دهم اسفند ۵۷ بود که امام خمینی (ره) با لحنی قاطع فرمودند: «ما یک مملکت محمدی ایجاد می کنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرم ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است، این تاج آثار طاغوت است، آثار اسلام باید باشد». (صحیفه امام خمینی، ج ۵، ص ۱۲۸)
ایشان تأکید داشتند که نشان «شیر و خورشید» منحوس است و باید از تمام ادارات و پرچم کشور حذف شود تا جای آن را نمادی اسلامی بگیرد. این دستور، شروع یک مأموریت هنری و سیاسی برای تعریف هویت جدید ایران بود.
چرا دعوا بر سر شیر و خورشید مهم شد؟
شیر و خورشید، قرنها بر سکه، درفش و پرچم ایران نشسته بود و در دوره قاجار و پهلوی به نماد رسمی دولت تبدیل شد. بسیاری میکوشیدند این نشان را اسلامیسازی کنند؛ یک قرائت رایج آن را به امیرالمؤمنین علیهالسلام و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیوند میزد تا تاج را تنها عنصر سلطنتی بداند، نه شیر و خورشید را. اما امام این سازش تفسیری را رد کرد و بسته کامل را «منحوس» خواند، یعنی نه فقط تاج، که کل بسته را جزئی از حافظۀ سلطنتی و نظم طاغوتی تعبیر کرد. به همین دلیل «از همۀ وزارتخانهها، از همۀ ادارات» خواست که این نماد را پایین بکشند تا دستگاه اداری هم از نظر بصری، از نظام سابق تبری بجوید.
نتیجۀ این نگاه، فقط حذف یک نشان تاریخی نبود؛ زمینهای بود برای تولد آرم کنونی جمهوری اسلامی.
تولد یک نماد در میانه انقلاب
نزدیک به یک سال طول کشید تا طرحهای مختلف بررسی شوند. هدف فقط طراحی یک لوگو نبود؛ هنرمندان به دنبال «رمزی» بودند که به قول رهبر انقلاب، معانی فراوانی را در دل خود داشته باشد. سرانجام در صبحگاه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹، طرح نهایی که توسط «حمید ندیمی» طراحی شده بود، به تأیید امام رسید.
این نشان که در مرکز پرچم با رنگ قرمز خودنمایی میکند، از چند لایه معنایی تشکیل شده است:
پنج بخش اصلی آرم یادآور اصول پنجگانه دین و همچنین نمادی از پنج قاره جهان و نمازهای پنجگانه است.
شمشیر عدالت
خط عمودی میانی، نماد «حدید» یا همان شمشیر است؛ اما نه به معنای خشونت، بلکه به عنوان نماد قدرت، ایستادگی در برابر ظلم و جهاد در راه حق.
جوانههای بالندگی
چهار منحنی اطراف شمشیر، شبیه به برگ یا جوانه هستند که مفهوم رشد، پویایی و حیات جامعه را تداعی میکنند.
نفی طاغوت در دل طراحی
یکی از ظریفترین بخشهای این طراحی، جانمایی عبارت «لا اله الا الله» است. منحنیها و فرم شمشیر بهگونهای با هم ترکیب شدهاند که کلمه «لا» در ساختار آن نهفته است. این یعنی نفی تمام قدرتهای مادی (طاغوت) و اثبات یگانگی خدا. کل این مجموعه در یک دایره فرضی محاط شده که نماد جهانی وحدت و انسجام ملی است.
از معنویت تا حماسه رنگهای پرچم هم در کنار این نشان، پازل هویت ملی را کامل میکنند. سبز به نشانه رشد و شکوفایی، سفید به نشانه صلح و یگانگی و قرمز که یادآور حماسه و خون کسانی است که پای این پرچم ایستادند.
رهبر انقلاب بعدها گفتند: «هر کس که در دلش شعله اسلام هست، به طور طبیعی دور این پرچم جمع میشود» (بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان بسیج، ۲۷ آبان ۱۳۷۱). این پرچم، دیگر نهفقط نشانی از حکومت، بلکه پرچمی برای معنا، برای آینده و برای تعهد به انقلاب بود.
نبرد نمادها، نبرد معناهاست
در سیاست، نمادها هرگز بیطرف نیستند. از چفیه تا تاج، از رنگها تا خطوط، هر جزئی حامل موضعی ایدئولوژیک است. و پرچم، صحنۀ فشردهای از تاریخ ملت است. بازخوانی شیر و خورشید، اگر از موضعی فرهنگی و در چارچوب هویت ملی انجام شود، میتواند گفتوگویی علمی باشد. اما اگر به معنای بازگشت به گذشتهای باشد که انقلاب آن را طاغوت نامید، دیگر بحثی هنری نیست؛ بلکه چالشی سیاسی است.
ایران امروز، نه در نفی میراث تاریخی خود، بلکه در بازتعریف نسبتِ آن با ایمان، معنا مییابد. شاید بتوان گفت که نزاع بر سر «شیر و خورشید» در واقع نزاعی بر سر «خورشیدِ معنا» ست؛ این که نور هویت ملی از کجا میتابد: از تاج زرین دیروز یا از کلمة توحیدی امروز؟




پیام شما به ما