آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي ولادت تحصيلات آثار وتاليفات شاگردان در کلام بزرگان وفات ولادت سيدابوالحسن فرزند حجت الاسلام ميرزا خليل فرزند ميرزا رفيع است که نسبت ايشان به سرور و سالار پاکان و شهيدان آقاسيدالشهدا عليه السلام مي رسد. والده معظمه وي دختر مرحوم حاج سيدعلي قزويني صاحب حاشيه بر قوانين الاصول است.ايشان از فقها و مشاهير فلاسفه و معاصر، در سال 1315 هجري قمري، در قزوين، در خاندان علم و فقاهت و تقوي بدنيا آمد. تبار آية اللّه رفيعي قزويني از خاندانهاي علمي شيعه در قزوين است. آنان از سادات حسيني به شمار ميآيند و از ذريه سيد ميرزا محمد زمان طالقاني قزويني، از اکابر علماي عصر خويش و از شاگردان ملا خليلا قزوينياند. سيد ميرزا رفيع ( متوفي 1272ه.ق) از فرزندان سيد محمد باقر، از مجتهدان و حکماي الهي عصر خويش بود که نامش عنوان اين خاندان جليل گشت. بدين ترتيب اين سلسله به «آل رفيعي» شهرت يافتند. نسب آية اللّه سيد ابوالحسن رفيعي قزويني با يک واسطه به سيد ميرزا رفيع ميرسد و سيادت و علم را از اين تبار پاک به ارث برده است.نسب مادريش نيز به واسطه آية اللّه حاج سيد علي مجتهد قزويني به « آيت ا... سيد ابراهيم» ميرسد . تحصيلات پدر سيد ابوالحسن که از خاندان علم و از پارسايان عصر خويش است، تربيت آغازين فرزند را خود بر عهده ميگيرد و با نام خدا «گوهر معرفت» را به وي ميآموزد و جان ابوالحسن را با خالق هستي بخش آشنا ميسازد. آقا سيد ابراهيم تصميم ميگيرد تا فرزند را پيش از آموزش الفباي نگارشي و علم آموزي از طريق کتاب و کتابخواني، با پديدههاي جهان خلقت آشنا سازد و او را به پديدآورنده بزرگ آنها رهنمون باشد . شهيد مطهري: « آقا سيد ابوالحسن رفيعي قزويني از مشاهير و معاريف اساتيد در نيم قرن اخير بود و جامع المعقول و المنقول بود.» حکيم ميرزاابوالحسن رفيعي قزويني از کودکي شروع به تحصيل علوم قديم نمود و به واسطه برخورداري از هوشي سرشار و رواني بي قرار در اندک مدتي صرف ونحو و منطق و معاني و بيان را در مدرسه صالحيه قزوين نزد اساتيد و علماي عصر به پايان رساند. پس از آن دوره سطح فقه و اصول را نزد مرحوم آيت اله ملاعلي طارمي فراگرفت و فصولي از دروس خارج را در محضر آيت اله العظمي ملا علي اکبر ايزدي سيادهني که از علماي نجف مقيم قزوين بوده، آموخت.سپس جهت استفاده از محضر بزرگان و اساتيد بزرگ عصر که در آن زمان بيشتر در تهران و قم به تدريس اشتغال داشتند قبل از سال 1333 به تهران ميآيند و در مدرسهي صدر اقامت ميکنند ، سپس به قم مشرف مي شوند ،در اين مدت الهيات ، شفا و سفر نفس اسفار و شرح اشارات را نزد حکيم آقا ميرزاحسن کرمانشاهي، و منظومه و شوارق را نزد حاجفاضل طهراني و شرح مفتاح الغيب را نزد آقاميرزا هاشم اشکوري فراميگيرند و همچنين شوارق و فصوص را نيز نزدميرزا محمود رضواني قمي و برخي از دروس را در محضر اساتيدي چون آقاميرزا ابراهيم زنجاني رياضي ، حاج شيخ عبدالنبي نوري ، ميرزا فاضل تهراني ، ميرزا ابراهيم زنجاني ، حاج سيد محمد تنکابني ، حاج شيخ محمدرضا علي رشتي و آيت اله العظمي شيخ عبدالکريم حائري يزدي مي آموزد و به مقامات شامخ و مدارج عالي نائل آمد. وي در زمان حيات آيت اله العظمي حائري به قزوين مراجعت نمود و سي سال حوزه علميه قزوين را تشکيل دادند که ثمرات مهمي به بار آورد. آثار وتاليفات علامه سيّد ابوالحسن رفيعي قزويني همانند ابونصر فارابي و شيخ مفيد موجز نويس بود و تأليفاتي در معقول و منقول دارد . ايشان علاوه بر حواشي و تعليقات بر کتب مهم فلسفي و عرفاني، بيست و يک مقاله درموضوعات مختلف دارند که با نثري موجز و محکم نوشته شده است که همه آنها به کوشش شاگرد گراميشان جناب آقاي غلامحسين رضانژاد (نوشين(چاپ و نشر شده است. که فهرست آنها به قرار زير ميباشد: شرح دعاي سحر، رساله معراج، رسالهي اسفار اربعه، رساله در بيان قوه مولّده، رجعت، تخليه و تجليه و تحليه، حرکت جوهريه، اتحاد عاقل و معقول به فارسي، اتحاد عاقل و معقول به عربي، رساله در وحدت وجود، رساله در حقيقت عقل، رساله در شب قدر، سخن در معاد، مقاله در وجود، تفسيري بر دو آيه از سورهي ياسين، مقاله در تشريح اجزاء حمليه و اجزاء حديه، رساله در حدوث دهري، حاشيهاي بر قضاياي ضروره اوليه، مقاله در اراده و مشيت، مقاله در شرح زندگي ملاصدرا. استاد بر مهمترين کتب فلسفي و عرفاني که در حوزههاي درسي مطرح و مورد تدريس است، داراي حاشيه ميباشد. در شأن مقام آيةالله آقا ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني همين بس که علاوه برتأليفاتي در فقه، اصول، تفسير، فلسفه و عرفان، شاگردان برجستهاي نيز تربيت و تحويل جامعه اسلامي داد که در طليعه آنها، مرحوم آيةالله امام خميني، قرار دارد. شهيد استاد مطهري در کتاب « خدمات متقابل ايران و اسلام» مينويسد: « استاد بزرگ ما، آيةالله خميني مدظله، شرح منظومه و قسمتي از اسفار را در نزد او خواندهاند و او را بالخصوص از نظر حسن تقرير و بيان ميستود.» شاگردان از شاگردان ايشان مي توان به آيات عظام : امام خميني (ره) ،حسن زاده آملي، محي الدين انواري، سيد رضي شيرازي، شاهچراغي، مصطفي امام جمعهاي، حکيم ذهبي شيرازي، مهدوي کني، ميرزا عبدالحسين ابن الدين، سيد مهدي کشفي، شيخ شعبان لنگرودي، سيد جلال الدين آشتياني، سيد محمد يزدي، سيد مصطفي خوانساري، شيخ محمد ابن الشيخ قمي، سيد مرتضي مبرقعي، علاء الدين کرمانشاهي، سيد احمد قمي، حاج ميرزا محمد ثقفي تهراني، ميرزا حسين نوري، سيد محمد رضايي، محمدرضا رباني تربتي، شيخ محمد حسين اويسي ، ميرزا ابوالقاسم خرمشاهي، مهدي باقري کني، دکترغلامحسين ديناني، امامي کاشاني، شيخ محمد تقي شريعتمداري، نجم الدين اعتمادزاده، نظام الدين قمشهاي، دکتر سيد حسين نصر، سيد محمد مهدي تقوي، شيخ هادي سلماني، غلامرضا رضانژاد، سيد محسن رفيعي ( فرزند آيةاللّه رفيعي) ، ذوالمجد طباطبايي، حاج احمد سياح، سيد ابوترب ابوترابي قزويني اشاره نمود. استاد علامه حضرت آيةاللّه رفيعي از افراد نادري است که علوم عقلي و نقلي اعم از فقه و اصول و فلسفه و حکمت را به خوبي فرا گرفته، مدارج عالي کمال را ميپيمايد. لذا وقتي کتاب نفيس حضرت آيةاللّه العظمي شيخ عبدالکريم حائري چاپ ميشود، آن فقيه بزرگ و حيکم متأله بر« درر الاصول» وي مقدمهاي وزين در و در خور مينگارد. ليکن او بيش از هر علمي با حکمت متعاليه مأنوس بود و به راستي وي را بايد ترجمان حکمت متعاليه خواند. در کلام بزرگان آية اللّه حسن زاده آملي در مدح ايشان ميفرمايد: « حضرت آيةاللّه رفيعي کسي بوده است که پيش از ما مرحوم امام خميني (ره)در محضر انورش زانو زده است و معارف اندوخته است. يک روز در درس مصباح الانس به مناسبتي سخن از آن جناب به ميان آورد و فرمود: آقاي خميني خيلي باهوش بود.» وفات علامه سيد ابوالحسن رفيعي قزويني پس از سالها مجاهدت، نيمه شب سهشنبه 24دي ماه 1353شمسي، برابر اول محرم 1395قمري در سن 85سالگي در تهران به لقاءاللّه شتافت و در مسجد بالاسر آستان قدس فاطمي، کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س)به خاک سپرده شد. منبع: سايت صدا و سيماي مرکز قزوين تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه