آیة الله مهری در سال 1333 هجری قمری در شهر مهر واقع در جنوب استان فارس، و در خانواده ای روحانی از سلاله رسول الله (ص) قدم به عرصه وجود گذاشت.

سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
آیت الله سید عباس مهری
آيت الله سيد عباس مهري ولادت دوران کودکي نسب شريف نوشي از جام نور هجرت به کويت فعاليتهاي علمي و اجتماعي در کويت مبارزات سياسي تلگرام آتشين يک خاطره تبعيد به ايران برخي ويژگي هاي اخلاقي سفر به کوي دوست ولادت آية الله مهري در سال 1333 هجري قمري در شهر مهر واقع در جنوب استان فارس، و در خانواده اي روحاني از سلاله رسول الله (ص) قدم به عرصه وجود گذاشت. او را عباس ناميدند شايد تقدير الهي چنين بود زيرا که او در همان اوان کودکي روحيه ظلم ستيزي در نهادش نهفته بود و بعدها خود الگويي براي مبارزان طريق حقيقت و مراد پويندگان راه رفع ظلم و ستم شد. دوران کودکي هنوز دوازده سال از عمر مبارکش نگذشته بود که سايه پر مهر پدراز او گرفته شد و براي هميشه از پدر محرم گرديد. پس از آن تحت تکفل برادر ارجمندش عالم فاضل حاج سيد هاشم مهري قرار گرفت و براستي چون پدري مهربان و دلسوز به تعليم و تربيت او پرداخت با اينکه سالهاي سخت تنگدستي را مي گذارندند. هرگز نگذاشت برادر عزيزش احساس فقر سختي کند. از همين ور بود که ايشان هميشه از برادرش به خير و خوبي ياد مي کرد و مي گفت: من نمي توانم آن همه محبت و مهرباني را پاسخگو باشم. نسب شريف نام مبارکش سيد عباس حسيني و مشهور به مهري فرزند سيد حسن حسيني از سادات بزرگ و معروف مهر موسوم به سيد هاشمي( منسوب به جد اعلاي ايشان مرحوم سيد هاشم) است. و از طريق مادر نسب وي به محدث و مفسر عاليقدر، علامه سيد هاشم بحراني (مؤلف تفسير برهان) مي رسد. نام مادر دانشمندش خديجه، دختر سيد حسن علامه مهري از سادات جليل القدر مهر و از نوادگان علامه بزرگوار بحراني مي باشد. نوشي از جام نور ايشان پس از گذراندن دوره مقدمات در زادگاهش مهر براي تحصيل علوم و معارف ديني و استفاده از انوار قدسي بارگاه ملکوتي جد بزرگوارش با مشقتي فراوان و عشقي زايدالوصف راهي نجف اشرف گرديد با جديت به کسب معارف مشغول گرديد، به گونه اي که خود مي گويد: به قدري درسهايم فشرده بود که بعضي از روزها سه درس مي گرفتم و دو درس مي دادم و سه درس را نيز به مباحثه مي گذراندم، غذايم معمولا نان و ماست و هندوانه بود. وي با آنکه مدت زيادي نتوانست در نجف اشرف بماند و به درخواست جمعي از مؤمنان براي امر تبليغ به کويت عظيمت کرد منتهي در همين مدت کم توانست با جديت تمام مدارج علمي را پشت سر بگذارد و از محضر اساتيد بزرگواري همچون آية الله سيد محمود شاهرودي(ره) و آية الله سيد باقر محلاتي (ره) و آية الله سيد محمد تقي بحرالعلوم (ره) بهره کافي ببرد. هجرت به کويت در نجف اشرف، پس از چند سال بحث و درس فشرده، مردم مسلمان کويت با اصرار و تقاضاي فراوان از برخي عالمان آن زمان از ايشان مي خواهند که براي راهنمايي و ارشاد آنها به کويت بروند.آقاي مهري در آغاز راضي نمي شود، زيرا مي خواسته است درس خود را ادامه دهد ولي، به درخواست بيش تر از حد مردم و اصرار برخي از علماء ناچار به آن ديار مهاجرت مي نمايد. او در اين باره مي گويد: وقتي به کويت آمدم مردم حتي نمي توانستند درست وضو يا تيمم کنند و از مسائل معمول شرعي خود بي خبر بودند. فعاليتهاي علمي و اجتماعي در کويت در کويت ضمن هدايت و ارشاد و پرداختن به مسائل شرعي و حل مشکلات اجتماعي مردم،به مباحثه کتاب هايي علمي با برخي از علما ادامه مي دهد و هر چند يکبار که به نجف اشرف مشرف مي شود در آنجا براي همان چند روز نيز دست از درس و بحث نمي کشد. آن بزرگوار افزون بر انجام تکليف نسبت به اسلام و مسلمين که - به بهترين وجه ادا مي شد- به تدريس علوم ديني مي پرداخت و از همه اقشار مردم ميخواست که اوقات فراغت خود را به درس و بحث بپردازد و عمر خود بيهوده صرف نکنند و خود مجالس درس را اداره مي کرد. همه شب پس از اداء نماز جماعت در مسجد شعبان - که اکنون به صورت بارزترين پايگاه انقلاب اسلامي در کويت در آمده است- به منبر مي رفت و پس از گفتن چند مسئله، به موعظه مي پرداخت و مشکلات اجتماعي مردم را گوش زد مي نمود و هر چند براي مردم آن زمان، باور کردني نبود که فردي روحاني پيرامون مسائل سياسي با مردم سخن گويد، او از گفتن آنها باکي نداشت و اوضاع جهان اسلام را تا آنجا که برايش ممکن بود بيان مي کرد و مردم را از خطر استعمار و استعمار زدگي بر حذر مي داشت. گفتار امام راحل(ره) خطاب به آن بزرگوار تا اندکي از فعاليت هاي سياسي ايشان پرده بر ميدارد. ايشان در ضمن نامه به آية الله مهري مي نويسد:مساعي جميله جنابعالي در ترويج شريعت مقدس اسلام در آن حدود مورد کمال، تقدير و تشکر و اميد است ان شاء الله مورد توجه خاصه حضرت ولي عصر- عجل الله تعالي فرجه الشريف- واقع گرديده و مأجور باشيد. دوام توفيقات آن جناب را در اعلاء کلمه طيبة الاسلام از خداي متعال خواستارم. مبارزات سياسي آنچه بيشتر از هر خصوصيت ديگر، آية الله مهري را ممتاز کرده بود، روح ظلم ستيزي و مبارزه هميشگي او بر ضد ستم در شکلهاي گوناگونش بوده در اين باره مي فرمود:هنوز بالغ نبودم و عمرم از سيزده سال تجاوز نکرده بود ولي نسبت به شاه احساس ديگري - جداي از مردم آن زمان - داشتم. من او را ظالم و غاصب حق مي دانستنم و از اينکه برخي از روحانيون از او تجليل مي کردند سخت منزجر مي شدم. من معتقد بودم بايد قدرت در دست مرجع تقليد باشد و اگر کسي را او تعيين کند واجب الاطاعه است و الا فلا.در راه مبارزه مستمر و بي امان با دستگاه طاغوت در آغاز نهضت حرکت همه جانبه را عليه دستگاه ظلم پهلوي شروع کرد و با برپايي مجالس سخنراني به مناسبتهاي گوناگون و با ارسال تلگراف و نامه به محضر علماء و مراجع و با اجتماع با شخصيتهاي گوناگون مذهبي و سياسي و با پخش اعلاميه ها و پيام ها و نوارهاي حضرت امام و ديگر بزرگان، لحظه اي از قيام و فعاليت باز نايستاده و در مقابل، سفارت ايران در کويت، فعاليت گسترده اي عليه او شروع کرد و مردم را با تهديد و تخويف و تطميع و با پخش شايعه هاي گوناگون وادار به دوري جستن از او و مسجد و مجلسش مي نمود، از سوي ديگر کمتر روزي بود که تلفنهاي تهديدآميز و اينکه اگر ساکت نشوي تو را مي کشيم و در امشب پس از نماز در وسط سخنراني تو را ترور مي کينم و خانه ات را آتش مي زنيم و بچه هايت را از بين مي بريم و ... به او زده نمي شد، ولي او همچنان پابرجا و استوار و بي اعتنا به آن همه تهديدات، پيش مي رفت و وظيفه خود را قاطعانه دنبال مي کرد و هرگز اهميت نمي داد که روزانه از عدد نمازگزاران مسجد يا ملاقات کنندگانش در منزل - بر اثر تهديدهاي دشمنان - کاسته مي شود. تلگرام آتشين به جرأت مي توان گفت که اولين مريد و مؤيد امام از علماء خارج از کشور آقاي مهري بود. و اولين حرکتش تلگرام تند و آتشيني در سال 1342 هجري شمسي پس از سخنراني سرنوشت ساز امام به شخص محمد رضاي خائن بود. و به اين ترتيب او لب به سخني گشود که مي بايست در نهايت گفته مي شد(زيرا که انقلاب اسلامي سخن آخرش را اول مي گويد) و پس از اين تلگرام، از ورود ايشان به ايران جلوگيري شد تا اينکه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد. يک خاطره روزي يکي از مراجع مي خواست به کويت بيايد تا از آنجا به مکه مشرف شود. چون در اتاق پذيرايي آقا فقط عکس حضرت امام بود، به او عرض کرديم يا موقتا اين عکس را برداريم يا اجازه دهيد چند روزي عکس آن آقا را نيز در اين جا نصب کنيم! ايشان با ناراحتي پاسخ داد مگر من عکس پرست هستم يا با عکس مي خواهم خودشيريني کنم؟ عکس امام براي من يک شعار است. من با نصب کردن اين عکس، راه و روش خود را به مردم نشان مي دهم، و مي خواهم از راه امام تبليغ کنم و گرنه خوب بود عکس دهها مرجع تقليد، که طي چندين سال همه با من ارتباط داشته اند و بدون درخواست من، مرا نماينده خويش در کويت قرار داده بودند، بر در و ديوار بيروني من نصب شده باشد! تبعيد به ايران با پيروزي انقلاب اسلامي و به ثمر رسيدن زحمات چندين ساله امام و يارانش آية الله مهري نه تنها از حرکت نايستاد بلکه براي استحکام بخشيدن به پايه هاي حکومت اسلامي بر شدت تلاشهايش افزود. و او سربلند و مفتخر از اينکه توانسته است، در راه حاکميت الله قدمهاي بردارد سر از پا نشناخته، لذا تمام وقت خود را صرف سامان بخشيدن به مسائل انقلاب و پاکسازي محيط جامعه اسلامي از تفاله هاي طاغوت نمود که از آن جمله پاکسازي سفارت ايران در کويت مي باشد و باز به اين حد بسنده ننمود و فعاليتهاي زيادي متکفل شد، تا آنجايي که شيخ دست نشانده کويت به الهام از اربابان انگليسي و آمريکايي اش تاب تحمل وجود او را ننمود و بر خلاف تمام موازين و مقررات بين المللي تابعيت مسلم درجه يک وي را از اعتبار ساقط و بي درنگ وي و تمام اعضاء خانواده اش را از خانه و کاشانه خود اخراج و به ايران تبعيد نمود. برخي از ويژگي هاي اخلاقي هميشه با وضو بود، به مستحبات با دقت عمل مي کرد و از مکروهات مانند حرامها گريزان بود. نماز با طمأنينه کامل و مستحبات و تعقيبات انجام مي داد و مقيد بود که هرگز نوافل را ترک نکند. دو ساعت قبل از طلوع فجر از خواب بيدار و مشغول نماز شب و تهجد و دعا خواندن و استغفار مي شد، و هيچ گاه نماز شبش ترک نمي شد. شبها قبل از خواب درست در همان لحظه اي که همه اهل منزل به خواب رفته بودند، زير آسمان مي رفت و دستها را به آسمان بلند مي کرد و با گريه و زاري، استغفار مي نمود.هرگز سؤال کننده را محروم نمي کرد، حتي اگر به مقداري غذا يا لباس باشد. اگر روزي لباس نو يا عمامه نويي مي پوشيد و کسي از آن لباس تعريف مي کرد، فوري آن را به او مي بخشيد و خودش به لباس کهنه اکتفا مي کرد. گاهي که همسرشان به ايشان اعتراض مي کرد که چرا نمي تواني لباس نو را لااقل براي چند ماه نگهداري، بالبخند مي گفت: مگر آن لباسها چه عيبي دارد؟ با اينکه خود سيد بود نسبت به سادات احترام شديد و تجليل کامل مي نمود.بسيار مهمان نواز بود و حتي اگر بعضي روزها مهمان نداشت يک نفر از مسجديان را با خود مي آورد تا بي مهمان غذا نخورد. علاقه عجيبي به اهل بيت(ع) داشت. هرگاه نام مبارک امام حسين(ع) را مي شنيد بي اختيار اشکش جاري مي شد و روزهاي عاشورا مانند کسي که تازه پدرش را از دست داده، با صداي بلند گريه مي کرد تا جايي که بي حال مي شد از اين رو همه ساله دو ماه محرم و صفر و هر شب دوشنبه جلسه روضه و عزاداري برگزار مي شد و بعد از اينکه به ايران تبعيد شدند در طول نه سال زندگي در ايران صبحهاي جمعه همان مجلس، با شکوه تمام برگزار مي شد. و در مراسم مولودي يا اعياد اسلامي ضمن برقراري مجالس جشن و سرور، با شيريني و شربت و گاهي هم با پول از حاضرين پذيرايي مي کرد. کارهاي منزل را تا حد توان خودش انجام ميداد حتي بعضي از کارهاي بنايي خانه. و با اين کارش به فرزندانش مي فهماند که نبايد در همه کارها به ديگران متکي بود.از اسراف و زياده روي خيلي متنفر بود و اگر مي ديد چراغي بدون سبب در اطاقي روشن مانده است با عصبانيت بازخواست مي کرد و اين کار را نکوهش مي نمود. با اينکه انواع کاغذ و دفترها در منزل يافت مي شد از يک کاغذ پاره هم استفاده مي کرد و کمتر روزي بود که در مذمت اسراف با افراد خانواده سخن نگويد. سفر به کوي دوست سر انجام پس از عمري کوشش، مبارزه و تلاش همه جانبه، و نيل به اهداف عاليش که رفع ظلم ستم شاهي و استقرار نظام عدل الهي بود در جوار مشوق واقعي اش که همه دوران زندگي را بر آستانش چهره ساييده بود آرميد، آيت الله حاج سيد عباس مهري پس از 75 سال زندگي پرخير در تاريخ 1366/11/26 هجري شمسي، در تهران، ستاره درخشان وجودش از آسمان علم و فضيلت برخاک فروغلتيد و در جوار حضرت فاطمه معصومه(س) در خاک نهان شد. وتمام خويشان و دوستداران و ارادتمندان را به سوگ نشانيد. منبع: سايت حوزه نت تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه

پربازدیدها

پربحث‌ها