پیش از انقلاب اسلامی، ایران زیر سلطه‌ حکومتی بود که ثروت، قدرت و منزلت را در دست اقلیتی محدود متمرکز کرده و اکثریت مردم را از مشارکت و کرامت محروم ساخته بود. قرآن چنین نظامی را «طاغوت» می‌نامد؛ حاکمیتی که بر پایه‌ فساد، تبعیض و تحقیر مردم استوار است. این نوشتار نشان می‌دهد مبارزه با رژیم پهلوی صرفاً جنبشی سیاسی نبود، بلکه وظیفه‌ای دینی و الهی در برابر استبداد و انحراف بود.

ابوالقاسم شکوری
سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۲
حکومت‌های طاغوتی در آینۀ قرآن؛ از فرعون تا پهلوی

واژۀ «طاغوت» از ریشۀ «طغیان» به معنای سرکشی و تجاوز از حد است. قرآن کریم هر قدرتی را که جای خدا بنشیند و بندگان خدا را بندۀ خود کند، طاغوت می‌نامد. آیۀ شریفۀ «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنزِلَ إِلَیْکَ وَما أُنزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَی الطّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ» (نساء/۶۰) به صراحت می‌گوید مؤمن واقعی نمی‌تواند حاکمیت طاغوت را بپذیرد؛ بلکه موظف است به آن کفر بورزد، یعنی آن را نفی و انکار کند.

اما قرآن به همین کلی‌گویی بسنده نمی‌کند بلکه ویژگی‌های حکومت‌های طاغوتی را ترسیم کرده است و جالب اینجاست که اگر این ویژگی‌ها را کنار هم بگذاریم، پازلی تکمیل می‌شود که نه فقط فرعون، بلکه حکومت پهلوی را هم به‌روشنی نشان می‌دهد.

ویژگی اول: تحقیر مردم و استضعاف آن‌ها

قرآن دربارۀ فرعون می‌فرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ» (قصص/۴). فرعون در زمین برتری‌جویی کرد و مردمش را به گروه‌های ضعیف تقسیم نمود. حکومت پهلوی هم دقیقاً همین مسیر را رفت. سازمان امنیت ساواک با ایجاد رعب و وحشت، هرگونه صدای اعتراض را در نطفه خفه می‌کرد. تحقیر هویت دینی و فرهنگی مردم، از ممنوعیت حجاب در دوران رضاخان تا تمسخر روحانیت و نهادهای مذهبی، همه و همه مصداق بارز استضعاف قرآنی بود. مردم حق نداشتند اعتراض کنند، حق نداشتند آزادانه بیندیشند و حق نداشتند سرنوشت خود را تعیین کنند.

ویژگی دوم: فساد فی‌الارض

«وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ الَّذینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فیهَا الْفَسادَ» (فجر/۱۰-۱۲). قرآن فساد گسترده را از لوازم ذاتی حکومت‌های طاغوتی معرفی می‌کند. ایران عصر پهلوی نمونۀ تمام‌عیار فساد ساختاری بود. ثروت ملی نفت در اختیار بیگانگان قرار داشت، دربار غرق در عیاشی و ولخرجی بود، رشوه‌خواری و اختلاس سازمان‌یافته در تمام سطوح اداری جریان داشت و فاصلۀ میان زندگی اشرافی درباریان و فقر مطلق روستاییان و حاشیه‌نشینان، فریاد می‌زد.

ویژگی سوم: طبقاتی کردن جامعه

همان آیۀ سورۀ قصص که گفتیم، عبارت «جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً» را به‌کار می‌برد. فرعون مردم را دسته‌دسته و طبقه‌طبقه کرد. حکومت پهلوی نیز جامعه‌ای عمیقاً طبقاتی ساخته بود. یک طرف، اشراف و خاندان سلطنتی بودند که در کاخ‌های مجلل و با ثروت‌های افسانه‌ای زندگی می‌کردند. طرف دیگر، میلیون‌ها ایرانی که در فقر و محرومیت دست‌وپا می‌زدند. اصلاحات ارضی شاه نه‌تنها این شکاف را پر نکرد، بلکه با نابودی ساختار کشاورزی سنتی و مهاجرت گستردۀ روستاییان به حاشیۀ شهرها، طبقۀ جدیدی از فقرا را خلق کرد.

ویژگی چهارم: ادعای خدایی و خودبزرگ‌بینی

فرعون خود را پروردگار برتر خواند «فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی» (نازعات/۲۴). شاه هم اگرچه به زبان چنین نگفت، اما در عمل خود را فراتر از قانون و پاسخگویی می‌دانست. عناوینی مانند «آریامهر» و «شاهنشاه» و «سایۀ خدا» و جشن‌های دوهزاروپانصدسالۀ شاهنشاهی، همه بیانگر یک خودبزرگ‌بینی سیستماتیک بود. حکومتی که مشروعیتش را نه از مردم و نه از خدا، بلکه از زور و وابستگی به قدرت‌های بیگانه می‌گرفت.

ویژگی پنجم: وابستگی به قدرت‌های خارجی

قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» (نساء/۱۴۱). خداوند هرگز اجازه نداده که کافران بر مؤمنان تسلط یابند. وابستگی رژیم پهلوی به آمریکا و انگلیس، امری نیست که نیازی به اثبات داشته باشد. کودتای ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم نفت و کاپیتولاسیون از آشکارترین نمونه‌های این وابستگی بود.

ویژگی ششم: بهره‌گیری از رسانه برای فریب افکار عمومی

یکی از ظریف‌ترین نشانه‌های طاغوت در قرآن، استفاده از تبلیغات برای توجیه ظلم است. فرعون هنگام مناظره با حضرت موسی‌علیه‌السلام، با وارونه‌نمایی می‌کوشد خود را منجی و موسی را فتنه‌گر نشان دهد:

«وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَیٰ وَلْیَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ» (غافر: ۲۶).

چنین منطق وارونه‌ای در رژیم پهلوی هم دیده می‌شد. حکومت، روحانیان و انقلابیون را «ارتجاع سیاه» می‌نامید و در رسانه‌های رسمی، مردم مؤمن را نیروهای عقب‌مانده و ضدمدرن معرفی می‌کرد. حال آنکه طبق قرآن، «الذینَ یُقاتِلون فی سبیلِ اللهِ» همان‌هایی‌اند که در راه تحقق عدالت و کرامت انسانی می‌جنگند، نه در پی قدرت و ثروت (نساء: ۷۵).

تکلیف دینی، نه دعوای سیاسی

حال سؤال اینجاست: وقتی تمام نشانه‌های قرآنی حکومت طاغوتی در یک نظام سیاسی جمع می‌شود، وظیفۀ مؤمنان چیست؟ قرآن پاسخ را صریح و بی‌ابهام داده است: «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی» (بقره/۲۵۶). ایمان به خدا بدون کفر به طاغوت، بی‌معناست. این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

مبارزه با حکومت پهلوی یک محاسبۀ سیاسی یا رقابت جناحی نبود. یک تکلیف صریح قرآنی بود. همان‌طور که موسی(ع) وظیفه داشت در برابر فرعون بایستد و ابراهیم علیه‌السلام مأمور شکستن بت‌ها بود، ملت ایران نیز در برابر طاغوت زمانۀ خود تکلیف الهی داشت. انقلاب اسلامی، قبل از آنکه یک حرکت سیاسی باشد، پاسخی بود به ندای قرآن که فرمود: «وَقاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدّینُ لِلَّهِ» (بقره/۱۹۳).

قرآن نه‌تنها نشانه‌های طاغوت را ترسیم کرده، بلکه وعده داده که سرانجام مستضعفان پیروز خواهند شد: «وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (قصص/۵). انقلاب اسلامی تحقق همین وعدۀ الهی بود؛ تکلیفی که انجام شد و وعده‌ای که محقق گشت.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها