مواجهه با پرسشهای بیپروا و گاه ساختارشکنانۀ نوجوانان درباره واقعه عاشورا، یکی از چالشبرانگیزترین لحظات تربیتی برای والدین و مربیان است. زمانی که نوجوان میپرسد: «چرا امام حسین علیهالسلام با علم به کشته شدن، خانوادهاش را برد؟»، «چرا خدا کاری نکرد؟» یا «چرا باید برای اتفاقی در ۱۴۰۰ سال پیش سوگواری کنیم؟»، اولین واکنش بسیاری از بزرگسالان، ترس از «شبههدار شدن» و «دینگریزی» اوست.
پرسشگری نوجوان نشانه خطر نیست، بلکه نشانه بیداری عقلانی و عبور او از «دین موروثی» به سمت «دین انتخابی» است. برای اینکه این گذار به جای دینگریزی، به تعمیق باورها منجر شود، نیازمند اتخاذ رویکردی روانشناختی و هنرمندانه در گفتگو هستیم. در ادامه، راهکارهای کاربردی برای این تعامل ارائه میشود:
تغییر نگرش: ایجاد «منطقه امن» به جای «سنگر دفاعی»
اولین گام، کنترل اضطراب درونی خودمان است. وقتی نوجوان سوال سختی میپرسد، اگر واکنش ما توأم با پرخاش، نصیحت، یا گفتن کلماتی مثل «استغفرالله» و «این چه حرفیه» باشد، او بلافاصله گارد دفاعی میگیرد. در این حالت، نوجوان نتیجه میگیرد که دین منطقی برای دفاع از خود ندارد و فقط به تعصب متکی است.
راهکار: شنوندهای کاملاً امن باشید. با آرامش و اشتیاق به او گوش دهید و حتی او را تشویق کنید: «چقدر سوال هوشمندانهای پرسیدی؛ اتفاقاً من هم در سن تو به این موضوع فکر میکردم.» این تایید، سپر دفاعی او را میاندازد و آماده گفتگوی منطقی میشود.
تفکیک عملکرد «دینداران» از «حقیقت دین»
بسیاری از شبهات نوجوانان درباره عاشورا، در واقع ریشه در تاریخ ندارد، بلکه واکنشی است به رفتارهای نادرست، ریاکاریها یا تناقضاتی که در جامعه امروز از برخی مدعیان دین میبینند.
راهکار: به او حق بدهید. با او همدلی کنید و صراحتاً خطاهای احتمالی برخی دینداران یا مناسک خرافی را از پیام اصیل عاشورا جدا کنید. به او بگویید: «قرار نیست رفتار اشتباه فلان شخص یا فلان رسم غلط در عزاداری را به پای امام حسین علیهالسلام بنویسیم. بیایید ببینیم خودِ حسین بن علی چه میگفت.»
ترجمه عاشورا به زبان ارزشهای جهانی و امروزین (مدرن)
نوجوان امروز به مفاهیمی چون «حقوق بشر»، «آزادیبیان»، «مبارزه با ظلم و دیکتاتوری» و «انتخاب آزادانه» حساس است. عاشورا دقیقاً تبلور همین مفاهیم است، اما ما اغلب آن را صرفاً در قالب «مظلومیت و گریه» ارائه دادهایم.
راهکار: ادبیات خود را تغییر دهید. به جای تمرکز صرف بر تراژدی و خون، بر «حماسه و انتخاب» تمرکز کنید. عاشورا را به عنوان یک کنشگر فعال اجتماعی به تصویر بکشید که در برابر یک سیستم فاسد (یزید) که میخواست از او به زور اعتراف و بیعت بگیرد، ایستاد. جمله «هیهات منا الذله» را به «زیر بار زور نرفتن و حفظ کرامت انسانی» ترجمه کنید. این ادبیات برای نوجوان به شدت جذاب و قابل همذاتپنداری است.
ترکیب عقلانیت و احساس (خروج از تکبُعدی بودن)
مواجهه نوجوان با واقعه عاشورا، مواجههای متفاوت از دوران کودکی است. اگر در کودکی، داستانگویی و برانگیختن عواطف کفایت میکرد، در نوجوانی «چراها» جای «چطورها» را میگیرند. نوجوان در پی ساختن هویت است و هر چه را با منطق و عدالتخواهیاش سازگار نباشد، پس میزند. برای جلوگیری از شبهه و دینگریزی، باید رویکرد ما از «تلقین» به «تبیین» تغییر کند.
راهکار: استراتژیهای سیدالشهداء علیهالسلام را تحلیل کنید. نشان دهید که ایشان بارها مذاکره کرد تا جنگی رخ ندهد، نشان دهید که هدفش خودکشی نبود، بلکه اصلاح ساختار بود. کتابهای تحلیلی و مستدل (مانند «حماسه حسینی» شهید مطهری) را با زبانی ساده برایش بازگو کنید. نشان دهید که در عاشورا، عقلانیت و عشق در بالاترین سطح با هم ترکیب شدهاند.
قدرت جادویی «نمیدانم، بیا با هم تحقیق کنیم»
بدترین کار در برابر سوال پیچیده نوجوان، ارائه جوابهای سطحی، کلیشهای یا غیرمنطقی است. ذهن تحلیلگر نوجوان به راحتی جوابهای ضعیف را پس میزند و این باعث بیاعتباری شما میشود.
راهکار: اگر جواب سوالی را نمیدانید، با شجاعت بگویید: «سوالت آنقدر دقیق است که جوابش را الان نمیدانم. چطور است با هم در اینترنت جستجو کنیم یا از یک آدم مطلع بپرسیم؟» این کار نه تنها از اعتبار شما نمیکاهد، بلکه به نوجوان یاد میدهد که برای یافتن حقیقت باید جستجوگر بود.
پرهیز از اجبار در مناسک
عشق به امام حسین علیهالسلام جوششی است، نه کوششی و اجباری. مجبور کردن نوجوان به حضور در مجالس عزاداری، پوشیدن لباس مشکی یا انجام مناسکی که هنوز فلسفه آن را درک نکرده، نتیجهای جز لجاجت و دینگریزی پنهان ندارد.
راهکار: فضا را آزاد بگذارید. اجازه دهید او مدل ارتباطی خودش را با این واقعه پیدا کند. شاید او ترجیح دهد به جای رفتن به هیئت، یک پادکست تاریخی درباره عاشورا گوش دهد یا در یک پویش خیریه به نیت این ایام شرکت کند.



پیام شما به ما