اَللّهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ یوْمی هذا...
(خدایا! من امروز و در تمام روزهای عمرم، پیمان و تعهدم را با او تازه میکنم؛ بیعتی که بر گردن من است و هرگز از آن برنمیگردم)
عـَهــد
مفهوم: قول و قرار ذهنی
توضیح: نیت میکنم که یارت باشم. هنوز در مرحله تصمیم است
عـَقــد
مفهوم: قرارداد و بندِ محکم (عقیده از همین ریشه است).
توضیح: این تصمیم را در قلبم «گره» میزنم تا با هر بادی باز نشود. تبدیلِ نیت به «باورِ قلبی»
بَیـعَـت
مفهوم: دستِ یاری و اطاعت (مرحله عمل)
توضیح: حالا که نیت کردم و باور کردم، «آستین بالا میزنم». تسلیم فرمانده بودن در میدان عمل
این تعهد یک «گارانتی مادامالعمر» دارد:
لا اَحُولُ (تغییر نمیکنم) :
یعنی تغییرِ موضع نمیدهم. رنگ عوض نمیکنم
آفت: انحراف فکری
لا اَزُولُ (از بین نمیروم) :
یعنی صحنه را ترک نمیکنم. خسته نمیشوم و پایم نمیلرزد
آفت: خستگی و بریدن
«این پرونده هیچوقت بسته نمیشود؛ هر طلوع خورشید، امضا تمدید میشود»
«برشی از دعای عهد|پای_کار_ولیّ_زمان»




پیام شما به ما