تصور خیلی از ما پیش از ازدواج، تصویری ساده، عاشقانه و گاهی رؤیایی است که کاملا طبیعی است؛ آدمها قبل از آغاز یک زندگی مشترک، دنیا را از زاویه خودشان میبینند. اما بعد از ازدواج همه چیز متفاوت میشود. شما از دو جهان متفاوت کنار هم قرار میگیرید؛ دو شیوه فکر کردن، دو سبک زندگی و دو مجموعه انتظار. کنار آمدن با این تفاوتها همیشه کار سادهای نیست و همینجاست که بخشی از تصورات اولیه، آرامآرام تغییر میکند.
«کورتنی وارن» یک روانشناس بالینی است که سالها روی روابط زوجها مطالعه کرده. او در مقالهای به ۵ واقعیت تلخ و دشوار درباره ازدواج اشاره کرده که اکثر زوجها دیر یا زود با آنها مواجه میشوند و پذیرش آنها در رابطه، کلید موفقیت است.
شما نمیتوانید شخصیت همسرتان را عوض کنید
بسیاری از افراد با این تصور وارد رابطه میشوند که میتوانند عادتها یا ویژگیهای شخصیتی همسرشان را اصلاح کنند. واقعیت این است که شما نهایتا بتوانید بر رفتار خودتان کنترل داشته باشید. از طرفی شما نمیتوانید انتظار داشته باشید کسی که در ۲۵ سالگی با او ازدواج کردید، دقیقا همان آدم در ۴۵ سالگی باشد. پذیرش همسر همانگونه که هست به جای تلاش برای بازسازی او باعث کاهش تنش و افزایش صمیمیت میشود.
عشق به تنهایی کافی نیست
برخلاف فیلمهای عاشقانه، احساس عشق به تنهایی نمیتواند چالشهای زندگی را حل کند. ازدواج به مهارتهای عملی مثل نحوه حل اختلاف، مدیریت مالی، تقسیم وظایف، تعهد و... نیاز دارد. روابط موفق بر پایه «تلاش مداوم» بنا میشوند نه فقط احساسات.
ناسازگاری و دعوا اجتنابناپذیر است
حتی در بهترین زندگیها هم اختلاف نظر وجود دارد. مسئله وجود دعوا نیست بلکه «نحوه مدیریت» آن است. زوجهایی که یاد میگیرند به جای حمله به شخصیت یکدیگر، بدون سرزنش و اتهامزنی و بدون قطع ارتباط روی حل مشکل تمرکز کنند و با احترام با هم صحبت کنند، رابطه پایدارتری خواهند داشت.
همسرتان فرشته نجات و مسئول مطلق خوشبختی شما نیست
این یک بارِ سنگین و غیرمنصفانه است که انتظار داشته باشید همسرتان تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند یا شما را «کاملِ کامل» کند. خوشبختی و رضایت درونی یک وظیفه فردی است. وقتی هر دو نفر به طور مستقل برای سلامت روان خود تلاش کنند، رابطه تقویت میشود.
ازدواج همیشه برابر و تقسیمشده نیست
این تصور که در تمام لحظات باید همه چیز برابر باشد، اشتباه است. در زندگی واقعی زمانهایی پیش میآید که یکی از زوجین بیمار است، تحت فشار کاری است یا در بحران روحی قرار دارد؛ در این مواقع فرد دیگر باید ۸۰ یا حتی ۹۰ درصد بار زندگی را به دوش بکشد. انعطافپذیری در فداکاری، جوهره یک پیوند قوی است.
قرار نیست به زندگی مشترک بدبین باشیم، بلکه دانستن و پذیرفتن این واقعیتها به ما نگاه واقعبینانه میدهد. وقتی زوجها این حقایق را بپذیرند، کمتر ناامید میشوند و بهتر میتوانند برای ساختن یک رابطه سالم و بلندمدت تلاش کنند.
برخلاف فیلمهای عاشقانه، احساس عشق به تنهایی نمیتواند چالشهای زندگی را حل کند. ازدواج به مهارتهای عملی نیاز دارد.





پیام شما به ما