۲ساعت و ۲۱دقیقه، طبق آمار بینالمللی این متوسط زمانی است که افراد در شبکههای اجتماعی میگذرانند. اما آیا میدانید که روزانه چند ساعت در اینستاگرام یا سایر شبکههای اجتماعی میگذرانید؟ کافی است که سری به بخش Your Activity اینستاگرام بزنید و گزینهی Time را انتخاب کنید. عددی که میبینید، احتمالا شما را شگفتزده خواهد کرد.
یکی از دلایلی که ما زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانیم، این است که آنها ما را دائم به این کار تشویق میکنند. از یک محتوا خوشمان میآید، ناگهان کلی محتوای جذابتر در آن زمینه به ما نشان داده میشود. اما چگونه؟ آیا شبکههای اجتماعی واقعا ذهن ما را میخوانند؟
در واقع تصادفی نیست که هنگام گشت زدن در ساعت ۲ بامداد، متوجه زمان نمیشوید. شبکههای اجتماعی با کمک رفتارهایتان، افکار شما را حدس میزنند، دغدغههای شما را پیشبینی و احساسات شما را تشدید میکنند. اما نه به آن شیوهای که فکر میکنید.
در ادامه به بررسی ساز و کار شبکههای اجتماعی برای پیشبینی افکار و نیازهای مخاطبان میپردازیم.
چرا زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانیم؟
اگر به شما بگویند که مواد اعتیادآور را نام ببرید، احتمالا اولین گزینهای که به نظرتان میرسد، مواد مخدر است. مشروبات الکلی، قمار و حتی غذا را هم شاید در درجات بعدی نام ببرید. اما باید بدانید که رسانههای اجتماعی هم به گونهای طراحی شدهاند که همان اثرات اعتیادآور مخدرها را بر مغز ما داشته باشند!
اعلانها، لایکها، اشتراکگذاریها و نظرات رسانههای اجتماعی باعث آزاد شدن فوری دوپامین در مغز میشوند. دوپامین، این ماده شیمیایی، برای کمک به ما در یادگیری و تکرار هر چیزی که باعث آزاد شدن آن میشود، طراحی شده. مادهای که بسیار اعتیادآور است. به همین دلیل است که حتی مواردی چون قمار و غذا هم میتوانند اعتیاد داشته باشند. چون ما به تکرار دوپامین ترشحشده ناشی از آن عمل نیاز داریم، هر بار هم بیشتر از دفعهی قبل.
و البته پیمایش بینهایت در شبکههای اجتماعی با ایجاد توهم دانش، رفتارهای اعتیادآور ما را تقویت میکند: ما این تصور را داریم که دائماً در حال یادگیری یا کشف هستیم، در حالی که جذب واقعی، سطحی باقی میماند. قرار گرفتن طولانی مدت در معرض این نوع پیمایش میتواند با خستگی شناختی، افزایش اضطراب و حتی نوعی خستگی عاطفی همراه باشد.
گاهی هم ما از شبکههای اجتماعی به عنوان پتویی گرم و نرم، استفاده میکنیم. هر زمان که احساس اضطراب، معذب بودن یا تنهایی میکنیم، به تلفنهای خود روی میآوریم و وارد رسانههای اجتماعی میشویم. اما این فقط ما را بیشتر منزوی میکند و یک چرخه منفی و خودتداومبخش را آغاز میکند:
شما احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب یا استرس میکنید، بنابراین بیشتر از رسانههای اجتماعی به عنوان راهی برای تسکین کسالت یا احساس کمبود ارتباط با دیگران استفاده میکنید. با این حال، استفاده بیشتر از رسانههای اجتماعی بر خلق و خوی شما تأثیر منفی میگذارد و احساس نارضایتی و تنهایی را افزایش میدهند. پس بیشتر از شبکههای اجتماعی استفاده میکنید و این چرخه تکرار میشود.
شبکههای اجتماعی چگونه عمل میکنند؟
ترس، خشم، شرم و تنهایی احساساتی هستند که بیشترین توجه شما را به خود جلب میکنند. شرکتهای رسانههای اجتماعی نحوه مواجهه شما با محتوایی را که باعث ایجاد یک واکنش عاطفی قوی میشود، به کمال رساندهاند. هرچه بیشتر این محتواها را تماشا کنید، بیشتر برنامه را تقویت میکنید تا آن محتوای خاص را به شما نشان دهد.
بیایید یک مثال عملی را بررسی کنیم: الگوریتمهای اینستاگرام. ویدئوهایی که در اینستاگرام برای شما نشان داده میشوند، فقط ویدیوهای تصادفی نیستند. این برنامه هر ثانیهای را که شما روی یک ویدیو مکث میکنید، ضبط و محتوای دقیقی را که توجه شما را جلب میکند، شناسایی میکند. سپس ویدیوهای مشابهی را ارائه میدهد و تضمین میکند که شما درگیر و در معرض محتواها باقی بمانید.
مثلا تصور کنید که شما دربارهی شیوع ابولا نگران هستید. پس شاید دربارهی آن در شبکههای اجتماعی جست و جو میکنید یا اینکه حتی روی ویدئویی که دربارهی ابولا است، کلیک میکنید. ناگهان پشت سر هم ویدئوهایی متنوعی درباره این موضوع خواهید دید: ویدئوهایی پیرامون علائم ابولا، آمار افرادی که پس از ابتلا به آن، زنده میمانند و حتی اینکه ابولا به ایران هم میرسد یا خیر! احتمالا بعضی از محتواهای این ویدئوها، دغدغههای ذهنی شما هم هست، پس کنجکاو و کنجکاوتر میشود.
در همین حین، میان ویدئوهای مربوط به ابولا، چند ویدئو دربارهی سایر بیماریهای ویروسی مانند هانتاویروس به چشمتان میخورد. حال بیشتر میترسید و سوالات بیشتری در ذهنتان شکل میگیرد. سوالاتی که پاسخ آنها در ویدئوهای بعدی است. اینگونه است که به خودتان میآیید و میبینید که ساعتهاست مشغول تماشای ویدئو با همین موضوع هستید.
ویدئوهایی که با کمک بررسی رفتار شما انتخاب میشوند و با توجه به حضور تولیدکنندگان محتوا و تنوع محتواهای تولیدشده توسط آنان، بینهایت به نظر میرسند.
هدف شبکههای اجتماعی چیست؟
هدف اصلی رسانههای اجتماعی ایجاد ارتباطات اجتماعی نیست. این بیشتر بهانهای برای ایجاد ترافیک و درآمد است. تکنیکهایی که شبکههای اجتماعی به وسیلهی آنها افکار و دغدغههای شما را پیشبینی میکنند، از پلتفرمی به پلتفرم دیگر متفاوت است. اما اشتراکات زیادی هم وجود دارد، مانند برجسته کردن جدیدترین محتوا و محتوایی که بیشترین لایک و اشتراکگذاری را ایجاد میکند.
به عنوان مثال، فیسبوک به واکنشها و نظرات اهمیت بیشتری میدهد. در لینکدین، لایکها، نظرات و اشتراکگذاریها برای محاسبه امتیاز تعامل کاربر استفاده میشوند که به گسترش مخاطبان فردی کمک میکند. یک سیستم رتبهبندی سریع در اینستاگرام امکان ایجاد فهرستی از بهترین حسابها را فراهم میکند.
این پلتفرمهای مختلف از الگوریتمهای توصیه برای برجسته کردن محتوا استفاده میکنند. معمولا هم ظرف تنها چند ماه، الگوریتمها به صورت کلی تغییر میکنند. چنین بیثباتی نشان میدهد که شبکههای اجتماعی خنثی نیستند: آنها به طور فعال آنچه را که میبینیم، شکل میدهند و بر تعاملات و برداشتهای ما از جهان تأثیر میگذارند.
آیا شبکههای اجتماعی بر ما تاثیر منفی میگذارند؟
پاسخ این سوال کمی پیچیده است و به عوامل مختلفی بستگی دارد.
پیامدهای سلامت روان رسانههای اجتماعی تا حدودی به پلتفرمی که از آن استفاده میکنید، بستگی دارد. مثلا، یک بررسی تحقیقاتی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که اینستاگرام میتواند به افسردگی، اضطراب و کاهش عزت نفس در نوجوانان منجر شود. این امر ناشی از مشکلاتی مانند زورگویی سایبری و مقایسه خود با افرادی که آنها را دنبال میکنید، است.
از سوی دیگر، مطالعهای در سال ۲۰۲۴ نشان داد که استفاده از X (همان توییتر سابق) برای مطلع ماندن به طور بالقوه منجر به افزایش احساس خشم میشود. این امر احتمالاً به این دلیل است که الگوریتم، محتوایی را که پاسخها و بازنشر ایجاد میکند، در اولویت قرار میدهد. در نتیجه این نوع محتوا باعث میشود که احساس خشم و انزجار داشته باشید.
و البته استفادهی زیاد از رسانههای اجتماعی گاهی سایر مشکلات اساسی مانند استرس، ناراحتی یا کسالت را پنهان میکند. اگر وقتی احساس افسردگی، تنهایی یا کسالت میکنید، زمان بیشتری را در رسانههای اجتماعی میگذرانید، شاید از آن به عنوان راهی برای پرت کردن حواس خود از احساسات ناخوشایند استفاده میکنید.
همچنین به نظر میرسد که سایتهایی مانند فیسبوک و اینستاگرام این احساس را تشدید میکنند که دیگران از شما لذت بیشتری میبرند یا زندگی بهتری دارند. این ایده که شما چیزهای خاصی را از دست میدهید، بر عزت نفس شما تأثیر میگذارد، باعث اضطراب بیشتری میشود و استفادهی بیشتر از رسانههای اجتماعی را تحریک میکند، دقیقاً مانند یک اعتیاد.
سندرم FOMO (همان ترس از دست دادن) شما را مجبور خواهد کرد که هر چند دقیقه یکبار گوشی خود را بردارید تا بهروزرسانیها را بررسی کنید. یا اینکه به طور وسواسگونه به تک تک هشدارها پاسخ دهید. حتی اگر این کار به معنای ریسک کردن در حین رانندگی، از دست دادن خواب شبانه یا اولویت دادن به تعامل با رسانههای اجتماعی نسبت به روابط دنیای واقعی باشد.
و در پایان
اگر زمان زیادی را در رسانههای اجتماعی میگذرانید و احساس غم، ناامیدی یا تنهایی بر زندگی شما تأثیر میگذارد، شاید زمان آن رسیده باشد که عادات آنلاین خود را دوباره بررسی کنید. از شبکههای اجتماعی انتظار توجه به سلامتیتان را نداشته باشید، آنها فقط به دنبال افزایش ترافیک و جلب توجه بیشتر شما هستند. این شما هستید که باید مواظب خودتان باشید.



پیام شما به ما