نبرد خیبر، به ویژه دلاوری‌های بی‌بدیل امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در گشودن آن، تنها یک برگ از تاریخ نظامی اسلام نیست؛ بلکه نمادی ماندگار از تقابل حق و باطل، ایستادگی در برابر ظلم، و تجلی شجاعت الهی است.

مهری هدهدی
شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۳
«حیدر حیدر»؛ فریاد صلابت در برابر «صهیون»

همین مفاهیم عمیق، در طول قرن‌ها، شعار «حیدر حیدر» را به فریادی برخاسته از دل تاریخ تبدیل کرده است؛ شعاری که امروز در مواجهه با «صهیون» (نماد رژیم اشغالگر قدس و ایدئولوژی حاکم بر آن)، معنایی دوباره یافته و پیام صلابت و مقاومت را در عصر حاضر طنین‌انداز می‌کند.

در سال چهارم هجری، پس از آنکه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یهودیان بنی‌نضیر را به دلیل خیانت از مدینه تبعید کرد، گروهی از آنان مانند حیی بن اخطب، سلام بن ابی‌الحقیق به منطقه خیبر رفتند. در سال بعد، آنها به مکه سفر کرده و قریش را برای جنگ با پیامبر تحریک نمودند. در آن دوران، منطقه خیبر به کانون توطئه‌ها، دسیسه‌های نظامی و تحریک علیه مسلمانان تبدیل شده بود. پس از صلح حدیبیه، و تحرکات یهودیان خیبر،  پیامبر با حدود یک‌هزار و چهارصد تن از یاران خود که در ماجرای حدیبیه حاضر بودند، به سوی خیبر حرکت فرمود.

خیبر به معنای قلعه و مکانی امن است. مشهوره تعداد این قلعه‌ها هفتگانه بوده است. یهودیان در آنجا پناه گرفته بوده و با مسلمین می‌جنگیدند.

امروز، وقتی شعار «حیدر حیدر یا صهیون» شنیده می‌شود، صرفاً یک عبارت سیاسی نیست؛ بلکه بازتابی از ترسی تاریخی است که ریشه‌های آن به صدر اسلام بازمی‌گردد

آغاز درگیری‌ها و فرماندهی‌های نخست

در روزهای ابتدایی، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پرچم فرماندهی را به دست برخی از اصحاب سپرد. از جمله ابوبکر و عمر بن خطاب برای فتح قلعه‌های خیبر پیش رفتند، اما به‌دلیل مقاومت سخت دشمن و استواری دژها، خیبر فتح نمی‌شد و فرماندهان یکی پس از دیگری شکست خورده و فرار می‌کردند. مسلمانان در شرایط سختی قرار گرفتند و دشمن از درون دژ حمله می‌کرد، آذوقه محدود شده بود، و روحیه سپاه نیاز به تجدید قوا داشت.

حدیث الرایه

در این هنگام، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جمله‌ مشهور خود را فرمود: لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ غَدًا رَجُلاً یُحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللهُ وَرَسُولُهُ، یَفْتَحُ اللهُ عَلَی یَدَیْهِ(صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۷۱، باب غزوه خیبر)؛ پرچم را فردا به مردی خواهم داد که خدا و رسول او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد، هجوم کننده است و فرار کننده نیست، از حمله برنمی‌گردد تا خدا به دست او قلعه را فتح کند.

آن شب، همه‌ سپاه در انتظار بودند تا ببینند فردا پرچم به دست چه کسی خواهد رسید. فردای آن روز که همه انتظار به دست گرفتن پرچم و این مقام را داشتند.

سپردن پرچم به امیرالمومنین علی علیه‌السلام

صبح روز بعد، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «علی کجاست؟» عرض کردند: یا رسول‌الله، علی از درد چشم رنج می‌برد و نمی‌تواند حضور یابد. پیامبر دستور داد او را بیاورند. آن‌گاه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دستان مبارکش را به چشمان امام کشید و درد فوراً برطرف شد. سپس پرچم را به دست امام علی علیه‌السلام سپرد و فرمود: به سوی خیبر برو، اول با یهودیان سخن بگو و به اسلام دعوت کن اگر نپذیرفتند، با آنان بجنگ. (دانشنامه امام علی علیه‌السلام، ناشر پایگاه تخصصی عاشورا، ص ۱۸۷) در واقع پیامبر تاکید کرد که پیش از نبرد، هدف، دعوت و هدایت است.

نبرد امیرالمومنین علیه‌السلام و مرحب یهودی

امیرالمومنین علیه‌السلام با پرچم به سمت قلعه خیبر رفت. در این هنگام مرحب یهودی، یکی از جنگجویان شجاع و نامدار یهودیان، به میدان آمد و مبارز طلبید. او به دلیل قدرت و مهارت‌های رزمی‌اش شهرت داشت و بسیاری از مسلمانان از روبرو شدن با او ترس داشتند. امیرالمومنین علیه‌السلام به میدان رفت تا با مرحب مبارزه کند. این رویارویی به یکی از نقاط عطف غزوه خیبر تبدیل شد. (الإرشاد، ج ۱، ص ۱۲۷)

امام فریاد زد: من کسی هستم که مادرم مرا حیدر نامید؛ و مانند شیر بیشه‌ها، سهمگین و دلیرم.

در این لحظه، نبرد مستقیم میان دو قهرمان آغاز شد. علی علیه‌السلام با ضربه‌ای شدید، شمشیر مرحب را پرت کرد و با یک ضربه او را از وسط به دو نیم کرد. پس از کشته شدن فرمانده قوی دشمن، روحیه‌ یهودیان شکست و با وجود مقاومت، مسلمانان پیشروی کردند.

در حین جنگ، درِ عظیم قلعه خیبر بسته شد تا از ورود مسلمانان جلوگیری شود. امیرالمومنین علیه‌السلام با قدرت فوق‌العاده، درِ آهنین خیبر را از جا کند و راه قلعه را گشود. پس از پایان نبرد، به روایت‌های مختلف، چهل تا هفتاد نفر نتوانستند آن در را حتی جابه‌جا کنند؛ در حالی که امیرالمومنین علیه‌السلام به تنهایی آن در را گشود.(ابن هشام، سیره نبویه، ج۳، ص۳۸۷/مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۱)

نتیجه نبرد و جایگاه امیرالمومنین علیه‌السلام

پس از گشوده شدن قلعه قموص، مقاومت یهود در سایر دژها فرو ریخت و به‌تدریج خیبر به طور کامل فتح شد. منابع تاریخی گزارش داده‌اند که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به امیرالمومنین علیه‌السلام فرمود: اللهُ وَرَسُولُهُ یُحِبَّانِکَ؛ خدا و رسولش تو را دوست دارند. و افزود: فتح خیبر به دست تو رقم خورد.

پیروزی خیبر نه تنها امنیت مسلمانان را در شمال مدینه تثبیت کرد، بلکه موجب شد بسیاری از قبایل یهودی و عرب به توان نظامی اسلام ایمان آورند. و قراردادهایی میان پیامبر و یهودیان ساکن خیبر بسته شد تا بدون اخراج کامل بتوانند با دادن بخشی از حاصل زمین‌ها به مسلمانان، به زندگی خویش ادامه دهند.

نبرد خیبر نقطه‌ عطفی در تثبیت قدرت اسلام و تحکیم جایگاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بود. در این واقعه علی علیه‌السلام هم به عنوان فرمانده‌ای شجاع، و هم به عنوان انسانی الهی و مورد محبت خدا و رسول شناخته شد؛ شجاعت جسمانی، با ایمان و اخلاص درهم آمیخت؛

و نام «حیدر» تا ابد در ذهن تاریخ با درِ خیبر و فریاد پیروزی مسلمانان گره خورد.

معنای «حیدر» و پیوند آن با تاریخ

«حیدر» نامی بود که مادر امیرالمؤمنین علیه‌السلام، فاطمه بنت اسد، بر فرزندش نهاد. این نام، که به معنای «شیر» یا «شیر بیشه» است، خود گویای صلابت، قدرت، و روحیه بی‌باک او بود. در میدان نبرد خیبر، هنگامی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام با نهایت شجاعت در برابر «مرحب»، قهرمان نامدار یهودیان، ایستاد و او را از پا درآورد، فریاد «حیدر، حیدر» او نه تنها ندای پیروزی بود، بلکه اعلامی بر جایگاه منحصربه‌فرد او در شجاعت و اراده بود؛ اراده‌ای که حتی درِ سنگین و مستحکم قلعه خیبر را از جا کند و راه فتح را بر مسلمانان گشود. این خود شاهدی بر کلام پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله بود که فرمود: «خدا و رسولش تو را دوست دارند و به دست تو فتح خواهد شد.»

نبرد خیبر نقطه‌ عطفی در تثبیت قدرت اسلام و تحکیم جایگاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بود. در این واقعه علی علیه‌السلام هم به عنوان فرمانده‌ای شجاع، و هم به عنوان انسانی الهی و مورد محبت خدا و رسول شناخته شد؛  و نام «حیدر» تا ابد در ذهن تاریخ با درِ خیبر و فریاد پیروزی مسلمانان گره خورد

«صهیون»؛ نماد رویارویی در عصر حاضر

«صهیون» که در مفاهیم دینی یهودی به کوه صهیون در اورشلیم اشاره دارد، در دوران معاصر به نمادی از جنبش صهیونیسم و دولت اسرائیل تبدیل شده است. این جنبش، که با هدف تشکیل کشوری برای یهودیان در سرزمین فلسطین بنا نهاده شد، در طول تاریخ خود با چالش‌های بسیاری روبه‌رو بوده و اکنون نیز در تقابل با آرمان‌های مقاومت و آزادی‌خواهی قرار دارد.

ترس امروز یهود؛ یادگاری از دیروز

امروز، وقتی شعار «حیدر حیدر یا صهیون» شنیده می‌شود، صرفاً یک عبارت سیاسی نیست؛ بلکه بازتابی از ترسی تاریخی است که ریشه‌های آن به صدر اسلام بازمی‌گردد. این ترس از سوی رژیم صهیونیستی و حامیان آن، از چند منظر قابل تحلیل است:

- یادآوری شکست تاریخی: فتح خیبر، نماد شکست یهودیان از نیروهای حق به رهبری علی علیه‌السلام است. این پیروزی، همچون خاری در تاریخ مبارزات یهودیان با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله باقی مانده و هرگاه یاد «حیدر» مطرح می‌شود، خاطره آن شکست تاریخی زنده می‌گردد.

- الگوی مقاومت: شجاعت، ایثار، و استقامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خیبر، الهام‌بخش نسل‌های بعدی مسلمانان، به‌ویژه نیروهای مقاومت در برابر اشغالگری و ظلم بوده است. آرمان‌های علی علیه‌السلام در دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ستم، امروز نیز در جبهه‌های مقاومت، از جمله در میان فلسطینیان و متحدانشان، زنده است و دشمنان را به وحشت می‌اندازد.

- قدرت معنوی و وحدت: شیعیان و پیروان امیرالمومنین علیه‌السلام، با توسل به ایشان و یادآوری فضائل او، از قدرت معنوی و روحی مضاعفی بهره‌مند می‌شوند. این وحدت و اراده برخاسته از ایمان، دشمنان را از رویارویی با جبهه‌ای متحد و مصمم، هراسان می‌سازد.

- استمرار مبارزه: همان‌طور که امیرالمومنین علیه‌السلام نماد مبارزه با ستمگران زمانه خود بود، امروز نیز پیروان و فرزندان معنوی او، یعنی نیروهای مقاومت، مبارزه با ظلم و اشغالگری را ادامه می‌دهند. این استمرار، نشانی از این است که روح «حیدر» و شجاعت او، همچنان در رگ‌های مجاهدان جاری است و دشمنان را از آینده‌ای ناگزیر از شکست، نگران می‌کند.

در واقع، ترس امروز «صهیون» از «حیدر» و پیروانش، نه صرفاً از سلاح و توان نظامی، بلکه از قدرت ایمانی، صلابت تاریخی، و اراده ناگسستنی است که از مکتب امیرالمومنین علیه‌السلام سرچشمه می‌گیرد؛ ایمانی که حتی در طول قرن‌ها، توانسته رویاهای باطل را به کابوس تبدیل کند و ندای حق را در گوش تاریخ طنین‌انداز سازد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها