در آبگير كوچكي ، سه ماهي زندگي مي كردند . ماهي سبز ، زرنگ و باهوش بود ، ماهي نارنجي ، هوش كمتري داشت و ماهي قرمز ، كودن و كم عقل بود .

دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
داستان سه ماهی
داستان سه ماهی در آبگیر كوچكی ، سه ماهی زندگی می كردند . ماهی سبز ، زرنگ و باهوش بود ، ماهی نارنجی ، هوش كمتری داشت و ماهی قرمز ، كودن و كم عقل بود . یك روز دو ماهیگیر از كنار آبگیر عبور كردند و قرار گذاشتند كه تور خود را بیاورند تا ماهی ها را بگیرند . سه ماهی حرفهای ماهیگیران را شنیدند . ماهی سبز ، كه زرنگ و باهوش بود بدون اینكه وقت را از دست بدهد از راه باریكی كه آبگیر را به جوی آبی وصل می كرد ، فرار كرد . فردا ماهیگیران رسیدند و راه آبگیر را بستند . ماهی نارنجی كه تازه متوجه خطر شد، پیش خودش گفت، اگر زودتر فكر عاقلانه ای نكنم به دست ماهیگیران اسیر می شوم . پس خودش را به مردن زد و روی سطح آب آمد . یكی از ماهیگیران كه فكر كرد این ماهی مرده است ، او را از داخل آبگیر گرفت و به طرف جوی آب پرت كرد ، و ماهی از این فرصت استفاده كرد و فرار كرد . ماهی قرمز كه از عقل و فكر خود به موقع استفاده نكرد ، آنقدر به این طرف و آنطرف رفت تا در دام ماهیگیران افتاد. منبع:سایت کودکانه گروه کودک و نوجوان سایت تبیان مطالب مرتبط خرس ها عسل دوست دارند نه زنبور کلارا و آرمادیلو قصّه‏ی قورباغه سبز همسایه کوچولو در انتهای کلاس ! شکوفه ی سیب مغرور دندان لق من کی می‏افتد مزرعهی پنبه دکمه‏ی گمشده با یک گل بهار نمی‏شود

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها