در جهان امروز، مهارتهای اقتصادی دیگر موضوعی تخصصی یا مرتبط با بزرگسالان نیست؛ بلکه بخشی از سواد پایهای است که هر کودک برای زندگی بهتر به آن نیاز دارد. سازمانهایی مانند OECD و UNICEF بارها تأکید کردهاند که «سواد اقتصادی» تنها به معنای مدیریت پول نیست، بلکه توانایی تصمیمگیری مسئولانه، شناخت منابع، قضاوت اخلاقی و فهم پیامدهای انتخابها است. کودکانی که از سالهای ابتدایی زندگی با این نوع تفکر آشنا شوند، در آینده بزرگسالانی مستقلتر، آگاهتر و مسئولتر خواهند بود.
پژوهشهای OECD (۲۰۲۳) نشان میدهد کودکان بسیار زودتر از آنکه تصور کنیم با مفهوم «انتخاب» مواجه میشوند. انتخاب میان بازی و خواب، میان دو اسباببازی یا میان رنگها، اولین تجربههای اقتصادی کودکاند.
اقتصاد در بنیاد خود، علمی است که با انتخاب در شرایط منابع محدود سروکار دارد. بنابراین، آموزش اقتصاد لزوماً با پول آغاز نمیشود، بلکه از جایی شروع میشود که کودک درک کند:
نمیتواند همه چیز را همزمان داشته باشد.
هر انتخاب پیامدی دارد.
تصمیمگیری بخشی از زندگی است.
این همان چیزی است که روانشناسان رشد مانند ژان پیاژه نیز بر آن تأکید کردهاند: کودکان از طریق تجربه و مواجهه با انتخابهای واقعی، مفهوم محدودیت و مسئولیت را یاد میگیرند. وقتی کودک از میان دو فعالیت یکی را انتخاب میکند، ناخواسته در حال تمرین یک مهارت اقتصادی بنیادین است.
منابع محدود؛ اولین درس اقتصادی
بر اساس گزارش UNICEF درباره سواد اقتصادی کودکان (۲۰۲۲)، یکی از پایهایترین مفاهیمی که باید به کودکان آموزش داده شود، «محدود بودن منابع» است: زمان، انرژی، توجه، فرصتها و البته پول.
برای یک کودک، فهم محدودیت منابع میتواند این پیامها را به همراه داشته باشد:
زمان او ارزشمند است و باید درباره آن تصمیم بگیرد.
انرژی او محدود است و باید برای کارهای مهمتر نگهداری شود.
وسایل، غذا، اسباببازی یا امکانات خانه، همگی منابعی هستند که باید مدیریت شوند.
یکی از روشهای مؤثر که در بسیاری از مدارس جهان استفاده میشود، «بازیهای انتخاب» است؛ مثل اینکه از کودک پرسیده شود:
«اگر ۳۰ دقیقه وقت داشته باشی، ترجیح میدهی نقاشی بکشی یا کتاب بخوانی؟ چرا؟»
در ظاهر ساده است، اما به کودک کمک میکند مفهوم اقتصادی «هزینهفرصت» را تجربه کند؛ یعنی اینکه انتخاب یک گزینه به معنای کنار گذاشتن گزینه دیگری است.
ارزش فراتر از پول است
کودکانی که فقط پول را معیار ارزش میبینند، در آینده نگاه محدودتری نسبت به تلاش، همکاری و خلاقیت خواهند داشت. تحقیقات منتشرشده در Journal of Consumer Research (۲۰۲۰) نشان میدهد کودکانی که تنها با پاداش پولی تشویق میشوند، کمتر همکاری میکنند و بیشتر به نفع شخصی میاندیشند.
بنابراین باید به کودک کمک کرد درک کند:
ارزش یک چیز فقط به قیمت آن نیست؛ به میزان تلاش، زمان یا احساسی که پشت آن است هم مربوط میشود.
کارهای خانوادگی ارزش دارند حتی اگر پولی در مقابل آنها داده نشود.
همکاری و مشارکت خود نوعی سرمایه است.
به طور مثال، وقتی کودک به ساخت یک کاردستی کمک میکند، باید به او گفته شود:
«این کار ارزشمند است چون با زمان و تلاش تو ساخته شده.»
چنین جملههایی ذهن کودک را از «قیمت» به سمت «ارزش» هدایت میکند.
کودکان از طریق تجربه و مواجهه با انتخابهای واقعی، مفهوم محدودیت و مسئولیت را یاد میگیرند. وقتی کودک از میان دو فعالیت یکی را انتخاب میکند، ناخواسته در حال تمرین یک مهارت اقتصادی بنیادین است.
اخلاق اقتصادی؛ پرورش انتخابهای مسئولانه
سازمان UNESCO در چارچوب «آموزش شهروندی جهانی» تأکید میکند اقتصاد بدون اخلاق، تنها ابزار سودآوری است؛ اما اقتصاد با اخلاق، ابزاری برای زندگی انسانیتر.
آموزش اقتصادی به کودکان باید شامل مفاهیمی باشد مانند:
اسراف نکردن
رعایت حق دیگران
اشتراکگذاری
درک اثر انتخابها بر دیگران
مسئولیتپذیری در مصرف
وقتی کودک یاد میگیرد خوراکی خود را با خواهر یا برادرش تقسیم کند، یا وقتی میفهمد دور ریختن آب اشتباه است، در حال تمرین یک «اقتصاد اخلاقمحور» است؛ چیزی که آینده جوامع را میسازد.
پول؛ ابزار است نه هدف
طبق گزارش OECD درباره مهارتهای مالی کودکان (۲۰۲۱)، کودکانی که قبل از ۱۰ سالگی یاد میگیرند پول فقط ابزار است، در نوجوانی و بزرگسالی کمتر دچار اضطراب مالی یا رفتارهای پرخطر اقتصادی میشوند.
مهمترین نکاتی که باید به کودک آموخت:
پول وسیلهای برای رسیدن به اهداف، کمک کردن و ساختن چیزهای جدید است.
داشتن پول بهخودیخود نشانه موفقیت نیست.
تصمیمگیری درباره پول مهمتر از مقدار پول است.
این نگرش باعث میشود کودک به جای حرص، ترس یا مصرفگرایی، رابطهای سالم با پول داشته باشد.
بازیهای اقتصادی؛ بهترین راه یادگیری
بسیاری از روانشناسان تربیتی تأکید میکنند یادگیری کودک از طریق بازی چندین برابر مؤثرتر از آموزش مستقیم است. در راهنماهای UNICEF نیز بازی به عنوان ابزار اصلی آموزش سواد اقتصادی معرفی شده است.
نمونههای کاربردی بازیهای اقتصادی خانوادگی:
تقسیم خوراکیها: انتخاب اینکه هر نفر چه سهمی داشته باشد.
بودجهبندی خیالی: والدین مبلغی فرضی به کودک میدهند تا تصمیم بگیرد چه چیزی بخرد.
بازی فروشگاه: کودک یاد میگیرد قیمتگذاری، اولویتبندی و مسئولیت یعنی چه.
انتخاب خرید واقعی: مثلاً میان دو اسباببازی، باید فقط یکی را انتخاب کند و دلیلش را بگوید.
این تمرینها به کودک میآموزد تصمیمگیری اقتصادی یک مهارت روزمره است، نه یک فعالیت پیچیده مالی.
مدیریت زمان؛ مهمترین سرمایه کودکان
در پژوهشهای انجامشده توسط American Psychological Association (APA) تأکید شده «زمان» مهمترین منبع زندگی است که باید مدیریت شود.
وقتی کودک یاد میگیرد: زمان انجام تکالیف، زمان بازی، زمان خواب و زمان استراحت را مدیریت کند، در واقع در حال یادگیری یک اصل اقتصادی کلیدی است: «منابع کمیاب را باید هوشمندانه مصرف کرد.»
برای آموزش مدیریت زمان میتوان از ابزارهای ساده کمک گرفت:
جدول برنامه روزانه
ساعت شنی یا تایمر
مشخص کردن سه کار مهم روزانه
گفتگو درباره دلیل هر انتخاب زمانی
این فعالیتها توان برنامهریزی و خودنظمدهی کودک را افزایش میدهد.
گفتوگو؛ مهمترین ابزار تربیت اقتصادی
بر اساس پژوهشهای Harvard Graduate School of Education، گفتگوهای روزمره والدین با کودکان نقش مستقیمی در شکلگیری نگرشهای مالی و اقتصادی آنها دارد.
والدین باید از واژههایی استفاده کنند که ذهن کودک را از پول به سمت تفکر اقتصادی هدایت کند:
- ارزش
- انتخاب
- مسئولیت
- نتیجه
- همکاری
- اولویت
به جای اینکه بگوییم «پول نداریم»، بهتر است بگوییم:
«ما باید انتخاب کنیم پولمان را برای چیزهای مهمتر خرج کنیم.»
چنین جملههایی کودک را به سمت تفکر تحلیلی و انتخاب عقلانی هدایت میکند.
با تکیه بر یافتههای معتبر بینالمللی، روشن است کودکانی که این مهارتها را از سنین پایین میآموزند، در آینده مسئولتر، منطقیتر، مستقلتر و سازندهتر خواهند بود.
اقتصاد برای کودک راهی است برای فهمیدن اینکه زندگی مجموعهای از انتخابهاست؛ و او میتواند با تصمیمهای درست، آیندهای بهتر برای خود و دیگران بسازد.




پیام شما به ما