تقابل همهجانبۀ محور مقاومت با ائتلاف صهیونیستی آمریکایی در آوردگاهی که از آن با عنوان جنگ تحمیلی سوم یا جنگ رمضان یاد میشود، جامعۀ ما را در یک پیچ تاریخی حساس قرار داده است. پذیرش آتشبس دوهفتهای و توقف موقت بمبارانها و درگیریهای مستقیم نظامی، اگرچه مجالی برای تنفس در میدان نبرد سخت است، اما در میدان نبرد شناختی و معنوی، مستعد ایجاد یک خطای راهبردی است. این خطای راهبردی، تنزل دادن سطح نزاع به معادلات صرفا مادی و غفلت از مؤلفههای قدرتساز الهی است. در شرایطی که سایۀ شوم از سرگیری جنگ همچنان بر سر منطقه سنگینی میکند، بازخوانی ظرفیتهای بیبدیل معنوی، یک ضرورت استراتژیک است. در این میان، مفهوم «دعای جمعی» ف راتر از یک مناسک عبادی سادۀ فردی، به عنوان بُرندهترین سلاح جبهۀ مقاومت رخ مینماید.
بر اساس آموزههای دینی، اعمال انسان دارای یک حقیقت ملکوتی و باطنی هستند. برای درک این حقیقت، توجه به روایت مشهور دربارۀ ثواب نماز جماعت راهگشاست؛ در کتاب تازهانتشاریافتۀ «اکسیر اعظم»، این حقیقت اینگونه توصیف شده: طبق روایات ما، اگر تعداد نمازگزاران در نماز جماعت از ده نفر فراتر رود، چنانچه تمام آسمانها کاغذ، دریاها مرکب، و درختان قلم شوند، ملائکه قادر به نگارش ثواب یک رکعت آن نخواهند بود (جامع الاخبار، ص۷۶). این ثواب عظیم، صرفا یک پاداش اعتباری نیست، بلکه نشاندهندۀ حقیقت ملکوتی و تکوینی عمل جمعی است. وقتی دعای مؤمنین به یکدیگر گره میخورد، یک «روح جمعی» متولد میشود. این روح جمعی، هویتی زنده و اثربخش دارد که ثمرۀ آن، به صورت نمایی و تصاعدی، دهها و صدها برابر مجموع دعاهای فردی است. (نقل به مضمون)
جنگ، علاوه بر تقابل میان تجهیزات نظامی، یک «ابتلای جمعی» برای جامعۀ اسلامی نیز هست و بر اساس سنتهای الهی، ابتلای جمعی حتما یک «پاسخ جمعی» میطلبد تا به فوز و کمال منتهی گردد. دعای جمعی، همان پاسخ متناسب و هموزن با وسعت این ابتلاست. وقتی در ایام آتشبس، جامعۀ اسلامی برای پیروزی نهایی جبهۀ مقاومت دست به استغاثۀ عمومی میزند، این عمل مشترک، روح جمعی عظیمی را خلق میکند که قدرت تصاعدی آن، تمام محاسبات استراتژیک دشمن را در هم میشکند. خداوند متعال نیز بهترین پاداشها را برای نابترین اعمال جمعی مقرر فرموده است، چنانکه در قرآن کریم میخوانیم: «وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» (نحل:۹۶).
اما ویژگی حیرتانگیزتر این سلاح، خاصیت فرامکانی و فرازمانی آن است. در دوران دفاع و جنگ، شاید امکان حضور فیزیکی در خط مقدم برای آحاد ملت فراهم نباشد، اما دعای جمعی، جبهۀ مقاومت را از محدودیتهای جغرافیایی خارج میکند. بر اساس تحلیلهای دقیق معرفتی، عمل جمعی دارای لایههای متعددی است. لایۀ اول، حضور افراد در یک مکان و زمان واحد برای دعاست. اما لایۀ عمیقتر زمانی شکل میگیرد که مؤمنین در مکانهای مختلف، با یک نیت واحد و هدفی مشترک، دست به استغاثه برمیدارند. در این حالت، «وحدت نیت»، فاصلههای مکانی را از میان برمیدارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام همواره در خطبههای جهادی و حیات پربرکت خویش، بر پیوند قلوب و وحدت کلمه به عنوان شالودۀ اصلی نصرت الهی پیش از تقابل شمشیرها تأکید داشتند؛ چرا که اتحاد باطنی، زیربنای استقامت ظاهری است.
به این ترتیب، یک بانوی خانهدار در دورترین روستای کشور، یک کارگر در کارگاه، و یک رزمندۀ جبهۀ مقاومت پشت لانچر، همگی با پیوند قلبی در یک سنگر واحد قرار میگیرند. این اتصال نیتها، شبکهای درهمتنیده از ارواح مؤمنین میسازد که فراتر از ظرف زمان و مکان، سپاهی از جنود (لشکر) معنوی را تشکیل میدهد. این جنود معنوی، درست مانند ملائکهای که در جنگهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نازل میشدند، هدفگیری کرده و به یاری رزمندگان در خطوط مقدم میشتابند.
بنابراین، آتشبس دوهفتهای کنونی، نه زمان استراحت، بلکه موعد بسیج عمومی در قرارگاه معنوی است. دشمن صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن، در این فرصت به دنبال تجدید قوا، ترمیم سامانههای پدافندی و طراحی سناریوهای جدید نظامی هستند. در نقطۀ مقابل، جامعۀ اسلامی باید در این مهلت، با اتصال قلوب و یکپارچگی نیتها، سلاح جمعی خود را به بالاترین سطح از آمادگی برساند. هرگونه تفرقه، ناامیدی، یا غفلت از قدرت نامتناهی خداوند، در حکم خلع سلاح کردن جبهۀ خودی در برابر دشمن است.
استغاثۀ جمعی برای نصرت دین خدا، یک عمل منفعلانه و از سر عجز مادی نیست؛ بلکه عالیترین سطح از عاملیت و کنشگری مؤمنانه است که ریشه در توحید افعالی دارد. در نظام توحیدی، هیچ پیروزی و گشایشی جز به ارادۀ پروردگار محقق نمیشود. ائمه اطهار علیهمالسلام به ما آموختهاند که برای جلب این ارادۀ قاطع الهی، باید از مسیر اتصال قلوب و وحدت کلمه وارد شد. وقتی دعای جمعی، به عنوان جوشن و سپر جامعۀ اسلامی در این جنگ ترکیبی به کار گرفته شود، اثر آن به قدری مضاعف و فراگیر خواهد شد که گویی تکتک آحاد ملت در خط مقدم نبرد حضور دارند.
در نهایت، باید با نگاهی پژوهشگرانه و واقعبینانه به این حقیقت اعتراف کرد که سرنوشت جنگ تحمیلی سوم، تنها در اتاقهای فکر نظامی یا میزهای مذاکره رقم نخواهد خورد. واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تقابل با جبهۀ استکبار، نیازمند پشتیبانی از جنس عالم غیب است. این پشتیبانی و نصرت غیبی، قاعدۀ مشخصی دارد و آن، استغاثه و دعای یکپارچۀ امتی است که به فقر خویش و غنای پروردگارش یقین دارد. اگر در این روزهای حساس، با همدلی و همصدایی، این روح جمعی را تقویت کنیم و دست به دامن مسببالاسباب شویم، با پایان یافتن این آتشبس و آغاز احتمالی مرحلۀ جدید رویارویی، جبهۀ مقاومت با لشکری از جنود نامرئی الهی پشتیبانی خواهد شد؛ لشکری که هیچ تکنولوژی و سلاح بشری توانایی مقابله با آن را نخواهد داشت.
منابع:
قرآن
اکسیر اعظم، عابدینی



پیام شما به ما