در شرایط بحرانی، پدیده‌ای به نام «خستگی از شفقت» یا ترومای ثانویه بسیار شایع است.

طاهره چک
شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۲
مرزبندی عاطفی و بقای رابطه پس از جنگ

عبور از میدان مین روان‌شناختی

پایان یافتن درگیری‌های فیزیکی در هر جنگی، لزوماً به معنای پایان یافتن بحران نیست. در دوره‌های پس از جنگ، افراد با پیامدهای روانی عمیقی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، سوگ، اضطراب‌های مزمن و از دست دادن احساس امنیت دست‌وجپنجه نرم می‌کنند. در این میان، نهاد خانواده و روابط زوجین بیشترین فشار را متحمل می‌شود. بازگشت به زندگی عادی نیازمند بازسازی روانی است و یکی از مهم‌ترین ابزارها برای این بازسازی، «مرزبندی عاطفی» است.

با الهام از مفاهیم مطرح شده در مشاوره‌های پیش از ازدواج و رویکردهای درمانی مدرن – نظیر آنچه در کلینیک‌های معتبر روان‌شناسی بر اساس روش گاتمن و سایر مداخلات درمانی ارائه می‌شود به بررسی تحلیلی نقش مرزبندی عاطفی در حفظ و ارتقای روابط زوجین در سایه سنگین تجربیات پس از جنگ می‌پردازیم.

استعاره «خانه رابطه» در دوران پس از بحران

دکتر جان و جولی گاتمن، از پیشگامان زوج‌درمانی، رابطه را به یک «خانه» تشبیه می‌کنند. آن‌ها معتقدند که یک خانه به شالوده‌ای محکم، دیوارهای استواری که آن را سر پا نگه دارند و یک مسیر ورود و خروج مشخص نیاز دارد. در دوران پس از جنگ، این استعاره معنایی دوچندان می‌یابد.

هنگامی که جهان بیرون ویران شده یا در حال بازسازی است، «خانه رابطه» باید امن‌ترین پناهگاه زوجین باشد. با این حال، ترومای جنگ می‌تواند پایه‌های این خانه را بلرزاند. در اینجا، «دیوارهای استوار» همان مرزبندی‌های عاطفی هستند. این مرزها به معنای دیوار کشیدن بین زوجین نیست؛ بلکه سپری محافظتی در برابر هجوم استرس‌های بیرونی و سرریز شدن آسیب‌های روانی یک فرد به درون روان دیگری است. بدون این دیوارها، خانه رابطه در برابر طوفان هیجانات پس از جنگ فرو خواهد ریخت.


مرزبندی عاطفی چیست و چرا در دوران پس از جنگ حیاتی است؟

مرزبندی عاطفی در بستر پس از جنگ به معنای درک این واقعیت است که «احساسات و ترومای شریک عاطفی من، متعلق به اوست و من در حالی که از او حمایت می‌کنم، نباید در این تروما غرق شوم.»

در شرایط بحرانی، پدیده‌ای به نام «خستگی از شفقت» یا ترومای ثانویه بسیار شایع است. وقتی یکی از زوجین یا هر دو، تجربیات تلخی را از سر گذرانده‌اند، تمایل ناخودآگاه برای ادغام عاطفی بالا می‌رود. مرزبندی عاطفی به زوجین کمک می‌کند تا:

۱. هویت فردی خود را حفظ کنند: برای درمان آسیب‌های فردی، هر شخص به فضای روانی مستقل نیاز دارد.

۲. از سرریز هیجانی جلوگیری کنند: مرزها به افراد اجازه می‌دهند تا زمان و مکان مناسبی را برای پردازش اخبار، خاطرات و دردهای ناشی از جنگ اختصاص دهند (همان‌طور که در مشاوره پیش از ازدواج بر «اختصاص زمان و فضای ویژه» تاکید می‌شود) و از تسلط این دردها بر تمام لحظات زندگی مشترک جلوگیری کنند.


کاربرد رویکردهای درمانی در ایجاد مرزهای پس از جنگ

همان‌طور که در رویکردهای جامع مشاوره‌ای اشاره شده است، یک روش واحد برای همه پاسخگو نیست. در دوران پس از جنگ، درمانگران از ترکیبی از نظریات برای کمک به ساختاربندی مجدد روابط استفاده می‌کنند:

درمان متمرکز بر هیجان: در دوره‌های پس از جنگ، واکنش‌های افراد می‌تواند به شدت واکنشی و دفاعی باشد. یک صدای بلند، یک خبر متشنج یا یک اختلاف نظر ساده می‌تواند فرد را به حالت «جنگ یا گریز» ببرد. رویکرد EFT کمک می‌کند تا زوجین احساسات زیرین (مانند ترس، ناامنی و احساس طردشدگی) را بشناسند. مرزبندی عاطفی در اینجا به این شکل عمل می‌کند که شریک عاطفی می‌آموزد خشم ناگهانی همسرش را به عنوان یک حمله شخصی تلقی نکند، بلکه آن را نشانه‌ای از ترومای حل‌نشده بداند. این تفکیک ذهنی، یک مرز عاطفی بسیار سالم است.

روایت‌درمانی: جنگ، روایت زندگی افراد را بازنویسی می‌کند و اغلب آن‌ها را در نقش «قربانی» قرار می‌دهد. روایت‌درمانی به زوجین کمک می‌کند تا فرض‌های پیشین خود را درباره روابط و زندگی به چالش بکشند. از طریق ایجاد مرزهای عاطفی، زوجین می‌توانند روایت «دردهای گذشته» را از روایت «آینده مشترک» جدا کنند. آن‌ها یاد می‌گیرند که اگرچه جنگ بخشی از تاریخچه آن‌هاست، اما تمام هویت رابطه آن‌ها را تعریف نمی‌کند.

نظریه سیستم‌های خانواده: خانواده یک سیستم به هم پیوسته است. در دوران پس از جنگ، اگر یکی از اعضا دچار فروپاشی روانی شود، کل سیستم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. مرزبندی عاطفی به عنوان یک تنظیم‌کننده در این سیستم عمل می‌کند. این مرزها تعیین می‌کنند که چه مقدار از استرس‌های بیرونی اجازه ورود به هسته خانواده را دارند و چگونه اعضا می‌توانند بدون از دست دادن استقلال خود، به یکدیگر متصل بمانند.

راهکارهای عملی برای ایجاد مرزهای عاطفی در روابط پس از جنگ

بر اساس اصول مطرح شده در مشاوره‌های استاندارد، زوجین برای عبور از بحران‌های پس از جنگ می‌توانند اقدامات زیر را انجام دهند:

مدیریت زمان گفت‌وگو درباره بحران: اختصاص دادن زمان‌های مشخصی در روز برای صحبت درباره نگرانی‌ها، اخبار و خاطرات جنگ. این کار از نفوذ سایه سنگین تروما به لحظات صمیمی، زمان استراحت و تعاملات روزمره جلوگیری می‌کند.

به چالش کشیدن پیش‌فرض‌ها: جنگ می‌تواند این پیش‌فرض را ایجاد کند که «دنیا جای ناامنی است و هیچ‌کس قابل اعتماد نیست.» مرزبندی شناختی-عاطفی به زوجین کمک می‌کند تا این پیش‌فرض‌ها را در داخل رابطه خود بازسازی کرده و اعتماد را قطره‌قطره برگردانند.

احترام به مکانیزم‌های مقابله‌ای متفاوت: افراد به روش‌های مختلفی با تروما کنار می‌آیند. ممکن است یکی نیاز به صحبت کردن داشته باشد و دیگری نیازمند سکوت. مرزبندی سالم یعنی احترام گذاشتن به این تفاوت‌ها و تحمیل نکردنِ روش خود به شریک عاطفی.

یادتان باشد
دوره‌های پس از جنگ، آزمونی سخت برای تاب‌آوری انسانی و پایداری روابط هستند. در حالی که فشارهای روانی می‌توانند زوجین را به سمت دور شدن از یکدیگر یا وابستگی بیمارگونه سوق دهند، «مرزبندی عاطفی» به عنوان یک کاتالیزور برای التیام عمل می‌کند.

همان‌طور که برای ساختن یک خانه به مهندسی دقیق و دیوارهای حامی نیاز است، رابطه پس از جنگ نیز نیازمند ساختاری است که در آن عشق، درک متقابل و فضای شخصی در تعادلی ظریف قرار گیرند. بهره‌گیری از مفاهیم روان‌شناختی مانند روش گاتمن، درمان متمرکز بر هیجان و روایت‌درمانی، به زوجین ابزارهایی می‌دهد تا نه تنها از بقای رابطه خود محافظت کنند، بلکه آن را به بستری برای التیام جمعی و رشد مجدد تبدیل نمایند. در نهایت، مرزبندی عاطفی دیواری برای جدایی نیست، بلکه حریمی امن برای دوست داشتن پایدار در دنیایی آسیب‌دیده است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها