این گزارش، سفری است به اعماق تاریکترین شبکه باجگیری و قاچاق جنسی قرن؛ جایی که شاهزادگان، سیاستمداران و میلیاردرها در سایه "ترابایتهای گمشده" پنهان شدهاند و سوالی هولناک هنوز بیپاسخ مانده است؛ جعبه سیاه این جنایت کجاست؟
ویرجینیا؛ نامی که مسیر پرونده را تغییر داد
داستان ویرجینیا رابرتز جوفره، یکی از محوریترین شاهدان پرونده جفری اپستین، روایتی دردناک از استثمار و جستجوی عدالت بود که از ۱۶ سالگی او آغاز شد. ویرجینیا زمانی که به عنوان نوجوانی جویای کار در کلوپ اختصاصی «مار-آ-لاگو» متعلق به دونالد ترامپ فعالیت میکرد، توسط گیلین ماکسول شناسایی شد. ماکسول با وعدههای فریبندهای همچون آموزش ماساژ حرفهای و حمایتهای مالی برای تحصیل، اعتماد او را جلب کرد؛ اما این وعدهها تنها دامی برای ورود ویرجینیا به شبکه سازمانیافته قاچاق و آزار جنسی اپستین بود.
او بعدها در شهادتهای تکاندهندهای فاش کرد که چگونه در ۱۷ سالگی، قربانی امیال قدرتمندان شده است. جوفره به صراحت از شاهزاده اندرو، پسر ملکه بریتانیا نام برد و شهادت داد که سه بار در مکانهای مختلف مجبور به رابطه جنسی با او شده است: نخستین بار در خانه ماکسول در لندن (مارس ۲۰۰۱)، بار دیگر در عمارت مجلل اپستین در نیویورک و سومین بار در جزیره خصوصی بدنام اپستین در ویرجین آیلندز. اگرچه او در پروندههای حقوقی نام چهرههای سرشناس دیگری همچون بیل ریچاردسون، گلن دوبین و ماروین مینسکی را نیز مطرح کرد، اما همگی این اتهامات توسط نامبردگان انکار شد.
ابعاد هولناکتری از زندگی ویرجینیا، پس از مرگ او و با انتشار کتاب خاطراتش تحت عنوان "دختر هیچکس" (Nobody's Girl) در سال ۲۰۲۵ آشکار شد. او در این کتاب که سندی بر سالها رنج اوست، مینویسد: «سالها ما را مثل یک شیء قرض میدادند؛ تحقیر میکردند، خفهمان میکردند، کتک میزدند و من باور کرده بودم که شاید به عنوان برده جنسی بمیرم.» او در این افشاها، از تجاوز و ضرب و شتم توسط یک «نخستوزیر مشهور غربی» سخن گفته و فاش کرده که در تابستان ۲۰۰۱، در اوج دوران قاچاق شدنش، دچار بارداری خارجرحمی شده بود. شاید یکی از عجیبترین بخشهای کتاب، ادعای او مبنی بر تصمیم اپستین و ماکسول برای استفاده از او به عنوان «رحم جایگزین» برای فرزند احتمالیشان بود.
سرانجام ویرجینیا جوفره تلخ و تراژیک بود. او در آوریل ۲۰۲۵ در استرالیا درگذشت؛ مرگی که گزارشها آن را خودکشی ناشی از فشارهای شدید روانی و رسانهای دانستهاند. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که نبردهای طولانی حقوقی و کمپینهای سازمانیافتهای که برای تخریب شخصیت او در فضای آنلاین به راه افتاده بود، نقش بسزایی در فرسودن روح و روان او و رقم زدن این پایان دردناک داشت.
ارتش سایهها؛ روایتهای تکاندهنده دیگر بازماندگان
پرونده جفری اپستین و گیلین ماکسول تنها به ویرجینیا جوفره ختم نمیشود؛ دهها زن دیگر طی دههها در این شبکه به دام افتادند که شهادتهایشان قطعات پازل این جنایت سازمانیافته را تکمیل میکند. خواهران فارمر، «آنی» و «ماریا»، از پیشگامان افشاگری بودند که در دهه ۱۹۹۰، سکوت را شکستند و جنایات اپستین و ماکسول را به پلیس و رسانهها گزارش کردند. آنی فارمر سالها بعد در دادگاه گیلین ماکسول روایتی دقیق از تکنیکهای «اعتمادسازی» ارائه داد؛ اینکه چگونه ماکسول با پیشنهاد سفر و ماساژ، قدمبهقدم مرزهای حریم شخصی او را شکست و فضا را برای ورود به چرخه آزار مهیا کرد.
شکار در روز روشن؛ از مدرسه تا عمارت
الگوی جذب دختران، بیرحمانه و دقیق بود. «جنیفر آراوز» در شهادت خود فاش کرد که چگونه در ۱۵ سالگی، درست در مقابل دبیرستانش در نیویورک توسط زنی مرتبط با اپستین «شکار» شد. او که با وعدههای دروغین به عمارت اپستین کشانده شده بود، از اتاق ماساژ این خانه به عنوان شکنجهگاهی یاد میکند که همواره زیر نظر دوربینهای مخفی بود.
در فلوریدا، «کارولین آندریانو» پرده از یک سیستم هرمی برداشت. او در دادگاه شرح داد که چگونه اپستین شبکهای از دختران نوجوان ایجاد کرده بود که در قبال دریافت پول، موظف بودند «دوستهای جدید» را به عمارت بیاورند. سرنوشت کارولین اما تلخ بود؛ او که سالها با زخمهای روحی ناشی از این دوران دستوپنج نرم میکرد، سرانجام در سال ۲۰۲۳ بر اثر اوردوز (مصرف بیشازحد مواد) جان باخت؛ مرگی که بسیاری آن را ادامه جنایتهای اپستین و نتیجه مستقیم تروماهای درماننشده میدانند.
جزیره وحشت و نبرد برای لغو مصونیت
روایتها از داخل املاک اپستین، فضایی شبیه به زندان را ترسیم میکنند. «سارا رانسوم» در شهادت خود تأکید کرد که شرایط نگهداری دختران در جزیره خصوصی و خانههای اپستین به گونهای بود که عملاً «فرار» را غیرممکن میساخت. او همچنین یکی از شاهدان کلیدی بود که هدف اصلی اپستین را تأیید کرد؛ استفاده از دختران برای ضبط فیلمهای جنسی با چهرههای قدرتمند جهت معامله و باجگیری در آینده.
اما قربانیان تنها با اپستین نمیجنگیدند؛ آنها با سیستم قضایی نیز در نبرد بودند. «کورتنی وایلد»، قربانی اهل فلوریدا، سالها زندگی خود را وقف مبارزه با توافقنامه جنجالی سال ۲۰۰۷ کرد. او در دادگاههای فدرال ثابت کرد که دادستانها با امضای یک قرارداد محرمانه به اپستین مصونیت داده بودند، بدون اینکه قربانیان حتی از وجود چنین توافقنامهای مطلع باشند!
معامله قرن؛ عدالت در مسلخ سیاست
این توافقنامه که بعدها در محافل حقوقی به «معامله قرن» (Deal of the Century) شهرت یافت، لکه ننگی بر پیشانی سیستم قضایی آمریکا بود. در سال ۲۰۰۸، الکساندر آکوستا (دادستان وقت فلوریدا) با تیم وکلای قدرتمند اپستین پشت درهای بسته به توافق رسید؛ توافقی که عملاً اپستین را از دهها سال حبس ابد نجات داد. طبق این معامله، تحقیقات فدرال درباره قاچاق جنسی متوقف شد و پرونده به یک اتهام ساده ایالتی تقلیل یافت. اپستین تنها به ۱۸ ماه زندان محکوم شد که آن را هم در شرایطی ویژه و با امکان «خروج روزانه برای کار» (Work Release) در دفتر شخصیاش گذراند؛ آزادی عملی که به او اجازه داد همچنان به فعالیتهایش ادامه دهد، در حالی که قربانیانش در بیخبری مطلق رها شده بودند.
ترابایتهای گمشده
اگرچه یورش سال ۲۰۱۹ افبیآی به عمارت منهتن، کوهی از شواهد دیجیتال را آشکار کرد، یعنی حدود ۳۰۰ گیگابایت داده دیجیتال؛ شامل بیش از ۱۰,۰۰۰ عکس و ویدیو که بسیاری از آنها حاوی تصاویر برهنه و نیمهبرهنه دختران زیر سن قانونی بود.
اما کارشناسان امنیت سایبری و وکلای قربانیان معتقدند آنچه کشف شد، تنها نوک کوه یخ بود. حفرههای اطلاعاتی در پرونده اپستین، به اندازه یافتههای آن هولناک و معنادار است.
اسناد پلیس از بازرسی قدیمیتر در سال ۲۰۰۵ در عمارت پالمبیچ (فلوریدا) نشان میدهد که درست پیش از ورود مأموران، هارد درایوهای اصلی سرورها ناپدید شده بودند؛ اقدامی که حکایت از یک پاکسازی حرفهای و پیشدستانه داشت. این سناریو، نگرانیها را درباره سرنوشت «آرشیو اصلی» افزایش داده است.
این حجم عظیم از دادهها که احتمالاً شامل صریحترین ویدیوهای باجگیری از قدرتمندترین چهرههای سیاسی و اقتصادی جهان است، هرگز پیدا نشد. آیا این اسناد در آتشسوزیهای ساختگی یا پاکسازیهای دیجیتال نابود شدهاند، یا هماکنون در دست افراد ناشناس، به عنوان یک اهرم فشار خاموش، در گاوصندوقی دیگر نگهداری میشوند؟
مردهها حرف نمیزنند
پرونده جفری اپستین در اوت ۲۰۱۹ با خبری شوکهکننده ظاهراً بسته شد. جسد او در سلولش واقع در بازداشتگاه متروپولیتن نیویورک (MCC) پیدا شد و پزشکی قانونی علت مرگ را «خودکشی از طریق حلقآویز شدن» اعلام کرد.
ابعاد اهمالکاری در نگهداری از این زندانی، چهار سال بعد در گزارش سال ۲۰۲۳ بازرس کل وزارت دادگستری (OIG) آشکار شد. این گزارش رسمی تأیید کرد که در شب حادثه، زنجیرهای از اتفاقات عجیب رخ داده است؛ حدود نیمی از دوربینهای امنیتی جایی که اپستین در آن نگهداری میشد، به دلیل آنچه «نقص فنی» نامیده شد، از کار افتاده بودند. علاوه بر این، نگهبانان دو نوبت حیاتی سرکشی به سلول (در ساعتهای ۰۳:۰۰ و ۰۵:۰۰ بامداد) را انجام نداده بودند؛ غفلتی که فرصت مرگ را فراهم کرد.
اما جنجال اصلی در سال ۲۰۲۵ و با انتشار ۱۱ ساعت ویدیو از راهروی منتهی به سلول اپستین به پا شد. تحلیلگران دیجیتال با بررسی دادههای پنهان این فایلها به یافتههای نگرانکنندهای رسیدند؛ ویدیوهای منتشر شده نسخه خام (Raw) نبودند، بلکه ردپای پردازش با نرمافزارهای تدوین مانند Adobe Premiere در آنها دیده میشد. از آن مهمتر، وجود یک خلاء تصویری (Gap) حدوداً یک دقیقهای در حوالی نیمهشب است؛ دقیقهای گمشده در حساسترین زمان ممکن، که اکنون این تردید را تقویت میکند که شاید مرگ اپستین، یک خودکشی ساده نبوده است!




پیام شما به ما