاشق هر دوی شماست. وقتی طرف شما را می‌گیرد، در درون خود احساس خیانت به والد دیگر را تجربه می‌کند. این تضاد وفاداری، او را دچار فرسایش روانی و کابوس‌های شبانه، ناخن جویدن یا پرخاشگری ناگهانی می‌کند.

وقتی کودک طرفداری کرد چه بگوییم؟

اگر در موقعیتی قرار گرفتید که فرزندتان وسط بحث آمد و از شما یا همسرتان دفاع کرد، این پروتکل سه مرحله‌ای را اجرا کنید:

اول: خلع سلاح و پایان دادن به بحث در حضور کودک

بلافاصله بحث با همسرتان را متوقف کنید. اجازه ندهید کودک شاهد ادامه‌ی ماجرا و اثرگذاری رای خودش باشد.

دوم: بازگرداندن کودک به نقش کودکی‌اش

با لحنی آرام، مطمئن و بدون عصبانیت به کودک بگویید که این مسئله ربطی به او ندارد.

«عزیزم، مرسی که می‌خوای به ما کمک کنی. اما این یه بحث بین من و بابا/مامانه و ما بزرگترا خودمون حلش می‌کنیم. تو اصلاً نیازی نیست نگران باشی یا طرف کسی رو بگیری. برو به بازیت برس قشنگم.»

سوم: گفتگوی دونفره بعد از آرام شدن فضا

وقتی فضا آرام شد، والدی که کودک از او دفاع کرده، باید به سراغ فرزند برود و امنیت را بازسازی کند:

«امروز وقتی من و بابا صدامون رفت بالا، حتماً ترسیدی، درسته؟ معذرت می‌خوام. ما گاهی با هم اختلاف‌نظر داریم ولی هم رو دوست داریم و همیشه مامان و بابای تو می‌مونیم.»

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها