در منطق محاسبات مادی، جنگ مساوی است با اضطراب، ویرانی و وحشت. غرش موشکها و سایۀ سنگین مرگ، هر انسان عادی را به مرز فروپاشی روانی میکشاند. اما با مرور تاریخ انبیا و مطالعۀ سیرۀ معصومین علیهمالسلام با پدیدهای شگرف و متناقض با منطق مادی روبهرو میشویم: «آرامش مطلق در نقطۀ صفر بحران».
چرا پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در اوج محاصرۀ شعب ابیطالب یا در غار ثور، ذرهای تزلزل در چهره نداشتند؟ چرا امیرالمؤمنین علیهالسلام در خونینترین نبردها، چنان با طمأنینه شمشیر میزدند که گویی در محراب عبادتاند؟ این آرامش، یک تکنیک سادۀ روانشناختی یا نوعی بیخیالی نیست؛ بلکه محصول یک هندسۀ شناختی عمیق و یک جهانبینی بینقص است که ماشین جنگی دشمن از درک آن عاجز است.
وقتی خدا تنها ابرقدرت است
نخستین و مهمترین دلیل این آرامش، درک توحیدیِ اولیای الهی از مفهوم «قدرت» است. در نگاه یک تحلیلگر غربی، قدرت در تعداد ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای استراتژیک و کلاهکهای هستهای خلاصه میشود. اما در مکتب اهل بیت علیهمالسلام، ارادۀ تمام این تجهیزات در ید قدرت پروردگار است.
قرآن کریم این فرمول روانی را چنین تبیین میکند: «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (الرعد:۲۸). وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله باور دارد که خداوند خالق تمام اسباب و علل است، تهدیدات ائتلاف مشرکان برای او تبدیل به یک کف روی آب میشود. در این نگاه، اگر خدا نخواهد، پیشرفتهترین شمشیرها و مدرنترین سلاحها کارگر نخواهند افتاد. این باور، ریشۀ ترس از «اسباب مادی» را در ذهن ولیّ خدا میخشکاند.
بازتعریف مفهوم مرگ؛ پایان وحشت از نیستی
ترس از جنگ، در ریشهایترین حالت خود، همان «ترس از مرگ» و نابودی است. انسان مادی چون دنیا را پایان کار میداند، برای حفظ جانش دست به هر ذلتی میزند. اما اولیای الهی، مرگ در راه خدا (شهادت) را نه پایان، بلکه آغاز حیات واقعی و رسیدن به آغوش معبود میدانند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در توصیف این اشتیاق شگرف، جملهای دارند که تمام تئوریهای بقا را به چالش میکشد: «وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ»؛ به خدا سوگند انس و علاقۀ پسر ابوطالب به مرگ، از علاقۀ طفل شیرخوار به سینۀ مادرش بیشتر است (نهجالبلاغه، خطبه ۵).
کسی که پاداش خود را در کشته شدن میبیند، چگونه ممکن است از تهدید به مرگ بترسد؟ این دقیقا همان نقطۀ کوری است که دشمن را در میز مذاکره و میدان جنگ فلج میکند؛ زیرا بالاترین سلاح دشمن (تهدید به مرگ) در برابر چنین انسانی بیاثر است.
مقام رضا؛ هماهنگی مطلق با ارادۀ الهی
آرامش اولیای خدا از منزلتی به نام «رضا» سرچشمه میگیرد. آنها خود را تسلیم محض تدبیر خداوند میدانند و معتقدند هرچه در مسیر حق رخ دهد، زیبا و حکیمانه است. اوج این تجلی را میتوان در واقعۀ عاشورا مشاهده کرد.
در حالی که در میدان کربلا حلقۀ محاصره تنگتر میشد و یاران یکی پس از دیگری بر زمین میافتادند، راویان دشمن از مشاهدۀ چهرۀ سیدالشهدا حیرتزده شده بودند. در روایات معتبر شیعه آمده است: «هرچه حلقه محاصره تنگتر میشد و زمان شهادت نزدیکتر میگشت، رنگ چهرۀ او برافروختهتر و آرامش او بیشتر میشد» (بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۷). این طمأنینه، محصول یقین به این حقیقت است که خونهای ریختهشده، نه هدر رفتن سرمایه، که بذر رویش یک تمدن الهی است. انسان معمولی با نزدیک شدن خطر، رنگ میبازد، اما ولی خدا در آستانهٔ «لقاءالله»، شکفته میشود.
دلیل این امر در کلام حضرت زینب سلاماللهعلیها نهفته است: «ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً». وقتی کل صحنهٔ جنگ، تجلی ارادهٔ معشوق و مسیری برای انجام تکلیف دیده شود، زشتی زخمها و تلخی تشنگی در برابر زیبایی «رضاً بقضائک» رنگ میبازد. اولیای الهی در وسط جنگ، در واقع در حال «عبادت» هستند و کیست که در آغوش معبود، ناآرام باشد؟
آرامش به مثابۀ یک سلاح استراتژیک
علاوه بر ابعاد عرفانی، این آرامش کارکردی کاملا نظامی و راهبردی دارد. هدف اصلی دشمن از تجاوز، پیش از اشغال خاک، اشغال ذهنها و ایجاد وحشت عمومی است تا جامعه خودبهخود از درون فرو بپاشد. در چنین شرایطی، آرامش فرمانده و ولیّ الهی، همچون یک سپر پدافندی، عملیات روانی دشمن را خنثی میکند و به بدنۀ جامعه سرایت مییابد.
قرآن کریم واکنش مؤمنان واقعی را در برابر لشکرکشی احزاب چنین توصیف میکند:
«وَلَمَّا رَأَی الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا» (الاحزاب:۲۲). دیدن هیمنۀ پوشالی دشمن، نه تنها آنها را نترساند، بلکه بر ایمانشان افزود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با همین صلابت بود که توانستند جامعهای متزلزل را به نیرویی شکستناپذیر تبدیل کنند و امامان علیهمالسلام نیز در طول تاریخ با حفظ همین طمأنینۀ الهی، شیعه را از دل طوفانهای سهمگین عبور دادند.
باری، آرامش اولیای الهی در میانۀ جنگ، یک پدیدۀ تزریقی یا رسانهای نیست؛ این طمأنینه ریشه در باوری دارد که جهان را در سیطرۀ قدرت خدا میبیند و شهادت را والاترین افتخار میداند. استکبار جهانی هرچقدر هم که بر حجم آتش و تهدید خود بیفزاید، در برابر مکتبی که مرگ را به سخره گرفته و قدرت را تنها از آن خدا میداند، از پیش بازنده است. آرامش امروز جبهۀ مقاومت، بازتابی از همان صلابت علوی است؛ صلابتی که ثابت میکند پیروزی نهایی نه با آهن و آتش، که با ارادههای متکی بر ایمان رقم میخورد.



پیام شما به ما