جنگ رمضان، هزاران خانه را ویران و بسیاری از خانواده‌ها را داغدار کرد و شرایط اقتصادی، فشار معیشتی بر مردم آورد. اما روح مقاومت ملی فرو نمی‌ریزد. اقتدار نیروهای مسلح در انسداد تنگۀ هرمز و حضور داوطلبانۀ مردم در همه این‌ شب‌های متوالی، نماد همبستگی و عزت ملی شد. اما پشت این ایستادگی، ممکن است برخی از خانواده‌ها با فرسودگی روانی و تنش‌های خاموش دست‌وپنجه نرم کنند. در این شرایط دشوار، چگونه می‌توان با ابزار معنوی ذکر و دعا تنش‌های خانواده را مدیریت کرد؟

ابوالقاسم شکوری
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۲
نقش ذکر و دعا برای مدیریت تنش‌های خانواده

۸۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی سوم گذشت. در این هشتاد روز، ایران داغ‌هایی بس سنگین دیده است. رهبری که رفت، فرماندهانی که آسمانی شدند، و ۱۶۸ کودک دبستانی میناب که دیگر به کلاس برنگشتند. هزاران خانه ویران شد. هزاران خانواده جابجا شدند. و حالا، در سکوت ناپایدار آتش‌بس، در حالی که تهدید از سرگیری جنگ وجود دارد و محاصرۀ دریایی دشمن، نفس اقتصاد را می‌برد، مردم باید زندگی کنند. در همین خانه‌های درد کشیده، با همین خستگی‌های انباشته.

ما اگرچه در میدان نبرد نظامی و ژئوپلیتیک پیروز شده‌ایم و دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام گذاشته‌ایم اما او در سایۀ شومِ تهدیدهای مکرر برای نقض آتش‌بس، جبهۀ جدیدی باز کرده است: «درون خانه‌های ما».

نسخۀ اورژانسی کارآمد برای روزهای سخت

فشار شرایط اقتصادی، تورم ناشی از جنگ و ترکش‌های روانی آن ۴۰ روز نبرد تمام‌عیار، آستانۀ تحمل خانواده‌ها را به شدت پایین آورده است. در خانه‌هایی که تا دیروز سنگر پشتیبانی بودند، امروز گاهی صدای تنش، پرخاش و استیصال به گوش می‌رسد. در این شرایط خطیر روان‌شناختی، ما به یک نسخۀ اورژانسی، در دسترس و عمیقاً کارآمد نیاز داریم؛ نسخه‌ای که از قضا ریشه در اصیل‌ترین باورهای ما دارد: «دعا و ذکر».

بیایید فارغ از نگاه‌های سنتی، کارکرد این ابزار معنوی را در مدیریت بحران خانواده‌های امروز ایران بررسی کنیم.

دعا به مثابۀ سپر دفاعی (رویکرد پیشگیرانه)

ما امروز درگیر یک جنگ هیبریدی هستیم که اقتصاد، نوک پیکان آن است. پدری که به دلیل انسداد صادرات، کسب‌وکارش خوابیده، یا مادری که برای مدیریت سفرۀ خانواده در این تورم جنگی می‌جنگد، زیر بار یک فشار خردکننده است.

اینجا «دعا» دقیقاً کارکرد یک «سپر دفاعی» را دارد. وقتی یک سرپرست خانواده، روز خود را با دعا آغاز می‌کند، در واقع بار سنگین اضطراب بقا را از شانه‌های خستۀ خود برمی‌دارد و به قدرتی لایزال می‌سپارد. او به خود یادآوری می‌کند که اگر ناوهای آمریکایی مسیر نفت را بسته‌اند، خدای او «رَزّاق» است و مسیر آسمان هرگز تحریم نمی‌شود. این نگاه توحیدی، زهر استرس‌های اقتصادی را پیش از ورود به خانه می‌گیرد. اتصال به خداوند، ظرفیت روانی فرد را توسعه می‌دهد تا در برابر کمبودها نشکند و با چهره‌ای آرام‌تر به آغوش خانواده بازگردد.

ذکر، ترمز اضطراری خشم (رویکرد حل مسئله)

در شرایط جنگی، سیستم عصبی جامعه در حالت «هشدار مدام» قرار دارد. ما ۴۰ روز با صدای آتش‌بار و انفجار خوابیده‌ایم. حالا در این روزهای آتش‌بس، یک کلمۀ نابجا در خانه، یک توقع برآورده نشده یا یک فشار مالی ناگهانی، می‌تواند مانند یک جرقه، انبار باروت اعصاب را منفجر کند.

در لحظه‌ی خشم، بخش منطقی مغز از کار می‌افتد و ما حرف‌هایی می‌زنیم که کانون خانواده را می‌سوزاند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ فرمودند: «اذا غَضِبَ اَحَدُکُم فَلیَسکُت»؛ هرگاه کسی از شما خشمگین شد، سکوت کند. امروز علم اعصاب این توصیه را تأیید می‌کند. مغز در لحظۀ خشم، در بخش آمیگدال، همان مرکز واکنش‌های هیجانی، گیر می‌کند. اینجا «ذکر» نقش یک «ترمز اضطراری» را ایفا می‌کند. تکرار آرام یک ذکر، مثل «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» یا «استغفرالله»، توجه را از محرک تنش‌زا (مثل گرانی یا رفتار پرخاشگرانه) برمی‌دارد و روی یک مفهوم متعالی و آرام‌بخش متمرکز می‌کند. همین وقفۀ چند ثانیه‌ای کافی است تا ضربان قلب پایین بیاید و فرماندهی مغز، دوباره به قشر پیش‌پیشانی مغز، یعنی مرکز تصمیم‌گیری منطقی بازگردد. ذکر، واکنش‌های تکانشی و ویرانگر را در نطفه خفه می‌کند و اجازه نمی‌دهد ترکش جنگ بیرونی، اعضای خانواده را زخمی کند.

بازسازی صمیمیت با دعای جمعی (رویکرد خانواده‌محور)

جنگ، آدم‌ها را از هم جدا می‌کند. حتی وقتی در یک خانه‌اند، هر کدام در جزیرۀ درد خودشان غرق‌اند. پدر نگران نان است، مادر نگران فرزند، فرزند نگران فردا. هر کدام تنها رنج می‌کشند، حتی کنار هم. دعای جمعی، این جزیره‌ها را به هم وصل می‌کند.

وقتی یک خانواده، کنار هم روی سجاده می‌نشینند، برای شادی روح شهدایشان بغض می‌کنند، دعای فرج می‌خوانند و برای گشایش کار یکدیگر و دفع شر دشمن از سر این آب و خاک دست به آسمان می‌برند، اتفاقی می‌افتد که هیچ مشاوره‌ای نمی‌تواند آن را بسازد.

این هم‌ترازی معنوی، دیوارهای غرور و منیت را فرو می‌ریزد. دعای دسته‌جمعی به ما یادآوری می‌کند که ما در این کشتی طوفان‌زده، تنها نیستیم؛ ما یک «خانواده» ایم که دردهایمان مشترک و امیدهایمان به یک آسمان گره خورده است. این فضای معنوی، کینه‌های رسوب‌کردۀ ناشی از فشارهای اقتصادی را می‌شوید و صمیمیت از دست رفته را بازتولید می‌کند.

حرف آخر

دشمن پشت دروازه‌های مرزی متوقف شد، اما اکنون می‌خواهد با تیغ تحریم و فشار روانی، سنگر خانه‌هایمان را فتح کند. آن‌ها می‌خواهند خستگی و ناامیدی، جایگزین آن اراده‌ای شود که در این ۷۹ شب باشکوه، خیابان‌ها را تسخیر کرد.
در این روزهای سخت آتش‌بس، سنگرهای ما، خانه‌های ماست و سلاح ما در این سنگر، «دعا و ذکر» است. خانه‌ای که در آن نام خدا زمزمه شود، قلعه‌ای است که نه موشک‌های دشمن و نه محاصره‌های اقتصادی، توان فروپاشی آن را نخواهد داشت. ما با همین دست‌های رو به آسمان، از این گردنه‌ی تاریخی نیز عبور خواهیم کرد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها