مداخلات نظامی و اقتصادی ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، به قیمت جان ۲۰ تا ۳۰ میلیون انسان در ۳۷ کشور تمام شده است؛ فاجعه‌ای عظیم که ابعاد آن معادل وقوع ۱۰ هزار حادثه مشابه ۱۱ سپتامبر در سراسر جهان برآورد می‌شود.

مهسا زحمتکش
سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۹
میراث خونین آمریکا برای جهان

تاریخ معاصر جهان با ردپای عمیق مداخلات نظامی و اقتصادی ایالات متحده گره خورده است؛ اقداماتی که اغلب در لفافه‌ی شعارهای صلح‌طلبانه، دفاع از حقوق بشر یا امنیت ملی صورت گرفته، اما در عمل به فجایع انسانی بی‌سابقه‌ای انجامیده است. واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هرچند به عنوان یک تراژدی بزرگ ملی در حافظه تاریخی آمریکا ثبت شد، اما در عین حال، بهانه و نقطه عطفی شد تا مداخلات آمریکا شدت بگیرد؛ در حالی که مردم کشورهای دیگر، سال‌ها پیش از این واقعه هم با تلخی این دخالت‌ها دست‌وپنج نرم می‌کردند.

در همین راستا، «مرکز تحقیقات جهانی» (Global Research) در پژوهشی جامع، به واکاوی لایه‌های پنهان سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم پرداخته است. این مرکز با مستندسازی وضعیت ۳۷ کشور، به دنبال پاسخ به این پرسش بنیادین است که بهای واقعیِ اقتدارطلبی آمریکا برای مردم سایر ملل چقدر بوده است؟ معیار این گزارش در تعیین مسئولیت صریح است: اگر قدرت نظامی یا اقتصادی آمریکا «شرط لازم» برای وقوع یک درگیری بوده، این کشور مسئول مستقیم تلفات جانی آن منازعه شناخته می‌شود.

 اگر بپرسیم «ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون باعث وقوع چند حادثه مشابه ۱۱ سپتامبر در سایر کشورها شده است؟»، پاسخ این خواهد بود: احتمالاً ۱۰ هزار بار.

تلفات انسانی ناشی از مداخلات ایالات متحده

طبق یافته‌های این مطالعه، ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، مسئول مرگ ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر در سراسر جهان است که در دو دسته‌بندی کلی قابل بررسی هستند:

تلفات ناشی از جنگ‌های مستقیم  

این آمار۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر برآورد شده و  شامل نبردهای ویرانگر در کره، ویتنام و دو جنگ در عراق است. این آمار علاوه بر تلفات مستقیم، شامل قربانیان کشورهای همسایه (مانند کامبوج و لائوس) و نیروهای متحد درگیر در نبرد نیز می‌شود.

 قربانیان جنگ‌های نیابتی

مداخلاتی که در آن آمریکا بدون حضور مستقیم و با حمایت از جناح‌های درگیر یا تسلیح گروه‌های شبه‌نظامی، آتش جنگ را شعله‌ور کرد، منجر به قربانی شدن ۹ تا ۱۴ میلیون نفر شده است. کشورهایی همچون افغانستان، آنگولا، کنگو، تیمور شرقی، گواتمالا، اندونزی، پاکستان و سودان بیشترین سهم را از این فجایع داشته‌اند.

 ابزارهای مداخله و پیامدهای انسانی

مسئولیت ایالات متحده تنها در شلیک گلوله‌ها خلاصه نمی‌شود؛ تأمین تسلیحات، اعزام مستشاران نظامی، اعمال فشارهای اقتصادی خردکننده و حمایت لجستیکی از نیروهای نیابتی، همگی ابزارهای این فروپاشی بوده‌اند.

برآورد می‌شود به ازای هر کشته، دست‌کم ۱۰ مجروح وجود دارد که رنج مداوم آن‌ها یادآور ابدی این جنگ‌هاست.

قیاس با ۱۱ سپتامبر

 اگر بپرسیم «ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون باعث وقوع چند حادثه مشابه ۱۱ سپتامبر در سایر کشورها شده است؟»، پاسخ این خواهد بود: احتمالاً ۱۰ هزار بار.

در ادامه، گزارش «گلوبال ریسرچ» به صورت مستند و مورد به مورد، مداخلات نظامی، امنیتی و سیاسی ایالات متحده را در ۳۷ کشور جهان واکاوی کرده است. این مداخلات که از شرق آسیا تا آمریکای لاتین و قلب آفریقا را در بر می‌گیرد، نشان‌دهنده الگویی تکرار شونده از استفاده از قدرت سخت و نرم برای تغییر موازنه قوا است. در اینجا خلاصه‌ای از مهم‌ترین این موارد ارائه می‌شود:

کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا

  • کره (شمالی و جنوبی) : حدود ۴ میلیون نفر در این جنگ جان باختند که استفاده گسترده آمریکا از سلاح‌های بیولوژیک و شیمیایی و بمباران‌های سنگین، عامل اصلی این تلفات بالا بود.
  • ویتنام: تخمین زده می‌شود حدود ۵ میلیون نفر کشته شده باشند. این آمار شامل افرادی است که بر اثر بمباران‌ها، استفاده از عامل نارنجی(یک علف‌کش و برگ‌زدای شیمیایی بسیار سمی است که ارتش آمریکا بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱ در جنگ ویتنام برای نابودی جنگل‌ها و پوشش گیاهی مورد استفاده قرار داد) و عملیات‌های مستقیم نظامی جان خود را از دست دادند.
  • کامبوج: حدود ۲.۵ میلیون نفر کشته شدند. بمباران‌های سنگین آمریکا نه تنها باعث مرگ مستقیم شد، بلکه با بی‌ثبات کردن کشور، راه را برای روی کار آمدن خمرهای سرخ(اعضای حزب کمونیست کامبوج و کمپوچیای دموکراتیک) و فجایع بعدی هموار کرد.
  • اندونزی: در سال ۱۹۶۵، CIA لیست‌هایی از اسامی کمونیست‌ها را به دولت اندونزی داد که منجر به قتل‌عام بین ۵۰۰ هزار تا ۳ میلیون نفر شد.

کشورهای غرب آسیا

  • عراق: مجموع تلفات ناشی از دو جنگ (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳) و همچنین تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی که هنوز ادامه دارد، حدود ۲ میلیون نفر برآورد شده است. در این میان، مرگ بیش از ۵۰۰ هزار کودک عراقی رقمی تکان‌دهنده است که از آمار کل کودکان جان‌باخته در هیروشیما فراتر می‌رود.
  • افغانستان: مداخلات آمریکا که از دهه ۷۰ میلادی (با تجهیز مجاهدین علیه شوروی) آغاز شد و با تهاجم سال ۲۰۰۱ ادامه یافت، عامل مرگ ۱ تا ۱.۸ میلیون نفر دانسته شده است. البته بعد از ۱۱ سپتامبر نیز آمریکا مستقیماً مسئول مرگ حدود ۱۲,۰۰۰ نفر در افغانستان است که بسیاری از آن‌ها بر اثر بمباران‌ها کشته شده‌اند.
  • در کنار فجایع عراق و افغانستان، نباید از نقش آمریکا در پاکستان (۱.۵ تا ۳ میلیون کشته) و فلسطین (به عنوان حامی اصلی نظامی و مالی در منازعات دهه‌های اخیر) چشم‌پوشی کرد؛ مداخلاتی که بدون پشتیبانی واشینگتن، ابعاد فاجعه‌بار کنونی را پیدا نمی‌کرد و ما با واژه‌هایی مثل نسل‌کشی در غزه آشنا نمی‌شدیم.

کشورهای آفریقایی

  • کنگو : مرگ‌ومیر گسترده در پی مداخلات برای کنترل منابع؛ ایالات متحده مسئول حدود یک‌سوم از کاهش جمعیت ۱۰ میلیونی این کشور در دوره‌ای ۲۰ ساله شناخته می‌شود.
  • آنگولا: حمایت از گروه‌های شورشی یونیتا (UNITA) در مقابل دولت مرکزی، باعث ایجاد جنگی شد که ۳۰۰ تا ۷۵۰ هزار کشته برجای گذاشت.
  • سودان:  جنگ‌های داخلی که با حمایت‌های تسلیحاتی آمریکا تداوم یافت، حدود ۲ میلیون قربانی گرفت.

آمریکای لاتین

  • در کشورهایی مانند شیلی، آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه، آمریکا از دیکتاتوری‌های نظامی حمایت کرد(عملیات کندور) و بر اساس این طرح حدود ۱۳۰۰۰ نفر کشته شدند.
  • گواتمالا: کودتای سال ۱۹۵۴ طراحی شده توسط سیا، منجر به جنگ داخلی ۴۰ ساله‌ای شد که ۲۰۰ هزار کشته (عمدتاً بومیان مایایی) بر جای گذاشت.
  • السالوادور و نیکاراگوئه: حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی (مانند کنتراها) منجر به مرگ ده‌ها هزار نفر در این منطقه شد.

ملاحظاتی درباره آمار تلفات

گردآوری آمار دقیق در این زمینه دشوار است و این ارقام (که عمدتاً بر تلفات طرف‌های مقابلِ آمریکا تمرکز دارد) همواره در حال بازنگری هستند؛ اما بدون شک، مجموع تلفات در مقیاس میلیونی باقی می‌ماند.

برخی موانع دستیابی به آمار دقیق را می‌توان پنهان‌کاری دولت‌های پیروز یا شکست‌خورده که اغلب به دلایل سیاسی آمار واقعی را کتمان می‌کنند، استفاده از واژگانی نظیر «تلفات جانبی» برای عادی‌سازی مرگ انسان‌ها و امتناع از شمارش دقیق قربانیان و حتی تأخیر در انتشار حقایق دانست. چرا که بسیاری از اطلاعات سال‌ها بعد، از طریق افشاگران یا گزارش‌های خاص فاش می‌شوند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها