آنچه می‌خوانید فرازهایی از اولین خطبۀ امام حسن پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهماالسلام است که در مسجد کوفه، ایراد شده است. امروز، که نیروهای مقتدر و سلحشور نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران از سپاه پاسداران و ارتش گرفته تا محور مقاومت در جبهه‌ای تمام‌عیار رودرروی تهاجم گستردۀ آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی ایستاده‌اند، بازخوانی این خطبه، بیش از هر زمان دیگری، حیاتی و راهگشاست.

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۹
شیوۀ رزم امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پیام آن برای رزمندگان امروز

شبی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به شهادت رسید، حسنین علیهماالسلام پیکر مطهر پدر را با دستانی لرزان به خاک سپردند. فردای آن شب سیاه، امام مجتبی علیه‌السلام که حالا سنگین‌ترین بار تاریخ بر شانه‌هایش نشسته بود، به مسجد کوفه آمد. مردم با چشمانی اشک‌آلود، دل‌هایی شکسته، مضطرب و داغدار نشسته بودند. نمی‌دانستند اکنون چه خواهد شد. امام بر فراز منبر رفت و اینگونه سخن آغاز کرد: «ای مردم!» با همین دو کلمه، سکوتی سنگین بر مسجد حاکم شد.

نخست، مردم را به عظمت این شب توجه داد: «در چنین شبی بود که قرآن از آسمان فرود آمد و در چنین شبی بود که عیسی بن مریم را به آسمان بردند. در چنین شبی بود که یوشع بن نون، وصی موسی، به شهادت رسید»

و حالا نوبت سنگین‌ترین جمله بود: «و در همین شب... پدرم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام از میان شما رفت.»

صدای ضجه و شیون مردم از گوشه‌کنار مسجد برخاست. امام اندکی مکث کرد. انگار می‌خواست وزن این جمله، به تمامه در جان مردم و گوش تاریخ بنشیند. سپس فرمود: «به خدا قسم! هیچ‌یک از اوصیای پیش از او، در رسیدن به بهشت بر او پیشی نگرفتند، و هیچ‌کس پس از او نیز به مقام او نخواهد رسید.»

حضرت، در ادامۀ خطبه، از مرثیه‌سرایی فراتر رفت و چند تصویر خیره‌کننده از شیوۀ رزم و جنگ‌آوری پدرش امیرالمؤمنین علیه‌السلام به تصویر کشید که تا همیشۀ تاریخ برای مجاهدان راه خدا، درس‌هایی جاوید و آموزنده در خود نهفته دارد.

امروز، که نیروهای مقتدر و سلحشور نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران از سپاه پاسداران و ارتش گرفته تا نیروهای مقاومت در محور مقاومت در جبهه‌ای تمام‌عیار رودرروی تهاجم گستردۀ آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی ایستاده‌اند، بازخوانی این فراز از خطبه بیش از هر زمان دیگری، ضروری و راهگشاست.


یک. جان‌نثاری و سپر ولیّ بودن

امام فرمود: پدرم در کنار رسول خدا می‌جنگید و جان خود را سپر بلای او می‌ساخت: «لَقَد کانَ یُجاهِدُ مَعَ رَسولِ اللهِ فَیَقیهِ بِنَفسِه».
در منطق جنگ‌های رایج بشری، سربازان می‌جنگند تا زنده بمانند یا غنیمت کسب کنند؛ اما جهاد علوی مبتنی بر محاسبات مادی نبود. حضرت نمی‌جنگید تا نام‌آور شود. می‌جنگید تا پیامبر زنده بماند، تا اسلام زنده بماند، تا حق زنده بماند. جهاد او «خودمحور» نبود، «ولایت‌محور» بود. در شب هجرت، در بستر مرگ خوابید. در احد، وقتی همه گریختند، تنها ایستاد. در خندق، تن‌به‌تن با عمرو بن عبدود درآمد تا خط دفاعی اسلام نشکند.

امروز، نیروهای مسلح ما نیز در خط مقدم، سپر بلای ملت و نظام و ارزش‌های انقلاب اسلامی هستند. همان‌طور که امام شیعیان جانش را فدای بقای رسالت کرد، سربازان و فرماندهان امروز نیز جان خود را سپر بقای جمهوری اسلامی و آرمان‌های امامین انقلاب کرده‌اند.

دو. پرچم‌داری و انسجام‌بخشی به نیروها

دومین ویژگی جهاد علوی، پرچمداری و رزم هجومی است: «وَ کانَ رَسولُ الله(ص) یُوَجِّهُهُ بِرایَتِه» (و پیامبر خدا او را با پرچم خود روانه میدان می‌کرد).

سپردن پرچم به امیرالمؤمنین علیه‌السلام یعنی قرار دادن او در حساس‌ترین و خطرناک‌ترین نقطۀ نبرد. یعنی او مرکز ثقل لشکر و نقطۀ امید و تکیه‌گاه دیگر رزمندگان است. پس شیوه رزم امیرالمؤمنین علیه‌السلام، «پرچم‌داری» است؛ یعنی او در خط مقدم، جهت‌دهندۀ حرکت جمعی، تثبیت‌کنندۀ روحیه و عامل انسجام نیروها است.

در خیبر هنگامی که فرماندهان یکی‌یکی رفتند و شکسته بازگشتند. آنگاه پیامبر فرمود: «فردا پرچم را به مردی می‌دهم که خدا و رسولش او را دوست دارند.» و فردا، علی آمد و دروازۀ خیبر را از جا کَند.

امروز در جبهۀ مقابله با دشمن آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی، پرچم‌داری یعنی پذیرفتن مسئولیت در سخت‌ترین شرایط. فرماندهانی چون شهید سلیمانی همین نقش را ایفا کردند: وقتی بحران داعش همه را مبهوت کرده بود، وقتی منطقه در آستانۀ سقوط بود، آن‌ها پرچم را برداشتند و به خط مقدم رفتند. پرچم‌داری علوی یعنی: آنجا که همه عقب می‌کشند، تو جلو برو. این نقش، فقط به مهارت نظامی نیاز ندارد؛ به ایمان راسخ، تدبیر، صبر در فشار و توان مدیریت بحران نیز محتاج است.

سه. باور به نصرت الهی

شاید شگفت‌انگیزترین بخش خطبۀ امام حسن علیه‌السلام اشاره به همراهی جبرئیل و میکائیل در طرفین امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حین نبرد باشد: «فیکنِفُه جَبریلُ عَن یَمینِهِ وَ میکائیلُ عَن یَسارِهِ؛ پس جبرئیل در سمت راست او و میکائیل در سمت چپ او قرار می‌گرفتند».

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در میدان جنگ، مظهر اراده خداوند بود؛ لذا همراهی ملائکه مقرب، پاداشِ اخلاصِ بی‌حدومرزی بود که در هر ضربت او نهفته بود. به تعبیر دیگر، شیوۀ رزم او تلفیقی از «اقتدار نظامی» و «استمداد ملکوتی» بود. وقتی رزمنده‌ای تمام منیت‌های خود را در پیشگاه حق ذبح می‌کند و شمشیرش را تنها برای «الله» می‌کشد، نیروهای غیبی عالم به یاری او می‌شتابند. قرآن کریم همین وعده را تعمیم داده است: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ» (محمد/۷). و در جنگ بدر فرمود: «إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِکَةِ» (انفال/۹). خدا هزار فرشته فرستاد، چون مؤمنان صادقانه جنگیدند.

رزمندگان ایرانی بارها این تجربه را لمس کرده‌اند، از دفاع مقدس هشت‌ساله تا مبارزه با داعش. رزمندگانی که با ایمان وارد میدان شدند، بارها شاهد «دست‌های غیبی» بودند: محاصره‌هایی که به‌طرز معجزه‌آسا شکسته شد، عملیات‌هایی که با حداقل امکانات به پیروزی رسید،

امروز رزمندگان سلحشور ایران عزیز به خوبی می‌دانند که در برابر تجهیزات پیشرفته‌ی آمریکایی و نظام سلطه، سلاحی نامرئی اما قاطع در اختیار دارد: نصرت الهی. همان نیرویی که در دفاع مقدس هشت‌ساله، جوانان هجده‌ساله را در برابر ارتش مجهز بعث صدام، پیروز کرد. همان نیرویی که در ۳۳ روز جنگ لبنان ۲۰۰۶، حزب‌الله را در برابر ارتش چهارم جهان سربلند بیرون آورد. همان نیرویی که در عملیات وعده‌ی صادق، معادلات نظامی منطقه را یک‌شبه تغییر داد و می‌دهد.

چهار. نبرد تا پیروزی

آخرین ویژگی جهاد علوی، استقامت و پایمردی تا تحقق پیروزی است: «لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه؛ بازنمی‌گشت تا خداوند فتح را به دست او جاری سازد». نه عقب‌نشینی، نه سازش، نه ناامیدی. فقط پیش رفتن تا لحظۀ فتح.

اما نکتۀ ظریف اینجاست: امام نفرمود «تا خودش فتح کند»، فرمود: «تا خدا به دست او فتح دهد.» این تفاوت، جوهرۀ مسئله است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌جنگید، اما فتح را از خدا می‌دانست. قدرت از آنِ بازوی او بود، اما پیروزی از آنِ ارادۀ خدا. این تلفیق اراده و توکل است که جنگ‌آور علوی را شکست‌ناپذیر می‌سازد.

در مواجهه با ابرقدرت‌هایی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی، با آن‌همه سلاح و فناوری و رسانه، آنچه حرف اول را می‌زند، نه تعداد موشک‌هاست و نه حجم بودجۀ نظامی. حرف اول را اراده و ایمان می‌زند. حزب‌الله لبنان با امکاناتی به‌مراتب کمتر از ارتش اسرائیل، در جنگ ۳۳ روزه پیروز شد. مقاومت غزه با ساده‌ترین ابزارها، اسطورۀ شکست‌ناپذیری ارتش صهیونیستی را فرو ریخت. و جمهوری اسلامی ایران، چهار دهه است که در برابر سنگین‌ترین تحریم‌ها و فشارها ایستاده و نه‌تنها عقب ننشسته، بلکه قدرتمندتر شده است. رمز همه اینها یک چیز است: «لا یَرجِعُ حَتّی یَفتَحَ الله»، تا خدا فتح ندهد، برنمی‌گردیم.

منابع خطبه

ارشاد مفید، ج ۲، (مترجم)، ص ۴ و نظیر این روایت از امالی شیخ و تفسیر فرات و غیره نیز نقل شده (بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۶۱).

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها